کتاب «اکبرنامه: اثر حمید کشمیری

چاپ نخستین: انجمن تاریخ 1330
بازتایپ و تدوین دیجیتال: محمد قاسم آسمایی
بازپخش: انتشارات راه پرچم اگست 2025 / اسد 1404 (بعد از 74 سال)
——
میر عبدالواحد سادات
دربارۀ منظومهٔ حماسی – تاریخی «اکبرنامه»
«اکبرنامه» اثری منظوم در قالب مثنوی و یکی از مهمترین آثار ادبی – تاریخی افغانستان بهشمار میرود که در قرن نوزدهم میلادی توسط ملا حمیدالله کشمیری، شاعر و دانشمند اهل کشمیر، سروده شده است.
این منظومه به زبان دری و با پیروی از سبک و ساختار شاهنامه فردوسی نگاشته شده و به همین دلیل، شاعر آن به «فردوسی کشمیر» لقب گرفته است.
«اکبرنامه» به روایت جنگ اول افغان – انگلیس (1219- 1221/ ۱۸۳۹ – ۱۸۴۲) خورشیدی میپردازد و تمرکز اصلی آن بر بازتاب رشادتها و فداکاریهای وزیر محمداکبرخان، فرزند امیر دوستمحمدخان، از شخصیتهای برجستهٔ تاریخ معاصر افغانستان است. این اثر، علاوه بر جنبه های تاریخی و نظامی، بازتابدهندهٔ عناصر فرهنگی، اجتماعی و باورهای مردم افغانستان نیز در یک دورۀ تاریخی است.
بخشهایی از نسخۀ خطی منظومه که بقول کهزاد فقید منحصر به فرد نبوده است، برای نخستینبار در مجله «آریانا» در دوسال و شش ماه در کابل (1327-1329) خورشیدی منتشر گردیده است.
یکسال بعد نسخۀ کامل و تصحیح شدۀ «اکبرنامه» با همکاری انجمن تاریخ افغانستان و پژوهشگران، با تحشیه علی احمد نعیمی، تصحیح محمدابراهیم خلیل به اهتمام محمدشفیع رهگذر در (264 صفحه) به چاپ رسیده است.
بعد از (۷۴) سال این اثر کمیاب تاریخی – فرهنگی به همت و زحمات فراوان فرهنگی نستوه جناب قاسم آسمایی و انتشارات راه پرچم – از روی کتاب نسبتاً مندرس، با دشواری زیاد بازتایپ گردیده و در (۲78) صفحه بشکل دیجیتال تدوین و در کهکشان انترنیت، ثبت و در اختیار دوستداران فرهنگ و تاریخ افغانستان قرار میگیرد.
شایان ذکر است که ترجمۀ منظوم پشتو این اثر در سال ( 2011 م ) توسط ملا محمدشریف جانان کاکړ آماده و از سوی مرکز مطالعاتی در کویته نشر شده است.
ویژه گیهای شاخص این اثر:
از لحاظ قالب و سبک، منظومه در بحر مثنوی متقارب، با تبعیت آشکار از شیوهٔ حماسی شاهنامه به زبان دری فصیح با بهرهگیری از واژگان عربی، ترکی و پشتو سروده شده است. زبان اثر ساده، روان و در عین حال سرشار از صنایع ادبی و تعابیر بومی و محلی است.
مضمون و محتوی این مجموعه، روایت منظوم جنگ با استعمار انگلیس، و ستایش دلاوریهای وزیر اکبرخان فقید و یاران او، و احیای هویت تاریخی افغانستان است.
همانطوریکه حضرت فردوسی با شهکار خود به احیاء و معرفی «هویت» پس از حمله و استعمار عربها پرداخته است، ملا حمیدالله کشمیری نیز به تأسی از آن و با انگیزهای فرهنگی و سیاسی، به بازنمایی حکایه و روایت مقاومت مردم افغانستان در برابر استعمار انگلیس همت گماشته است.
«اکبرنامه» را میتوان از لحاظ ارزش ادبی و فرهنگی، حلقهای مهم وصل در تداوم سنت حماسه سرایی تاریخی ما قلمداد نمود. اثری که رسالت انتقال میراث مقاومت و ملیگرایی را به دوش کشیده است.
اکبرنامه از منظر جایگاه و اهمیت نه تنها یک سند ادبی – تاریخی است، بلکه یکی از بارزترین نمونه های مدون ادبیات مقاومت در افغانستان محسوب میشود. این اثر از منظر سبک، زبان و محتوا، ملیگرایانه است که مورد تحسین پژوهشگران ادبی افغانستان و ایران قرار گرفته و در مقالات تدقیقی شباهتهای آن با شاهنامه فردوسی مورد بررسی قرار گرفته است.
لقب «فردوسی کشمیر» برای حمید کشمیری از سوی نویسندگان افغان و کشمیری، همچون صابر آفاقی، به دلیل مهارت او در خلق اثر شاهنامهگونه و حماسی اعطا شده است.
بدینترتیب میتوان خاطر نشان ساخت که منظومهٔ «اکبرنامه» از جایگاه مهمی در ادبیات دری برخوردار است و بهعنوان سندی تاریخی – فرهنگی و ادبی شایسته توجه و بازخوانی در حوزههای تاریخنگاری، ادبیات تطبیقی، و هویتپژوهی افغانستان معاصر است. این اثر گواهی است بر قدرت شعر در روایت تاریخ، حفظ حافظۀ جمعی، و ساختن روایتهایی از مقاومت و قهرمانی مردمان آزادیخواه و سلحشور وطن ما.
در رابطه ضرور میدانم تا به نسل نو افغانستان چهرههای برجستۀ تاریخنگاری، ادبیات و فرهنگ معاصر افغانستان و شخصیت های تأثیرگذار را که منجمله در معرفی و نشر این منظومه نقش داشته اند، به ایجاز معرفی نمایم:
البته افغانستان در سدهٔ بیستم شاهد ظهور شماری از روشنفکران، تاریخنگاران و نویسندگان فرهیختهای بوده و است که در تثبیت هویت فرهنگی و تقویت حافظه تاریخی کشور نقش کلیدی ایفا نموده و مینمایند.
در رابطه به منظومۀ مورد بحث، پنج چهرۀ ممتاز شاعر، ادیب و مورخ: عبدالروف بینوا، احمدعلی کهزاد، علی احمد نعیمی، ابراهیم خلیل و شفیع رهگذر، که سهم چشمگیری در تکوین ادبیات معاصر، پژوهشهای تاریخی، و نهادسازی فرهنگی داشته اند.
خوشوقتم که دوست والامقام و شخصیت گران ارج و نستوه فرهنگی جناب قاسم آسمایی با آماده ساختن نشر دیجیتال آثار آنها، بحیث خادم صادق تاریخ و فرهنگ افغانستان در راه آن بزرگان قدم می گذارد.
1. احمدعلی کهزاد فقید ( 1287 – 1363) خورشیدی
از پیشگامان برجستۀ تاریخ نگاری علمی و باستانشناسی نوین افغانستان، متولد شهر کابل و تحصیلاتش را در لیسه استقلال و فرانسه به پایان رساند. کهزاد با نگارش آثار ارزشمندی در زمینۀ تاریخ، فرهنگ و تمدن کهن افغانستان به زبانهای دری، پشتو، انگلیسی، فرانسوی و ایتالیایی، جایگاه بینظیری در میان دانشمندان منطقه کسب کرد. او از بنیانگذاران حزب وطن و عضو تأثیرگذار در لویه جرگه(1343) خورشیدی بود.
کهزاد فقید مدیر انجمن تاریخ، انجمن پشتو، و موزیم ملی و نخستین مدیر مجله معتبر آریانا بهشمار میرود و «تاریخ افغانستان» (در دو جلد)، «افغانستان در پرتو تاریخ»، «افغانستان در شاهنامه»، مقالات تحقیقی متعدد و ترجمههای متعدد از متون باستانشناسی و تاریخ هنر در جمله آثار این شخصیت بزرگ و بلند مرتبت علمی و ملی افغانستان می باشد.
2. علی احمد نعیمی فقید (1294-1364) خورشیدی
نویسنده، مترجم، پژوهشگر و از چهرههای برجسته مطبوعات و ادبیات داستانی افغانستان، متولد شهر کابل که پس از پایان تحصیل، فعالیت خود را در انجمن ادبی، انجمن تاریخ و مجلات معتبر آریانا، ژوندون و صکوک آغاز کرد.
نعیمی افزون بر ژورنالیسم فرهنگی، در حوزهٔ ادبیات داستانی، تاریخنگاری، ترجمه و نقد ادبی آثاری قابل توجه خلق و بهعنوان یکی از بنیانگذاران ادبیات معاصر داستانی افغانستان و نویسندگان نوگرای فقید همانند محیالدین انیس، عبدالغفور برشنا، و پژواک شناخته میشود.
3. ابراهیم خلیل فقید ( 1274 – 1336) خورشیدی
متولد شهر کابل، شاعر، خوشنویس، نویسنده و آزادیخواه افغان که در دورۀ سلطنت امانالله خان نقش مهمی در عرصۀ فرهنگ، دیپلماسی در وزارت خارجه، سفارت افغانستان در لندن و بهعنوان منشی اختصاصی ملکه ثریا ایفای خدمت کرده است.
خلیل فقید با ذوق ادبی و خطاطی برجستهاش، بسیاری از فرمانها و مکاتبات دربار امانی را تحریر نموده است. پس از سقوط نهضت امانی به اتهام تماس با شاه امان الله فقید بدون محاکمه ده سال را در زندان سپری نمود. مراسلۀ منظوم استخراج تاریخ، رساله راهنمای حج بیتالله و مراسلهای «یک مرد بزرگ» و سرودۀ معروف «گل فروشم ز من گلی بخرید …» که با آواز ملکوتی میرمن پروین فقید خوانده شده است ، در جمع آثار شان می باشد.
4. شفیع رهگذر فقید
از ژورنالیستها و نویسندگان شناختهشده افغانستان است. او در کنار فعالیت در مطبوعات بهعنوان تاریخنگار و پژوهشگر فرهنگی نیز شناخته میشود. از نویسندگان واقعگرای ادبیات داستانی و از فعالان فرهنگی و مطبوعاتی که در جمع بنیانگذار ادبیات نوین داستانی افغانستان در نیمه قرن بیستم بهشمار میرود.
رهگذر فقید عضو فعال انجمن ادبی کابل بود. نهادی که در شکلدهی سبک نوین نگارش، اصلاح ترجمهها و تدوین ادبیات علمی و تاریخی نقش مهمی ایفا کرده است. وی همچنین در مجلهٔ کابل (نشریه رسمی انجمن) همکار و مسؤلیت روزنامه «کابل تایمز» را عهده دار و در اتحادیه نویسندگان افغانستان نیز همکاری داشته است.
رهگذر فقید در زمان که متصدی روزنامه انیس بود، به نشر اولین مجله نهایت با اهمیت، «د کمکیانو انیس» اقدام نمود.
5. استاد فقید عبدالرؤف بینوا (۱۲۹۲اول سنبله 1292ش. – 21 جدی ١٣٦٣.ش)
مرحوم بینوا عضو انجمن ادبی و تاریخ، عضو مرکز تحقیقات بین المللی پشتو و عضو اکادمی علوم افغانستان، همانند سایر بزرگان مورد بحث ما، در بیشتر از یک قرن اخیر و بعد از علامه سید جمال الدین افغان و آغاز تجدد با نشر شمس النهار در جمع ستاره های درخشان فرهنگ و ادب افغانستان، شخصیت منور، مبارز، فرهنگپال، مؤرخ ، شاعر، ادیب، مترجم و نویسنده مشهور و مدقق آثار قدیم است.
استاد فقید بینوا به خانوادۀ علم پرور و عالم تعلق داشت. پدرش مفتی عبدالله و جد بزرگش عبدالحق آخوندزاده از علما و مفتی های بزرگ زمان خود بودند و استاد بینوا علوم دینی و فقه، صرف و نحو عربی را تا حد عالی نزد پدر فرا گرفته بود.
از استاد فقید به زبانهای پشتو، دری و عربی آثار زیاد بنشر رسیده، همچنان آثاری را از لسان عربی، انگلیسی و اردو به پشتو و دری ترجمه نموده است.
قاموس عربی – پشتو، قاموس پشتو و کتابهای دربارۀ خوشحال خان و عبدالغفارخان (پاچا خان)، معرفی دورۀ هوتکی ها و شاعران آن دوره، ریشه تاریخی افغانستان و تاریخ قدیم کشور از آثار او است که دارای اهمیت بلند تحقیقی و علمی میباشند. اثر پر اهمیت استاد فقید در معرفی و شناسایی زنان افغانستان قبل از اسلام و تا قرن بیستم میلادی که در سال (1330شمسی) با عنوان «پښتنی میرمنی» به چاپ رسیده، از جملۀ آثار ارزشمند استاد فقید می باشد.
مجموعۀ اشعار استاد بینوا تحت عناوین د «مېنی مینه»، «پریشان افکار» و «برگ سبز» اقبال نشر یافته است. همچنان درامه های «آشیانه عقاب»، «زرنگ» و «حکومت بیدار است» به زبان دری و «طوق لعنت»، «صدای وطن» و «اشتباه» به زبان پشتو از آثار اوست.
بینوای فقید از جمله مؤسسان جنبش «ویش زلمیان» بوده و در دورۀ دوازدهم وکیل ولسی جرگه در دهه مشروطیت سلطنت بود. موصوف وظایف رسمی مهمی را در نهادهای گوناگون دولتی و فرهنگی انجام داده است. آخرین وظیفۀ دولتی زنده یاد استاد بینوا، به حیث سفیر دولت جمهوری دموکراتیک افغانستان در لیبیا در دهۀ هشتاد میلادی بود.
برای محمد قاسم آسمایی از روشنگران و مبارزان و متعهد و خادم سابقه دار افغانستان که طی سالیان متوالی مصدر خدمات شایسته بمردم گردیده و در جلای وطن و سه دهه اخیر مصروف کارهای فرهنگی و کتابخانه بزرگ دیجیتال راه پرچم و همچنان درین اواخر کتابخانه دگری با نام «کتابخانه آسمایی» را ایجاد نموده است. به اثر زحمات سترگ او از شمس النهار، تا سراج الاخبار و … ده ها اخبار، مجله و کتابهای با اهمیت بزرگ تاریخی و فرهنگی بشکل دیجیتال تنظیم و در کهکشان انترنیت پخش شده است، موفقیت های بیشتری آرزو مینمایم.