این سازمان ملل متحد است یا چالهمیدان؟

ا. م. شیری
هشتادویک سال پیش، سازمان ملل متحد در سال ١٩۴۵ بعد از جنگ جهانی دوم با شرکت ۵١ کشور تشکیل گردید و در اثر سیاستهای تفرقهافکنانۀ قومی-نژادی و دینی-مذهبی اسعتمارگران غربی، بویژه رژیمهای آنگلوساکسونی، بسیاری از ممالک تقسیم و تجزیه شده، بقول انگلیسیها، هر چه کوچکتر، زیباتر و قابل کنترلتر گردید، بطوری که تا اکنون شمار اعضای این سامان تقریبا به ۴ برابر افزایش یافته است. تنها در دهۀ ١٩٩٠ قرن گذشته با حذف اتحاد شوروی، یوگسلاوی و چکوسلاواکی، ناگهان ٢۴ «کشور»، آن هم چه کشورهایی به تعداد اعضای سازمان ملل افزوده شد.
با توجه به اینکه جامعۀ ملل بعد از جنگ جهانی اول شکست خورده بود، سازمان ملل متحد جدید بهمنظور ممانعت از شروع دوبارۀ جنگ تشکیل گردید و اهداف اصلی آن، که در منشور این سازمان نیز ثبت شده، عبارتند از:
۱- حفظ صلح و امنیت بینالمللی، جلوگیری از جنگهای جدید. بعد از دو جنگ جهانی که به کشته شدن دهها میلیون انسان انجامید، دنیا به سازوکاری نیاز داشت که بتواند اختلافات را از طریق گفتوگو و مذاکره حلوفصل کند نه از طریق جنگ و زور؛
۲-توسعۀ روابط دوستانه بین ملتها، بر اساس اصل برابر حقوقی و حق تعیین سرنوشت ملتها؛
۳- همکاری برای حل مشکلات بینالمللی در زمینههای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و بشردوستانه و ترویج حقوق بشر برای همه؛
۴- مرکز هماهنگی، اینکه سازمان ملل به عنوان یک مرکزی باشد که اقدامات کشورها برای رسیدن به این اهداف مشترک را هماهنگ کند…
اما علیرغم نیت خیر، این بزرگترین سازمان بینالمللی نه تنها به هیچیک از اهداف تعیین شدۀ خود، از جمله جلوگیری از جنگ و حل مشکلات بشردوستانه دست نیافت، حتی بسرعت در جهت خلاف اهداف اولیۀ خود حرکت کرد و به عامل کمکی برای جنگافروزان، رژیمهای تروریستی و دشمنان بشریت تبدیل گردید.
سریال بلاانقطاع جنگها پس از تشکیل سازمان ملل متحد نیز کمافیالسابق با تمام شدت ادامه و گسترش یافت. جنگها یا در واقع، همان حملات تروریستی-استعماری موسوم به جنگهای کره، هندوچین، ویتنام تا افغانستان تا عراق و تا لیبی و در نهایت، تا لبنان، سوریه و ایران نشان دادند که تشکیل سازمان ملل متحد نتوانست باعث توقف حتی یک روز جنگ در جهان بشود.
سران و نمایندگان لات و قلدر رژیمهای غیرتاریخی، ماهیتاً تروریست و جنایتکار برخی کشورها، از جمله، رژیمهای تروریستی آمریکا، انگلیس و اسرائیل که همین سازمان ملل سه سال بعد از تشکیل خود آن را بهوجود آورد، مجامع و جلسات این سازمان را به کوچهخلوت و چالهمیدان برای عربدهکشیهای دیوانهوار خود تبدیل کردند.
صدور مجوز تحریم عراق و در نتیجۀ آن، مرگ بیش از نیم میلیون کودک عراقی، همچنین، تأئید حملۀ ناتو به یوگسلاوی و تجزیۀ آن، نابودسازی لیبی نمونههای بارز همکاری سازمان ملل متحد با رژیمهای تروریستی دنیای غرب است.
و سازمان ملل در هر جنگی که ظاهراً برای متوقف کردن آن نیروی (یونیفیل) فرستاد، نیروهای حافظ صلح این سازمان، فقط به عکس گرفتن از ویرانیها و شمارش کشتهشدگان جنگ مشغول شدند نه کار دیگر.
کمکهای غذایی و دارویی سازمان ملل از این هم «درخشانتر» است. از جمله، در جریان حملات تروریستی مداوم رژیم جعلی- غیرتاریخی جهود به جمعیت فلسطین، حتی نتوانست برای تحویل کمکهای غذایی- دارویی به قربانیان فلسطینی از اسرائیل اجازه بگیرد. در نتیجه، با چتر از هوا پرتاپ کرد و خود این «پرتابها» به طعمهای برای تجمع جمعیت نیازمند کمک و کشتار راحت آنها تبدیل شدند. بگونهای که بدنبال پرتاب مواد غذایی و دارویی از هوا، تروریستهای دولت جهود جمعیت حاضر در اطراف آنها را بهراحتی هدف قرار میدادند.
هشتادویکمین مجمع عمومی سازمان ملل متحد شاید از همۀ نشستهای پیشین آن وقیحتر بود. احتمالا به همین دلیل است که رهبران روسیه و چین، به سخن دقیقتر، سران کشورهای مبتکر نظم نوین جهانی برخلاف حضور فعال خود در نشستهای گروه بریکس و سازمان همکاری شانگهای، شخصاً در مجمع سالانۀ سازمان ملل متحد شرکت نمیکنند.
در این مجمع، دونالد ترامپ، رئیس دولت آمریکا، که بعنوان نمایندۀ تروریسم دولتی امپریالیسم آمریکا، این امپراتوری جرم و جنایت، جعل و دروغ، رژیمی که بر روی استخوان صدها میلیون انسان و غصب سرزمین آنها بنا شده و تنها پس از تشکیل سازمان ملل متحد، دهها فقره حملۀ تروریستی- استعماری، کودتا، کشتارهای چندین ده میلیونی، آدمربایی، دزدیدن و ترور رهبران دهها کشور جهان را در پروندۀ خود دارد، دیوانهوار عربده میکشید، تمام مرزهای وقاحت و بیشرمی را پشت سر گذاشت و میهن ما را بزرگترین کشور حامی تروریستم خواند؛ کشور ما را به نابودی تهدید کرد؛ برای ارعاب دیگران، قتلعامها و نسلکشیها، جرایم و جنایات بیحد و مرز رژیم آمریکا را با نعرههای گوشخراشِ «میکُشم، نابود میکُنم»، به رخ جهانیان کشید…
بیشرمانهتر از عربدههای جنونآمیز ترامپ این بود که دبیر کل سازمان ملل متحد نیز جرأت نکرد حتی به حکم وظیفه به او گوشزد کند که عربدههای تو خلاف منشور سازمان ملل است. علاوه بر سکوت وقیحانۀ دبیر کل سازمان ملل، نمایندگان اکثریت کشورهای عضو این سازمان نیز مانند گوسالۀ گرگدیده، فقط برّوبرّ تماشا کردند. حتی نمایندگان برخی مستعمرات آمریکا به نشانۀ طرفداری از تروریسم دولتی این امپراتوری، هنگام سخنرانی دکتر مسعود پزشکیان، رئیس جمهور ایران، تالار سخنرانی سازمان ملل را ترک کردند. یقیناً حافظۀ تاریخی ما ایرانیها آنقدرها هم ضعیف نیست که نتواند اسامی این مستعمرات مفلوک را برای تنظیم مناسبات بعدی بخاطر بسپارد.
آنچه رئیس جمهور ایران در سخنرانی خود بارۀ تروریسم دولتی آمریکا و رژیم صهیونیستی، بویژه در خصوص ترور رهبر کشور ما، دهها تن از دانشمندان، سرداران و فرماندهان نیروهای دفاعی و هزاران هموطن غیرنظامی، بویژه دختربچههای دانشآموز میهن ما در مجمع عمومی سازمان ملل گفت، هر چند به نظر من بسیار کم و بطور خلاصه گفت، اما تا همین حد، سنگ خارائینی بود که دهان و دندان سگهای تروریست آمریکا، اسرائیل و حیوانات وحشی طرفدار آنها را شکست، خونین و مالین کرد.
هشتادویک سال موجودیت سازمان ملل متحد بخودی خود نشان داد، که این سازمان در امر متوقف کردن جنگها و حملات تروریستی دولتهای استعمارگر، برقراری مناسبات برابر بینکشورها، توسعۀ روابط دوستانه بین ملتها، ترویج فرهنگ انساندوستانه و غیره کاملا شکست خورده و از کارایی لازم برخوردار نیست. بنابراین، سازماندهی مجدد این سازمان در خارج از قلمرو آمریکا، حتی به بهای حذف این امپراتوری جنایی و برقراری نظم نوین جهانی ضروری و لازم است.
مطالب مرتبط:
ایالات متحدۀ آمریکا تروریست اصلی جهان
و دهها سند اتباتی در بارۀ تروریسم دولتی آمریکا در اینجا
۴ مهر- میزان ١۴٠۵