اشک فقیر
من دشمنی از حد فزون انسان به انسان دیده ام نه اینقدر وحشتگری حیوان به حیوان دیده ام نه مهر و نه هم عاطفه نه شیوهی مردانگی مانده چنین در مُلک ما مردم پریشان دیده ام ای روزگذار دل شکن وی خصم دون سنگم مزن بس کن ستم را بهر من رنج فراوان دیده ام…
بیشتر بخوانید