بمباران “گرنیکا” به دست نازیها و فاشیستها 80 ساله شد

 

تابلوی کوبیسم “گرنیکا” اثر کمونیست هنرمند “پابلو پیکاسو” ثبت جنایات امپریالیسم و نازیسم و الهامبخش مبارزات خلقهای جهان است

 

„پیکاسو“ یک کمونیست بود و به این جهت حق مسافرت به آمریکا از وی سلب شده بود. امپریالیسم آمریکا به بیماران روانی و کمونیستها روادید نمیداد و آنها را به عنوان بیمار روانی راهی تیمارستان میکرد. از نظر امپریالیسم کسی که کمونیست است بیمار است و نمیتواند در جامعه فعالیت آزاد داشته باشد. همین سرنوشت را چارلی چاپلین و بسیاری بزرگان هنر جهان داشتند.

بمباران گرنیگا هشتاد ساله شد. در 1937 شهر “گرنیکا”(Guernica) شهر مقدس باسکها در در سرزمین اسپانیا در روز 26 ماه آوریل که همزمان با بازار روز بود توسط هواپیماهای آلمانی به نام “لژیون کوندور”(Legion Condor) و نیروی هوائی ایتالیا به نام “کورپو تروپِ ولونتاریه “(Corpo Truppe Volontarie) مورد تجاوز قرار گرفت. این شهر در جنگ داخلی اسپانیا در کنار اکثریت دموکراتیک مردم اسپانیا قرار داشت که بر ضد سلطنت در یک انتخابات دموکراتیک به پیروزی رسیده بودند و بر ضد جنگ تحمیلی  سلطنت طلبان و نازیها، فاشیستها و فالانژیستها میرزمیدند.

هدف از بمباران „گرنیکا“ و کشتار مردم غیر نظامی و ایجاد رعب و وحشت در اسپانیا، تمرین برنامههای جنایتکارانهای بود که نازیها برای تجاوز به لهستان و شوروی تدارک میدیدند ومیخواستند بمباران گسترده و پوششی خویش را در اسپانیا آزمایش کنند. بمباران „گرنیکا“ یک نقطه عطف در جنگ داخلی اسپاینا میان نیروهای ارتجاعی سلطنتی و فاشیستی و قدرت دموکراتیک تودههای مردم بود. در فردای بمباران نیروهای ارتش فالانژیستی و کودتاگر وارد شهر شدند و قتل عام مردم را کامل کردند. „گرنیکا“ به دست فالانژیستها وسلطنتطلبان فتح شد.

در این جنگ امپریالیستهای فرانسه ، انگلستان که خواهان روی کار آمدن سلطنت طلبان بودند در مقابل تجاوز نازیها که تمرین تجاوز به شوروی سوسیالیستی را مینمودند، مزورانه اعلام بی طرفی کردند. ولی این بیطرفی آنها مانع آن نبود که از یاری شوروی به جمهوریخواهان توسط کشتیهای شوروی ممانعت نکنند. آنها توسط عمال تروتسکیست خود از جمله جرج ارول نویسنده کتاب 1984 که مامور سازمان جاسوسی انگلستان بود تا توانستند بر ضد کمونیستها اخلال و کودتا کرده تا مانع شوند جمهوریخواهان در جنگ ضد فاشیستی به پیروزی برسند. تروتسکیستها مرتبا بر ضد جبهه وسیع ضد فاشیستی که از طرف کمینترن سازمان داده شده بود اخلال میکردند. دولت شوروی در تحت رهبری رفیق استالین با تمام امکانات ناچیزی که در اختیار داشتند به ایجاد “هنگ بینالمللی” دست زده و ده ها هزار کمونیست و انقلابیون جهان را برای حمایت از جمهوریخواهان به اسپانیا گسیل داشتند. آنها توسط کشتی و هواپیما به جنگجویان اسلحه رساندند و زمانی که پیروزی آنها مسجل بود  ژنرال فرانکوی فالانژیست با کودتا در مراکش و به یاری سربازان مراکشی و نیروی هوائی آلمان و ایتالیا از مراکش به اسپانیا وارد شدند و با یاری امپریالیسم و نازیسم و تروتسکیسم در اسپانیا بر ضد مردم جمهوریخواه پیروز گشتند. استالین به درستی میدید که فاشیسم در اروپا واکنش بورژوازی اروپا در قبال دیکتاتوری پرولتاریا در شوروی است.

 

بمباران بربرمنشانه „گرنیکا“ توسط بربرهای امپریالیسم که هنوز هم به کارهای خویش در لیبی، عراق، افغانستان سوریه ادامه میدهند و بر سر مردم گاز میریزند و صدام حسین را با گاز سمی بر ضد ایران مجهز ساختند و… موجی از انزجار در سراسر جهان به وجود آورد. “پابلو پیکاسو” هنرمند کمونیست اسپانیائی در اثر جاودانی خویش به سبک کوبیسم فاجعه ای را که در „گرنیکا“ به وجود آمد با احساسات هنری خویش ترسیم کرد، گاوی بی خیال مظهر فرانکیسم در اسپانیا ناظر بر کشتار و تکه پاره شدن زن و مرد، کودک و مسن در بازار روز „گرنیکا“ست. فریادهاست که بر آسمان هواست و گویای صحنههای دلخراشی است که نازیها، فاشیستها، امپریالیستها در اسپانیا موجب شدند. „گرنیکا“ی دیروز، امروز در سوریه و فردا در جای دیگر است. امپریالیستها از تخریب و جنایت هرگز دست نخواهند کشید. تابلوی مشهور „گرنیکا“ را در زمان جنگ تجاوزکارانه و غیر قانونی امپریالیسم آمریکا علیه عراق( و نه فقط جرج بوش زیرا این تصمیمات فردی نیست ناشی از مصالح نظام امپریالیستی است-توفان) بر دیوار سازمان ملل متحد با نورافکن انداختند و در سالن عمومی مجمع سازمان ملل قرار دادند. این تابلو نمادی از نفرت عمومی مردم از جنگهای تجاوزکارانه امپریالیستی است،  پیامی برای حفظ صلح و پرچمی برای مبارزه بر ضد سلطنت، فاشیسم، فالانژیسم، نازیسم و امپریالیسم است. “پیکاسو” در توضیح این اثرش بیان کرد: “این آرزوی من است بیادآورم که من همواره ایمان راسخ داشته و دارم که یک هنرمند که با ارزشهای معنوی زندگی میکند و به آن اشتغال دارد با توجه به کشمکشهائی که در آن والاترین ارزش انسانیت و تمدن به بازی گرفته میشود نمیتواند بیتفاوت بماند.”.

این نقاشی مشهور در بسیاری نمایشگاههای جهان به عرصه نمایش گذارده شد. „پیکاسو“ تمام درآمد ناشی از این نمایش را به بنیادی تقدیم کرد که برای کمک به قربانیان جنگ داخلی اسپانیا تاسیس شده بود. امروز سلطنت ننگین اسپانیا باید داغ این ننگ را بر پیشانی خویش بنویسد که با  کودتای نازیها در اسپانیا بر سر کار آمده و با حمایت امپریالیستها و به ویژه امپریالیسم آمریکا بر سر کار تا به امروز مانده است. سلطنت اسپانیا نشان میدهد بورژوازی امپریالیستی تا به چه حد ریاکار است و دموکراسی و آزادی را تنها وسیله معاملات سیاسی خویش قرار داده است. تابلوی „گرنیکا“ علیرغم حضور سلطنتی که موجب این کشتار مردم اسپانیا شده است با فشار افکار عمومی به عنوان سندی تاریخی و هنری به اسپانیا آورده شد. سلطنت فاسد و کودتائی اسپانیا که خود را به ظاهر هنر دوست جلوه میدهد میخواهد طوری رفتار کند که این اثر محصول گذشته دستآورد وی نیست. آنها خواهان ایجاد یک “کمیسیون حقیقت یاب” هستند که همه حقایق غیر قابل انکار را سر به نیست کند.

در ضمن فراموش نکنیم که در قتل عام مردم اسپانیا و جمهوریخواهان کلیسای کاتولیک در کنار سلطنت طلبان قرار داشت و دهها هزار مردم اسپانیا را قتل عام کرد. واتیکان از این جنایتکاران در سالهای اخیر تجلیل کرد و به آنها نشان افتخار داد.

تابلوی „گرنیکا“ در 80 سالگی جنگ اسپانیا به ما میآموزد که ماهیت امپریالیسم فرق نکرده است. آنها برای دستیابی به اهداف غارتگرانه خویش حاضرند سرزمینها را با خاک همراه با ساکنانش یکسان کنند. تجربه عراق، افغانستان، لیبی، فلسطین و سوریه در مقابل ماست. این تجربه میآموزد که دوران سلطنت به گور تاریخ پیوسته است و باید اشکال دموکراتیک جمهوری را که بیان خواست اکثریت خلاق جوامع باشند انتخاب کرد. باید بر ضد ارتجاع سیاه، امپریالیسم و فاشیسم جبهه متحدی از همه نیروهای دموکرات و آزادیخواه ایجاد کرد تا جلوی توحش و بربریت فاشیسم را در تجاوز به کشورها بگیرند، باید از حقوق ملتها حمایت کرد و تجاوز به کشورها را محکوم نمود، باید به کمونیستها اعتماد کرد و دانست تنها کمونیستها هستند که در مبارزه با امپریالیسم و ارتجاع برای استقرار دموکراسی پیگیرند و به حقوق انسانها احترام میگذارند. تابلوی “گرنیکا” فریادی بر ضد صهیونیسم وحشی است که در خاور میانه به قتل عام و تخریب، تزلزل، و خرابکاری مشغول است و در همان جای پای نازیها گام برمیدارد.

حزب ما با الهام از مبارزات آزادیخواهانه خلق اسپانیا همبستگی خلقها و طبقه کارگر ایران را با آنها در مبارزه شان بر ضد رژیم سلطنتی و بر ضد امپریالیسم اعلام میکند.

حزب کارایران(توفان)

26 آوریل 2017 – 06 اردیبهشت 1396

www.toufan.org