محاصرۀ تنگۀ هرمز

درگیری نهایی آمریکا و ایران
رویارویی بین دو نیروی جهانی در خاورمیانه- معنویت و بیرحمی- به نقطۀ اوج خود نزدیک میشود
دمیتری سدوف (Dmitry SEDOV)- دانشمند علوم سیاسی، روزنامهنگار
ا. م. شیری- این ادعای درشتی نیست اگر بگویم وجدان بشر خفته و چشم حاکمان کور و گوش آنها بکلی کر شده است. و گرنه چگونه میتوان در مقابل جرایم و جنایات بیحد و حصر امپراتوری تروریستی آمریکا نه فقط علیه ایران، حتی علیه کل بشریت سکوت کرد! چرا کس نمیپرسد آمریکا به چه حقی صدها پایگاه تروریستی در نقاط مختلف جهان دایر کرده و گروههای متعدد تروریستی سازمان داده است؟! چرا هیچ یک از قدرتهای بزرگ از خود نمیپرسند آمریکا به چه حقی در عراق، افغانستان، لیبی، سوریه، ونزوئلا و… ایران کشتار میکند؛ قتلعام به راه میاندازد؛ مرتکب نسلکشی میشود؛ ویران میسازد و الخ. سکوت در مقابل جرم و جنایت، در اصل بمعنی مشارکت در جرم است. تا کی با عبارات بیخاصیت، توخالی و چرندی مانند «محکوم میکنیم»، «غیرقابل قبول است» و غیره میتوان وجدان خود را تسکین بخشید. «به عمل کار برآید، به چرندگویی نیست». آیا مهار این هیولای خونشام با یکسری اقدامات جهانی واقعاً غیر ممکن است؟ من که باور نمیکنم.
*-*-*
امروز در خاورمیانه و اطراف تنگۀ هرمز، درگیری غیرمعمول در جریان است. دو طرف متخاصم، با اهداف کاملاً متضاد، محاصرۀ تنگه را اعلام کردهاند.
ایران نوار باریک مسیر کشتیرانی در تنگه را تحت کنترل آتش خود نگه داشته و به کشتیهای «کشورهای غیردوست» اجازه عبور از آن نمیدهد. در عین حال، به نفتکشهای خود و نیز به کشتیهای حامل نفت برای چین، هند و دیگر کشورهای دوست در هر دو جهت اجازۀ عبور میدهد. در نتیجه، بحران جهانی انرژی از آنجا ناشی میشود که کشورهای اروپای غربی و کشورهای تحت نفوذ و سیطرۀ آمریکا و همچنین کشورهای مشترکالمنافع انگلیس، از دسترسی به منابع انرژی محروم میشوند.
از سوی دیگر، دولت ترامپ نیز از طرح نظارت بر تنگه خبر داد که طبق آن، آمریکا تردد کشورهای دوست ایران، در وهلۀ اول، مصرفکنندگان عمده مانند چین، هند و دیگران را متوقف خواهد کرد. علاوه بر این، واشنگتن تلاش خواهد کرد با مسدود کردن حرکت کشتیهای ایرانی، تجارت انرژی تهران را خفه کند.
اوضاع بهگونهای پیش میرود که گویی هر دو طرف تلاش میکنند با یک روش مشابه به یکدیگر آسیب برسانند. ایرانیها حساب کردهاند که جهان تابِ تحمل محاصرۀ مسیرهای جهانی انتقال انرژی را نخواهد داشت و ترامپ را وادار خواهد کرد که به این «تهاجم» پایان دهد. در مقابل، ترامپ بر این باور است که ایران منابع کافی برای دوام آوردن بدون درآمد ارزی حاصل از فروش نفت ندارد و در نهایت با ناتوانی در تأمین تقاضای داخلی برای کالاهای مصرفی، افزایش مشکلات اجتماعی، با گسترش اعتراضات مخالفان و فروپاشی نظام مدیریت دولتی، به وضعیتی نزدیک به یک فاجعۀ ملی دچار خواهد شد. با توجه به اینکه زیرساختها و پایگاههای صنعتی ایران در اثر بمبارانها و مشکلات اقتصادی جدید، به شدت آسیب دیدهاند، این محاصره در واقع چشمانداز تاریکی را ترسیم میکند.
بالاخره جوهرۀ رویدادها روشنتر میشود: ایران شیعه، پس از اعلام حاکمیت ملی خود، خود را در برابر تمدن بزرگ و بیخدای غرب تنها میبیند. این کشور باید تحمل کند تا پایداری پروژۀ ملی و حقانیت راه خود را ثابت کند.
تمدن غربی، همانطور که دونالد ترامپ اخیراً ادعا کرد، باید «ایرانیان را به عصر حجر» بازگرداند و بدین ترتیب حق اختراع عجیب حاکمان جهان غرب به نام «یهودی-مسیحی» را برای تحمیل ارادۀ خود بر سیارۀ زمین تثبیت کند.
در عین حال، ماهیت واقعی این رویارویی نیز آشکار میشود: ایرانیان وظیفهای برای خود تعیین کردهاند که عبارت است از متحد کردن همۀ نیروها و نشان دادن استقامت و پایداری از سوی تکتک افراد برای بقای ملت. در همین حال، آمریکاییها قصد دارند بدون اینکه توان نظامی-اقتصادی خود را به خطر بیندازند، برای نبرد «آسان» خود شرایط راحت فراهم آورند.
اما، این الگوی ظاهراً روشن میتواند بهدلیل عوامل جانبی مختل شود. زیرا، نیروهایی که در غرب به عنوان «نیروهای نیابتی ایران» تعریف میشوند، در کنار ایران فعالتر میشوند. آنها، مانند ایرانیها، از شور و اشتیاق معنوی علیه آمریکا تغذیه میشوند و منتظر علامت تهران برای اقدام هستند. اول و مهمتر از همه، حوثیهای یمن آمادگی خود را برای فلج کردن فعالیت دریایی در دریای سرخ و بستن کانال سوئز اعلام کردهاند. عواقب این مداخله برای ترامپ بسیار نامطلوب خواهد بود. علاوه بر محدود کردن بیشتر نقل و انتقال انرژی از طریق کانال سوئز، حملونقل سایر محمولهها برای شرکای آمریکا، در درجۀ نخست کشتیهای کانتینری و کشتیهای فلهبر نیز با مشکلاتی مواجه خواهند شد.
«صلحطلب» کاخ سفید چارۀ دیگری جز آغاز جنگ هوایی علیه حوثیها نخواهد داشت. این بخشی از محاسبات او نیست. زیرا، زرادخانۀ موشکی و بمبی آمریکا رو به اتمام است. این واقعیت به ایران فرصت میدهد تا دقیقاً از ذخایر موشکی خود استفاده کند (بنا به ادعای خود آمریکا، تهران برای یک جنگ چهار تا شش هفتهای موشکهای کافی در اختیار دارد) و در این صورت، ایدۀ محاصرۀ ترامپ چندان موفق به نظر نمیرسد.
فعال شدن مجدد حزبالله لبنان، که اسرائیل تاکنون نتوانسته آن را از روی زمین محو کند، به همان اندازه خطرناک خواهد بود. رزمندگان حزبالله، که به اندازۀ جنگجویان سپاه پاسداران ضد آمریکایی هستند، تا جایی که میتوانند، به جناح «یهودی-مسیحی» اسرائیل ضربه خواهند زد. دولت نتانیاهو نمیداند با آنها چه کند. زیرا، «بمباران و نابودی کامل آنها در زمین» عملاً امکانپذیر نیست.
در نهایت، میتوان گفت که در خاورمیانه، رویارویی بین دو نیروی جهانی- معنویت و بیرحمی- به مرحلۀ نهایی وارد شده است و نتیجۀ این تقابل، مسیر آیندۀ ژئوپلیتیک را تعیین خواهد کرد.
٢٨ فروردین- حمل ١۴٠۵














