بهاریه

  نوشته نذیرظفر 98/1/1

تبــــسم از لب میـگون یار می زیبد

شــــمیم خـنده گل در بهار  می زیبد

اگر چه وصـــل میسر نمی شود اما

خیــال یار به صــد انتظار می زیبد

نه باده نوشــــم ونی زاهدم ولی دانم

بیاد ســـاقی مــــهرو خمار می زیبد

نگاه خـم خمکم در دیار خوبان است

به قصد آ هــوی زیبا شکار می زیبد

ز اشک دیده من ای(ظفر) ملول مشو

مــــــــیان کوه غمـــم آبشار می زیبد