برگردیم” یا نه؟!
از دفتر مجازی یاد بود جانباختگان و قربانیان راه آزادی و برابری! پس فردا شد و دوباره نوبت کشیک او فرارسید که دیدم دارد با حالتی پرسان طرفم میآید. اینور و آنور را نگاهی کرد و با عجلهای هراسان گفت: در باره کتابی که خوانده بودی فکر کردم؛ چیدن گل هیچ اشکال ندارد، هرچی هست…
بیشتر بخوانید