پاسخی به پرسشی که چرا؟ گفته بودم، خامنهیی قصد حمله را هیچگاه نه داشته است
محمدعثمان نجیب
نمایندهی مبان
بخش نخست
در هفتهی گذشته یک هموطن ما یا شاید هم از اهالی ایران، به نام قاسام قاسامی پسا خواندن کدام دیدگاه ما در فیسبوک، پرسشی را مطرح کردند. من این پرسش را بهانه قرار داده و برای کافتن ابعاد مختلف جنگ در منطقه پرداختم، تا آنجا که خرد یاری کرد. بزرگان ما بهتر از ما میدانند.
###########################
جهان از بدو درک انسان برای بقا، راه اقتدار را انتخاب کرد. این اقتدار در پهلویگیریهای زمان، متناسب بود و است به اندیشهی دستبالا داشتن برای مقابله یا حمله، برای دفاع یا لشکرکشی. از افسانهها داستانهای اسطورهی تا خوانش تاریخهای واقعی جنگ بشر علیه بشر در میبابیم که هیچ کسی غیر از خودِ بشر، دشمن بشر نیست. همین بشر نه توانست غریزهی خودخواهی مندرآوردی را در خود مهار کند. نه تنها چنین نه کرد یا نه توانست، بلکه تا توانست درخت انتقام و قدرت و تعدی یا سلطهخواهی بالای دگران را در خودش پروراند. این پرورش جنگ برتریجویی یا خودبرتربینیها، انسانی را که با معصومیت و گریههای نوزادانه پا به دنیای هستی گذارده، بیشتر به خوداندیشی وا داشته تا خِرَداندیشی.
ماحصل کثرتگرایی خودخواهیهای بشر بود که هم خودش را به ورطههای نابودی کشانید و جغرافیا و آب و خاک و سرزمین و همه دادههای خدایی طبعیت را هم به نفع ظالمانهی خود و کاربرد علیه مظلوم سوق داد یا نابودشان کرد. پیچیدن بیشتر به پیشینهی جنگیدنهای انسان با انسان دگر برای همه روشنست و منابع مستند، فراتر از تصور و انتظار.
ما در اینجا به بررسی سخنِ روز و آنهم جنگهای مستقیم و نیابتی در جهان، از جمله ایران میپردازیم.