باز گاو پير مان كنجاره مى بيند به خواب

شرف غنى يك بار ديگر در انتخابات رياست جمهورى آينده، شركت ميكند
تا ” كار هاى نا تمام ” اش را تمام كند.

باز گاو پير مان كنجاره مى بيند به خواب
باز ظالم مى كند ما را به تشويش و عذاب
باز بسته آن ميان اش را به تصميمى پليد
تا كزين هم بيشتر ميهن بًرد در منجلاب
هاى، وطنداران! بپا خيزيد و مردودش كنيد
با قيام و خيزشى بر پا نماييد انقلاب
اين غلام و بردهء اهريمن و دژخيميان
نه حيا و شرم دارد، نه به يزدانش جواب
با خبر سازيد جوانان مهن را، اينکه من
ميفرستم بهرنفرينش حکايت های ناب

زبير واعظى