طالبان، حقوق زنان و نشست دوحه

سیامک بهاری اواخر ماه ژوئن امسال، سومین نشست دوحه برای آنچه…

فلسفۀ امرور، سفسطۀ فردا و فلسفۀ پس فردا، سفسطۀ پس…

نویسنده: مهرالدین مشید مطلق انگاری و بسته شدن دریچه های انعطاف…

دو جهت شناخت- مکمل بودن و وابستگی آن‌ها به یکدیگر

یوری آنتونوف (Yuri Antonov)  ا. م. شیری فرآیند شناخت در دو جهت…

در بارۀ تغییر تقسیمات طبقاتی

یوری آنتونوف (Yuri Antonov) ا. م. شیری بسیاری از نویسندگان به تغییر…

تعامل سیاسی روپوشی برای توطیه های ژرف و مرموز بر…

نویسنده: مهرالدین مشید افغانستان دارالقرای گروه های تروریستی تحت حاکمیت طالبان با…

    عید قربان

           در ماتم قربانی باز  کویند که  عید قربا نست لیک چشم سحر…

             بزرنفاق انگریزی

                                            درو آن با داس روسی  استعمارگران جهان بمنظور غصب سرزمینها ی…

دولت و خدمت!

دولت به انگلیسی State و به فرانسوی Etate  و یا…

عید در غربت

 عید طرب با لب خندان کجاست  میله به آن قرغه و…

چه قیامت برپا کرده طالب!

امین الله مفکر امینی      2024-04-06! چــه قیامت برپــا کرده اند طالــــب درمیــــهــنِ…

Afghanistan

Geopolitics of Afghanistan – Part I By: Saber Azam [*] Introduction: Afghanistan has…

بازگشت عنتر

شاعر: ا-ایران احمدی، بازامدی تا سلطه بر ایران کنی انچه‌باقی مانده را…

آسایشگاه

"آسایشگاه" نام جدیدترین اثر "سامان فلاحی" (سامو) دوست شاعر و…

صابر صدیق

استاد "صابر صدیق" (به کُردی: سابیر سدیق) شاعر کُرد عراقی‌ست. نمونه‌ی…

شعر فوق‌العاده زیبای «سیب» و نظر سه شاعر!

بهرام رحمانی bahram.rehmani@gmaiul.com  وقت شعری و مطلبی و حرفی تازه و از…

رقابت کشور های منطقه و جهان و به حاشیه رفتن…

نویسنده: مهرالدین مشید قلاده داران تروریستان جهان؛ محور رقابت های کشور…

[کورد یەکیگە] 

کۆساڵان بەفر دەباڕیدو  ئەمن لە قۆچان ساردم دەبێ  ئەمن هاتنەگرین ئەبم  سیروان لەمالەم…

مضحکه ی تحت تعقیب بودن سراج الدین حقانی

             نوشته ی : اسماعیل فروغی   سفر پنجم…

جوانمرگی گرامشی؛ مبارز ایتالیایی، در زندان

Antonio Gramaschi (1891-1937) آرام بختیاری گرامشی؛ کمونیست ایتالیایی، خالق دفترهای زندان. آنتونیو-گرامشی (1937-1891م)…

جهان زیستی در بستر جهانی شدن جهان

جهان زیستی فرد٬ مجموعه خصایص و طرز فکری فردی وی…

«
»

احتمال گزینه های حکومت ایران

دکتر بیژن باران

  ایمان بیاورید بر آنان که در پی حقیقت‌اند و تردید نمایید بر آنان که بدان رسیده‌اند. آندره ژید

نظام ایران حکومت ج.ا. با ولی فقیه مطلقه، ثبات درونی، امنیت مرزی است. عوامل درونی اینها یند: رهبر، فعالین حقوق بشر، بی کاری جوانان و زنان، نهادهای صنفی، فقر، تورم. عوامل بیرونی اینها یند: تحریمهای جی 7، تبلیغات مخالفان در خارج، رقابت تجاری با همسایگان، سیاست های کلان چین و روسیه. 

وضع سیاسی ایران را هوش مصنوعی ChatGPT در 050524 بفارسی در 4 گزینه پیش بینی کرد. وقوع آنها احتمال مساوی ندارد. بنا بر حدس مولف، تغییرات تدریجی و ادامه استبداد 75%، انقلاب مردمی 20%، مداخله خارجی 5% احتمال دارند. آینده حکومت ایران به ترکیبی پیچیده از عوامل داخلی و بین‌المللی بستگی دارد. اطلاعات چت جی پی تی، تا ژانویه ۲۰۲۲ است. با این حال، با توجه به شرایط موجود و الگوهای تاریخی، 4 سناریوی بدون % احتمال برای وضعیت سیاسی ایران اینها یند. 

1-ادامه استبداد: دولت ایران ممکن است سیاست‌های استبدادی خود را ادامه دهد. کنترل سختی را بر روی اعتراضات سیاسی حفظ کند. در این سناریو، حکومت برای تقویت قدرت و وجهه خود با تشدید کنترل بر جریان‌های سیاسی و اجتماعی تلاش کند.

2-تغییرات تدریجی: یک فرآیند تدریجی اصلاحات در حکومت ایران نیز ممکن است رخ دهد، که تحت فشارهای داخلی و درگیری ‌های بین‌المللی قرار ‌گیرد. این اصلاحات ممکن است شامل گام‌هایی به سوی بازگشایی سیاسی، آزادسازی اقتصادی و اصلاحات اجتماعی باشد، اما این تغییرات ممکن اند آهسته و محتاطانه باشند.

3-انقلاب مردمی: ممکن است شورش‌ها یا انقلاب مردمی، تغییرات چشمگیر در حکومت ایران را باعث شود. در این صورت ممکن است به دوره‌ای از ناپایداری و عدم امنیت منجر شود. در این حالت، یک حکومت جدید ممکن است با انتخابات دموکراتیک یا روش‌های دیگر برجسته شود.

4-مداخله خارجی: عوامل خارجی مانند تحریم‌های بین‌المللی، تنازعات نظامی، مداخلات خارجی نیز می‌توانند تأثیر بر آینده حکومت ایران داشته باشند. این عوامل می‌توانند یا قدرت حکومت را تقویت کنند و حمایت مردمی را افزایش دهند یا کنترل حکومت را ضعیف کرده و به ناپایداری بیشتری منجر شوند.

در مقابل هوش مصنوعی در کتیبه 050524 فیسبوک 6 گزینه به 50 نظر و پاسخ بنده منجر شدند. حکومت ایران بنا به عوامل درونی و بیرونی 6 گزینه با % احتمال دارد: ادامه وضع موجود 40%، اصلاحات 30%، انقلاب 10%، فروپاشی 10%، براندازی 5%، کودتا 5%. در بلبشوی نظرات اپوزیسیون، 6 گزینه تعریف، تلخیص، با چند نمونه داده شوند. این گزینه ها نه در بیانات و امیال محافل روشنفکری، بلکه در توان نیروی انجام دهنده مطرح اند.

بدیلهای پسا جمهوری اسلامی با احتمال وقوع به % بر اساس خوانده ها، متدولوژی، تجارب خود را دوستان عاطفی و بدون دلیل نوشتند. در اینجا، پاسخها به نظرات جمع، بخش بندی شدند. همه 50 نظرده احتمال وقوع بدیل دلخواه را نداده؛ با منطق ثنوی آرمان خود را با 100% قطعیت نوشتند. مرور کامنتها عدم ادراک کتیبه در اکثر خوانندگان را نشان دهد. لذا به کتیبه پاسخ ندادند. هر گزینه فوق، % از نظام ج.ا. در حکومت و شریعت مانده در قانون اساسی را دارد. 

مردم مبارزه سیاسی، اقتصادی، اجتماعی خودجوش را ادامه دهند. ثبات سیاسی و امنیت مرزی در ذهن مردم در قیاس با سودان مهم اند. اعدامها تا 600 تا در سال افزایش یابند. مجامع جهانی، ایران را شماتت، تحریم، منزوی کنند. عوامل درونی اینها یند: رهبر دائمی راس 3 شورای استصوابی، با مدیریت 3 قوه اجرایی- مقننه – قضایی، رسانه های دولتی، سیاست خارجی، ج.ا. بنا بر قانون اساسی 1358 متضمن شریعت شیعی است. 

عوامل بیرونی اینها یند: تحریمهای جی 7، سیاه نمایی رسانه های خارجی با چند بخش هنر، ورزش، علم، اخبار از وضع ایران چون صدای آمریکا، ایران اینترنشنال عربستان، من و تو وزارت خارجه آمریکا با توقف از ژانویه 2024، بی بی سی انگلیس، دویچ ووله آلمان، صدای فارسی فرانسه، ایران و اسراییل، رادیو زمانه هلند. سیاهنمایی در مقایسه با رسانه های دیگر است که انتقاد هایشان به کشورهای دیگر ملایم، آماری، خبری اند. تبلیغات مخالفان در خارج در حمایت از مبارزات داخل است.

خوانندگان بنا بر تجربیات فردی، عواطف، علایق، سواد سیاسی احتمال هر گزینه را حدس زدند. این گزینه ها در بحث محفلی با چند دهه تجربه سیاسی، مطالعات تاریخی، تحلیل قیاسی کشورها، مرور اخبار روزانه، گفتگو های هفتگی 2 ساعته، بررسی رویدادهای منطقه و جهان بوده؛ احتمالها بنا بر گمان حدسهای نویسنده با % هر کدام اند. پیش بینی آینده ایران تا پایان دهه 2020 با آوردن اسناد و آمار مشکل بود. از گروه خواسته شد که احتمال هر گزینه را حدس بزنند. 

مغز احتمال کم عاطفی را به 100% قطعیت رسانده؛ احتمالات دیگر را طرد کرده؛ منطق ثنوی یا این یا آن را پندارد. در حالیکه یا وضغ فعلی یا گزینه دلخواه نبوده؛ هر یک از 6 گزینه فوق با شانس 100% نیست. زیرا مجموع 600 شود. مدلهای گوناگون مصر، سودان جنوبی، سودان البشیر، عراق، تونس، الجزایر 1991، سوریه، لیبی، پاکستان، افغانستان برای اثبات آورده شوند.

میزان باید واحد 100 باشد؛ چون 6 گزینه مستقل اند. ولی جمع کل 100% شود. احتمال هر گزینه با متغیرهای خود امکان 0 تا 100 داشته؛ تنها یکی از 6 گزینه روی دهد. نظرات در بحث 2 دسته بودند: 1- درصد هر گزینه از 6 تا بنا بر متغیرهایش مستقل است. 2- درصد هر گزینه بنا بر 100% برای 6 گزینه یعنی متوسط 13% هر کدام است. درک نظر دهندگان فیسبوک را بکار برده؛ کتیبه به کل 100% تغییر داده شد. مثلا حمله 2024 اسراییل یا ناتو به ایران احتمال صفر دارد. موشک پراکنی محتاطانه ایران و اسراییل در آوریل شاهد است. کودتای سپاه هم پس از مرگ ولی محتملتر است؛ شاید تا 5% می تواند باشد. پس از مرگ رهبر آیا ولایت فقیه دائمی یا کل نظام فروپاشد؟

در اقتراح/ بدیهه گویی 050524 فیسبوک احتمال هر یک از 6 گزینه، با مجموع 100، حدس فردی بنا بر تجربه سیاسی باشد. نمونه: مجاهدین باور 100% به گرفتن حاکمیت دارند. نیز جناحی از سلطنت 100% خود را محق حکومت و تقاص از همه دولت و اپوزیسیون داند. ولی بیرون از این 2 گروه، حدس زده شود: مجاهدین مانند بقیه چپها زیر 10% و طالبان سلطنت با چند لایه فاشیسم تا مشروطه سلطنتی 30% در انتخابات رای بیآورند- در حضور ناظران سازمان ملل. لذا صف آرایی در مجلس کنونی یا موسسان آتی، دولت ائتلافی شود.                                                                                                                                                                                                                                                

1-ادامه وضع موجود/ ابقای بیت 40% با گذار از انتخاب مستقیم مردم و دوره ای 5 ساله، القای 3 شورای استصوابی احتمال دارد. نمونه: افغانستان با 20 سال جنگ ناتو در آن طالبان حکومت را گرفت. گذار به مدرنیسم از استبداد مطلقه 3000 ساله، عرفان 2000 ساله، سرمایه داری دولتی 150 ساله مشکل است. ادامه وضع موجود قانون اساسی بدون تغییر و سیاست خارجی بنا بر سلیقه رهبر با 4خط قرمز: ضد آمریکا، حصر 3رهبر سبز، مانایی استصوابی، حجاب زنان. ادامه نیروی هسته ای 40% مردم را زیر خطر فقر برده است. 

هند و روسیه 2 مدل در عدم شکوفانی و عدالت اجتماعی اند. آرزوی عاطفی مبارزان انقلاب 57 هم هرچه بود بهتر از حکومت مطلقه ساقط بود. با بحران نفت در رژیم ساقط انقلاب شد، آزادیهای اجتماعی مدرن شریعتی شدند. البته تغییرات عمیق اجتماعی 75% شهرنشینی، 2600 دانشگاه، 65% دانشجوی زن هم پدید آمدند. 

وقتی سر جمع 100% شده؛ ماندن و رفتن 50-50 نبوده؛، هر گزینه 1 بر 6 یا 18% است. لذا درک مسئله اعداد مجهول معادله را متناقض کند. مجهول آشوب/ کیاس در ناتوانی در پیش بینی وضع سیاسی و برنامه تعاملی ملی ایران است. نظر اکثر ادامه این رژیم- برخلاف آرزوی ما و شما- گزینه با احتمال بالا ست. حاکمیت با سرکوب تا مرگ ولی فقیه، ماند. بویژه ماندن ج.ا. را لیکود اسراییل برای ضمیمه کردن کرانه باختری مفید داند. 

حاکمیت به فشار خارج مانند فیفا برای تماشاچیان مخلوط و داخل مانند مقاومت زنان به حجاب کجدار و مریز تن دهد. بازه زمانی تا مرگ ولی فقیه 86 ساله تا 1410 است. ج.ا. با 3 شورای استصوابی، شریعت در قانون، عدم شایسته سالاری، سرکوب بجا ماند. گفتگوی تمدنهای خاتمی یا رهبری جنبش سبز متناسب با انتظارات مردم و سازمان ملل بر نظام اثر منفی گذاشته؛ به بسته شدن فضای سیاسی و سرکوب بیشتر رسید. 

2-اصلاحات رشد تدریجی جامعه یا درون دولت یا با اعتراضات مردم در رفراندوم است. اصلاحات دولتی یا ادامه وضع موجود با تغییر 5% ج.ا.، 5% شریعت در قانون اساسی بخاطر بقا در جهان مدرن، فشار نهادهای جهانی است. برنامه اصلاحات جناحی بیرون از حاکمیت نرخ تندتر دارد: 20% ج.ا.، و 80% شریعت را لغو کند. نهضت آزادی، مجاهدین، جناحی از جبهه ملی را در حاکمیت بپذیرد- مانند بهار آزادی. اعتراضات صنفی فرهنگیان، کارگران، بازنشستگان بدون رهبری حزب سیاسی ارتقاء نیابد. 

اقبال اصلاح طلبان بالاترین سطح است. آنها شامل لغو 3 شورای استصوابی نگهبان، مصلحت، خبرگان، تبدیل ولی مطلقه دائمی به دوره ای با رای مستقیم مردم، برابری زن و مرد. اصلاحات درون حاکمیت را اصول گرایان بکندی انجام دهند. اصولا اصلاحات را استبداد قلع و قمع کند. برای رشد جامعه اصلاحات تنها گزینه ملی و کم هزینه بوده و هست. % تغییر ماهیت ج.ا. و % شریعت در قانون اساسی بنا مصلحت و تغییر اوضاع جهان است.

خوانندگان 4 پسند به گزینه اصلاحات دادند. اکثر شان ادراک سوگرا از جمله فارسی عنوان این مقاله داشته؛ با نظرات نامربوط به کتیبه برای تخلیه عاطفی نه منطقی پاسخ دادند. این نوع سوء تفاهم در اپوزیسیون را می توان دید که هر کس ساز خود را زند. چون سنت نهاد حزبی، مدنی، صنفی در ایران ریشه نداشته؛ نظرات فرد در رسانه ها بسیار تنها یند. 

مبارزه در ایران به 2 انقلاب در سده 20 انجامیده؛ ادامه دارد. ولی نتیجه بخاطر غلبه عرفان بر روشنفکران به جنبش تنباکو 1892 برهبری اخوند شیرازی با کمک اسدآبادی یا مشروعه آخوند نوری منجر شد. تاریخ 100 سال گذشته خلاصه شود. بعد رضا خان تا کودتا رهبری سکولار جبهه ملی و حزب توده بود. ولی پهلوی 2 پس از کودتا، شیعه را  در آموزش، تبلیغات، جامعه پر و بال داد. شعار آن خدا- شاه- میهن/ خشم بود که ترجمه فارسی در منبع انگلیسی زیر بود. دولت های اصلاحات مصدق، امینی سرکوب شدند. تا 15 خرداد 42 که علم جهاد شیعی را سرکوب کرد. مالكين از ترس تملك زمينهایشان رعایا را بیرون کرده، دهقانان با فشار بانک های کشاورزی اواره ي حاشيه شهرها شدند. 

با افزایش درآمد نفت دهه 1970 در پی انقلاب سفید، حلبی آبادهای حومه شهرها با لشکر خرافی دهقانی آماده بحران حاکمیت بودند تا چون سپاه اسپارتاکوس مراکز مدرن بانک، سینما، پلیس را آتش بزنند. با رفتن شخص اول ارتش و ساواک بی سرپرست شدند. اعدام 10 هزار جوان، تا 30 هزار کشته، تا 1 میلیون زخمی، کشته، مجروح شیمیایی در جنگ 8 ساله -نتیجه رفتن او را هولناک کرد. 4 دهه پس از انقلاب ج.ا.، زیباکلام 1403 گفت: بیش از ۷۰ % مردم به جمهوری اسلامی «نه» خواهند گفت. نیز تاکید کرد: چندین آیت الله چون سیستانی، شریعتمداری فتوای جبر حجاب ندارند. 

لایه ای از مخالفان حکومت از شنیدن اصلاحات کهیر زنند. ولی باور دارند که راس رژیم ساقط با اصلاحات قانون اساسی را رعایت می کرد. کسی نوشت: اصلاحات؟ اصلا حرفش را نزن! چه چیزی مثبت در دولتی که مردم را بدون هیچ دلیل قانونی بالای دار برده؛ می توان نوشت: آیا یک حکومت اقتدارگرا را میشود اصلاح کرد؟ کس دیگر کتیبه را ندیده؛ نوشت: باز هم تو خواب خیال اصلاحات گم شديد. اصلاحات یکی از 6 گزینه است که جامعه در آینده، نه من و شما در این اقتراح فیسبوکی، برگزیند. 

منظور اصلاحات از نوع مصدق “شاه سلطنت کند؛ دولت حکومت” است؛ نه 2خرداد خاتمی با ولی فقیه مطلقه با 3 شورای استصوابی در راس 3 قوه دولت. هر 2 به حاشیه رانده شدند. منظور اصلی اصلاحات رایج رقابتی در انگلیس در 400 سال و آمریکا در 250 سال گذشت است که در ایران هوادار ندارد. نخبگان ایران به انقلاب نوع فرانسه 1789 با دیکتاتوری ناپلئون، روسیه 1917، چین و ویتنام 1948، کوبا 1959 دارد. البته باید پیدایش فاشیسم و امپریالیسم در تهدید موجودیت حکومتهای انقلابی سده 20 را در نظر داشت. برای همین انگلیس یا آمریکا با اصلاحات، بدون انقلاب، چند سده مانا با اقتصاد شکوفان اند.

اگر رژیم ساقط اصلاحات کرده بود نه انقلاب سفید. اگر رژیم ساقط اصلاحات دکتر مصدق، دکتر امینی، بازرگان در دادگاه  را اجرا می کرد؛ نه انقلاب سفید را. انقلاب ج.ا. پدید نمی آمد. اکنون ایران هم مانند مراکش و اردن یک دولت سلطنتی داشت. خونریزی و مصادره در اصلاحات از انقلاب کمتر اند. در اصلاحات فاز اول همه اسلامیون یعنی سنیها، دراویش، اسماعیلیه هم در حاکمیت باشند. البته در فاز نهایی، دین از دولت جدا شده؛ عقاید دیگر مانند بیدینی، بهایی، یهودی، ارمنی در دولت شرکت کنند. 

مدل تغییر اجتماعی انقلاب، ارثیه انقلاب کبیر 1789 فرانسه بعد روسیه، چین، کوبا در روشنفکران ایران سوسه/ طرفدار دارد. نتیجه 70 ساله انقلاب در روسیه با اقتصاد اندازه ایتالیا، با اصلاحات در انگلیس با اقتصاد پنجم و آمریکا با اقتصاد اول مقایسه شود. چین و ویتنام هم برای رقابت اقتصادی به اصلاحات رسیدند. اصلاحات گاندی در هند، مندلا در آفریقای جنوبی هزینه کشتار و مصادره کمتر از انقلاب دارند. انقلاب گسستگی در نظام سیاسی بطور قهرآمیز است. انقلابها 2 نوعند: یا ساختار سیاست و قدرت موجود را گسترش دهند؛ مانند انقلاب 1776 آمریکا. یا فرسایند و اقتدار آن را تکمیل کنند؛ مانند انقلاب 57 ایران. رک ارجمند.

جمهوری اسلامی ایران، افغانستان، پاکستان باید ارزیابی شوند؛ بدون دعا، عاق، آرزو. تا جواب عینی، علمی و سر راست مسیر رشد جامعه داده شود. نقض حقوق بشر، نبود دادگستری مستقل، نبود رسانه های آزاد- ناشی از استبداد مطلقه است که در روسیه هم هست؛ علیرغم آزادی اجتماعی جوانان. پاکستان در ۱۹۴۷ و موریتانی در ۱۹۶۰ اسلامی را روی خود گذاشتند.

3-انقلاب بازی عوضکن/ گیم چنچر در دولت است. پیروزی انقلاب 3 شرط دارد: ناتوانی بالاییها، انتظارات پایینها، سازمان رهبری. سکوکپل نوشت: انقلاب نتیجه پوسیدگی دولت همزمان با خیزش مردم است. آیا ج.ا. پوسیده است؟ مبارزات درخشان حقوق بشر زنان، اقتصادی اقشار مردم ایران، در خاورمیانه باشکوه اند. انقلابهای ناموفق فراوان اند. انقلاب 100% ج.ا.، 100% شریعت لغو شوند. این در خاورمیانه بجز تونس سابقه ندارد. 

چند نفر آرزوی خود را بدون دلیل نوشتند: انقلاب 100% بقیه خرافه است. نیروهای اجرای انقلاب کدام اند؟ کومله، مجاهدین، جیش العدل، پژاک؟ چه رابطه سراسری بین این 4 گروه محلی است؟ اینها گروههای دهقانی، خرده بورژوازی اند که قبضه قدرتشان در انقلابهای اریتره، حبشه، موگابه زیمبابوئه با آوردن فقر، اختناق، قتل ضبط شدند. تازه انقلاب رهبریش را کدام نیرو، رجل، نهاد بعهده دارد؟ رهبری دائمی این گروهها جوانان بی تجربه آرمانگرا آتشی بیرون کار تولیدی اند. این آرمانهای 7 رنگ نظرهای 20-30 نفر بدون تعامل با هم اند. در تغییر وضع ایران اثری ندارند. 

ایران سرمایه داری دولتی است. در اقتصاد از سرمایه داری خصوصی وامانده تر است. در سیاست لابی شرکتها و نهادها را ندارد تا رشد جامعه را تعاملی پیش برند. سلیقه شاه با مشاوره ساواک، سلیقه ولی با 3 شورای استصوابی- رئوس 3 قوه را تعیین کنند. لذا سرمایه داری دولتی نه تنها فاسد/ ناشایسته سالاری، عدم تولید بهینه داشته؛ بلکه استبداد مطلقه فردی را دامن زند. در گذار چند دهه مانند شوروی با ضدیت امپریالیسم تبدیل به سرمایه داری مافیایی خواهد شد؛ نه انقلاب دمکراتیک. 

ایران هم نظام بسته تر شده؛ جناح اصلاحطلب را روبید. انقلاب 57 با کودتای 30 خرداد 60 ولی مطلقه نتیجه انقلاب را عقبگرا کرد؛ خرافات “خلق”، حاکمیت اقشار نامولد لاتها، آخوندها قوز بالا قوز بر استبداد فردی رژیم ساقط شدند. عقبگرا با رکود جی دی پی، فقر، تجارت خارجی، حقوق زنان، اقلیتها، توریسم، مقایسه با ترکیه تعیین شوند.

4-براندازی، سرنگونی با حمله نظامی خارجی یا ناتو در تغییر دیکتاتور یاغی به غرب/ جی 7 است. نمونه: ژاپن و آلمان در ج ج 2، عراق صدام، گرانادا، پاناما-نوریگا، صربستان میلوشویچ؛ حکومت جدید قانون اساسی بنا به سلیقه آمریکا تصویب کند. براندازی 10% ج.ا.، 90% شریعت لغو شوند. شاید آن دو کلا یا بخشا از قانون اساسی جدید روبیده شوند. مداخله خارجی یا مافیا در براندازی، سرنگونی، سقوط روی دهد. ولی ثبات ندارد. نمونه: حمله ناتو به افغانستان، عراق، یمن، سوریه.

برانداختن استبداد سکولار ساده تر از استبداد بنیان گرای دینی است. در استبدادهای خونتای یونان، پینوشه شیلی، فرانکوی اسپانیا، کانتنوی پرتغال، پارک کره جنوبی، سوهارتو اندونزی، مارکوس فیلیپین – آزادی انتخابات مطرح بود نه آزادی اجتماعی؛ ساده تر از ایران بودند. گذار به شریعتمداری پاکستان عهد ژنرال ضیاء از جمهوری سکولار، برگشت به جمهوری اسلامی در افغانستان پس از جنگ 20 ساله با ناتو، سرسختی بنیانگرایی دینی را نشان دهند. در سوریه و افغانستان، ناتو پس از 20 سال جنگ ناموفق بود.

آیا بر اندازی بدون جنگ داخلی میسر است؟ نه. نمونه آخر سودان پسا البشیر است که قتل، بی آبی، فرار از خانه ها را در پی آورد و ادامه دارند. براندازان داخل هم با برونمرز هم پوشانی نداشته؛ مردم حمایت شان نکرده؛ نتیجه نگرفته؛ شکست خوردند. براندازی در فرم و شکل جنگ داخلی حتما انجام نشود. تجاوز نظامی از بیرون به مدد یکانهای داخلی، یک شکل دیگر براندازی حکومت و دولت است.

جهانگیر علی زاده نوشت: هر براندازی معنیش جنگ داخلی است. اما دقیق وقتی که ساختار حکومت و نحوه انتخاب نیروهای مسلحش، محتوای طرفدارانش، شکل عملکردش، نیز شکل عملکرد مخالفین رادیکالش را بنگری بر اندازی در حال چیزی جز جنگ داخلی نیست. بر اندازها جنگ داخلی را  در پی دارند. از اپوزیسیون شاید برخی با سیا برای بر اندازی برنامه ریزی کنند. 

براندازیهای ناموفق: کودتای نوژه، حمله مجاهدین به کرمانشاه، عملیات مسلحانه جیش العدل در خاور و پژاک در باختر. لذا، به دنبال حمله نظامی ناتو به ایران اند. ج.ا. نیاز به دشمن خارجی ندارد. زیرا با تکرار “مرگ بر چند کشور قوی” دشمن تراشی کرده؛ برای تجارت، فنآوری، سرمایه گذاری مضر است. نمونه: هواپیما مسافری از بوینگ و ایر باس، جنگده های روسی را بخاطر 1 قطعه رولز رویس تحریمی نتواست بخرد. ارتش جمهوری اسلامی ارتش شاه نیست. ارتشی ها و حتی سپاه از وضع موجود ناراضی نیستند. 

جنگ داخلی بخاطر بزرگی ایران گسترده و طولانی خواهد بود. نمونه: جنگ داخلی 1865 آمریکا بین جنوب و شمال، سوریه سده 21. عراق با نفت فراوان 3بخش شیعی در جنوب، کرد در شرق، سنی در باختر، با نیروهای شبه مسلح حشد شعبی، کتائب، شاید داعش به ثبات کامل نرسیده. لبنان و یمن هم این عدم ثبات را نشان دهند که عدم امنیت مخل جذب سرمایه و رشد اقتصاد است.

سرکوب، آمر و مامور مادی دارد. لذا نیروی مادی قویتر باید این 2 را براندازی خونین کند. نمونه: مصر السیسی با حقوق بشریها. مسئله ایران 2 تا ست: آزادی زنان/ اجتماعی، آزادی رقابتی سیاسی. تفاوت براندازی و سرنگونی در این است که در براندازی فاعل مجهول، جادویی، غیبی است. در سرنگونی جناحی نظامی، نیروی خارجی، طغیان مردم فاعل اند. هر دو به حذف رهبر مطلقه انجامیده؛ ولی در فاز بعدی با جنگ داخلی، یک قلدر دیگر قدرت را تسخیر کند. نمونه: مصر سیسی، سودان پسا البشیر، افغانستان با طالبان فعلی. 

5-فروپاشی سرمایه داری دولتی در رقابت با خصوصی تاب نیآورده؛ از درون فروپاشد. نهادهای اقتصادی و بانکها به مافیا ارزان فروخته شوند. نمونه: شوروی که رفرم خروشچف را در 1964 سرکوب کرد؛ در 1991 سرمایه داری مافیایی حاکم شد. در فرو پاشی 100% ج.ا.، 90% شریعت لغو شوند. “سقوط رژیم ولایی شاید بهتر باشد بسیار زود و سریع اتفاق نیفتد. اگر هدف جنبش کنونی رهایی از وضع موجود، جدایی دولت از دین، جرم انگاشتن صدور فتوای قتل، جرح، غارت – باشد، نیاز به چهارچوب فکری بدیلی است.” محمد قائد http://www.mghaed.com/

6-کودتا قبضه قدرت گروه نظامی در شبیخون به دولت قانونی است. کودتا تغییر دولت با ضربه نظامی درونی، قبضه رسانه ها، وزراتخانه ها، پذیرش در سازمان ملل است. در سده 20 جنگ سرد، آمریکا نقش عمده در کودتای خارجی داشت. نمونه: 28مرداد 32 با کمک مالی و فکری سیا و ام آی 6. در سده 21 قدرت خارجی آمریکا زوال یافته؛ قطب شرق چین- روسیه شکل گیرد. نمونه: زبونی آمریکا: ونزوئلا، سوریه، یمن، سومالی. در کودتا با ادامه جمهوری شاید 50% ج.ا.، 80% شریعت لغو شوند.

کودتا داخلی با رقابت درونی بوده که به جنگ داخلی منتهی شود. نمونه: سیسی در مصر مرسی بدون جنگ داخلی، سودان پسا البشیر با جنگ قدرت بین ارتش و شبه‌نظامیان پشتیبانی سریع، جنگ داخلی 5 ساله سودان جنوبی با 2 نیروی مسلح به رهبری کیر و رقیبش با 400 هزار کشته. در سودان و سودان جنوبی منجر به جنگ داخلی با تلفات زیاد بدون پیروزی تا 2024 شد. بنابراین امید جایگزینی یک دولت مدرن با ثبات در برچیده شدن ج.ا خیلی کم است.

چند پسند عاطفی، آرزویی، بدون تجهیزات، براندازی را 100% پندارند. مدل براندازی نداشته؛ فروپاشی شوروی 1991 را شاهد آورند. در حالیکه فروپاشی شوروی منجر به سرمایه داری دولتی مافیایی اقتدارگرایی فردی- مافیایی شد. البته آزادی اجتماعی نوع خاورمیانه شاید بدست آید. پاکستان، سوریه، سومالی، لیبی، یمن- نمونه های دیگر براندازی و بی ثباتی اند. در 2 تای آخری منجر به عدم دولت مرکزی شد. مانع اصلی رسیدن به مدرنیسم سرمایه داری دولتی بوده که به مافیایی در گذار است. این گذار مانند تغییرات زیستبوم خارج از کنترل نظام است؛ چون حرکت رود به گرداب نهایی. 

بیژن آژند نوشت: تا نسل اول انقلاب چه در داخل حکومت و چه به عنوان برانداز در داخل اپوزیسون بویژه مجاهد و کومله وجود داشت. بر اندازی یعنی جنگ داخلی و مردم ایران 90% خواهان تغییرند. ولی نه جنگ داخلی. در ضمن غرب مستقیم و غیر مستقیم سرنوشت مردم ایران را بویژه در 100 سال گذشته در راستای منافع خود با تضادهای عمده جهانیش گره زد. حل تضادهای ایران بدون حل تضاد های جهانی مشکل است. با هرچه بیشتر دو قطبی تر شدن جهان نیروهای سیاسی ایران هم صف بندیشان دو قطبی تر شود.

فردی نوشت: هیچ کدام از 6 گزینه. اجماع بین المللی حکومت ایران را عوض خواهد کرد. در این نظر فاعل غیب زده! بله اجماع جهانی هم فاکتوری است. در افغانستان منجر به برگشت طالبان در چند سال گذشته شد. در اعلان سازمان ملل در مورد کشور جدید اسراییل مسئله قدیمی فلسطین را از 1948 لاینحل کرد. تا جاییکه اکنون صورت مسئله دارد پاک می شود.

آیا گزینه دیگری از قلم افتاده؟ هر کدام چه احتمالی دارد؟ بنا بود هر خواننده احتمال هر گزینه را به نظر خود بنویسد. یک نظر بر اساس تجارب فرد است. ادامه وضع موجود 80% است. فردی نوشت: واقعا چه اصراری بر دادن آمار غلط وجود دارد؟ این نتیجه بر اساس چه داده علمی و تحقیقی تهیه شده؟ داوری غلط این خواننده چگونه انجام شد؟

چند پسند عدم تغییر تا مرگ ولی مطلقه، “آش همین و کاسه همین” خواهد بود. شاید اپوزیسیون فعال ضد نظام به 10% هم نرسد‌. در نتیجه شانس براندازی، کودتا و انقلاب از همین 10%، یعنی هر کدام 3% بیشتر نیست. آنها در برابر ۲۵ % هواداران کاری از پیش نبرند. 

منابع. ‏2024‏/06‏/06  ج.ا.= جمهوری اسلامی

https://www.asriran.com/fa/news/964371 پیش بینی ایرانی ها از ۵ سال آینده کشور چیست؟ اینفوگرافی

 Saïd Amir Arjomand, Revolution: Structure and Meaning in World History 2019, University of Chicago Press

Theda Skocpol 1979 States and Social Revolutions: A Comparative Analysis of France, Russia and China

Social Revolutions in the Modern World, Cambridge University Press 1994 Theda Skocpol

“God, King and Country” was the motto under which the British Army conscripts were marched off in 1914. greenleftie.uk شعار انقلاب 57 استقلال آزادی جمهوری اسلامی. شعار خیزش 1401 زن زندگی آزادی.