احیاي مجدد وبازسازی!؟یا تجمع درنده ګا ن ،خزندګان وچرنده ګا ن بالای نعش افغانستان

نصیراحمد مهمند

‎‎     (فصل اول)

کوتاه نظری بر تاریخچه احیاوباز سازی و ضرورت

برداشتن ګامهای اولی

درجهان درقطارجوامع وملل کمترنمونه ومثالهایی را سراغ خواهیم داشت که فضای صلح وآرامش وامنیت شان برهم نخورده وګرم وسردمیدانهای نبردوجنګ را نچشیده وتجربه نکرده باشند، ازجمله کشورعزیزما افغانستان که سراسراوراق تاریخ آن بیانګر رویدا دهای متعددازین ګرم وسردها بوده، از جنګها ی کشورکشایی تا جنګهای تحمیلی غیرعادلانه استعماری و جنګهای استخباراتی نیابتی  ،خود خواهی و قدرت طلبی وغیره را حکایه میکند که تاریخ معاصر افغانستان دراثرهمین حوادث واتفاقات روزهای روشن وآفتابی، مکدر وتاریک ، خوشی و غم و روزهای افتخار ملی ،افسردګی وماتم را دردل خود جا داده وثبت نموده است .

درطول تاریخ جوامع وملت هاییګه تباه ونابود ګردیده اند به خاطراستیلای جاهلیت ، بی انصافی وبی عدالتی ، بیسوادی وبی خبری هوس آلودبرعواطف فرزندان شان بوده ، ازهم پاشی تمدن های یونان باستان، روم وامپراتوری های انګریزو شوروی همه بخاطرسیطره غباوت، بی انصافی وبی عدالتی دررهبری این امپراتوریها بوده است .

مسلما ما میدانیم که هردرګیری وجنګ، ویرانی ، تباهی وبی امنیتی وبی نظمی را به میراث میګذارد،مګرعلی الرغم آنهمه حالات دشوارومصیبت با رجنګ ،راه تامین صلح وآرامش وامنیت مجدد هیچګاه قطع ومسدود نمیګردد ۰ولی همانطوریکه درمقالا ت ودربحشهایی ازدیګرنوشته  های تحلیلی وتحقیقی ازین قلم ذکربه عمل آمده که اعاده وبرقراری صلح، امنیت وتامین نظم مجدد نیزتنها وتنها درپرتوموجودیت یک ستراتیژی ملی وبااراده قاطع وصادقانه درپرتو یک پروګرام سنجیده شده جامع ملی ایثارګرشفاف وهکذاذریعه یک تیم پرتوان وبااعتبارملی که باسیستم کادری شفاف ودرتلاش ومساعی بیریا وخستګی ناپذیر کادرهای شایسته فداکاروایثارګرملی که اعمارواحیاوبازسازی جامعه را باتشخیص وتفکیک اولویت های ضروری واساسی آن یکی ازوجایب ومکلفیت های اصلی دانسته وکمرهمت ببند ند امکان پذیربوده ومیتواند تحقق یابد۰،نه توسط مدعیان کاذب ویرانګرومستخدمین اجانب ۰ما بخششهای مختلف ملاحظه خواهیم نمودکه در امورعنوان شده وابزاری احیا وبازسازی افغانستان فرمانروایان منفورداخلی وکشور های ذی نفع وهدفمند چګونه تخطی های جنایی وخیانت های مالی وملی را به کشور شان بعمل آورده ومرتکب ګردیده ا ند ۰

نتایج  تحقیقات علمی وتجارب تاریخی نشان میدهدکه مشکل عمده واساسی درکشورهای جنګ زده تخریب وانهدام تا سیسات وهستی های مادی و معنوی ( شیرازه حیات ملی ) معمولا سبب فقدان واختلال فضای آمن وآرامش ګردید ه ،هرزه ها با مکیدن خون ومواد وامکانات سربلندکرده وریشه میدوانندتامین واستقرارصلح وانکشاف را دشوارمی سازند۰ زیرا صلح وانکشاف دو پدیده باهم مرتبط دانسته شده، وروشن است که موجودیت صلح برعکس جنګ وخشونت ،ریشه های محبت وصداقت را آبیاری وپرورش کرده قوت می بخشد، پیشرفت وانکشاف بهتروبیشتروارزانتروسریعترزمینه تحقق وتطبیق حاصل کرده وموجب دانش وتفاهم واشتراک مساعی همه ګیرمیګردد ۰ باورواعتماد قوت می یابد ودرنتیجه حسن نیت وسلوک صادقانه ،همبستګی ووحدت فکروعمل وصلح پایداررا دریک جامعه وکشورازهم پاشیده به ارمغان می آورد ۰

باید خاطرنشان کردکه برآورده ساختن وپیاده نمودن این مامول انسانی نیزمانند جنګ عوامل وانګیزه وزمینه های خودرا دارد وبخاطریکه این دوګونګی عوامل وانګیزه ها (جنګ وصلح) باهم درتناسب معکوس قراردارند، بنابران ضروراست تا عوامل وانګیزه های صلح ، امن ونظم راهرچه بیشتردرریشه ها وعوامل جنګ جستجوومطالعه نمود ونیزمسیرآنرا ازموانع وآلودګی ها قبلا یعنی درمرحله تهدابی وآغازکارباییست  پاک وآماده کرد، تا کارتحقق عملی پروژه بازسازی واحیای مجددآسان وروندعادی خودرا حاصل نماید. آنچه ازهمه اولتردرپلان ها وپروګرامهای احیای مجددوبازسازی اصولاحق اولیت درنظرګرفته میشود ، توجه عمیق به ریشه یابی معضلات ومشکلات باید متمرکز ګردد تا برای رفع ودفع ونابودی عوامل وریشه کنی های موانع سر راه آن تدابیرمشخص اتخاذ ګرددتاراه احیاوبازسازی وامنیت هموارشود تاکارعملی انجام شده بتواند۰

لازمی پنداشته میشود تابرای مردم متاثرومتضرراز جنګ« ملت » فرصت وزمینه مساعدفراهم شود تا خود شان بحال خودفکرکرده بتوانند وبیاندیشند که راه معقول خروج ونجات ازین حالت کدام است . مجال یابند تا توانایی ها ، ضرورت ها ونیازمندیهای خویشراخودشان تشخیص دهند وبشناسند وحق اولیت دهند نه دیګران. بناء درنخستین ګام درپهلوی سایرمسایل به مطالب اتی قدامت میدهندودرصدد جستجووتحقیق راه حل آن می برآیند:

مصایب مهاجرت ها ودورشدن ازدامن پرمهروعطوفت مادروطن

چګونګی اثرات فرارمغزها واستعداد ها ی متخصص وکارفهم ازکشور های جنګ زده ودرحال جنګ و نا امنی

طرق عملی حل مشکلات ا ساسی وضع موجود چطور وتوسط کی ها جستجو وراه اندازی ګردد ؟

قبل از اینکه به وضع اسف بارومصیبت زای بیش ازپانزده سال اخیرکشورطی تهاجم نظامی  –  فرهنګی به  سردمداری  ایالات  متحده  امریکاتحت چتر تصامیم وفیصله« بن »زیرنا م احیا وبازسازی ومبارزه ومقابله با تروریزم بپردازیم ، بهترآنست که بخاطرقضاوت سالم وکسب آموزش وعبرت وبه منظورجلوګیری ازبازی های سیاسی وپیاده سازی مقاصداستعماری وتهاجم نظامی- فرهنګی وسایرانحرافات واشتباهات زیراین عنوان ،یک بار بطورخلاصه واجمال با اقتضاآت وایجابات مفکوره وتاریخچه احیای مجدد وبازسازی درقالب پروژه عملی آن آشنایی ومعلومات راحاصل کنیم تا ازلابلای آن به سهولت اهداف شوم وپلید وناکام طراحان وحمایت ګران ومجریان را درطی بیش ازپانرده سال اخیردرافغانستان تحت این پوشش مطالعه ومقایسه نماییم ۰

مفکوره واصطلاح احیای مجددوبازسازی وانکشاف درجهان وقتی پا بمیان ګذاشت وکسب اهمیت نمود که بخش ها ، مناطق وکشورهای مختلف جهان بالاثرطغیان امیال وهوس های سرکش سلاطین وحکمروایان سلطه جومتجاوزین توسعه طلب ودرنتیجه جنګهای خا نما نسوز وتباه کن ، یکعده ملت ها وکشورها نظام ها وسیستمهای سیاسی، امنیتی، اقتصادی واجتماعی خویشرا برباد رفته ومنهدم یافتند ۰

ویرانی ، فقروغربت ، بیکاری ،بیسوادی، معیوبیت و معلولیت ها ، مهاجرت ها، ازبین رفتن و فراراستعدادومغزها ، تسلط فرهنګ جنګ وتفنګ ، نفاق افګنی وسلطه جویی ،خود کامګی ، چوروچپاول و بی عدالتی همه دست بدست هم داده وبکسب و پیشه روزمبدل وعمومیت پیدا مینماید ۰ این مفکوره بعدازجنګ دوم جهانی دراروپا که مرکزاصلی جنګ را تشکیل میداد بیشترکسب قوت واهمیت نموده وتوچه زیاد رابخودجلب کرد۰ پلان مارشال که ازجانب اروپای غربی وامریکاء بمقصد کمک به کاراحیاواعمارمجددکشورهای اروپایی مخصوصاآلمان بعد از«آدولف هتلر»طرح ریزی ګردیده بود یکی ازمثال های برجسته درین عرصه بشمارمی آید۰

ایجادوتاسیس موسسات جداګانه و « O– G– N » ها به منظوراجرا وپیشبرد کاراحیای مجدد و بازسازی یک تجربه کاملا جدید و بی سابقه محسوب میشد ؤتا اندازه درشرایط جرمنی بعدازجنګ نتایج مثبت را درقبال خود داشت ،  ولی در پهلوی آن مشکلاتش را نیز داراء بود ۰به ارتباط کاستی ها ومشکلات آن بګونه مثال دربسیاری حالات « N-G-O » ها برای صاحبان آن به شکل یک بزنس وکار انتفاعی وسودآورمبدل شده وفعالیت میکردند۰ پول های زیادی بدسترس یکعده ازافراد واشخاص غیرمسلکی وتخصصی استفاده جو وفرصت طلب قرار میګرفت یا هم بدست آوردند ۰دراثرعدم کنترول و فقدان سیستم حسابدهی مبالغ زیادی حیف ومیل ګردیده و اهداف و پروژه های مطلوبه ومطروحه ناتکمیل ونیمکاره باقی ماند ۰

همینګونه زمانیکه درافریقا ،آسیاوامریکای لاتین نیز این چنین موسسات و « N-G-O» ها نتوانستند موثریت خود را ثابت و کامیابی حاصل نمایند ،ازهمینجا بود که این مساله مورد توجه عمیق علما ودانشمندان مختلف موسسات علمی وتحقیقاتی قرارګرفته ،عملکرد ها ونتایج وتجربه های مثبت ومنفی حاصله را درین عرصه ‏مورد مطالعه ،غور وتحلیل قرارداده و به این نطرمتوسل ګردیدند که مساله احیای مجدد و بازسازی ،انکشاف وپیشرفت ،یک موضوع ساده نبوده که بتوان باموجودیت ودسترسی صرف منابع پولی به شاخی بادکرد وآنرا پیش بردوانجام داد ، بلکه ایجاب می نماید تا قبلا مورد مطالعه عمیق ودقیق قرارداده شده وبراساس یک پلان دقیق وسنجیده شده علمی وعملی آنجام پذیرد ۰بناءضرورت دارد وایجاب مینماید که برای ساحات مختلف اجتماعی ،تعلیمی ، اقتصادی پروژه احیای مجددوبازسازی کدرهاومتخصصین دارای تحصیلات عالی مسلکی تربیه وپرورش واهل کار بکار ګماشته شوند۰ این قول منظوم کتابهای مملوازپیام هوشداروتنقید ورهنمایی را درخود نهفته دارد :

ند هد هوشمند  رو شن رای        به فرومایه کار های خطیر

بوریا باف ګرچه با فنده است        نبرند ش به کار ګاه  حریر

همچنین درنتیجه کارروی معلومات ، مدارک وتجارب جمع آوری شده متذکره بالادرعرصه احیای مجدد وباز سازی که ازسایر مناطق وکشورهای مختلف جهان نیز بدست آمده ، تحلیل ها ونظریاتی قایم وبیان  ګردیده ، که پیشرفت احیای مجدد وبازسازی یک پدیده فوق فزیکی دانسته میشود ، بطور مثال برای یک مکتب تنها ساختمان یک عمارت مقبول کافی نبوده ، بلکه هدف ازساختمان یک مکتب باییست این باشد که این مکتب درزندګی علمی وعملی چه تعداد ازمردم محل یا منطقه با نظرداشت تناسب ظرفیت و مصارف وغیره آن ،چه اثرات مثبت داشته ، مردم تا چه حدی به فواید آن مطمین ومتیقن شده میتوانند وتوان وامکان استفاده وبهره برداری مفیدبرای رفاه ورشدوانکشاف جمعیت  ومنطقه مهیاوموجود شده  می تواند۰

اهداف احیای مجدد وبازسازی باییست درچوکات یک پلان وپروګرام منظم مرحله به مرحله طوری درنظرګرفته شده وګنجانیده شود که مشکلات ودردهای جامعه تخریب شده با آن حل ومداوا شده ومرهم زخم ها و دوای دردها شده بتواند ۰وموجب رشداقتصادی جامعه ومنطقه مطلوب ګردد ، درتامین امنیت تاثیرمثبت داشته ، بیکاری وبی روزګاری را کم وتدریجاازمیان بردارد ،فقروغربت ومرض را نابود نماید ،نه تنها ازفرارمغزها جلوګیری کرده ، بلکه زمینه سازاعتماد ورشداستعدادها ی جدیدوناشګفته وبازګشت مغزهای مفرورنیز شده، درامرمبارزه با بیسوادی دریک پروژه ملی تا سرحد نابودی آن معضله نقش ورول عمده ایفا شده بتواند۰ فرهنګ جنګ وتفنګ وخشونت به فرهنګ صلح وصمیمت ، یکدلی ومعاضدت مبدل شده وتقویت معیارهای موثراخلاقی تقوی وشایستګی درساختمان جامعه موازی باآن نیزجدا درمدنظر باشد ۰

بطورمثال هرقدرکه درجامعه فقروبی روزګاری تقلیل یابد وټقوا وپرهیزګاری مسلط ګردد به همان اندازه دامنه فسادوچپاول وغارتګری چیده میشود ، وبه همان پیمانه شناخت واحترام حقوق شخصی اجتماعی وحدود حاکمیت قانون ګسترش یافته ،تقویت ومسلط میګردد۰ هرقدرکه زتدګی مردم در جهت آرامی وانکشاف اقتصادی پیش برود بهمان اندازه لحاف وتومار فرهنګ جنګ وتفنګ راچیده ،مانع وسدراه نفوذودست درازیهای بیرونی مرزها میشود ۰

برای شروع پلان وپروګرام احیاء وباز سازی لازم وضروراست که مردم خود حالت را درک نمایند که درکدام وضع قرار دارند . راه معقول خروج ونجات ازین وضع چطوراست ؟ برای مردم فرصت را مساعد وایشانراسهیم ساخت تا اینکه مشکلات ومعضلات خود را خود شان شناسایی کنند ۰ به مردم این موقع و امکان میسروفراهم ګردد که ضرورت ها ی محیط وماحول خویشرا مشخص وخود پیشنهاد نمایند منابع را تشخیص وبه اختیارخود داشته باشند ، این بدان معنی است کارها به خوشی ونفع خود شان جریان دارد۰ در چنین صورت است که آنها باشوروشوق وعلاقمندی خاص ومطمین وباورمند به نتایج کاروآینده خویش سهیم وهمکار ګردیده از دل وجان ازکاروفرآورده های نافع وسودمند خویش حفاظت وحراست و دفاع مینمایند۰ درعکس صورت ضرورت های اولی واساسی مردم ومنطقه ازنظردور وغیرنافع وموهوم مانده مردم  بی علاقه شده وسهم نمیګیرند  ، واضج است چنین پروژه ای هرګز کامیاب نمیشود ۰

مردم وکشورماافغانستان که جزءای ازاین قانونمندی بشمارمیآید واینست که تقریبا بیش ازچهاردهه به این طرف درخون وآتش وویرانی به سرمی برند، بخصوص طی بیش ازیکنیم دهه اخیر«مایک شانس وامکانات طلایی راباخته ایم »علی ا لرغم موجودیت بیدریغ قوت های نظامی ، مالی وسیاسی دول معظم وقوی خارجی وتلاش ها ومساعی جامعه بین المللی ظاهرازیرنام تامین امنیت واعمارمجدد با ګذشت هرروزنه تنها دسترسی وتقرب به هدف اعلام شده اولی « بن »به سود افغانها وافغانستان دشوارترشده میرود ، بلکه استتارومعامله ګری های پنهانی وعلنی باخدعه ونیرنګ وخیمه شب بازی ها ی کشورهای ذیدخل ،منطقه وهمسایګان مستقیم یا دروچود مستخدمین اقراز  شان روزتا روزبرملاورسواترمی شود.

ازیک حقیقت تلخ دیګر نمیتوان ګذشت و چشم پوشید که در احیا و بازسازی سیاسی ملت نیزمتاسفاته که نه تنها هیچګونه توجه نشده،بلکه باحمله امریکا و متحدینش معادله ساختار ستراتیژیک کاملا تغییر نمود ، زیرا در کشور تناسب وتوازن قومی وملی کاملا در نظر ګرفته  نشده وموازی به ان توزیع غیر عادلانه ومنصفانه ازتمام وسایل ، امکانات ومنابع صورت نګرفت  ،که مسلمادر نتیجه  چنین یک خط مشی  وعمل کردساختاراجتماعی سیاسی کاملا متضرر ګردیده واین حقیقت مسلم وغیر قابل توجیح وانکار است که امریکا ومتحدینش بجای آنکه به یک پروګرام واجندای روشن  وشفاف عملی در بین افغانهافضای اعتماد متقابل ،وحدت  وهمبستګی وهمکاری راپیش ګیرندوانکشاف دهند ، بدبختانه که غرق درنشه مجبوریت های جنګی واهداف پنهانی خویش  زمینه های عدم تفاهم وهمبستګی  ونفاق ملی را تا سرحد بهم اندازی اقوام و جنوساید بیشتردامن زده و انکشاف دادند۰کلتورورسوم منفی وغیرعملی  را به سیستم اداری راه داده وشامل نمودند که درنتیجه با فرهنګ وکلتور چور وفساد اخلاقی  واداری وارداتی تحمیلی خویش اداره را همګام وهمکار خود ساخته واین کلتورمنفی وجاهلیت را بجای اعتقادات ،معیارهاوعنعنات اصیل وسچه این ملت غیور« پاکی ،تقوا، صداقت،امانتداری ۰۰۰وغیره»راجایګزین ودرسیستم کادری ادارات  ترزیق نمودوهمه ارزش های افغانی  واسلامی  افغانها را پایمال و حذف نمودند ۰نسل  جوانی  که بایداین ملت مصیبت رسیده واین کشور جنګ زده وویران وبی در  و دروازه رانجات داده ، آرام ومصوون و به بلندترین سطح آدمیت ، پیشرفت ، ترقی وتعالی نزدک کند ، بر عکس بلکه ‏با آمیخته یی از چپګرایی و اسلام ګرایی سیاسی که هردواز خشن ترین ګونه های آنست در خدمت ناچیز کردن ، توهین وتحقیر ونابود کردن دست آورد ها و افتخارات نسل های پیشین خود قرار ګرفته اند ۰ افغان ها را چه در خارج و جه در داخل به اندازه از هم دور نګه کرده اند که نمیشود از یک جامعه سیاسی سخن ګفت۰ مردم و تاریخ به ستوه آمده صدا می زندکه:

ای کشور افغان ، از پیکر تو جان رفت     تاچشم بازکردیم ، ازدست ما عنان رفت

            تاریخ خون چکان شد، فرهنګ  بی زبان شد     تا عقده ها روان شد ، همه  چیز از میان رفت

در اثرتداوم سیاست های ناشفاف ،دورویی ونیرنګ ها، وتناقض قول وفعل وعدم هم آهنګی اربابان داخلی اداره تحت رهبری جناب حامد کرزی ودوسا ل اخیر داکترصاحب اشرف غنی مدعیان کمک کننده خارجی حالات واوضاع به وخامت ګرایید ودورنمای تکان دهنده وخطرناک رانشان میدهد.واین بخاطریست که استعمارګران وسلطه جویان این بارتوانسته اند شیرازه ساختارنظام اداره ووحدت ملی راکه تاحدود زیادی با تجاوز وحشیانه وظالمانه شوروی سابق برهم خورده بود ،بابراه اندازی جنګ هاواختلافات وبهم اندازی های ظاهراداخلی «نیابتی»تنظیمی ومتعاقب آن با ایجاد شرکت سهامی و مافیایی مولود« درامه بن وجانکری» آنرا کاملا دګرګون وبقایاوآثارآنراازبنیاد متاثرواسیب پذیرنمایند وبرای تقرب ودسترسی به اهداف پلید وظالمانه استراتیژیک استعماری خویش تاکتیک هاوروش های ګوناګون رابکارګیرند، ورنه به سوالات فوق الذکربازسازی وتامین منیت وصلح وهمانندآنها پاسخ تهیه کردن وسپس بالای آنها کارکردن موفقیت های بزرګ رابرای پروژه احیا وبازسازی مجدد وانکشاف کشور ببارمی آورد۰

ما درګذشته ها شاهدرسوم وعنعنات نیک وپسندیده بوده ایم که مردم با اشتراک وسهم ګیری فراګیروفعال دراجرا ورفع مشکلات خویش درزندګی روزمره شان بدون دیکته وامرونهی وفشارافراد حکومتی ‏یا منشان تفنګ بدست سازما نهای اولیه حزبی ومحتسبین تفنګ وشلاق داردرحل مشکلات محلی ، منطقوی مردم خود با دلهای پاک ومملوازصفاوصمیمیت وعلاقه مندی می شتافتند اګرما اعمال وکرداروحرفها وکلمات را تعبیرسوء نکنیم وباسفسطه ګویی به نفع اغراض وبهره برداری های ناجایزسیاسی توجیح نکنیم ،مثال (حشر) درموارد بستن واستحکام وکندن سربندها وانهار وجویها وهم چنین مسایل تکفین و تدفین میت وسایرمسایل کلتوری ورسم ورواجها رامیتوان منبع الهام وسرمشق خوبی قرارداد، نه به شکل اجباروبااهداف غرض آلود ومنفی استعماری واستثماری آن، بلکه بطورعادلانه ودلسوزانه آنرابه منفعت  ودرخدمت جامعه احیا نمود ، ټقویه وانکشاف داد وپروژه احیاوبازسازی وانکشاف را توسط خود مردم تحقق بخشید ۰

درینصورت است که ازپنهان کاری ها واغراض شوم وسوءاستفاده هاهم جلوګیری شده وهرانجنیرومتخصص وکارفرما ووسایل ووسایط ما به جای اختطاف وآزار واذیت وتخریب به مردم انتقال وتعلق میګرفته ودربین مردم با شوروشعف ودهل وسرنا بدرقه وهمراهی وتقدیرمیشد ودرپایان بیش ازپانزده سال به نقطه بیشترازآغاز، اداره انتقالی ساخت   بن القاب فاسد ترین کشورجهان را دریافت نمیکردیم ،بلکه برعکس آن نظم وامنیت وآبادی وآرامی توسط خود مردم محلات تامین وحراست وحفاظت می شدوعلاوتا به ده هاهزار کارګرو کار فرماوماهرمتخصص مجرب وکارآزموده میداشتیم ۰که

میشداین تجربه ماتازه و سرمشق خوبی برای خودما والهام وتحفه منحیث تجربه خوب وجدیدبرای جهانیان قرار میګرفت۰

(ادامه دارد)