استراتیژی قدرتهای جهانی ومنطقه درافغانستان

                                                                                              محمد عوض نبی زاده   

افغانستان دارای موقعیت مهم استرا تیژیک جغرافیایی وسیاسی ویکی از ذخیره‌گاه‌های غنی معدنی در جهان است که  ثروت‌های نهفته در زیر خاک آن،عامل مداخلات خارجی و منبع رشد اقتصادی ان است اما؛ افغانستان از نبود امنیت و ثبات رنج می‌برد. سی و شش سال قبل هنگامیکه جنگ در افغانستان شعله ورشد همه باورمند بودند که تا سه الی چهارسال دیگر صلح فراهم خواهدگردیدولی حالابا گذشت زمان طولانی، هنوز جنگ در افغانستان ادامه داردو گسترش بیشتر یافته و اکنون طالبان و دیگر گروه های تروریستی به مرزهای آسیای مرکزی رسیده‌ است.پس از شکل گیری حکومت وحدت ملی با دخالت وزیر خارجه آمریکا،گرچه رهبران شعارهای بزرگی دادند اما تا هنوزاین شعارها تحقق نیافتند. اکنون که جنگ، ناامنی، فقر و بی عدالتی جامعه افغانستان را فراگرفته   استدر حالیکه نیروهای  آمریکا و ناتو به افغانستان آمد تا به این کشور کمک کند اما ، داعش، طالبان، القاعده و دیگر گروههای تروریستی هرروز قدرت میگیرند. این موضوع نشان می دهد که آمریکا یک حامی است که دو طرف جنگ را تقویت می کند. به بركت حضورغرب درافغانستان افراط‌گرايایي توانسته‌ در مناطق قبايلي پاكستان وافغانستان و حتي آسياي مرکزی نفوذ بیشتر پيدانماید.

غرب افراط‌گرائي را تا جائي كه منافع آنها را تامين كند ، مجاز مي‌دانندزیرا آنها تمايل دارند ، يك نوع افراط‌گرائي كنترول شده را در دست داشته باشند تا به بهانه مبارزه با تروريسم به هرجا كه خواستند واردعمل شوند مثل آنچه كه دريمن، سوریه وعراق و افغانستان اتفاق افتاده است.گذشت زمان ثابت نمودکه افغانستان میان استراتیژی قدرت های بزرگ جهانی  واستراتیژی دو قدرت اتومی کشورهای هند و پاکستان قرارگرفته که  افغانستان و مردمش به قربانی استراتیژی های خونین و رقابتی میان قدرت های بزرگ جهانی و منطقوی مبدل گردیده که  باید از ین وضعیت نجات یابد . چون جنگ افغانستان، جنگ چندین کشور علیه یکدیگراست که پاکستان یک ضلع آن حساب می شودو روس و آمریکا دو کشور متضاد و در رقابت باهم در جهان هستندکه افغانستان میدان جنگ برای این دو قدرت بزرگ خواهند شد. زیرااگر روسیه خطری را از مرزهای جنوبی احساس کند، مستقیما خود وارد جنگ خواهد گردید.و با نزدیک شدن جبهه داعش به سوی مسیر آمو،که  دفاع به وسیله قوای امریکا وناتو، پای آن ها را در جنگ مستقیم با روسیه و متحدان می کشاند؛در ان صورت حمله روسیه و دفاع مشترک اجتناب ناپذیرخواهد بود . آمريكا به افغانستان به عنوان نقطه‌اي نگاه می کند كه ازآنجامي‌تواند تحركات روسيه در منطقه آسياي مرکزی را زيرنظربگيرد.

بر اساس اطلاع موجود شبه نظامیان توسط هواپیماهای باری آمریکا و انگلیس و سازمان‌های اطلاعاتی پاکستان به مناطق هم مرز افغانستان  با تاجیکستان و ترکمنستان منتقل می‌شوند. درهر صورت حکومت کابل نباید نقش پیشمرگ محکوم به نابودی را به نفع پروژه انتقالی داعش ایفا کند. درصورت حمله نیروهای مشترک، حکومت کابل به دو گروه داعش و ضد داعش تقسیم خواهدگردید. گرچه با وجود گذشت 24 سال از استقلال پنج کشور آسیای مرکزی با حدود 65 میلیون نفر جمعیت، حاکمیت در دست فقط چند نفر بوده است،که  ازحاکمان پنج کشور آسیای میانه سه نفرشان بیش از 24 سال است که قدرت را در اختیار دارند که حالا در ترکیب گروه‌های تروریستی متشکل از اتباع آسیای مرکزی، در چارچوب القاعده – گروه‌های نطیر «جنت عاشقلری» و «گردان امام بخاری» ازبک تباران قرقیزستان، ازبکستان و تاجیکستان قرار داشته و تاجیک‌ها، قرقیز‌ها و قزاق‌ها عمدتا وابسته به اتحاد جهاد اسلامی هستند .  کشورچين به عنوان ابرقدرت رو به گسترش ، برروند تحولات  افغانستان نظارت داشته واقدامات خود را با روند تحولات در ین کشورهماهنگ میکند تقویت روابط و افزایش حضور چین و روسیه در افغانستان، سبب شده است تا  رقابت های استراتژیک با چین، روسیه، ژاپن و ایالات متحده ,هند را به سمت بازی در منطقه سوق دهد.

کشورهند می کوشد دیگر نظاره گر منفعل قدرت یابی رقبای استراتژیک خود نباشد. هند با کمک بیش از دو میلیارد دلاری به افغانستان ، رتبه پنجمین کشور بزرگ کمک کننده به افغانستان بعد از آمریکا، انگلیس، ژاپن و آلمان را به خود اختصاص داده ودر تکاپوی تکیه بر جای بزرگان است چون هندوستان باظرفيتهاي روبه رشد به يكي از قدرتهاي جهاني تبديل شده است .ضمنا گفتمان مبارزه با تروریسم در عرصه جهانی و منطقه ای، بزرگترین دموکراسی جهان را نیز به تکاپو برای نقش آفرینی جدی تر برای حل این بحران فراگیر کشانده است. از سوی دیگرمبدل شدن افغانستان به شاهراه عمده اقتصادی و انتقال انرژی به هند و کشور های اروپایی ، باز گشایی راه ابریشم و تجارت بین المللی ، استخراج معادن غنی و اشجار قیمتی ، انرژی نفت و گاز ، اتصال خصوط ترانسپورت زمینی ، راه های آهن بین المللی ، که افغانستان را به جمهوریت های آسیای میانه و کشور هند وصل مینماید برای پاکستان قابل پذیرش نمیباشد.درین حال حضورطالبان و داعش موجودیت رهبران ، پایگاه  و محلات تربیت و آموزش تروریستان در پاکستان حکم مینماید تا پاکستان خلح سلاح اتومی گردد و نباید به مرکز دایمی وحشت و دهشت منطقوی برای همیشه فعال بماند .

در حالیکه غرب بهترين راه مقابله با قابليتهاي داخلي پاكستان را احياء و امتداد نوعي افراط‌گرائي كه دركنترول خودشان باشد درحريم سرزميني پاكستان به بهانه مبارزه با تروريسم رافراهم نموده است. آمریکا تلاش خواهد کرد تا با استفاده از پاکستان فرماندهان نزدیک به ملا منصور را به میز مذاکره با دولت کابل بنشاند که این می‌تواند تأمین کننده منافع واشنگتن و غربی‌ها در چندین حوزه باشد.گرچه طالبان مانند یک پروژه و با شعار جهاد طی 2 دهه اخیر نقش پُررنگی درافغانستان از خود برجای گذاشته است ولی حالااز هم پاشیدگی طالبان، شرایط را برای گسترش داعش در افغانستان فراهم کرده است اگر داعش به افغانستان رشد کند، مواد مخدر افغانستان که سالانه برای کشورهای خارجی۵۰ میلیارد دلارسود دارد و بدین لحاظ  بخشی از این رقم  بسیاری از مخارج داعش را تامین و افغانستان میتواند مقصدی برای تروریست‌های داعش باشد .اگر داعش به افغانستان رشد نماید ، بحرانی شبیه به سوریه در افغانستان ایجاد می‌شود، زیرا در سوریه بیش از ۴۰ گروه مسلح با یکدیگر و دولت دمشق می‌جنگند که در افغانستان نیز وضعیت به همین صورت است. یک طرف داعش، یک طرف طالبان، در طرف دیگر دولت کابل و سوی دیگر، بقیه گروه‌های مسلح قرار دارند.

بعد از اینکه آمریکا پایگاه هوایی شمسی در بلوچستان پاکستان را ترک کرد مجبور شد طیارات خود را به پایگاه هوایی  بگرام انتقال واز پاکستان درخواست کرد که ضمن مذاکره با طالبان برای تأمین امنیت پایگاه بگرام همکاری کند. در وضعیت فعلی که آمریکا در افغانستان تضعیف شده و طالبان نیز قدرت خود را به اثبات رسانده اگر پاکستان برای حفظ پایگاه هوایی بگرام با طالبان وارد مذاکره شود این گروه نیز امتیازاتی را دربدل حمله نکردن به این پایگاه  کمایی خواهندکرد. چون در پایگاه بگرام از سلاح‌های پیشرفته‌ای نگهداری می‌شود واگر به دست طالبان بیفتد یک رسوایی بزرگ برای آمریکا خواهد بود. آمریکا سعی دارد به هر قیمت که شده پایگاه های هوایی بگرام و  شیندند را حفظ کند .  قدرتهای جهانی  باید بدانندکه افغانستان خانه ای صلح و ثبات بین المللی است ،و آینده صلح بین المللی ، مربوط به مذاکره و مصالحه ، تفاهم بین المللی برای گشودن فصل جدید همکاریهای بین المللی  میباشند و قدرت های رقیب جهانی و منطقه ای نباید افغانستان و مردمش  را بیشتر ازین قربانی استراتیژی های خونین و رقابتی خود ها نمایند و نگذارند بیشتر این جنک درین سر زمین ادامه پیدا کند.

                                                هفدهم – ماه — جنوری – سال 2016 میلادی