بازی با آتش

نویسنده: عادل ای. شامو (*) 


منبع: Foreign Policy In Focus

جنگ یمن نوع دیگری از همان موضوع قدیمی‌است که رژیم‌های مستبد خاورمیانه از آمریکا تقاضا می‌کنند کار کثیف آن‌ها را انجام دهد.

آخرین جنگ خاورمیانه اکنون در یمن در جریان است‌، جایی که حملات هوایی ائتلاف به سرکردگی عربستان سعودی به مرگ صدها نفر انجامیده و فقیرترین کشور جهان عرب را در بحران انسانی ژرف یابنده‌ای غوطه‌ور ساخته است.

هدف این حمله‌ها، شورشیان حوثی یمن، مبارزان جنبش مقاومت شیعیان زیدی است که ژانویه گذشته صنعا پایتخت یمن را تصرف کردند و از آن زمان به تاخت‌و‌تاز در جنوب یمن مشغول‌اند. سایر اعضای ۱۰ کشور عضو ائتلاف عبارتند از مصر، سودان، پاکستان، و بیشتر کشورهای پادشاهی سنی عضو شورای همکاری خلیج فارس.

واشنگتن تأیید کرده است که پشتیبانی لجستیکی زمینی را تأمین می‌کند.

این شکل دیگری از همان موضوع قدیمی‌است که رژیم‌های مستبد خاورمیانه از آمریکا تقاضا می‌کنند کار کثیف آن‌ها را انجام دهد. رواج احساسات ضدآمریکایی در میان ملت‌های عرب و مسلمانان نتیجه کمک آمریکا به این رژیم‌ها برای حفظ قدرت‌شان بوده است.

با این وجود، آمریکا علاوه بر ارائه اطلاعات به عربستان سعودی برای بمب‌گذاری در یمن، ممنوعیت ارسال سلاح‌های سبک دفاعی به رژیم نظامی ‌مصر را از بین برده است ـ نشانه‌ای از تأیید رهبری قاهره در مبارزه علیه حوثی‌ها.

جنگ نیابتی؟


اعضای ائتلاف ادعا می‌کنند که حوثی‌ها دست نشانده تهران‌اند. طبق اطلاع مطلعان در واشنگتن، سعودی‌ها (مانند اسرائیلی‌ها) ممکن است تلاش کنند تا از ایجاد روابط حسنه آمریکا با ایران پس از دستیابی به موفقیت‌های اخیر در مذاکرات هسته ای و همکاری ضمنی دو کشور در برابر دولت اسلامی‌ عراق ممانعت کنند.

گزارش‌های رسانه‌ها تا حد زیادی این اتهام را که حوثی‌ها دست نشانده ایران هستند تکرار کردند. اما این کلیشه گمراه کننده در خدمت هیچ مصلحت دیگری به غیر از اهریمن جلوه دادن ایران نیست.

اگرچه احتمالاً تهران، برخی از امکانات را کمک می‌کند، آگاهان در مورد مسأله یمن نتوانسته‌اند شواهد معتبر زیادی در مورد دخالت نظامی ‌ایران جمع‌آوری کنند. حتی کاترین زیمرمن، سیاستمدار سرسخت جناح راست در مؤسسه اینترپرایز آمریکا، به نشریه فارن پالیسی گفت «هیچ چیز به‌عنوان مدرک متقن» که حاکی از دخالت ایران باشد وجود ندارد.

همان‌طور که یک گزارش چتم ‌هاوس توسط پیتر سالیسبوری به‌تازگی نشان داد، به احتمال زیاد، نیروهای محرکه شورشی‌ها محلی‌اند، این گزارش نتیجه می‌گیرد که در مورد تأثیر نیروهای خارجی اغراق می‌شود. فیلیپ ‌هاموند وزیر امور خارجه بریتانیا می‌افزاید «حوثی‌ها همانند حزب‌الله، دست‌نشانده ایران نیستند». حتی اگر ایران کمک کند تهران «در واقع نمی‌تواند بر اعمال حوثی‌ها کنترلی داشته باشد.»

البته، آمریکا با وجود بیش از ۷۰۰۰ مایل فاصله با یمن، هواپیماهای بدون سرنشین به یمن می‌فرستد، عملیات نظامی ‌ویژه‌ای را مدیریت می‌کند، و به عربستان در بمباران یمن کمک می‌کند. آیا آمریکا واقعاً می‌تواند دخالت ادعایی ایران را که همسایه نزدیک یمن است تقبیح کند؟

درگیری محلی


حوثی‌ها با وجود برخی از شعارهای گوش‌خراش‌تر‌شان، به‌نظر می‌رسد در اهداف خود متعادل ترند ـ یعنی، بیش از آنچه غرب به آن‌ها نسبت می‌دهد، نماینده و منبعی برای حوزه شیعه زیدیه‌شان هستند. آن‌ها مخالفان سرسخت (AQAP) نماینده انحصاری القاعده در شبه جزیره عربستان‌اند که سازمان‌های اطلاعاتی غرب بیشتر از آن می‌ترسند، و مخالف سرسخت دولت اسلامی‌اند که گفته می‌شود جای پایی در یمن باز کرده است.

اما تا جایی که دسترسی به منابع نشان می‌دهد جدا از این نیروهای افراطی سنی، درگیری در یمن چندان به وابستگی‌های فرقه‌ای ربط ندارد.

یمن که ۲۵ میلیون نفر را در خود جای داده است به‌رغم کشف نفت در آن، یکی از فقیرترین کشورهای جهان است. منابع آن از لحاظ تاریخی اندک‌اند و در میان معدودی که در هرم قدرت جای دارند متمرکز شده‌اند.

در اواخر دهه ۱۹۶۰، یمن دو انقلاب هم‌زمان را از سر گذراند ـ یکی در شمال و دیگری در جنوب. جمهوری عربی در شمال در امتداد مرز عربستان سعودی اعلام شد، و دارای روابط حسنه با سعودی‌ها بود. در جنوب، جمهوری دموکراتیک خلق یمن اعلام شد. یک کشور سوسیالیست که از حمایت اتحاد شوروی و روابط مطلوب با تهران بهره‌مند بود.

در سال ۱۹۹۰، این دو کشور به رهبری علی عبدالله صالح به‌عنوان رئیس‌جمهور به یک کشور واحد تبدیل شدند. آری این همان صالح است که همدست آمریکا شد.

صالح به‌گونه فزاینده‌ای فاسد و اقتدارگرا شد، و قبل از این که در سال ۲۰۱۲ سرانجام خلع ید شود، قدرت را در دستان افراد خانواده‌اش متمرکز کرد. در این میان، القاعده شبه جزیره عربستان( AQAP) در یمن فعال شد و فضا را برای تاخت‌و‌تاز داعش باز کرد. هم القاعده شبه جزیره عربستان و هم داعشی‌ها، دشمنان قسم خورده حوثی شیعه شدند. به‌تازگی، بمب‌گذاران انتحاری که گفته می‌شود عضو داعش بوده‌اند صدها نفر از نمازگزاران شیعه را کشته و زخمی‌ کردند.

حوثی‌ها از شورشی که در ۲۰۱۲ صالح را از ریاست جمهوری برانداخت حمایت کردند. اما در شورش کنونی حوثی‌ها، صالح ـ یک شیعه سکولار که حامیانی در میان ارتش یمن دارد ـ از حوثی‌ها حمایت می‌کند، به امید این که خود یا پسرش قدرت را در یمن مجدداً کسب کند. از زمان انعقاد پیمانی که او را سرنگون و معاون‌اش ابو منصور‌هادی را به جای وی منصوب کرد، او خواستار انتخابات جدید است، چرا که رهبری کشور قرار بود موقتی باشد.

بازی با آتش


با وجود حوثی‌ها که علی‌رغم حملات هوایی همچنان به تسخیر اطراف بندر عدن در جنوب ادامه می‌دهند، احتمالاً، بمب‌گذاری عربستان سعودی به تنهایی برای وارونه کردن نتیجه نبرد کافی نیست. چشم‌انداز مداخله زمینی دهشت‌زاتر است، به‌خصوص که کشورهای عرب سنی به‌طور جدی برای تقویت وضع موجود منطقه به تشکیل یک ائتلاف «ناتو عربی» می‌اندیشند.

اما، حوثی‌ها و متحدان‌شان در نبرد آبدیده شده‌اند و این منطقه را می‌شناسند ـ هر چه باشد این کشور کوهستانی خودشان است. بنابراین جنگ می‌تواند به جنگ چریکی که چشم‌اندازی برای پایان ندارد تبدیل شود. و القاعده و داعش که رقیب اصلی‌شان هستند بیشتر رشد خواهند کرد. حتی در حال حاضر، القاعده شبه جزیره عربستان از این هرج‌و‌مرج بهره‌برداری می‌کند.

ناوگان مصر و عربستان سعودی جهت سرنگونی حوثی‌ها و متحدان آن‌ها می‌تواند دخالت مشکوک ایران در این جنگ را تعمیق بخشد. درگیر شدن بسیاری از کشورهای منطقه در جنگ یمن می‌تواند به یک جنگ گسترده‌تر با نتایج کاملاً غیر قابل پیش‌بینی، حتی در خارج از مرزهای این کشور بیانجامد.

به‌ویژه عربستان سعودی و مصر در مقابل شورش جدی داخلی و خارجی آسیب‌پذیرند. در صورت طولانی شدن جنگ یمن، ممکن است ارتش عربستان سعودی به رژیم عربستان وفادار باقی نماند. ممکن است جمعیت شیعه ناآرام در شرق عربستان شورش کنند. اکثریت شیعه در بحرین می‌تواند دوباره در برابر دولت بحرین، و همچنین در برابر نیروهای نظامی ‌عربستان مستقر در بحرین طغیان کند. مصریان هم اینک نیز از درون در حال جنگ‌اند و جنگ جدید فقط آن را شعله‌ور‌تر خواهد کرد.

ایجاد روابط حسنه آمریکا با ایران نقطه مثبتی است که می‌تواند مهار قضایا را از چنگ اسرائیل و کشورهای سنی بدر آورد و شالوده‌ای برای حل‌و‌فصل اختلافات به کمک میانجی فراهم کند ـ اما تنها در صورتی که توافق هسته‌ای اخیر از حمله نتانیاهو و تندروهای کنگره جان بدر برد.


* عادل ای. شامو همکار مؤسسه مطالعات سیاسی، و تحلیل‌گر ارشد سیاست خارجی در مجله Focus است و نویسنده کتاب ارزش برابر ـ زمانی که بشریت در صلح به‌سر ببرد. آدرس الکترونیکی وی: ashamoo@som.umaryland.edu