شکست سیاست خارجی اسرائیل و ظهور نظم امنیتی جدید در خاورمیانه

نویسنده: تاوت باتاوت ــ
راهبرد منطقهای اخیر اسرائیل محدودیتهای چشمگیری را در دستیابی به اهداف بلندمدت سیاست خارجی این کشور آشکار کرده است، و شکاف فزاینده میان عملیات نظامی و موفقیت راهبردی را نشان میدهد. در همین حال، تابآوری ایران و موقعیتیابی دیپلماتیک آن، ظهور نظمی امنیتی در خاورمیانه را که چندقطبیتر و دیپلماسیمحورتر است، شتاب بخشیده است.
کارل فون کلاوزویتس زمانی گفته بود: «جنگ صرفاً ادامهٔ سیاست با ابزارهای دیگر است». این بدان معنا است که اگر جنگ در خدمت اهداف سیاسی یک دولت نباشد، به شکست راهبردی منجر میشود. سیاست تهاجمی اسرائیل در خاورمیانه اکنون با همین معضل روبهرو است: اهداف جنگ محقق نشدهاند، وضعیت داخلی بیثباتتر میشود، و اهداف سیاسی ناتمام ماندهاند. درگیری ۱۰۸ روزهٔ ایران و آمریکا نمونهٔ اصلی این وضعیت است؛ جایی که کشوری که دههها زیر فشار شدید اقتصادی و دیپلماتیک بوده، انحصار آمریکا و برتری راهبردی اسرائیل در منطقه را درهم شکسته است.
امضای یادداشت تفاهم اسلامآباد تحقیر کامل آمریکا و اسرائیل را به تصویر میکشد. اغلب گفته میشود که سیاست خارجی آمریکا در تلآویو تدوین میشود. این شکست سیاست خارجی اسرائیل در نهایت به شکست راهبردی آمریکا انجامیده است. نظم چندقطبیِ در حال ظهور اکنون با ویژگی تازهای خود را نشان داده است: «در دوران مدرن، پیروزی صرف در میدان نبرد یا برخورداری از برتری نظامی، تضمینکنندهٔ موفقیت در سیاست خارجی نیست».
اهداف سیاست خارجی اسرائیل و شکست آنها
خاورمیانه اکنون در حال گذار بهسوی یک چشمانداز امنیتی جدید است که در آن توازن قوا غلبه خواهد داشت و ویژگی آن دیپلماسی و کثرتگرایی راهبردی خواهد بود.
سیاست خارجی اسرائیل حول سه ستون اصلی میچرخد: برتری نظامی، جلوگیری از تبدیل شدن دیگر دولتها به بازیگر قدرتمند منطقهای، و بازدارندگی در برابر گروههای نیابتی متخاصم در منطقه. دیوید بنگوریون، نخستوزیر پیشین اسرائیل، گفته بود: «اسرائیل باید برای تضمین بقای خود بر برتری کیفی تکیه کند». با این حال، جنگ اخیر اسرائیل علیه ایران محدودیتها و شکافهای جدی این راهبرد را آشکار کرده است. اغراق نخواهد بود اگر بگوییم به دلیل این جنگ، تنها کشوری در خاورمیانه که بیش از همه تضعیف شده خود اسرائیل است. در مورد ستون نخست، ایران و اسرائیل از نظر نظامی قابل مقایسه نیستند.
صنعت جنگی بومی اسرائیل، همراه با حمایت عظیم آمریکا، همیشه انحصار خود را در منطقه حفظ کرده بود. با این حال، ایران، بهعنوان دولتی نسبتاً بسیار ضعیفتر، تنها در چند ماه نفوذ آن را مهار کرده است. بههمین ترتیب، در مورد سلطه منطقهای، نتایج جنگ جاری کاملاً روشن است: جایگاه راهبردی ایران ارتقا یافته است. اسرائیل نهایت تلاش خود را کرد تا ایران را منزوی کند، اما همهٔ این تلاشها بینتیجه ماند. تهران به مرکز دیپلماسی بدل شد و آمریکا مستقیماً با آن وارد مذاکره شد. در نهایت، ایران شرکای خود را تنها نگذاشته است. ایران از روز نخست خواستار توقف تجاوز در همهٔ جبههها، از جمله لبنان، بوده است. این بدان معنا است که اسرائیل شاید در اهداف تاکتیکی خود موفق شده باشد، اما از نظر راهبردی وضعیت همانند گذشته باقی مانده است.
دستاوردهای راهبردی و اهرم دیپلماتیک ایران
«معیار سنجش یک سیاست این است که چگونه پایان مییابد، نه اینکه چگونه آغاز میشود». ــــ هنری کیسینجر
جنگ آمریکا و ایران با این تصور آغاز شد که ایران، بهدلیل تحت تحریم بودن، شاید نتواند در برابر حملهٔ مشترک آمریکا و اسرائیل دوام بیاورد. اما آنچه شرایط پس از جنگ نشان میدهد کاملاً خلاف این تصور است. ایران نهتنها حملات نظامی را تحمل کرد، بلکه قدرت چانهزنیاش نیز افزایش یافت. در طول مذاکرات، ایران دست بالا را حفظ کرد. با کنترل بر گلوگاههای کلیدی و توانایی هدف قرار دادن پایگاههای آمریکا در منطقه با دقت و صحت کامل، ایران موفق شد تهدید پیشِ رو را کاهش دهد. آمریکا نهتنها تمام توان نظامی خود را بهکار گرفت، بلکه راهبرد اقتصادی اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، علیه ایران نیز برای بهزانو درآوردن اقتصاد ایران بهکار گرفته شد. ایران، با عبور از همهٔ اینها، سلامت اقتصادی خود را حفظ کرد و اهمیت دیپلماتیک ازدسترفتهٔ خود را در عرصهٔ بینالمللی بازپس گرفت.
یکی از مهمترین دستاوردهای راهبردی ایران ایجاد شکاف در شراکت آهنین چند دههای میان آمریکا و اسرائیل بود. از فوریه ۲۰۲۶، آمریکا و اسرائیل هر دو نهایت تلاش خود را برای ایجاد اختلاف در محافل سیاسی ایران بهکار گرفتند تا ایران را از درون نابود کنند. اما آنچه در عمل رخ داد، افزایش اختلافات میان اسرائیل و آمریکا بود. در حالی که دولت ترامپ اعلام میکند لبنان در آتشبس گنجانده شده و بدون آمریکا، اسرائیل نابود میشد، مقامات اسرائیلی همچنان بر هدف خود برای استفاده از نیروی نامتناسب در لبنان پافشاری میکنند. نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، اخیراً اعلام کرد که امضای یادداشت تفاهم با ایران تصمیم ترامپ بوده است؛ اسرائیل اهداف و مقاصد خود را دارد. کسانی که مصمم بودند رقبای خود را دچار تفرقه کنند، اکنون خود با یکدیگر روبهرو شدهاند.
ظهور نظم امنیتی جدید در خاورمیانه
احیای اهرم راهبردی ایران در منطقه را میتوان نخستین گام بزرگ بهسوی خاورمیانهای چندقطبیتر دانست؛ جایی که هژمونهای سنتی دیگر از تکقطبی بودن نظم منطقهای بهرهمند نیستند. باید پذیرفت که برتری نظامی بهتنهایی نمیتواند موفقیت شما را تضمین کند. شکلگیری اتحادها، اهرم دیپلماتیک، و همگرایی اقتصادی عناصر کلیدی جنگ مدرن هستند. اسرائیل با استفاده از نیروی نامتناسب علیه غیرنظامیان منطقه چه چیزی بهدست آورده است؟
جامعهٔ بینالمللی اسرائیل را کاملاً به حاشیه رانده و منزوی کرده است. کشورهای خلیج فارس و کشورهای اروپایی هیچکدام نتوانستهاند از تجاوز اسرائیل حمایت کنند. افکار عمومی در سراسر جهان تغییر کرده و اسرائیل را به دلیل دکترینهای نظامی غیرانسانیاش مورد انتقاد قرار داده است. خاورمیانه اکنون در حال گذار بهسوی چشمانداز امنیتی جدیدی است که در آن توازن قوا غلبه خواهد داشت و دیپلماسی و کثرتگرایی راهبردی مشخصهٔ آن خواهد بود.
نتیجهگیری
جنگ خلیج فارس ۲۰۲۵-۲۰۲۶ باید از منظر پیامدهای ژئوپلیتیکی بلندمدت بررسی شود، نه صرفاً با تمرکز بر نتایج تاکتیکی. کاری که ایران انجام داد ساده اما جذاب بود: بهتدریج به دشمن خود آسیب رساند و باعث شد برای مدتی طولانی خونریزی داشته باشد. و نتیجه چه شد؟ آمریکا ناچار شد با چهرهای تحقیرشده پشت میز مذاکره بنشیند. افزون بر این، ابزارهای سیاست خارجی اسرائیل در جنگ آزموده شدند و نتیجهٔ آن یک شکست کامل راهبردی بود. در اصل، دستاورد اصلی رویارویی جاری را این تعیین نخواهد کرد که چه کسی آخرین ضربه را وارد کرد، بلکه این تعیین خواهد کرد که چه کسی پس از پایان خصومتها، در تعیین دستور کار سیاسی منطقه مؤثرتر بوده است.