سیبهای نفاق در دریای کارائیب

محاصرۀ سوخت کوبا، دکترین مونرو و رقابت برای منابع
دمیتری نفیودوف (Dmitry NEFYODOV)، دانشمند علوم سیاسی، کارشناس مسائل بینالمللی
ا. م. شیری- جمهوری سوسیالیستی کوبا شرف و وجدان جهان است؛ آبرو و حیثیت بشریت است؛ نماد و سمبل مقاومت در برابر بردهداران است؛ سنگر دفاع از کرامت انسان، آزادی و استقلال در مقابل امپریالیسم جهانی و اقمار آن است؛ کوبا خاری است در چشم استعمارگران؛ صخرهای خارائین است در برابر سلطهجویان. حمایت از کوبا، دفاع از کوبا، کمک به کوبا وظیفۀ وجدانی، اخلاقی و سیاسی و هر انسان فهیم و متفکر است!
*-*-*
تشدید اختلافات ارضی در منطقه در اثر سیاستهای آمریکا
ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور فدراسیون روسیه، در ۱۸ فوریه هنگام پذیرایی از برونو رودریگز پاریلا، وزیر امور خارجۀ کوبا، در کرملین اظهار داشت که روسیه محدودیتهای جدید علیه کوبا را غیرقابل قبول میداند. او گفت: «ما اکنون در حال گذراندن یک دورۀ خاص، تحریمهای جدید هستیم. شما میدانید که ما در این مورد چه احساسی داریم. ما چنین کاری را نخواهیم پذیرفت». نکتۀ قابل توجه این است که ایگور سچین، مدیرعامل شرکت «روسنفت»، در بحبوحۀ کمبود سوخت رو به وخامت این جزیره، در دیدار پوتین با رودریگز، وزیر امور خارجۀ کوبا، شرکت کرد. رهبر روسیه در ۱۵ ژانویه هنگام دریافت اعتبارنامۀ ۳۴ سفیر خارجی تازه وارد اظهار داشت: «ما همیشه به دوستان کوبایی خود کمک کردهایم و همچنان کمک میکنیم و با عزم و ارادۀ آنها برای دفاع از حاکمیت و استقلال خود با تمام توان همبستگی داریم». سفارت روسیه در هاوانا اعلام کرد، که روسیه قصد دارد به همکاری در حوزۀ انرژی با این جمهوری ادامه دهد و در حال آماده شدن برای تأمین نفت و فرآوردههای نفتی به عنوان کمکهای بشردوستانه است.
سرگئی ریابکوف، معاون وزیر امور خارجۀ روسیه، با خودداری از اظهار نظر در مورد چشمانداز اقدام مشترک در چارچوب انجمن بین دولتی بریکس، گفت که روسیه با کوبا اعلام همبستگی میکند و در چارچوب حمایت مادی، کمکهایی را ارائه خواهد داد و کار بر روی این موضوع در حال حاضر در دست انجام است. وی ادامه داد «بسته به چگونگی پیشرفت اوضاع، گزینههایی ممکن است. اما در حال حاضر، وضعیت همان است: همکاری به صورت دوجانبه انجام میشود. ما، به عنوان یک شریک و متحد نزدیک، و سایر اعضای بریکس که روابط عمیقی با هاوانا دارند، از جمله چین، حداکثر توان خود را به کار میگیریم».
پکن نیز قویاً از حاکمیت کوبا حمایت میکند و با دخالت خارجی مخالف است. به طوری که علاوه بر ۱۰۰ میلیون دلاری که در سال ۲۰۲۴ اختصاص داده شده بود، ۹۰ هزار تن برنج به این جزیره ارسال کرده و ۸۰ میلیون دلار کمک اضطراری نیز به آن اختصاص داده است. در نوامبر ۲۰۲۵، چین به عنوان بخشی از حمایت گستردهتر خود از جزیرۀ آزادی، شش محمولۀ غذایی با هواپیما به کوبا ارسال کرد. در ۱۱ فوریه، دولت چین حمایت سیاسی خود را از هاوانا در مواجهه با تحریمهای مجدد و محاصرۀ اقتصادی، تجاری و مالی ایالات متحده مجدداً تأئید کرد و از ایالات متحده خواست که «بلافاصله به محاصره، تحریمها و هر نوع اقدام قهری علیه کوبا پایان دهد». چین به «ارائه حمایت و کمک به کوبا در حد توان خود» ادامه خواهد داد.
محاصرۀ نفتی و «تجارت عمومی» کوبا توسط آمریکا نه فقط ناشی از نفرت سیاسی و ایدئولوژیک از جزیرۀ آزادی، بلکه بهویژه در علاقۀ پایدار آمریکا به منابع عظیم نفتی در بخشی از خلیج مکزیک ریشه دارد که هنوز میان آمریکا و کوبا تقسیم نشده است. سخن از ناحیۀ موسوم به «حفرۀ غربی» میرود که در خارج از محدودۀ ۲۰۰ مایلی فلاتقاره و در محل تلاقی مناطق اقتصادی آمریکا، کوبا و مکزیک واقع است. در عین حال، ایالات متحده ادعای مالکیت بسیاری (اگر نگوییم اکثر) مناطق مورد مناقشه و یا تقسیمنشده در کارائیب را دارد که با توجه به ادعاهای مشابه بین کشورهای کارائیب و آمریکای مرکزی، وضعیت نظامی و سیاسی در منطقه را بیش از پیش بغرنج و پیچیده میکند.
پیشتر، در ژانویۀ ۲۰۱۷، دولت اول ترامپ و کوبا در مورد تعیین حدود مناطق اقتصادی دریایی خود به توافق رسیدند. اما، حدود یک سوم آبها بلاتکلیف ماند. این امر تعجبآور نیست. زیرا، دقیقاً در همین مناطق مورد اختلاف ذخایر بزرگ نفت و هیدراتهای گازی در مجموع دستکم ۱۵۰ میلیون تُن و با در نظر گرفتن ذخایر پیشبینیشده در حدود ۲۱۰ تا ۲۳۰ میلیون تُن قرار دارد. این منابع برای کوبا اهمیتی حیاتی دارند. برای اینکه بهرهبرداری از آنها امکان کاهش حداقلی واردات این نوع حاملهای انرژی را فراهم میکند. در مقابل، ایالات متحده در پی اعمال حداکثر کنترل بر محل وجود منابع نفت و گاز، بهویژه در دریای کارائیب و خلیج مکزیک (آمریکا) است. لازم به ذکر است که «خفهکردن» نفتی کوبا عملاً به ایدۀ ثابت دولت کنونی آمریکا بدل شده و همین امر تاکنون به کمبود شدید سوخت در این جزیره انجامیده است.
در عین حال، مناطق مورد اختلاف، که بسیاری از آنها نیز از منابع انرژی بهرهمند هستند، همچنان در خود حوزۀ کارائیب واقع است (نگاه کنید به نقشه). تا اوایل دهۀ ۱۹۷۰، بیشتر این مناطق همراه با جزایر واقع در آنها توسط واشنگتن تصرف شده بود؛ از جمله از طریق وادار کردن کشورها به اجارههای بلندمدت این نواحی، امری که به واشنگتن امکان داد تقریباً کل این حوزه را تحت کنترل خود درآورد.

مناطق مورد مناقشه و تقسیمنشدۀ کارائیب
در ادامه، ایالات متحده ناچار شد از برخی از مناطق یادشده و جزایر واقع در آنها، از جمله، از جزیرۀ سوآن (هندوراس)، مایس (نیکاراگوئه)، رونکادور، پروویدنسیا، کیتو-سوئنیو (کلمبیا) و چند مورد دیگر صرفنظر کند. با این حال، در کاخ سفید همچنان کل حوزۀ کارائیب عملاً بهعنوان آبهای داخلی آمریکا تلقی میشود. در عین حال، پیشنهادهای بسیاری از کشورهای منطقه از اواسط دهۀ ۱۹۷۰ تا اوایل دهۀ ۱۹۸۰ دربارۀ تعیین دقیقتر مرزهای دریایی متقابل و وضعیت برخی جزایر و آبسنگهای جزیرهای یا نادیده گرفته شده یا از سوی آمریکا رد شده است. برای نمونه، واشنگتن از حلوفصل اختلاف دیرینه با کلمبیا بر سر جزایر سرانییا و باخو نوئوو در بخش مرکزی دریای کارائیب خودداری میکند.
همچنین در اکتبر ۱۹۸۳، «تهاجم موفق» آمریکا به گرانادا (در کارائیب شرقی) با هدف سرنگونی دولت ضدامریکایی موریس بیشاپ، بهعنوان نشانۀ تشدید دخالت آمریکا ارزیابی شد. مداخلهای که با تصرف مناطق دریایی، حتی آنهایی که پیشتر ظاهراً به کشورهای صاحب آنها بازگردانده شده بودند، همراه بود.

جزایر قو کارائیب مرکزی (هندوراس)
جزایر سوآن هندوراس در کارائیب مرکزی، یک نمونۀ شاخص در این زمینه است که از اوایل قرن بیستم به مدت ۹۹ سال به ایالات متحده اجاره داده شده است. طبیعتاً، آمریکا در آنجا یک پایگاه نیروی هوایی، یک ایستگاه شنود و شناسایی الکترونیکی، یک مرکز هواشناسی نیروی دریایی و یک فرستندۀ رادیویی ضد کاسترو تأسیس کرد. نیروهای آمریکایی و کنتراهای گواتمالا در جریان وقایع ننگین سال ۱۹۵۴ از طریق جزیرۀ سوآن به گواتمالا حمله کردند.
در سال ۱۹۷۰، واشنگتن به دلیل اقدامات ضد آمریکایی در هندوراس در رابطه با حمایت آمریکا از السالوادور در جنگ ۱۹۶۹ با هندوراس، مجبور شد اجارۀ جزیرۀ سوآن را که از سال ۱۹۷۱ لازمالاجرا شده بود، پیش از موعد لغو کند. با این وجود، برخلاف جزایر مائیز (جنوب غربی کارائیب) که در سال ۱۹۷۱ از ایالات متحده به نیکاراگوئه بازگردانده شدند، این جزیره هنوز میزبان مراکز هواشناسی و ناوبری است که توسط ارتش و نیروی دریایی آمریکا اداره میشوند. در دهۀ ۱۹۸۰ و اوایل دهۀ ۱۹۹۰ نیز این جزیره بهعنوان نقطۀ عبور جنگجویان کنترای ضد نیکاراگوئه و انتقال سلاح برای آنها عمل میکرد.
در نهایت، پایگاه نظامی آمریکا واقع در خلیج گوانتانامو در جنوب شرقی کوبا، که از سال ۱۹۰۲ فعال است و مقامات هاوانا عدم مشروعیت آن را در اوایل دهۀ ۱۹۶۰ ثابت کردند، همچنان بعنوان عامل کلیدی در تنشهای نظامی و سیاسی نه تنها میان کوبا و ایالات متحده، بلکه در کل منطقه عمل میکند. همین امر در مورد تأسیسات نظامی پنتاگون در اکثر کشورهای دیگر منطقه، از جمله در متصرفات هلند در جنوب کارائیب نیز صادق است.
بنابراین، خلیج مکزیک و حوزۀ دریای کارائیب همچنان مملو از اختلافات و مناقشات متعدد سرزمینی و دریایی هستند. اختلافاتی که هم ناشی از وجود منابع نفت و گاز در این مناطق است و هم از سیاستهای توسعهطلبانۀ منطقهای ایالات متحده، گرایش پایدار دولتهای هر دو حزب «دموکرات» و «جمهوریخواه» ناشی میشود. تشدید بیشتر تنشها و وخیمتر شدن محاصرۀ سوخت میتواند پیامدهای جدی برای ثبات منطقهای در آمریکای لاتین، روابط تجاری بینالمللی و مناسبات دیپلماتیک در داخل منطقه و فراتر از آن به همراه داشته باشد. به گفتۀ سرگئی ریابکوف، ایالات متحده «شدیدترین فشارها» را اعمال میکند و واشنگتن «در چارچوب نسخۀ بهروزشدهٔ «دکترین مونرو»، از هیچگونه روش غیرقانونی که اصول بنیادین حقوق بینالملل را نقض کند، دریغ نمیکند».
٣ اسفند- حوت ١۴٠۴












