آیا ” ناگفته های نشست بن” پس از هفده سال سکوت قابل توجیه است

نویسنده : مهرالدین مشید

هفده سال پس از نشست جهانی بُن محمد یونس قانونی، رییس هیئت رهبری کنندۀ افغانستان در آن نشست، سکوتش را شکست و بخشی از ناگفته‎های نشست بُن را همگانی ‎ساخت. وی می گوید که امریکایی‌ها پیش از نشست بُن، حامدکرزی را به عنوان رهبر افغانستان برگزیده بودند. به گفتۀ وی این تصمیم در هماهنگی با دفتر ساحه یی “سی آی ای” در اسلام آباد در هماهنگی با استخبارات پاکستان گرفته شده بود. به گفتۀ او از نظر امریکایی ها بدیل طالبان بدیل “پشتون محور” در افغانستان بود که آقای کرزی شخص مناسب برای امریکا وپاکستان تلقی شده بود. نشست بن، در یکی از هوتل‌های قدیمی و زیبای آلمان به نام «پترزبورگ» در ماه رمضان برگزار شده بود، در کنار این‌ که اشتراک‌کننده‌گان اوقات‌شان تلخ بود، تحت فشار قرار داشتند و تلاش می‌کردند که راه‌حلی برای افغانستان پیدا کنند.

نشست بُن، پس از شکست گروه طالبان، در دسامبر سال ۲۰۰۱‍میلادی برابر به ۱۱ قوس ۱۳۸۰ خورشیدی  در شهر بُن آلمان زیر نظر سازمان ملل برگزار شد. این نشست که یکی از مهم‌ترین نشست‌ها در بارۀ افغانستان بود، در آن چهره‌های سیاسی افغانستان به منظور ایجاد یک ادارۀ موقت در افغانستان، گردهم آمده بودند. شرکت کننده گان این نشست، حامدکرزی را به عنوان رییس دولت موقت افغانستان انتخاب کردند. به ګفتۀ قانونی کشورهای شش جمع یک و اتحادیۀ اروپا به شمول جبهۀ مقاومت، پاکستان، روسیه، هند وایران همه دربارۀ بدیل طالبان و آمدن آقای کرزی اتفاق نظر داشتند.  گفتنی است که در نشست بن چهار گروه اشتراک داشتند؛ قانونی جبهۀ مقاومت به رهبری قانونی، شورای روم به رهبری عبدالستار سیرت، شوراى قبرس برهبرى همايون جرير و شوراى پشاور برهبرى سيد حامد گيلانى زير نظر سازمان ملل متحد و با حضور کشور های شش جمع یک و کشور های همسایۀ افغانستان اشتراک داشتند. معلوم است که چهار گروۀ اشتراک کننده اختلاف نظر هایی هم داشتند. کنفرانس در حالی برگذار شد که طرف ها هر یک ناگزیر به انعطاف بودند که در نتیجه انعطاف به یک ضرر راهبردی به مردم افغانستان بدل شد.

در این شکی نیست که نشست بن تحت فشار و نفوذ شدید کشورهای غربی و همسایه برگزار گردید که بیشتر تامین کنندۀ منافع آنان بود تا منافع مردم افغانستان و این که چهار گروه چقدر برای بازگرداندن اصل حاکمیت به مردم افغانستان تلاش کنند، طبعی است که در این مورد شتاب زده عمل کردند که این درد و التهاب این شتاب زده گی ها را مردم افغانستان احساس می کنند. هرچند اشتباۀ بن به چهار گروۀ اشتراک کننده بر می گردد و اما از این که جبهۀ مقاومت در قدرت نقش تعیین کننده و بیشتر را داشت. از این رو حرف ها بیشتر متوجه او است و از سویی هم مخالفت آنان با استاد ربانی و ترجیح دادن آقای کرزی از سوی آنان این تردید ها را دامن زد که آقایان مارشال فهیم، قانونی و داکترعبدالله قرعۀ بن را به نام خود زدند و به نام ونان رسیدند و چیزهایی را که نباید از دست می دادند، از دست دادند. در حالی که در این از دست دادن ها چهارگروۀ اشتراک کننده نقش داشتند و اما با تفاوت این که آقای قانونی نقش برازنده تر داشت، بار مسؤولیت بر شانه های او بیشتر سنگینی می کند.

محمد ناطقی(1)، یکی از اشتراک‌کننده‌گان اصلی کنفرانس بن، در مورد برگزاری این کنفرانس، اختلافات، بحث‌ها، مشارکت اقوام، چگونه‌گی انتخاب حامد کرزی به عنوان رییس اداره موقت می‌گوید اولین بحث روی تشکیل اداره موقت، دومین اجندای در پیوند به مبنای تشکیل آن و سومین موضوع چگونگی مشارکت اقوام و احزاب بود که به گفتۀ وی در مورد موضوع اخیر اتفاق آرا موجود بود و مشارکت اقوام تصویب شد که فیصدی اقوام نیز تحت بحث قرار گرفت.  به گفتۀ آقای ناطقی کنفرانس بن در روز ششم به بن بست رسید و آقای ابراهیمی قصد داشت تا شکست کنفرانس بن را اعلان کند. علت این شکست بر سر گزینش رئیس ادارۀ موقت بود که آقایان سیرت و کرزی مطرح بودند و اما وی موضوع رای گیری میان هر دو را که گفته می شود یازده رای آقای سیرت گرفت و یک رای آقای کرزی رد می کند؛ اما می گوید که آقای سیرت به دو دلیل یکی اختلاف میان هیآت روم و دیگری هم مسایل قومی بود که به گفتۀ او عبدالرحیم وردک و امین ارسلا به شدت مخالف آقای سیرت بودند. وی در رابطه به آقای سیرت می گوید که او مخالف حضور نیرو های بین المللی در افغانستان بود و موضوع او را ناسازگار با جامعۀ جهانی خوانده است. وی به ادامۀ اختلاف ها این دو موضوع راهم از جمله مانع انتخاب شدن او عنوان کرده است. وی می گوید که پس از اختلاف بر سر آقای سیرت، اخضر ابراهیمی گفت که شخص دیگری باید پیدا شود و نشست صورت گرفت. وی می گوید که نشست صورت گرفت و یادداشتی آمد که آقای کرزی پیدا شده است واما آقای قانونی از اشتراک در نشست خودداری کرد. وی دلیل عدم اشتراک آقای قانونی را در نشست نگرانی او در پیوند به عدم رضایت استاد ربانی عنوان می کند و اما می گوید که نظر هیآت که در راس آن آقای قانونی بود، نسبت به آقای کرزی مثبت بود. وی می افزاید که هرچند رای گیری به آن صورت نشد واما آقای کرزی با اکثریت آرا تایید شد. حامد کرزی فردای آن روز از طریق بی‌سیم صحبت کرد و بیانیه خود را به زبان، پشتو، دری و انگلیسی خواند و تشکری کرد. به گفتۀ  آقای ناطقی نشست بن، به اتفاق آرا صورت گرفت و روز آخر نشست، هیآت در کتاب امضا کردند. وی به ادامه گفته است که موافقت‌نامه بن سه مرحله چون اداره موقت، لویه‌جرگه، اداره انتقالی و بعد اداره منتخب را برای اداره افغانستان پیش‌بینی کرد. بعد تشکیل چند کمیسیون از جمله کمیسیون حقوق بشرپیش بینی نمود. وی می گوید که دراین نشست قانون اساسی همان قانون اساسی زمان ظاهر شاه به استثنای بخش‌های سلطنت پذیرفته شد.

از گفته های آقای ناطقی پیدا است که آنچه که آقای قانونی در یک نشست پس از هفده سال زیر عنوان ” ناگفته های بن” اعلان کرد و فیصلۀ بن را نتیجۀ توافق “آی اس آی” و” سی آی ای ” خواند. آقای قانونی در زمان نشست بن هرگز چنین نگرانی نداشت و صرف از مخالفت و عدم رضایت استاد ربانی اندکی نگران بوده که استاد می خواست، نشست بن باید درداخل افغانستان برگزار می شد ونه در بن آلمان؛ زیرا به باور استاد ربانی برگزاری همچو نشست مهم در یک کشور خارجی بیشتر تعیین کنندۀ منافع خارجی ها بود تا منافع مردم افغانستان و در این میان حضور نیرو های خارجی در افغانستان زیر نام مبارزه با تروریزم هم چندان برای استاد پذیرفتنی نبود. این که استاد حاضر شد تا با دل ناخواسته قدرت را برای کرزی تحویل بدهد. وی زمانی به این کار اقدام کرد که می دانست کار از کار گذشته است و اشتراک رهبران جبهۀ مقاومت از اسماعیل خان تا استاد خلیلی و دیگران هم داستانی کمتر از این را نداشت.  

قابل یاد آوری است  که همسویی آقای قانونی با کرزی در نشست بن دلیل دیگری هم داشت؛ زیرا او می دانست که   امریکا در مورد استاد ربانی نظر مساعد ندارد؛ زیرا زمانی که گیری شرون نمایندۀ سی آی ای با چمدان یک میلیون دالری اش در اواخر سپتمبر ۲۰۰۱ دوباره به دستور سیا به سرعت وارد پنجشیر شد. زمانی که مارشال فهیم در پاسخ به نگرانی هایش در مورد برنامه های آیندۀ امریکا در افغانستان از استاد ربانی و استاد سیاف بحیث مانع سخن گفت.  گیری در پاسخ وی گفت که وقت استاد ربانی سپری شده و مردم از او حمایت نمی کنند و چای صبح را با استاد سیاف می نوشم و موضوع را همرایش حل می کنم. (2) از این اظهارات شرون معلوم می شود که امریکایی ها از قبل با استاد ربانی بدرود گفته بودند و آقای قانونی این را می فهیمد و از همین خاطر بود که از هوتلی در هند ( مارشال فهیم قسیم،  داکتر عدالله و قانونی ) به استاد ربانی زنگ زدند و برایش گفتند که وقت شما تمام است. روزی من از زبانش شنیدم که آقای قانونی گفت که زمان استاد ربانی سپری شده و ما می خواهیم با آقای کرزی کار کنیم؛ زیرا که او آدم با برنامه است. از سویی هم آنچه که حالا از هماهنگی آی اس آی و سی آی ای عنوان می کند و تا کنون لب به سکوت نهاده بود و از آن چیزی نمی گفت و بالاخره به قول خودش ناگفته های بن را افشا کرد. در آن زمان برایش پذیرفتنی بود و مشکل نداشت. هرگاه در مواردی چون تاکید بر رهبر” پشتون تبار” و نفوذ استخبارات امریکا و پاکستان بر روی نشست بن دغدغه یی می داشت،  دست کم در آن زمان اشاره یی می کرد و دست کم دستان آقای سیرت را برسم تایید می فشرد که آقای ناطقی از آن بعد تر پرده بر می داشت. آقای قانونی به فیصلۀ ناقص بن به میل غرب تن داد. این در حالی بود که او می دانست. احمد شاه مسعود و استاد ربانی قطعا مخالف حضور نیرو های خارجی در افغانستان اند و او می دانست که امریکایی ها پش از آخرین نشست هیآت شان در اسلام آباد با نمایندۀ جبهۀ مقاومت گفتند، تا زمانی که مسعود زنده باشد، برنامه های آنان در افغانستان پیروز ناشدنی است. آقای قانونی در آن زمان نه تنها این حساسیت ها؛ بلکه تمامی حساسیت ها به شمول برنامۀ تمامیت خواهی پاکستان در افغانستان را خوب می دانست  و تایید آقای کرزی از سوی پاکستان این خود فاجعه یی بود که افغانستان امروز پس از هفده سال حضورخارجی ها در این کشور به آن درگیر اند. امریکایی ها در این نشست حضور طالبان را مردود شمردند. در حالی که آنان برای اشتراک در این کنفرانس ابراز آماده گی کرده بودند. احیای طالبان به کمک آی اس آی و رسیدن آنان به دروازه های کابل و اوج شورشگری در افغانستان در موازات افزایش فساد و مواد مخدر محصول تصمیم های شتاب آلود بن بود که امروز بهای آن را مردم افغانستان می پردازند. این نشست در نتیجۀ تعهد سران جبهۀ مقاومت با امریکا افغانستان را تقریبا خلع سلاح گردانید و بر بنیاد فیصلۀ آنان افغانستان بدون طالبان دارای ۷۵ سرباز بدون اسلحۀ سنگین باشند. این در حالی واقع شد که حمله به افغانستان نه تنها در بخش نظامی؛ بلکه در تمام بخش ها بدون یک استراتژی کامل و از پیش سنجیده شده بود. هرچند در کنفرانس بن نقشۀ راه برای حرکت افغانستان بسوی یک فردای بهترتعیین گردید؛ اما در این کنفرانس بیشتر تاکید به ساختن نهاد های دیموکراتیک و جامعۀ مدنی شد. نه تنها خارجیان بلکه زنان و مردان افغانی که از کشور های خارجی وارد افغانستان شدند تا فکری برای آیندۀ افغانستان بعد از طالبان بنمایند، همه بدین باور بودند که  پییشرفت افغانستان فقط در گرو الگو برداری از ارزش های جهان غرب است. بی خبر از این که ارزش های مردم سالاری در جوامع غربی برخاسته از تجارب کشورهای مختلف در محیط های متفاوت بود که به گونۀ خود جوش در آنجا جان گرفته بود. بنابراین یکی از اشتباهات کنفرانس بن اول گوش دادن امریکا به مشورۀ افغان هایی بود که طی سال های متمادی از کشور شان دور بودند و تغییر شرایط در کشور شان در طول دهها سال را درک نکرده بودند.

از سویی هم تلاش ها با برگزاری بن دوم برای تعیین یک نقشۀ راه برای رهایی افغانستان از بن بست موجود به ناکامی انجامید. چنان که در این نشست پس از یک دهه ناآرامی، نمایندگان بیش از ۹۰ کشور و سازمان بین المللی حمایت های قبلی و موضعگیری های خود را در برابر مسایلی چون تعهد بلند مدت جامعه‌ی جهانی، تسریع روند انتقال مسئولیت های امنیتی و روند بازگرداندن شورشیان به زندگی عادی، تاکید و تکرار کردند. کشورهای اروپایی، نشست بن دوم را به عنوان نقطه‌عطفی برای بازگرداندن طالبان تقلی کرده و امیدوار بودند که در این نشست، با قانع کردن طالبان و پرداخت رشوه های چشم‌گیر، مانند تغییر قانون اساسی افغانستان مطابق خواست طالبان توجۀ آنان را جلب می کنند؛ اما با پیچیده شدن تحولات در افغانستان این روند به بن بست رسید. از طرف دیگر، کنفرانس بن دوم، فرصت طلایی برای افغانستان بود که با تدوین یک چشم‌انداز بلندمدت و ارائه آن به جامعه جهانی، چارچوب یک رابطه‌بلندمدت و غنامند را با جامعه‌جهانی فراهم آورد. با کمال تاسف، به دلیل تنش‌های داخلی ماه‌های اخیر، چنین فرصتی تا اندازه‌ زیادی از دست رفت. این دشواری ها دست به دست هم داد و کنفرانس بن را به یک نشست نمادین بدل کرد. این کنفزانس نتوانست تا به مشکل سه بعدی افغانستان چون؛ قرارداد اجتماعی بین الافغانی، قرارداد اجتماعی بین افغانستان و کشورهای همسایه و قرارداد اجتماعی بین افغانستان و جامعه‌جهانی، طور شاید و باید بپردازد.

با تاسف فراوان که  کنفرانس بن شماری ها را چنان در نشۀ قدرت فرو برده بود و خمار های دیرینۀ آنان و یاران شان را شکسته بود که هرگز پروای “که و مه” را نداشتند و در هوای آن به قول معروف “سربه هوا و دل به تماشا” بودند که حتا وقت چند لحظه نشستن با آقای بسم الله محمدی را هم نداشت. حال جنابان که به قول معروف “دل خود را خالی” کردند و خوب شد که ناگفته ها را یکسره بیرون دادند و مردم افغانستان بهتر فهمیدند که بن کمتر از یک توطیۀ دردناک وخطرناک بوسیلۀ پاکستان برضد مردم افغانستان نبود که امروز مردم افغانستان با گوشت و پوست خود درد آن را احساس می کنند؛ اما مردم با توجه به کارکرد های پیشین این جنابان می دانند که ایشان برای زدن هدف توانایی هایی ویژه دارند و توانسته اند تا با استفاده از قدرت به ثروت های زیادی دست یابند و فعالیت ها و خدمتگذاری های شان برای نزدیکان آنان هر روز صفحات اجتماعی را زیب و زنیت تازه یی می بخشد و حالا که انتخابات مجلس نماینده گان در راه است و باز هم زمان شکار کردن این مردم بدبخت رسیده است و باید ایشان ناگفته ها را بگویند تا اندکی زنگار ناراحتی ها را از دل های خسته و وحشت زدۀ مردم افغانستان برکند و به قول معروف ” هم لعل بدست آید  وهم یار نرنجد” ؛ اما ایشان بدانند که مردم افغانستان دریافته اند که آزموده را آزمودن خطا است و انسان را نباید دو بار از یک سوراخ مار بگزد. بنا بر این آقایان نباید به بهانۀ گفتن این ناگفته ها بیشتر از این مردم را فریب بدهند و بدین وسیله سرنوشت مردم افغانستان را به بازی بگیرند.

1 –  https://8am.af/x8am/1396/09/18/unspoken-conference-bon/

2 –  اکرام اندیشمند،  جنگ امریکا در افغانستان، چاپ کابل

3 – بعضی گفته ها اشاره به کتاب جنگ اشباح و  خاطرات گیری شرون