پنج پیامد جنگ رمضان بر بحران اوکراین
محمد امین احمدی کارشناس مسائل بینالملل
همچنان که رهبر شهید انقلاب هشدار داده بودند، آمریکاییها «اگر این دفعه جنگی راه بیاندازند، این جنگ، جنگ منطقهای خواهد بود»، تهاجم آمریکایی-صهیونی به خاک ایران، به سرعت آتش جنگ را به کل منطقه کشید.
گسترش درگیریها و تحولاتی چون بستن تنگه هرمز باعث شد جنگ و ابعاد آن از منطقه فراتر رود و به مساله روز جهان تبدیل شود. این رویداد به نقطهای رسیده که امروز میتوان به جرات گفت بر تمام معادلات دفاعی-امنیتی جهان تاثیر گذاشته و تحولات آن بر سایر معادلات جهانی سایه افکنده است. یکی از این معادلات بدون شک جنگ روسیه و اوکراین است که بیش از چهار سال از آغاز آن میگذرد و هنوز هیچ افق مشخصی برای پایان وجود ندارد.
بررسیها نشان از آن دارد که جنگ در غرب آسیا، پیامدهای انکارناپذیری برای کشورهای درگیر در بحران اوکراین داشته و دو طرف درگیر در این بحران، از آثار و تبعات و تداوم منازعاتی که در مرحله آتشبس قرار گرفته متاثرند؛ این گزارش بر آن است تا با ارزیابی آثار و نتایج جنگ رمضان و محور آمریکایی-صهیونیستی بر منازعه میان روسیه و اوکراین، نحوه تاثیرپذیری هریک از بازیگران درگیر در این جنگ چهارساله را بررسی کند.
بررسیها حکایت از این دارد که تحولات غرب آسیا در حال دگرگونکردن وضعیت راهبردی برای اوکراین است؛ تحولاتی که فوری، پیچیده و برای کییف بیشازپیش غیرقابل چشمپوشی شدهاند و در یک جمله به نفع کشور روسیه در جریان است.
این گزارش پنج پیامد اصلی جنگ خاورمیانه را برای روسیه و اوکراین مورد بررسی قرار میدهد: منحرفشدن توجه بینالمللی از جنگ روسیه و اوکراین، اختلال در روند دیپلماسی صلح که پیش از این هم شکننده بوده است، انتقال ذخایر تسلیحاتی ایالات متحده، افزایش توجه به پدافند هوایی اوکراین و افزایش قیمت نفت و گاز که بر توان روسیه برای تأمین مالی جنگ تاثیر مستقیم گذاشته است.
با عنایت به مجموع این پنج محور، به نظر اگرچه برخی معادلات ممکن است در بلندمدت به نفع اوکراین عمل کند اما در کوتاهمدت تا میانمدت، توازن به شدت به نفع روسیه در جنگ با اوکراین در حال تغییر است.
منحرفشدن توجه بینالمللی از جنگ روسیه و اوکراین
اولین و بدیهیترین تاثیر جنگ رمضان بر منازعه اوکراین کاهش توجهات نسبت به این منازعه بود. در حقیقت وقوع جنگ منطقهای در خاورمیانه باعث شد تا اوکراین که بخش اعظم هماوردی نظامی خود با روسیه را به واسطه حمایتهای مالی و نظامی اروپا و آمریکا تامین میکرد در مضیقه قرار گیرد.
آغاز جنگ به طور خاص، توجه آمریکا را به عنوان بزرگترین حامی نظامی و مالی اوکراین از این کشور دور میکند. مقامات ارشد آمریکایی، منابع اطلاعاتی و دیپلماتیک ناگهان درگیر وظیفه فوری مدیریت تشدید تنش در خاورمیانه شدند که اوکراین را ذهن ایشان به کلی خارج کرد.
دولتهای اروپایی نیز به طور مشابه با شوک انرژی و آثار تبعی احتمالی از یک درگیری جدید در خاورمیانه مواجهند. بعید به نظر میرسد که اروپا یا ایالات متحده در ماههای آینده ظرفیت لازم برای ابتکارات عمده جدید در اوکراین را داشته باشند.
این دقیقا تاثیری بود که «ولودیمیر زلنسکی» رئیسجمهوری اوکراین اخیرا در گفتوگو با «بیبیسی» به آن اشاره کرد و گفت: «احساس بسیار بدی درباره تاثیر این جنگ بر وضعیت اوکراین دارم. تمرکز توجه آمریکا متاسفانه بیش از اوکراین بر خاورمیانه است … علت هم فقط یک چیز است: جنگ در ایران.» تداوم این وضعیت آشکارا به نفع روسیه خواهد بود چرا که با معطوف شدن تمرکز آمریکا به مساله ایران، روسیه فرصت خواهد داشت آزادانهتر عمل کند و از فرصت پنجره ایجادشده کمال بهره را برای اجرای راهبردهای مدنظر خود ببرد.
اختلال در روند دیپلماسی صلح
اما پیامد دیگر تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران، لغو دور جدید مذاکرات سهجانبه صلح (اوکراین، آمریکا، روسیه) بود که قرار بود در هفته نخست مارس در امارات متحده عربی و با هدف پایان دادن به جنگ اوکراین برگزار شود.
وقوع جنگ موسوم به چهل روزه، پنجره دیپلماسی با حضور ایالات متحده را بر روی اوکراین بست و آن را تا مدت نامشخصی به تعویق انداخت. حال در شرایطی که اوکراین رفتهرفته در مضیقه نظامی و مالی جنگ قرار خواهد گرفت احتمال وقوع تحولات عملیاتی از سمت روسیه قوت میگیرد که موفقیتآمیز بودن این عملیاتها چه بسا به کلی چارچوب مذاکراتی نصفه و نیمه فعلی را هم از بین ببرد و روسیه را در معادله نظامی و در ادامه دیپلماتیک در وضعیت بهتر قرار دهد.
در این رابطه گزارش اخیر «فایننشال تایمز» جالب توجه است که نوشته دونالد ترامپ در پی جنگ با ایران علاقه خود را به روند صلح اوکراین از دست میدهد. البته در همین شرایط هم نهادهای اطلاعاتی آمریکا در گزارشی تایید کردند آنچه در سال نخست حضور دونالد ترامپ در کاخ سفید بارها مطرح شده بود، همچنان برقرار است: روسیه هنوز دلیلی برای پایان دادن به جنگ ندارد، زیرا «برتری خود را حفظ کرده» و «احتمالا به جنگ فرسایشی ادامه خواهد داد تا تواناییها و اراده مقاومت کییف را تضعیف کند».
در چنین شرایطی روسیه، با مشاهده حواسپرتی غرب و انتقال دیپلماسی در سطح بالا به خاورمیانه، ممکن است حتی بیشتر متقاعد شود که زمان و فرسایش به نفع این کشور در جریان است. به طور خلاصه، جنگ آمریکایی-صهیونی علیه ایران، خلأ دیپلماتیکی بر سر اوکراین ایجاد کرده، آن هم دقیقاً در زمانی که درگیری وارد مرحله جدید و بالقوه تعیینکنندهای شده است.
جابجایی ذخایر تسلیحاتی آمریکا
برای اوکراین، فوریترین پیامد میدانیِ ناشی از جنگ در خاورمیانه در حوزه پدافند هوایی است. سامانه پاتریوت ستون فقرات دفاع اوکراین در برابر موشکهای بالستیک روسیه مانند اسکندر و کینژال محسوب میشود. هیچ سامانه غربی دیگری که بهطور گسترده در اوکراین مستقر شده باشد توان ضدبالستیک مشابهی ندارد. در ماههای اخیر روسیه استفاده از موشکهای بالستیک و رگبارهای ترکیبی بزرگ از پهپادها و موشکهای کروز را علیه شهرها و زیرساختهای اوکراین افزایش داده است. طبق یک تحلیل جدید، شدت حملات موشکی شبانه روسیه در فوریه ۲۰۲۶ به بالاترین حد خود در چهار سال جنگ رسید و برخی حملات شامل شلیک همزمان تا ۳۰ موشک بالستیک بود.

حتی پیش از آغاز جنگ اخیر، واشنگتن به دلیل تعهدات به دیگر بازیگران از قبیل رژیم صهیونیستی و موجودی محدود سامانه تمایلی به واگذاری تعداد بیشتری از پرتابگرهای پاتریوت یا ذخایر موشکی آن به اوکراین نداشت. متحدان اروپایی هم تنها تعداد اندکی موشک در اختیار داشتند که بشود منتقل کرد.
اکنون، با هدف قرار گرفتن رژیم صهیونیستی و اهدافی در کشورهای حاشیه خلیج فارس از سوی موشکها و پهپادهای ایرانی، رقابت بر سر پاتریوت تشدید شده است. بنا بر برخی گزارشها عربستان سعودی، امارات و قطر طی روزهای گذشته از پاتریوت برای دفاع در برابر موشکهای بالستیک و پهپادهای ایران استفاده کرده و اغلب مجبور بودهاند برای انهدام پهپادهایی چندهزار دلاری، موشکهای رهگیر میلیوندلاری شلیک کنند.
این سامانهها و ذخایر محدود موشکهای رهگیر پاتریوت تا زمانی که تهدید جنگ پابرجا باشد و آتشبس به یک وضعیت دائمی تبدیل نشود، در منطقه خلیج فارس درگیر خواهند بود. هر باتری پاتریوتی که برای حفاظت از ریاض یا ابوظبی مستقر شود، باتریای است که نمیتواند از اودسا یا خارکیف در برابر حملات روسیه دفاع کند.
از سوی دیگر، هر موشک رهگیری که بر فراز خاورمیانه شلیک شود، به معنای ناپدید شدن یک موشک برای اوکراین در جهت مقابله با موج موشکهای بالستیک روسیه علیه زیرساختهای این کشور خواهد بود. اگر آتش جنگ باز هم شعلهور شود، مشکل پدافند هوایی اوکراین که همین حالا هم بحرانی است تشدید خواهد شد، بهویژه اگر روسیه بیش از پیش بر موشکهای بالستیک تکیه کند و اوکراین مجبور شود باقیمانده ذخایر محدود موشکهای رهگیر خود را نیز مصرف کند.
در این رابطه زلنسکی در گفتوگو با بیبیسی افزوده «سامانههای پدافند هوایی پاتریوت مستقر در خاورمیانه در سه روز نخست جنگ بیش از ۸۰۰ موشک شلیک کردهاند که اوکراین هرگز چنین تعداد موشکی برای دفع حملات در اختیار نداشته است.»
فرصتطلبی زلنسکی برای فروش جنگافزار به کشورهای عربی
اوکراین در طول چهار سال جنگ با روسیه، فناوریهایی را برای مقابله با پهپادهایی توسعه داده که منابع غربی بارها مدعی شدهاند ساخت ایران بوده یا از روی تولیدات نظامی ایران کپیبرداری شده است.
کییف با پشتوانه پول و کمکهای فناورانه کشورهای غربی اکنون پهپادهای نسبتا ارزانقیمت خود را تولید میکند که به ادعای «الکساندر سیرسکی» فرمانده کل نیروهای مسلح اوکراین، حدود ۷۰ درصد از حملات پهپادی را دفع میکند. این ادعاها سبب شد تا با آغاز جنگ، کشورهای منطقه به دریافت تجهیزات و تجربیات جنگی اوکراین تمایل نشان دهند.
بنا بر اعلان برخی منایع و رسانهها، زلنسکی متخصصان پدافند هوایی اوکراین را برای کمک به کشورهای حوزه خلیج فارس برای مقابله با حملات پهپادی ایران اعزام کرد. در همین پیوند، زلنسکی سه هفته پیش به خاورمیانه سفر کرد تا توافقنامههای همکاری امنیتی با عربستان سعودی، امارات متحده عربی و قطر را منعقد و نهایی کند.
این کشورها اکنون متوجه شدهاند که شلیک موشکهای پاتریوت -با قیمت ۳.۷ میلیون دلار به ازای هر موشک- برای سرنگونی پهپادهای ایرانی با هزینه بین ۲۰ هزار تا ۵۰ هزار دلار، نه عملی و نه پایدار است.
اوکراین مدعی است که پهپادهای رهگیر پدافند هوایی خود را که هزینهای ۱۰۰۰ دلاری بههمراه دارند، همراه با تخصص لازم برای تشخیص و خنثی کردن تهدیدات پهپادی، در اختیار کشورهای حوزه خلیج فارس قرار خواهد داد.
البته پیشتر و در پنجم مارس، زلنسکی اعلام کرد که آمریکا از اوکراین درخواست کمک برای مقابله با پهپادهای ایرانی در خاورمیانه را کرده و او این درخواست را برآورده کرده است. با این حال، چندی پیش وقتی از دونالد ترامپ پرسیده شد که آیا اوکراین واقعا به آمریکا در این زمینه کمک میکند، او با لحنی تند پاسخ داد که «زلنسکی آخرین کسی است که ما به کمک او نیاز داریم».
افزایش قیمت نفت و گاز
محور آخری که جنگ رمضان بر اوکراین و روسیه اثر میگذارد، از طریق بازارهای جهانی انرژی است. اقتصاد جنگی روسیه همچنان به شدت به درآمدهای نفتی وابسته است. علیرغم تحریمها و سقفهای قیمتی، نفت و گاز همچنان سهم بزرگی از بودجه مسکو را تأمین میکنند.
گزارشها حاکی از آن است که بودجه ۲۰۲۶ کرملین، قیمت متوسط نفت اورال را حدود ۵۹ دلار در هر بشکه برای توازن حسابها پیشبینی کرده است؛ اما در اواخر سال ۲۰۲۵، قیمتهای اورال اغلب بسیار پایینتر از این سطح بود و توانایی روسیه را برای تأمین مالی هزینههای فزاینده دفاعی خود تحت فشار قرار داده بود.
از زمان آغاز تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران و پاسخ نظامی تهران معطوف به اهداف خلیج فارس، قیمتهای معیار نفت جهش یافت. نفت برنت در اوایل ماه آوریل به حدود ۱۲۰ دلار در هر بشکه رسید که بالاترین سطح آن در چند سال گذشته بود و قیمتهای مخلوط اورال روسیه از ۱۰۰ دلار در هر بشکه فراتر رفت؛ بسیار بالاتر از حدود ۵۹ دلاری که در بودجه ۲۰۲۶ مسکو فرض شده بود. همزمان، تداوم انسداد مؤثر تنگه هرمز توسط ایران، که به طور معمول حدود ۲۰ درصد از مایعات نفتی جهانی از آن گذر میکند، باعث شد که عرضه نفت در بازار به شدت تحت تاثیر قرار گیرد.
با بسته شدن تنگه هرمز، اقتصادهای آسیایی که پیشتر به نفت خلیج فارس، متکی بودند، به شدت به دنبال تأمینکنندگان جایگزین رفتند. روسیه به صورت ویژه بعد از برداشته شدن تحریمهایش توسط ایالات متحده به سرعت برای پر کردن این شکاف اقدام کرد. آخرین گزارش رویترز حکایت از آن دارد که روسیه در این مدت درآمد نفتی خود را دو برابر کرده و به ۹ میلیارد دلار رسانده است. بنابراین، تداوم ناآرامی در خاورمیانه میتواند برای مسکو یک منشا سود مالی عظیم باشد. افزایش قیمتهای جهانی، همراه با افزایش حجم فروش به خریداران آسیایی که از تأمینکنندگان خلیج فارس محروم شدهاند، همچنان درآمدهای نفتی روسیه را افزایش داده و دست روسیه را در معادله نظامی برابر اوکراین باز میکند.
نتیجهگیری
با در نظر گرفتن پنج محور یادشده از عوامل ثاثیرگذار تهاجم آمریکایی-صهیونی علیه ایران بر بازیگران درگیر بحران اوکراین، به روشنی درمییابیم که روسیه بسیار بیشتر از اوکراین از روندهای این منازعات تازه منتفع شده است.
روسیه اینک از عواید اقتصادی فروش نفت خود در برابر کشوری بهره میبرد که حالا نه تنها در ابعاد نظامی و مالی در مضیقه قرار گرفته که اساسا مساله حمایت از آن هم به کلی به حاشیه رفته است.
در مجموع، ماجراجویی آمریکا و اسرائیل در منطقه، احتمالاً جنگ روسیه و اوکراین را طولانیتر و حل آن را دشوارتر خواهد کرد. قیمتهای بالاتر نفت، درآمد لازم را برای مسکو فراهم میکند و فشار بودجهای ناشی از تحریمها و قیمتهای پایین قبل از جنگ با ایران را کاهش میدهد.
تقاضای کشورهای حاشیه خلیج فارس برای سامانههای پاتریوت هم کمبودهای دفاع هوایی اوکراین را در دقیقاً زمانی که روسیه در حال تقویت کمپین موشکهای بالستیک خود است، تشدید میکند.
توجه دیپلماتیک غرب هم به جنگ در خاورمیانه معطوف است و تمرکز سیاسی برای ابتکارات جدی در مورد اوکراین را کاهش میدهد.
علاوه بر این، هزینههای بالای جنگ ممکن است اساسا سیاست داخلی آمریکا را به گونهای تغییر دهد که ندای عقبنشینی از هر دو محور را تقویت کند؛ مطلبی که مویدات آن حداقل نسبت به محور اوکراین از جانب مقامات آمریکایی به روشنی شنیده میشود.
منابع:














