آیا زلزلۀ شهرک هوشمند، فاسد تکانی را در ارگ به راه خواهد افگند

نویسنده : مهرالدین مشید

آقای محمدی نخستین و آخرین قربانی یا آغاز خانه تکانی در ارگ

رییس جمهور غنی پس از آن که آقای زاخیلوال دخل دار پیشین آقای کرزی را در کنار شماری دیگر بحیت مشاور اقتصادی خود مقرر کرد، باورمندی مردم و حتا شماری پشتیبانان خود را از دست داد و وعده های انتخاباتی اش خاک افگندن در چشمان مردم تلقی شد.هرچند این مقرری ها اندکی تحت شعاع حوادثی چون به تعویق افتادن نامزدی وزیران و عملی نشدن وعده های صد روزهء انتخاباتی و عدم اقدام های جدی او برای ایجاد اصلاحات رفت؛ اما بازهم وی زیر فشار رسانه ها و افکار مردم قرار داشت. رییس جمهور در این مدت واکنش های تند مردم را به هیچ گرفت و به بهانهء درگیری های زرگری با رییس اجراییه به وقت کشی ها ادامه داد؛ اما با آنهم رسانه ها و مردم از موضع شان عقب نشینی نکرده و پیهم فشار ها را بر رییس جمهور حفظ کردند که سخت جانی های رییس جمهور سبب شد تا این همه فشار ها بر وی تاثیر خیلی اندک کند.

پس از آنکه مردم به کلی از رییس جمهور ناامید شدند و دریافتند که مشت آهنین رییس جمهور برای ایجاد اصلاحات باز نمی شود، بی صبرانه منتظر ماندند که دیر یا زود انفجاری در ارگ بوقوع خواهد پیوست و مفسدان بالاخره کاری را در زیر ریش جناب رییس جمهور انجام خواهند داد که لرزه های آن فراتر از ارگ تمام کشور را فراخواهد گرفت. تا بالاخره شب انتظار مردم پایان یافت و آقای محمدی در همکاری نزدیک با نمایندهء خاص رییس جمهور “گلی را به آب دادند” هر چند در عقب آن دستان دیگری هم دخیل است و اما چگونه شد که با بازی ماهرانه آقایان محمدی و مسعود را قربانی بازی خود کردند و آیا این بازی طوری سازمان دهی شده بود که چنین اهدافی باید نشانه گرفته شود تا چنین زمینه برای رییس جمهور میسر شود که وظیفۀ محمدی را به حالت تعلیق قرار بدهد و مسعود زیر سوال برود و حتا مورد نکوهش قرار بگیرد. پس اگر چنین باشد، هرنوع عذر خواهی، از افتادن  در این دام عذری بدتر از گناه است که چگونه به قاعده های همچو بازی ها ناآگاه بودند و به این سرعت پای پچلک شدند.

در هر حال رخداد ها و بازی های بعدی در موجی از عقب کشی و پیش کردن مهره ها بیشتر از چند وچون این ماجرا پرده خواهد برداشت. آشکار خواهد شد که آیا با به تعلیق افتادن وظیفهء آقای محمد و” چندک ” گیری های آقای مسعود بازی تمام خواهد شد یا این که افتضاح شهرک هوشمند و به تعلیق افتادن وظیفهء آقای محمدی مشاور رییس جمهور می تواند، آغازی برای حانه تکانی مفسدان در ارگ و ایجاد اصلاحات جدی و گسترده در سطح کشور باشد. یا این که آقای محمدی در قربانگاهء ارگ در پای مفسدان به قربانی گرفته شده است و گویا با ذبح شرعی شدن وی مفسدان دیگر غسل تعمید خواهند شد. بالاخره با قربانی شدن آقای محمدی بازی پایان خواهد یافت یا این که خانه تکانی در ارگ ادامه خواهد یافت؛ زیرا حجم افتضاح “شهرک هوشمند” آنقدر بزرگ است که تنها با به تعلیق افتادن وظیفهء آقای محمدی چیزی از برج و باروی آن کم نمی شود. از سویی هم این بازی یک شبه انجام نیافته؛ بلکه هفته ها و ماه ها روی آن کار شده است و افراد زیادی بحیث میانجی ها در آن دخیل اند تا توانسته اند، آقای فیروزی را تا رساندن به ارگ خلاف قوانین کشور از زندان بیرون کنند. شایعاتی موجود اند که پیش از افتتاح شهرک هوشمندآقای فیروزی به ارگ آورده شده بود و با مقام ها در ارگ گفت و گو کرده است و این گفت و گو ها حتا به مشاجره هم کشانده شده بود. بدون تردید آقای فیروزی گفتنی هایی داشت که برای بیان آنها اندکی به وی فرصت داده نشد. هرگاه برایش فرصت داده شود ، بدون تردید اندکی سرکلافهء سر در گم این افتضاح برای مردم گشوده می شود. حال که برای وی همچو فرصت داده نشد. هیأت موظف باید به سراغ آقای فیروزی برود که او گفتنی هایش را با هیآت شریک کند و ازچند وچون این رسوایی اندکی پرده بردارد تا “سیاه رو شود آن که در او غش باشد”. مردم از هیأت می خواهند تا لابی های ارگ را هم شناسایی کند و سرنخ ها را پیدا کند و دست شان را بدست اداره های عدلیه وقضایی کشور بسپارد. در عیر این صورت کار بازرسی این هیأت جز خاموش نگهداشتن ناعاقبت اندیشانهء مردم معنای دبگری نخواهد داشت. مردم امیدوار اند که هیأت یافته هایش را با مردم شریک کند و آنانی را که در شکل دهی این رسوایی دست دارند، به مردم افغانستان معرفی کند و هم از چند  و چون و چگونگی های این موضوع به مردم جزییات بدهد و از سویی هم ماده های ۱۳۲ و ۱۵۳ قانون جزا را برای مردم تشریح کند که چگونه از آن استفاده شده تا بار دیگر تکرار نشود. به هر حال کار هیآت به اینجا پایان نمی یابد، هیأت باید سر نخی از این موضوع به افکار عامه بدهد و آنانی را که در این رسوایی دست دارند،باید معرفی کند و بر بنیاد قوانین افغانستان به گونهء شفاف محاکمه شوند تا اعتماد مردم نسبت به نیت محکم سیاسی ارگ برای زدودن فساد و محاکمهء مفسدان یقینی شود و بالاخره این تصمیم حکومت را آغازی برای خانه تکانی مفسدان در ارگ تلقی کنند. هرگاه ارگ بخواهد با این مانور مردم را به فریب بکشاند، فکر می شود که تاریخ اینگونه مانور ها در افغانستان پایان یافته است و نه تنها قناعت آنان را فراهم نمی شود؛ بلکه از این بدتر بر بی اعتمادی آنان در پیوند به حکومت بیشتر می افزاید؛ زیرا بی تفاوتی ارگ برای ایجاد اصلاحات بنیادی و برکناری و محاکمهء مفسدان،غارتگران و غاصبان زمین تا کنون چنان مردم را دل زده و بی باور کرده است که دشوار خواهد بود تا ارگ بتواند با این ساده گی یقین مردم را شکار کند. هرچند همزمان با افتضاح شهرک هوشمند زاخیلوال فاسد نام دار ارگ از مقام مشاوریت به مقام سفارت افغانستان در پاکستان تغییر وظیفه داد و شاید ارگ این گام را به گونهء چراغ سبز برای مردم در راستای فساد زدایی جلوه داده است؛ اما برای مردم قابل قبول نیست و این را ادامهء سیاست های مفسد پرورانهء آقای کرزی تلقی می کنند و استدلال می کنند که چگونه ممکن است شخصی را که تا گلو غرق در فساد است و دوسیه های اختلاسش بزرگتر از بار یک شتر است، بجای این که مورد بازپرس قرار بگیرد و محاکمه شود؛برعکس کلید سفارت کشوری برایش داده می شود که تصمیم گیری هایش در پیوند به افغانستان سرنوشت ساز است. بنا براین مردم این مقرری را بیشتر از یک معاملهء سیاسی تلقی نخواهند کرد. چگونه ممکن است برپاسداری از سیاست خارجی کشور بر کسی باور کرد که دست اش تا شانه در فساد غرق است. آنانی که وجود شان در برابر پول می لرزد و سر شان در پای ثروت به سجده می رود، چطور می توان باور کرد که سرنوشت مردم خود  را در بدل پول معامله نکنند.

هدف از اشاره به این موضوع نوعی هشدار به ارگ است که دیگر ممکن نیست مردم را با این موش و پشک بازی ها فریب داد و با این گونه وقت کشی ها آنان را به دنبال نخود سیاه فرستاد.  هرگاه ارگ می خواهد بیشتر از این زیر پای مردم را خالی کند و تصمیم دارد تا مردم را برای همیش در تب و تاب واکنش پیهم حفظ کند و به این بهانه مجال کنش ها را از آنان بگیرد، شاید اشتباه باشد؛ زیرا مردم برای همیش نمی توانند واکنشی و غیرفعال عمل کنند؛ بلکه آنگاه که کاسهء صبر مردم به سر رسید، بصورت فوری دست به واکنش و عمل  می زنتد که عواقب آن خطر آفرین خواهد بود؛ بویژه آنگاه که احبار ها به اختیار ها بدل شود و در این صورت قصر سلطان حتمی می لرزد.  چنانکه از تظاهرات ۲۰عقرب همه آگاه اند که چگونه گویی یک شبه هزاران نفر بسیج شدند و به جاده ها برآمدند و از فرط خشم فریاد برآوردند؛ مرگ بر ارگ و مرگ بر … در این شکی نیست که به فول “سفیدار”این شعار ها معنا ندارند و اما نهایت خشم و انزجار مردم از حکومت را به نمایش گذاشت.

حال با ارگ است که پس از این با چه نوع رویکرد سیاسی کنار می آید، رویکردی فراافگنی و فریب و یا روشی پاسخگو و واقعی که اصلاحات جدی را آغاز کند و کلید ادارۀ کشور را از ارگ تا وزارت ها از دست مفسدان بگیرد. این در حالی است که مردم از رویکرد های فریب آلود زیر پوشش وعده های چرب و میان تهی ارگ خسته شده اند و این خستگی درمان ناپذیر است و شورش و انقلاب را در پی دارد و ممکن نیست که با فشردن بازوان عصیانگر به ساده گی آن را از صحنه راند و این نوع راندن خطرناک هم است، زلزلهء آن خطرناک و تباهکن از زلزلهء طبیعی است.یاهو