هسته ی هلو
نوزایی و نوآیی از بدو زادنش بودش آرزو، سرما ی بیدریغ ره بسته بود لیک بر گوهر نهفته و عطر نهان او، این هسته ی اسیر با آن که بود هر آن با مرگ روبرو، می راند ش از خود اما با سحر ِ آرزو. جعفر مرزوقی(برزین آذرمهر)…
بیشتر بخوانید
نوزایی و نوآیی از بدو زادنش بودش آرزو، سرما ی بیدریغ ره بسته بود لیک بر گوهر نهفته و عطر نهان او، این هسته ی اسیر با آن که بود هر آن با مرگ روبرو، می راند ش از خود اما با سحر ِ آرزو. جعفر مرزوقی(برزین آذرمهر)…
بیشتر بخوانید
رسول پویان بـاز ای جـــان بلــب آمــده فـــریـاد دگـر راه و رسـم دگـر و طــرح نو و داد دگر زین دوکجره نبری راه بسرمنزل دوست حــرکتـــی کـــن بـه مسیـر ره آزاد دگـر چشمه سار دل دیوانه شود غـرق سراب گــرنیــابی گــهـر بحــر کهــن زاد دگـر تیغ بی جوهـر ما کی بزند گردن خصـم خنجــر تـیـز…
بیشتر بخوانید
عزیزه عنایت ابــرنـــورســتــه زآه دل غــم بــاربـبــار لاله بـرتـربت مسحـور، زکـوهسـاربیــار رفت ازجمع عزیزان رهی فردوس گزید کرد،دلهــابـه غــم ودیــدۀ یــاران خونبـار آفتـاب ازغـم او گشتــه نهــان درمشکوی مــاه پــوشیــد، بـرخ ازغم وانــدوه غبـار آستــــان هـنــرازرفــتـن مسحـورجمـا ل سگواراست،سیه پوش بؤدچون شب تـار درنــوای دل او،حــب وطــن بــود،نهـان ره اوبــود،رهــی ســاختــن وعشـق نثـار ازخـوش آوازی…
بیشتر بخوانید
در سال شصت و هفت دهان تاریخ باز ماند مردان و زنان زندانی بر آستانه بنفشه و غرور ایستادند و شهامت خم شد تا آنان بگذرند شعبده بازها و مسلسل ها ، شرمسار رقصیدند ستارگان از کمند آسمان گریختند و مهتاب آخرین آه را از دهان چکاوک و دریا شنید یک فوج فرشته با بالهای…
بیشتر بخوانید
به یاد مردم ایران وحشی بافقی آه ، تاکی ز سفر باز نیایی ، بازآ اشتیاق تو مرا سوخت کجایی، بازآ شده نزدیک که هجران تو، مارا بکشد گرهمان بر سرخونریزی مایی ، بازآ کردهای عهد که بازآیی و ما را بکشی وقت آنست که لطفی بنمایی، بازآ رفتی و باز نمیآیی و…
بیشتر بخوانید
پیر عنکبوتها – کابوس شان نه غیرِ ناقوسِ رنج و کار- ترسان از این که گردند یکروز تار ومار… هی تارمی تتند و به هر تار می زنند اندیشه ای به دار… جعفر مرزوقی (برزین آذرمهر)…
بیشتر بخوانید
غمجنه وم لغمه ته بدلون راګړه میینه امید لرمه ستانه ته سکون راکړه میینه دنیا ډیره فانې ده راشه ژوندوکړو په مینې ؛ محبوب؛ می کړه لځانه نوې شتون راکړه میینه ——————— امیل مې شه دمینې چې دنیا باندې غورځل شې عزیز شه ماته ګرانه چې مې مات زړګې تسل شې ؛محبوب؛ وم په دنیا کې…
بیشتر بخوانید
«کار»، چنان گرگِ هار ، بر کشد از تن دمار بختک «سرمایه »را گر نسپاری به دار! جعفرمرزوقی(برزین آذرمهر)…
بیشتر بخوانید
ایصباازما رســـان،آنامیریراسلام راستگرایچپنما،مزدور«کیری»راسلام خلق گویند این اجیردربسترمرگ است کنون چون شغال درگوشه ای افتاده خوار وزبون گرچه او راچون اجنت استماملامت میکنیم لیکبازهم بهر او آرزویسلامتمیکنیم گوبرایشتوبهکنازآنهمهکردارخود بعدازینکمتربگودروصف آن بادارخود در جوانی برگزیدی برخودت یک مرد را روز وشب درخدمتش ،می کشیدی درد را جمله داند آن زمان سیغانیا مقبول بودی لیکن افسوس درمحیط بی…
بیشتر بخوانید
یه یادغزلسرای سنت شکن قرن الا ای مادر دُر دانه رفتی زبین ما چو یک پروانه رفتی شکستی قفل زندان جهالت ولی درپا هنوززولانه،رفتی چه شوری را بپا کردی درعالم دریغا که خودت عجزانه رفتی بنازم غیرت ات را ای شهِ شعر ازین غربت سرا،شاهانه رفتی زملا تا به شیخان شررزا شدند ازشعر تو دیوانه،رفتی…
بیشتر بخوانید
بانى شرو فسادبه جهان امريكاى ظالم است آله وابزار وى همش مردم جاهل،نه عالم است خودبانى القاعده ، مجاهد، طالب و يا داعش بازخودنظاره گروحشت ودهشت ومظالم است بنام حقوق بشرودموكراسى زاده بس فتنه ها كاشت نفاق بجهان اين نه ازافكارسالم است كردويران وناامن جهان ومضطرب خلق جهان همه بامكاره گى سازمان (سيا) محرم ونهان…
بیشتر بخوانید
گیتی بهانه کرد نجویید زحال ما هر سبزه سر کشید نروید به فال ما سوگند گر نبود به گیتی نشد محال هردام گر به آب به افتید ز جال ما ساقی به شکوه رفتهُ زنجیر ها شکست ما پرزدیم به هر سو که بشکست بال ما ( محبوبیت) به خانه تقیر نیست دگر اغیار میدرید زهر لانه مال ما ——————————————— *** هرگز مگو که زجر زهجران دروغ بود در عشق دل صداقت…
بیشتر بخوانید
نوشته نذیر ظفر هـــــر چــــــــند میکنم غم دل کم نمیشود از غــــــــــصه های مهر تو بیغم نمیشود ما را به تیغ طعنه چنان کردی قاش قاش زخــــم زبان تـــــداوی به مر هم نمیشود گفـــتم رقیب را که مده طعنه ام به عشق او گــــــــپ شنــــــو نبوده و آدم نمیشود از راه لطــــــف صحبت یارم نشد…
بیشتر بخوانید
درگیر خاموشی مرداب است، – دریا- شب بسته نطفه در نگاهش چون هیولا مهتاب سرد ودل شکسته، چندان فرو رفته در عمق ابرتیره که ذره نوری هم نمی تابد ز بالا. بر بوتههای دشت باور، – خشکیده یکسر- ابری نه بارا ست؛ یا هست و چندان نیست کارا، بارد گهی ، اما تنُک…
بیشتر بخوانید
جنگ های تن به تن وجنگ های لفظی ، بین طرفداران دوکاندید ریاست جمهوری درکابل ، تا سرحد استعمال آلات وافزارجارحه ومجروح شدن تعدادی ازافراد جانبین که امروزدرمحوطه کمیسیون انتخابات صورت گرفت ، سخیف ترین عملیست دربرابرانتظار بی صبرانه مردم ازنتایج آرای شان درانتخاب رئیس جمهورمورد نظرهمه. ما خارج نشینان که درابتدا تعهد ظاهری هردوگروپ…
بیشتر بخوانید