واگشت
* نیشخند از ریشه دارد می زند بر ریشِ دشمن… باغ از دستِ تبر زن گشته گوئیا سترون! * جعفر مرزوقی( برزین آذرمهر )…
بیشتر بخوانید
* نیشخند از ریشه دارد می زند بر ریشِ دشمن… باغ از دستِ تبر زن گشته گوئیا سترون! * جعفر مرزوقی( برزین آذرمهر )…
بیشتر بخوانید
رسول پویان دلی که از نفس عشق کس کباب شود به یک دوجرعۀ می کاملاًخراب شود بـیـاد گرمـی آغـوش پر ز احـسـاسـی یخ خـیال هوس قـطره قـطره آب شود سکوت عیش به گوش خردغزل خواند سـرود و زمــزمـه و نغـمۀ ربـاب شود ببزم عشق سخن ازحضورپیری نیست بـه کام تــشــنـــۀ دل بـادۀ شـبـاب شود…
بیشتر بخوانید
دکتر بیژن باران خلاصه بگویم شعر کلامی، همان آفرینش ریتم زیبایی است. الن پو. طبیعت بر درختان برگها را می گذارد، هیچیک دقیقا شبیه هم نیستند، مانند انسانها- تم تفاوت بی پایان. در این زمینه، طبیعت هنر را بهتر از ما انجام داد. اوا کوزینسکی مغز تلاقی محیط و ذات شاعر است که…
بیشتر بخوانید
گر وطن ميرى خدا را اشك و غم يادت نره گريه و سوداى شام و صبحدم يادت نره جنگ و كشتار و ترورش را زياد خود مبر كينه و تبعييض و آن ظلم و ستم يادت نره گر وطن ميرى به آه و…
بیشتر بخوانید
جهان در دست مُشتی دیو ِ پول پیشه کَنان از مردمان کار پیشه، بی امان، ریشه! به هر سو شعله ور ، جنگی فتیله گر گهی کم سوی تر، از روی نیرنگی رود بی راهه این ، بی ناخداکشتی فرو در منجلابی ، که از آن ، گویی ، نه ، برگشتی! * سخن بسیار…
بیشتر بخوانید
ميكند خدمت به انسان فيس بوك ميزند حرفش نمايان فيس بوك ميدهد راه سعادت را نشان ميكند مسرور و شادان فيس بوك مينمايد بحث از هر علم و فن چون معلم در دبستان فيس بوك ميكند اصلاح لغزشهای مان خوش ندارد غول نادان فيس بوك قصه هاى زشت وخوب دارد به ما گه غمين و گاه خندان فيس بوك ميكند پيدا به ما هر…
بیشتر بخوانید
برپا شده گیتی را پاشید زهم دشمن شد جایگه دیوان هر مأمن و هر مکمن بر، کار، نماند دیگر جایی به جهان کاخی … بگرفت در عالم پا این دُژپه ی چنگاری کز نکبت آن هر آن اعضاء زمین میران … مهر ِ نگران، مبهوت مه رفته فرو در غم چاره ست ولی تنها کارایی…
بیشتر بخوانید
رسول پویان دفتر عشق وطن را به چـه پرپر کردند خاک در چشـم مـراد همه کشور کردند یأس از جسـم و دل میهـن ما می جوشد زنگ امید وطـن را بـه خـدا کـر کردند بس جـوانـان شـده آواره و معتاد و فقیر زهـر در کاسـۀ بـشکـسـتـۀ مـادر کردند ذهن افراط وستم محورفاشیزم شده است این…
بیشتر بخوانید
آید که از نو ،آرش باغ بهاران در جنگِ ناگاهانه با دیو زمستان بگشاده از زنجیر تن، دست جان کرده در تیر زه بر کشیده تیررا آن سوی سرما های گل فرسا فرستد! * جعفر مرزوقی(برزین آذرمهر)…
بیشتر بخوانید
چى كرده ايم كه گرفتار اين بلا شده ايم؟ چى بوده ايم كه سزاوار اين جزا شده ايم؟ در اين كرانه ى رنگ و ريا و مكر و فريب! دچار خائن و مزدور و بی حيا شده ايم! نفاق و كينه و بغض و تعصب و تبعييض! اسير تك تك اين ها جدا…
بیشتر بخوانید
می دانم …می دانم… می دانم انسان میرا و مرگ همزاد زندگی است ولی کشتار… کشتار یک امر طبیعی نیست غبار ریز گرد ها یک امر طبیعی نیست زلزله د ر زنجیره… زلزله با نور و صدا یک امر طبیعی نیست و سکوت و تحمل د رمقابل توهین به ذات انسان ها و زیرو…
بیشتر بخوانید
روز والنتين رفتم سوى خانه بسىى حيران ماندم صادقانه به فيسبوك رفته ديدم برگه ها را به هر سو حرف هاى عاشقانه شنيدم از هر آن مرد و هر آن زن سرود عشق و مهرى جاودانه بديدم روز عشاق بوده امروز نه روز عشق همچو من فسانه روز عشاق است يا اغراق گوييد؟ و يا…
بیشتر بخوانید
رسول پویان چـشـمان خـسـته پـیـروی دل میکنند خود را ز عقل و فلسفه غافل میکنند مسجدودیرومدرسـه از حق جدا شدند یاران به کوی عشق تو منزل میکنند ازگپ حور و قصۀ غلمان دلم گرفت دیـوانگان بـه میکــده محـفـل میکنند با جرعهیی ز ساغر دل در کنار یار دیـوانــه را بـه عاطـفه عاقـل میکنند با…
بیشتر بخوانید
امین الله مفکرامینی! کـــــاش نبودم زمیهن جدا ، خـــفته بدامان غیر دل ودیــــــده ام بخون نبودی هر شام وهر سحر کور وکباب بــــــــاد دل ودیده ای دشمنا ن وطن که بخون کردند دامان دشت وباغ وبُستـان وطـن زین بیهوده گــــی ووحشی گریها گــشته محشر گـــرگان درنده خــــــــوی ندارند زحال مردم خبر مستی فزا بینی بــــساط…
بیشتر بخوانید
نِه تا توانند برخود ببالند از چست وچلاکی از اوج بی باکی… تندیس برنایی دشمن نه گر کاویانه پرچم دادی پیدا نه در دستان فتاکی بر تارک بیداد ضحاکی !… * جعفر مرزوقی( برزین آذرمهر )…
بیشتر بخوانید