اختلال شخصیت در شعر

 دکتر بیژن باران

در هنر کلاسیک اروپا و شعر عروضی تبحر بر آفرینش غالب بود. نقاشی رامبراند یا غزل حافظ کمال هنرند. در هنر مدرن و شعر نو خلاقیت، تخیل، چارهجویی بر تبحر غالب اند. نمونه: نقاشیهای پیکاسو و خلاقیت شعر نیما در فرم نردبانی و محتوای عواطف فردی.

 

در بیماری جسمانی معمولا یک عضو هدف است که مختل شده؛ دارو هم برای این بافت زودتر یافت می شود. در مقالات دیگر تبلور اختلالات روحی و فکر در شعر نو بررسی شد. تبلور اختلالات شخصیتی در شعر نو واشکافی می شود. آیا اختلال شخصیت در شعر باز یافتنی اند؟

 

مغز 100 میلیارد عصب بتعداد اجرام کهکشان راه شیری، 50 هورمون؛ 100 کارکرد در پندار، گفتار، کردار؛ تا 10هزار سیناپس بین عصبهای مجاور دارد. این سامانه 3بعدی، پیچیده، غیرخطی، فیدبک بین اجزا ست. لذا 3 اختلال روحی ذهن، فکر، شخصیت هر یک با عارضه ثانویند. چندین اختلال یا حتی همه باهم بعلاوه امراض ژنیتک بیمار را ناکارآمد می کنند.

 

مغز در شبکه های کارکردی، سیناپسهای عصب، هورمونها رفتار فرد را می سازد. کارکرد مغز در مصاحبه، شعر، نقاشی، فیلم، نامه، نمایش، داستان، ترجمه، خاطرات دوستان از هنرمند مادیت یابند. این کیلومتر شمارها اطلاعات در باره حال، فکر، شخصیت هنرمند به دوستداران می دهند. درجه خلاقیت، شهره گی، نقد ادبی شاعر در تاریخ شاهد پیروزی هنرمند با بیماریهای روحی در جامعه اند. تا نام او بقول حافظ “ثبت است در جریده عالم دوام ما.”

 

این دقایق روشنی و اطلاعات زندگی هنرمند با ساعتها و روزهای تاریکی و عدم اطلاعات وقفه دارند. نقد ادبی و بیوگرافی وقفه های طولانی حیات او را با اطلاعات تلفیق علوم انسانی و آثار شاعر روشن می کنند. آوردن نمونه های شعری در بیان برخی اختلالات ذهنی بیانگر اینست که شاعر عالی این عوارض را عالی بیان کرده؛ نه اینکه عارضه برملا می شود. می توان در آثار هنرمند نمونه هایی یافت در بیان این عارضه ها که در دیگران هم کمابیش هستند.

 

بیمار روحی نه تنها خود زجر کشیده؛ خانواده و دوستان را رنجانده؛ نمی تواند زندگی زناشویی، کار روزانه مستمر، وضع مالی مرتب داشته باشد. خانوده اشرافی هدایت را برای تحصیل به اروپا فرستادند. در فشار و فقر خانواده، فروغ در 16سالگی بدون تحصیل دانشگاه شوهر کرد.

 

هدایت نتوانست کارمندی را ادامه داده؛ از زناشویی روی گردان شد. او اختلال دو قطبی و افسردگی در فقر خودکشی کرد:

“دریغا که بار دگر شام شد / سراپای گیتی سیه فام شد

همه خلق را گاه آرام شد / مگر من، که رنج و غمم شد فزون

جهان را نباشد خوشی در مزاج / بجز مرگ نبود غمم را علاج

ولیکن در آن گوشه در پای کاج / چکیده ست بر خاک سه قطره خون”

 

فروغ زندگی زناشویی را نتوانست ادامه داده؛ از نظر مالی وابسته به شغل تلفنچی گلستان فیلم بود. بیکاری و رنجاندن دوستان، تنهایی هنرمند را دامن می زنند. در ایران افراط و تفریط برای وسواس، زیاده روی، تعجیل و تعویق، تساهل، نامصممی رایج است. لذا در تحلیل هنرمند باید عامل فرهنگی را کنار گذاشت.

 

هویت فروغ شعر است. شخصیت او در شعر شکوفان شد. استعداد هنری او در تعالی اختلالات روحی، فکری، شخصیتی بکار رفت. در هر 3 سه اختلال ذات، محیط، مغز دخیلند. عنصر ذات با ژن چیره و پنهان در خانواده فروغ در فریدون، پوران، امیر مسعود عینیت یافت. عنصر محیط در خاطرات خود، خانواده، دوستان، اخبار تبلور یافت. در مغز نقاشی، شعر، فیلم تکوین یافتند.

 

دوست فروغ، سپهری در نقاشی، شعر، زندگی مجرد خود- تنهایی، ترس، هراس را عینیت داد. نمونه: از 3 شعر سپهری به باغ هم سفران، واحه ای در لحظه، مسافر:

در ابعاد این عصر خاموش

من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنهاترم.

بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است.

و تنهایی من شبیخون حجم تو را پیش‌بینی نمی‌کرد.

 

من از حاصل ضرب تردید و کبریت می‌ترسم.

من از سطح سیمانی قرن می‌ترسم.

*

آدم اين جا تنهاست

و در اين تنهايی، سايه نارونی تا ابديت جاری ست‌.

به سراغ من اگر می‌آیید،

نرم و آهسته بیایید، مبادا که ترک بردارد           

چینی نازک تنهایی من.

*

- جرقه‌های محال از وجود بر می‌خاست.

- کجا هراس تماشا لطیف خواهد شد

و ناپدیدتر از راه یک پرنده به مرگ؟

 

هنرمند با پشتکار به آفریشن هنری پرداخته؛ با فقر و  بیماری ساخته تا هنرش را به جامعه عرضه کند. در برخورد آغازین کلید واژه ها را در مفصل شعر برای اشاره به عارضه های ذهنی می توان یافت. سپس موتیف، تم، تصویر مانند “سایه نارون، پرنده مرده، شاپرک مصلوب” را می توان افزود.

 

آیا هنرمندان همه این مصائب را دارند؟ این 20 اختلال در همه بوده؛ ولی نسبت آنها به هم و دیگر کارکردهای مغز توفیر دارند. هنرمند عارضه ها را با هنرش عرضه می کند تا مردم حظ کرده؛ نقادان تحلیل و علت یابی کرده؛ عالمان آنها را برای تسکین اختلالات ذهنی در جامعه بکار برند. رک به فروید و ادبیات.

 

نقاش اسپانیا، الگرکو 1541-1614 بخاطر خبط عدسی چشم astigmatism انسانهای تابلوهایش را درازتر از نرمال کشید. سرگیجه وان گوگ حرکت دورانی در اشیاء آثارش ساخت. در جوامع قبح اختلالات ذهنی باعث پنهان کردن و رنج مضاعف بیمار می شود. هنرمند این رنج را عینی کرده؛ قبح امراض را زدود؛ کمک به مداوای مرض می کند. در سده 21 برخی از عارضه ها در فیلمهای هولیوود تجلی یافتند. نمونه: فیلم ” از این بهتر نمی شه” جک نیکلسون با شخصیت وسواسی.

 

ضررهای اختلالات روانی برای اقتصاد جهانی از 2010 تا 2030 بقرار زیرند: 16هزار میلیارد یا 16 تریلیون دلار است. 300 میلیون برابر 1 در 25 نفر در جهان افسرده اند. 60 میلیون نفر اختلال دو قطبی، 50 میلیون نفر زوال عقل، 23 میلیون نفر جنون دارند. در جهان بودجه برای امراض روانی کافی تخصیص نمی دهند. بی بی سی 111018

 

گاهی فرد با اختلالات ذهنی معتاد می شود. اعتیاد به دود، شرب، تزریق مواد برخی اثرات مخرب بیماری را تخفیف می دهند. بیمارهای روحی در گذشته تشخیص/ مداوا نمی شدند. ولی در سده ۲۱ بویژه در غرب در روال طولانی مشاوره، شوک برقی مغز، دارو التیام پذیرند. اکنون داروهای مداوای موثر برای برخی اختلالات روانی مزمن در دسترس ند. نباید مواد اعتیادی را نهی کرده، بدون گسترش ابزار مداوای همگانی بیماران روحی.

 

این ضمختی اجتماعی حساسیت هنرمند را تشدید/ عود می کند. از بیمار سر در گربیان میکده را می گیرند؛ ولی ابزار تیمار را از او دریغ می کنند. اشتهار این ادیبان مبتلا در حیات خود و کمی بعداز مرگ آنها، بخاطر هواداران افسرده گاهی غلو می شود که در روال تاریخی، مقام واقعی خود را می یابند. بمرور در روال اجتماعی، روان و ژن  در پندار، گفتار، رفتار هنرمند ظاهر می شوند. این را در افسردگی فروغ، هدایت، وان گوگ، الن پو، گوگول، کافکا می توان دید.

 

اختلال ذهنی در کلام، لحن، ساختار جملات، منطق، رفتار تبلور می یابند. در نقد روانشناسانه شعر، کلمات 2نوعند: محتوایی حاوی معناهای مورد نظر و کارکردی حاوی اضافات بر واژه های معنی دار. معناها مانند اسم، فعل، قید اند. اضافات انواع زیر را دارند: ضمیر جای فاعل من، او؛ حرف تعریف این و آن؛ حرف ربط و عطف اما، و، تا.

 

در اختلال ذهنی بسآمد اضافات فراوانترند؛ بویژه ضمیر من بمثابه کانون توجه ذهن بیمار. بسآمد من در شعر ضمایر، حرف اضافه، کلمات ربط مهمتر از کلمات محتوایند. زبان انگلیسی 500 کلمه کارکردی و 150 تا بیشترین کاربرد را دارند. در نمونه های شعری این جستار کاربرد “و” در ربط فکر با جمله خطی و بسآمد بالای “من” دیده می شوند.  https://hbr.org/2011/12/your-use-of-pronouns-reveals-your-personality

 

شعر و موسیقی با عواطف عجین اند. خواندن و نوشتن شعر یا موسیقی می توانند حال پر تنش فرد را آرام کنند. حدیث نفس در شعر فروغ خصوصی است؛ اطلاعاتی در باره راوی شعر می دهد. شعر چه جنبه هایی از شخصیت راوی را آشکار می کند؟ آیا شعر جنبه های شخصیت، دیدگاه، جنسیت، زبان، ایماژ، عمل، استعاره، مجاز، قیاس، شاکله مستقیم/ غیر مستقیم شاعر را برملا می کند؟ راوی در شعر شخصیت داشته که اختلاف او برملا می شوند. صفات این شخصیت، معمولا “من” کدام ند؟ آیا شخصیت پخت یا گرد 3بعدی، ایستا یا پویا با تغییر در شعر است؟

*

اگر اختلالات روحی با هیجان لحظه ای، سرخوشی/ مانیک، یا علایم دیگر عود کنند به روند آفرینش هنری خلل وارد می کنند. لذا جنون غایی مخل آفرینش هنری است. شاید شراب خواری حافظ و خیام، خوش گذرانی نبوده؛ سماع، ریاضت، هجرت (تغییر مکان) مولانا، عرفانی نبوده بخاطر بیماری های روحی آنها بودند. نمونه هدایت: “تمام هستی من سر چنگک باریک آویخته شده و در ته چاه عمیق و تاریکی آویزان بودم.” بوف کور، ص ۴۷٫ “دنیا به نظرم یک خانه ی خالی و غم انگیز آمد ..” همانجا، ص ۷۶٫ “در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره روح را در انزوا و تنهایی می خورد و می تراشد.” همانجا..   

 

شخصیت مجموعه‌ رفتار، تفکر، هیجان شخص در زندگی روزمره است که با ویژگی بی همتایی، ثبات، پایداری، توان پیش بینی مشخص می‌شود. ترکیبی از زمینه‌های ژنتیکی و متغیر های محیطی در رشد شخصیت از بلوغ تبلور می یابد.

 

الگو رفتاری یعنی کنش مکرر و ثابت فرد در خانواده، اجتماع، محل کار عمدتا از شخصیت فرد ناشی می شود. این الگو نسبتاً ثابت، انعطاف ناپذیر و ناسازگار با محیط است که مشكلات در ارتباط با دیگران، شغلی، درگیری قانونی می سازد. فرد بیمار می پندارد الگوی رفتاری ش درست و ناسازگاری از دیگران است.

 

جایگاه وجدان، انصاف، ایثار در شخصیت روزی باز خواهد شد. هوشیاری ادراک بیداری در محیط یعنی بیولوژیک و وجدان تمیز درست از نادرست یعنی اخلاق شخصیت اند. جایگاه هر یک در مغز و تناظر آنها با شخصیت روشن خواهند شد. نسبت این عناصر به نفع، غریزه، صیانت نفس کم و زیاد می شود. آرمان، باور، هدف، انگیزه هم در این معادله وارد می شوند. نمونه: یک معتقد دینی یا سیاسی تا خطر مرگ پیش می رود. صمد بهرنگی آرمان عدالت و درستی خود را در عمل با پذیرش معلم روستایی نشان داد.

 

تبلور اختلال شخصیت در شعر پیچیده تر بوده؛ سخت تر بازیافت شده؛ چون رفتاری است. نخست اختلالات عمده شخصیت تعریف شده؛ با نمونه ای شعر تصویر می شوند. برخی به فرهنگ فرد ربط دارد. در خاورمیانه خرافات و عرفان ناشی از گرمی استوا، زلزله، استبداد شدیدتر از اروپا یند.

 

در اختلال شخصیت 4 فاکتور بررسی می شوند: 1- تجارب ناهنجار در ادراک نامتعارف توهم، هذیان، جنون/ اسکیزوفرنی. 2-پریشانی شناختی در عدم تمرکز، عدم توجه، بی هدفی، تغییر حال فرد. 3- درونگرایی، ضدخوشی، منفیگرایی، ایرادگیری. 4- ناسازگاری تکانه ای/ عجول، خشونت، رفتار یا گفتار خصمانه، بی پروایی. دیوانگی، جنون، روانپریشی، شنیدن صداهای خیالی، دیدن موجودات در “ظاهر شدن و بنظر رسیدن”.

 

خلاقیت هنری و عوارض ذهنی بهم ربط دارند. در شعر و هنر تفکر واگرا و ریاضیات تفکر متمرکز غالب اند. در بررسی آثار هنری 5 منبع بکار می روند: 1- در افسردگی، 2قطبی، خودشیفتگی حدیث نفس در خود آثار. 2- در هنرمند خلاق یافتن خانواده و خویشان نزدیک با عارضه شخصیتی و شناختی در تیمارستان موقت. 3-روانپریشی، روان گسیختگی، عارضه مرزی با تشخیص روان پزشگ. 4-آزمون به هنرمند با کاربرد رایانه در تحلیل آثار در عمق در طول عمر و قیاسی با دیگران. 5- هندسه پریشانی در شعر ناشی از شخصیت مرزی، نمایشی.

 

هر فرد عارضه ذهنی داشته؛ از خفیف و عادی تا اختالگر در امور فردی یا اجتماعی در هنرمندان این عارضه ها آثار شان را منحصر به فرد و متعالی نسبت به عامه می کنند. شاعران هم این عارضه ها را داشته که شعر آنها را تیزتر می کنند. تمرکز و حافظه فردوسی در غلو، پروراندن روایت، شاخه و برگ نمونه است. حافظ عدم تمرکز را در برخی غزلهای چند موضوعی باوج رساند. عدم تمرکز در شعر از یک فکر به فکر دیگر در یک قطعه شعر است.

 

اختلال دوقطبی، نوسان بین افسردگی و شیدایی/ مانیک است. تغییرات شدید خُلق در پایان نو جوانی یا آغاز بزرگسالی پیدا می‌شوند. دوقطبی نوع یک شیدایی و دو قطبی نوع دو خفیف‌تر یا نیمه‌ شیدایی با دوره‌ای از افسردگی می‌باشد. در هنرمند فاز شیدایی پر از انرژی خلاق برای ایجاد آثار هنری است. ده اختلال شخصیت در DSM-IV-TR در سه خوشه اند: آ- افراد عجیب و نامتعارف- پارانویا، منزوی، جنون؛ ب- افراد نمایشی، احساساتی، دمدمی- ضداجتماعی، مرزی، نمایشی، خودخواه؛ پ- افراد مضطرب و هراسان- اجتنابی، وابسته، وسواس-جبری.  

 

1- خوف. پارانویا، ظن، ترس، شك، بی اعتمادی غیر منطقی، حالت دفاعی، حساسیت به دیگران دارد. این اختلال یک جانبه نگری، تکفکری، خوف از مرگ را نشان می دهد. در حالیکه حاصل زندگی بشر تمدن درخشان معماری، آزمایشگاه پزشگی، کتاب، موزه، کودکان فردا یند. کمی پیش از مرگ در جایی فروغ نوشت: “می ترسم زودتر از آنچه فکر می کنم بمیرم.”

 

باید فقر مادی، بیماری، جامعه فقیر دهه 1340 را هم مطرح کرد. فروغ در انزوا و بیکسی نوشت: “من اینجا تک و تنها افتاده ام. از تنهایی می میرم.” شعر گذران، ترس از مرگ در لحظه عشقبازی را هم در شدن نه هستن با تصویر می نماید. گذران زمان از لذت گذشته؛ با خاطراتی به تنهایی شاعر ختم می شود. ولی او خلجان ترس را بهنگام لذت داشته؛ در حال لذت، زمان و زندگی را در گذران زوال “می پندارد.”

چو می آمیزم، با بوسهء تو

روی لبهایم، می پندارم

می سپارد جان عطری گذران

 

آنچنان آلوده ست

عشق غمناکم با بیم زوال

که همه زندگیم می لرزد

چون ترا می نگرم

مثل اینست که از پنجره ای

تکدرختم را، سرشار از برگ،

در تب زرد خزان می نگرم

مثل اینست که تصویری را

روی جریان های مغشوش آب روان می نگرم.


2-منزوی. دوری گزین، مردم گریز، واكنش شدید به شکست، اعتماد به نفس پایین، درونگرا، گوشه گیر، وابسته، بی هیجان، سرد، بیعلاقه به رابطه با دیگران، خجالتی، خرافاتی اند. در آثار هدایت و فروغ تمهای انزوا، تنهایی، گوشه گیری مکررند. فروغ در مصاحبه ای گفت: من اصولا اندوه را دوست دارم. و از رنج لذت می برم. البته سنت عرفان هزاره ایران در فنا، فقر، فتوت هم در شعر سپهری و فروغ سوای شخصیت فردی سهیم است. در ایمان بیآوریم به آغاز فصل سرد، از تنهای گفته؛ “وزن زمان” را خلاقانه تصویر کرد:

و این من م

زنی تنها

در آستانه ی فصلی سرد

در ابتدای درک هستی آلوده زمین

و یاس ساده و غمناک آسمان..

نگاه کن که در اینجا زمان چه وزنی دارد..

اکنون زنی تنهاست..

 

آن روزها رفته اند. و او تنها مانده است. او مفاصل شعر را با واو عطف آغاز کرد. واو عطف رابطه فکر و خط روی کاغذ را رساند. هذیان باور غلط و مطلق ناپذیرفته بوسیله دیگران 3 نوع گزند، خود بزرگ بینی، انتساب دارد. هذیان گزند و آسیب- فرد می پندارد خود یا اطرافیانش در خطرند. خود بزرگ بینی- خود را فردی مهم با توانایی ورای افراد عادی می پندارد. انتساب-رویدادهای بیرونی را به خود مربوط پندارد. نمونه: گوید رسانه ها در باره او جنجال می کنند. او در زیر هذیان گزند را گزیده، در دفع جهان و رابطه با دیگران این تصویر را ارایه کرد:

و این جهان به لانه ی

ماران مانند است.

و این جهان پر از صدای حرکت پاهای مردمی ست

که همچنان که ترا می بوسند

در ذهن خود طناب دار ترا می بافند.

 

4-وسواسی. كمال گرا، دارای عادت خشك و مردد است. نیازهای طبیعی خود را مهار می كند. فروغ در وهم سبز به شعر شک کرده؛ به نیهیلیسم/ پوچگرایی، تصویر ماکبر/ مرگآور روی می کند:

کدام قلّه کدام اوج؟

مگر تمامی این راههای پیچاپیچ

در آن دهان سرد مکنده

به نقطۀ تلاقی و پایان نمی رسند؟

..به آب جادو

و قطره‌های خون تازه می آراید

تمام روز   تمام روز

رها شده، رها شده، چون لاشه‌ای بر آب

به سوی سهمناک‌ترین صخره پیش می‌رفتم

به سوی ژرف‌ترین غارهای دریائی

و گوشتخوارترین ماهیان

و مهره‌های نازک پشتم

از حس مرگ تیر کشیدند.

 

می توان نمونه های شعری در مورد اختلالات شخصیتی زیر آورد: نمایش، خودشیفته، وابسته، ضداجتماعی، بینابینی. عارضه کمبود تمرکز، اضطراب، اختلال تغذیه، بهانه گیری، گیر دادن، کم حوصله گی، خودبینی، دیگر عوارض در زیر بررسی می شوند.

 

عوارض احتمالی مشكل در حفظ شغل، مشکل در ارتباط با دیگران، اضطراب، افسردگی، سوء مصرف دارو، عدم پایبندی به درمان به خودكشی ختم می شود. اختلال شخصیت این ها را ببار می آورد: کاهش یا افزایش خواب، ضعف تصمیمگیری، کاهش انرژی، خوردن قرصهای آرامبخش. درمان این اختلالات مستلزم اعتماد متقابل بین درمانگر و بیمار است. درمان مشكل است. زیرا در این اختلالات اغلب انگیزه دریافت درمان مربوط به اطرافیان بیمار است نه خود بیمار. عوامل افزایش دهنده اختلالات شخصیت سوء رفتار دیگران با فرد در كودكی، وجود اختلالات خلقی در خانواده.


درمان دو راه دارد: 1- روان شناختی- خانواده درمانی و گروه درمانی. روش های تغییر رفتار با یاد گیری مهارت اجتماعی، تقویت رفتار به جا، محدودیت رفتار نابجا، یادگیری بروز هیجانات، تحلیل شخصی از رفتار و مسئولیت پذیری. 2-دارو- علاج اختلال شخصیت هیچ دارویی ندارد، ولی برای بیماری های همراه داروهایی دیگر تجویز شوند: رفع افسردگی، اضطراب، روان پریشی.

 

منابع.  ‏2018‏/10‏/12  ال

http://www.matneno.com/?p=2760 تبلور اختلالات روحی در شعر نو فارسی/ دکتر بیژن باران

http://members.efn.org/~ronunger/stuff/schizotypy%20artists%20and%20mathematicians.pdf

https://www.hidoctor.ir/ https://www.facebook.com/146355

Altruismایثار  

Antisocial ضداجتماعی

Avoidant   دوری گزین

Conscience وجدان

Conscious هوشیاری

Convergent   متمرکز

Divergent  واگرا  Fairانصاف

DSM-IV-TR  کتاب تشخیص و آمار اختلال ذهنی- ویراست 4، بازدید متن،

Histrionic نمایشی    انجمن روانپزشگان آمریکا

Hyperactivity کمبود تمرکز

Justice عدالت

Paranoid بدبین

Personality  شخصیت

Reality واقعیت

Schizoid منزوی

Schizophrenia دیوانه

Schneider اشنایدر   Truth حقیقت