در چاه بندازید؛ دختر چه بدرد میخورد!
نویسنده: همایون هدایت فرستنده: محمدعثمان نجيب آمادگیها تا اندازهی تمام شد و همه انتظاری ورود مهمان کوچک را میکشیدند. درینروز از صبح تا شام عمهکلان و مادر دستزدند و خانه را آراسته کردند. بازار رفتند، خریدند ، ساختند و دوختند. خلاصه عجب رقم منتظر ورود مهمان بودند. با آنکه این خانه تقریباً یکسال پیش به…
بیشتر بخوانید











