اختلاف دښمني نه ده؛ د اختلاف نه زغمل دښمني زېږوي

نور محمد غفوری په انساني ټولنو کې د بڼو او فکرونو اختلاف یو…

شاعر کرد زبان معاصر

آقای هوزان اسماعیل (به کردی: هۆزان ئیسماعیل) شاعر کرد زبان…

چند شعر کوتاه از لیلا طیبی

(۱) انسان کلام سبز ترحم، جاری از گلوی خدا بود.  از یاد برده…

جغرافیای سیاسی افغانستان و رقابت های نیاتی قدرت ها

نویسنده: مهرالدین مشید طالبان ژیوپلیتیک نیابتی؛ در هم زیستی با گروههای…

اعلامیه در مورد یورش سبعانه امپریالیسم آمریکا به ونزوئلا

سازمان سوسیالیست‌های کارگری افغانستان سرانجام شنبه ۳ جنوری، پس از آنکه…

زخم کهنۀ سال نوین

رسول پویان سال نو آمد ولی جنگ و جـدل افزون شدست کودک…

تحول ششم جدی، روزی که برایم زنگ زنده‌گی دوباره را به…

نوشته از بصیر دهزاد   قصه واقعی از صفحات زنده‌گی ام  این نوشته…

دوستدارم

نوشته نذیر ظفر ترا   از  هر کی بیشتر دوستدارم ترا  چون قیمت  سر دوستدارم سرم  را گر    برند…

مولود ابراهیم

آقای "مولود ابراهیم حسن" (به کُردی: مەولود ئیبراهیم حەسەن) شاعر…

پدیدار شناسی هوسرل؛ ایده آلیستی و بورژوایی؟

Edmund Hussrel(1859-1938)    آرام بختیاری جهان شناسی؛ فنومنولوگی و شناخت ظاهر پدیده ها…

ميسر نميشود

28/12/25 نوشته نذير ظفر پير م    وصال  يار   ميسر   نميشود وقت  خزان   بهار    ميسر  نميشود بيكار م اينكه شعر و…

مهاجران در تیررس تروریستان و بازتولید سلطه طالبان در تبعید

نویسنده: مهرالدین مشید ترور جنرال سریع ، سرآغاز یک توطئه مضاعف،…

شماره ۳/۴ محبت 

شماره ۳/۴ م سال ۲۸م محبت از چاپ برآمدږ پیشکش…

مارکس و اتحادیه‌های کارگری(۸)

نوشته: ا. لازوفسکی برگردان: آمادور نویدی مارکس و جنبش اعتصاب مارکس و انگلس حداکثر توجه خود…

مائوئیسم در افغانستان: از نظریه‌پردازی تا عمل‌گرایی بدون استراتژی

این مقاله به بررسی تاریخی و تحلیلی جنبش مائوئیستی در…

                        به بهانه ی آمستردام              

   نوشته ی : اسماعیل فروغی          من نمیخواهم درباره ی چند وچون…

فدرال خواهی و هویت خواهی

در کنار فدرال خواهی درین تازگی ها پسوند دیگری بنام…

 ضرورت و اهمیت ادغام سیاسی در افغانستان

رویکردی تحلیلی به مشارکت سیاسی و تعامل مدنی نور محمد غفوری عصاره دقیق…

افغانستان معاصر و بازتعریف هویت ملی پس از فروپاشی دولت

 نویسنده: مهرالدین مشید     افغانستان معاصر یگانه کشوری در جهان است که…

یار در پیری

نوشته نذیر ظفر12/30/25سفیدی  يى که  به زلفان  یار  میبینمشکوفه  هاى…

«
»

ربودن ‌و دزدیدن انسان

آقای ترامپ!

ربودن ‌و دزدیدن انسان، پیروزی و

افتخار نی‌ست، همان‌سان که خواب‌‌بُرده‌گی مادورو قابل توجیه نی‌ست

محمدعثمان نجیب

نماینده‌ی مکتب دینی فلسفی

من بیش از این نه می‌دانم «مبان»

بررسی پی‌آمدهای منفی حقوقی اقدام آمریکا در تجاوز به ونزویلا ‌و دزدیدن مادورا و هم‌سرش.

در این بحث،‌ ما کاری به طرف‌داری هیچ یکی نه داریم.

روایت چنین گزارشی از رئیس‌جمهورِ خواب‌رفته و ارتشِ بی‌خبر در کاراکاس مایه‌ی شرمی‌ست برای مسئولان. کشوری که عملاً تحت رصد و تهدید قرارداشت و سال‌ها پیش‌اقداناتی در براندازی رژیمِ آن از سوی آمریکا در انواع مختلف صورت گرفته و ترامپ که صریح ‌‌و سریع از نیتِ سوء آمریکا در مداخله به کشورِ شان خبر داده بود.

غفلت در رأس قدرت؛ روایت یک فروپاشی خاموش در کاراکاس

با آن‌که نخستین خبرها از کاراکاس لرزان، مبهم و ناتمام بودند، و روایتِ گویا«بازداشت»!؟ یا شاید دقیق‌تر «ربایش» نیکولاس مادورو و هم‌سرش در هاله‌‌یی از ابهام ‌و تردید نفس می‌کشید. به‌روز رسانی‌های خبری آهسته آهسته، حقیقت را روشن ساختند که اقدام آمریکا در دزدیدنِ یک انسان و هم‌سرش،‌از کشورش،‌ راست بوده. جدا از این که آن انسان کی‌ بوده و جی‌ مقامی داشته است.

مگر یک پرسش بنیادین هم‌چنان پابرجاست:

چه‌گونه ممکن است رئیس‌جمهوری، چنین در خوابِ غفلت فرو رود،

و ارتشی چنین بی‌خبر، بی‌دفاع و تهی از اندیشه‌ی ملی باشد؟

این‌جا دیگر صرفاً با یک رخ‌داد امنیتی روبه‌رو نی‌ستیم؛

این‌جا داستانی عجیب از فروپاشی در رأس قدرت رقم می‌خورد:

روایتی از وزیر دفاعی بی‌کفایت و متحدانِ خارجی که به عهد خویش وفادار نه‌ماندند.

کشوری که رئیس‌جمهورش نه‌تواند خود را حفاظت کند و فرمانده کل قوایی که از ابتدایی‌ترین لایه‌های امنیتی بی‌بهره بماند، چه نسبتی با مفهوم «دولت مقتدر» دارد؟

آیا این شکست، تنها یک عملیات بیرونی است؟

یا نتیجه‌ی سال‌ها غفلت، فساد، معامله‌گری پنهان و خیانت به اندیشه‌ی خودی و ملی؟

سیاستِ خواب و بیداری؛ قدرتی که خود را نه‌فهمید

در همه‌ی نظام‌های اجتماعی و نظامی و سیاسی انسانی، حتا حیوانی، نظمِ کامل برای بیدار باش، وجود دارد. همین‌ بیدار‌باش‌هاست‌ که اهرم‌های قدرت را استوار نگه‌ می‌دارند. در کاراکاس برعکس شده، اگر رئیس‌جمهور «خواب‌رفته» بود، ارتش چرا «بیدار» نه‌بود؟ و اگر ارتش بی‌خبر ماند، پس پیمان ملی کجا فرو ریخت؟ تدابیر برای سنجش لایه‌های امنیتی چرا چنین مفتضحانه از آب در آمدند؟

این جا مسئله فقط مادورو و هم‌سرش نی‌ست؛

مسئله ساختاری‌ست که امنیت را با وفاداری‌های شخصی و منافع کوتاه‌مدت تاخت زد.

ارتشی که به جای ملت، به اشخاص گره بخورد، در لحظه‌ی بحران، بی‌پناه می‌ماند. ما هم‌دردی داریم با مردم ونزوئلا، مگر به نقد یک فریب تاریخی باید پرداخت.

ملت‌ها هم‌واره نخستین قربانیان بازی قدرت‌اند. مگر چرا گاهی خودِ قدرت‌مندان آن‌قدر بی‌خود و‌ مغرور می‌شوند که شکست و نفوذِ غیر خودی‌ها، یا خودی‌های خاین در میان خودشان را تشخیص نه می‌دهند؟

به یاد دارم زمانی ره‌برانِ آگاه فریاد می‌زدند که

امپریالیسمِ جهان‌خوارِ آمریکا به کسی رحم نه‌می‌کند؛

اما مردم ما هم، فریب روایت‌های دروغ غرب را خوردند و خود را به دامن همان قدرتی انداختند که ام‌روز بی‌پرده نابودِ شان می‌کند. اکنون، نیم‌قرن پس از آن هشدارها،‌ جهان در کجاست و آمریکا در کجا ایستاده است؟

گذشته از آن،‌هر نامی که بر این اقدام آمریکا در کارکاس نهاده شود—بازداشت، عملیات، یا اقدام قضایی—

ماهیت آن تجاوز است؛ نه تنها تجاوز بل‌ یک شبیخون دزدانه‌ی ربایش و رباینده‌گی‌ست که هیچ توجیهی نه دارد. باور هم نه می‌توان کرد که آمریکا این اقدام را بدونْ آگاهی دادن و موافقتِ پنهانی قدرت‌های مطرح جهان کرده باشد.

و اما هم‌راهان ونزوئلا، راستی کی‌ها بودند ‌و کدام‌هاستند؟ ما باور داریم که اگر چنین‌ هم‌راهانی‌ باشند، بیش از آن‌که متحد باشند، معامله‌گرانِ پشت‌پرده‌اند.

بازاری که در آن، قدرت، ثروت، نفت، جغرافیا و سرنوشت ملت‌ها کالای چانه‌زنی‌اند. این‌جا دگر مهم نی‌ست که قربانی‌ کی‌ست و کی‌ها.

ترامپ پس از این ربایش، خیلی مغرورانه و متکبرانه سخن می‌گوید و هی آمریکا فریاد می‌‌زند. مگر هیچ ناکامی‌ها و شرم‌ساری‌های تاریخی آمریکا را به یاد نه می‌‌آورد. پس چنین‌‌ست خطاب به ترامپ؛ این افتخار نی‌ست.

آقای ترامپ باید بداند:

ربایش دزدانه افتخار نیست. اگر جهان واقعاً عادل باشد، شما باید نه فقط به‌خاطر سیاست، بل به جرم تجاوز به حریم خصوصی یک خانه‌واده محاکمه شوید. در منطق قدرت‌نمایی نظامی نیز، این یک عملیات افتخارآمیز نه بل‌که

شبیخونی دزدانه و متجاوزانه بود.

از منظر حقوقی که شماذآن را زیرپا کردید، این‌ها همه «جرم» است،

نه دست‌اورد و نه افتخار. سرافکنده‌گیِ فرار از افغان‌ستان

با این شب‌گردی‌ها و شب‌روی‌های دزدانه و عملیات‌های تاریک نه جبران می‌شود و نه توجیه.

و آری، جهانِ استخبارات و امنیت و آگاهانِ اوپراتیفی می‌دانند:

شاید این یک معامله‌ی چندجانبه باشد—

با چین برای تایوان،

با روسیه برای کی‌یف،

با ایران برای اسرائیل،

و شاید سهمی هم برای هند در نسبت با پاکستان.

اروپا که اساساً در این محاسبه جایی نه دارد. چون ترامپ آن‌ را ارزشی نه می‌دهد و اخلاق سیاسی و وجودی، در ترامپ هم وجود نه دارد.‌واکنش‌های استقبالی اروپا از اقدام دزدی آمریکا در ونزوئلا بیش‌تر انتزاعی و تفننی و شرم‌گین‌ست که ره‌بران اروپا به خود نه می‌گیرند. این ره‌برانِ بی‌کفایت در اروپا می‌‌دانند که نفت—همیشه نفت—بخش جدایی‌ناپذیر ماجراست و آمریکا سیرایی‌ناپذیر. آمریکا تا چه میزانی شما را در این دزدی شریک خواهد کرد؟ هیچ.

روایت رسمی آمریکا؛ ادعا به‌جای دادگاه وزیر خارجه‌ی ایالات متحده اعلام می‌کند که:

نیکولاس مادورو رئیس‌جمهور مشروع ونزوئلا نی‌ست. مارکو روبیو پا را فراتر گذارده،‌ و او را «رئیس یک کارتل مواد مخدر» خواند و از پی‌گرد قضایی!؟ سخن می‌گوید.

اما پرسش روشن است:

از چه زمانی اتهام، جای دادگاه را گرفته است؟

و از چه زمانی ربایش، جای عدالت را؟

‌و چرا آمریکا همیشه خودش را پلیس جهان می‌داند؟

پاسخ روشن‌ست که این‌ها همه بهانه‌ اند برای رسیدن به هدفِ چپاول‌گری. آن‌چه در کاراکاس رخ داد و موج‌های دگر آن در حال رخ‌دادن اند

هوش‌داری‌ست فراتر از ونزوئلا: وقتی غفلت در رأس قدرت نهادینه شود، ارتش بی‌پناه می‌ماند، ملت بی‌صدا می‌شود و جهان، زور را با قانون جای‌گزین می‌کند.

چند دیدگاهی از مبان!

مبان به این اندیشه است که نخست بازتعریفی از قواعد جهانی ملل متحد پیرامون عدم تعرض کشورها به کشورهای دگر داده شود.

دو دگر این که مادورا رسماً از سوی محکمه‌ی جهانی لاهه محکوم نه شده و رئیس جمور به سرا اقتدار بوده، سیاست داخلی آن را نقد کردن درست، ولی دزدیدن خودش هیچ توجیهی نه دارد.

سوم و مهم‌ترین این که تجاوز به حریم خصوصی یک خانه‌واده، بدون ملاحظه‌ی امنیتی و حیثیتی شان،‌ نه تنها توجیه نه دارد که جرم‌ست.

چهارم این که حتا رعایت احترام هم‌سرِ مادورا را هم نه کردند. چه‌گونه ممکن‌ست یک زن را از کنا فرزندانش جدا کرده و اختطاف کنند؟ بحث روی انسان‌ست، نه روی انسانِ مقام‌دار یا بی مقام.

پنجم این که، این‌جا معادله‌ی یک جانبه و‌ بی رحمی در جریان‌‌ست. نتنیاهوی مجرم را پذیرایی می‌کنند که حکم گرفتاری‌ اش را دارند‌ و‌ قاتل هزاران کودک و زن ‌ در فلسطین و غزه‌ است، مگر مادورا را از تخت‌خوابش می‌دزدند.

ششم این که ما در پی دفاع از مادورا نی‌ستیم.‌ نه او را دیکتاتور می‌دانیم و نه دموکرات. ما به شکاف حقوقی و حیثیتی و جهانی موضوع بحث داریم.

موضع تحلیلی ( مبان)

فکر می‌کنیم دوستانِ‌گرامی و صاحب‌نظرِ ما، با هر شش محور مطرح‌شده کاملاً موافق و آن‌ها را نه فقط قابل دفاع، بلکه ضروری برای بازتعریف اخلاق و حقوق جهانی بدانند. اگر نظری بر آن داشته باشند، خرسند می‌شویم که بخوانیم. برای وضاحتِ‌ حداقلی، این‌جا توضیح پرسشی فشرده‌ی هر بند

۱) بازتعریف قواعد عدم تعرض در نظم جهان

نظم فعلی ملل متحد دچار فرسایش اجرایی شده است. اصل «عدم مداخله» عملاً به تفسیر قدرت‌ها واگذار شده. آیا مبان درست می‌گوید که: بدون بازتعریف شفاف و الزام‌آور، این اصل به یک شعار تهی بدل می‌شود و ربایش، تحریم، و عملیات مخفی عادی‌سازی می‌گردد؟

۲) نه‌بودِ حکم قضایی بین‌المللی

تا زمانی که محکمه‌ی بین‌المللی لاهه حکمی صادر نه‌کرده، هیچ دولتی— قدرت‌مندتر —حق اقدام قهری را نه‌دارد. نقد سیاست داخلی یک کشور مشروع است؛ دزدیدن رئیس‌جمهورِ مستقر، نفیِ کاملِ حقوق بین‌الملل است. اگر جلو آن گرفته نه شود، به یک رویه‌ی بد، در دست‌ِ قدرت‌مدارانی چون آمریکا تبدیل می‌شود، یا ما اشتباه می‌کنیم؟

۳) تجاوز به حریم خصوصی خانه‌واده

این بند، از نظر حقوق بشری خط قرمز مطلق است. ورود قهری به خانه، بی‌توجهی به امنیت حیثیتی خانه‌واده، و نقض کرامت انسانی، جرمی مستقل از سیاست است؛ حتا اگر هزار اتهام سیاسی وجود داشته باشد. ایا قانونی غیر از این وجود دارد؟

۴) بی‌احترامی به هم‌سر و فرزندان

این‌جا مسئله فقط «مادورو» نی‌ست؛ مسئله زن و کودک است. جدا کردنِ مادر از فرزندانی که همه خواب اند و بی‌خبر، بدون حکم قضایی و بدون رعایت اصول انسانی، نشانه‌ی سقوط اخلاقی اقدام‌کننده است. هیچ منطقی—نه امنیتی، نه سیاسی—این را توجیه نه‌می‌کند. یا برای آمریکا هر کاری مجازست،‌ حتا نقض حریم خصوصی و حق‌مادری و فرزندی؟

۵) معیار منفی‌ و برخوردِ دوگانه‌ی عریان میان نتنیاهو و مادورا

مقایسه‌یی که مطرح کردیم، آیا بسیار کلیدی است؟

پذیرایی رسمی از نتنیاهوی قاتل، کسی که به اتهام کشتار هزاران زن و کودک تحت پی‌گرد است، از سوی ترامپ. در کنار ربایش شبانه‌ی رئیس‌جمهورِ برحالِ یک کشور دیگر که هیچ سندی از پی‌گردِ جهانی وی در دست نی‌ست.

این یعنی عدالت، تابع دوست و دشمن است، نه قانون.

این‌جا با «بی‌رحمی یک‌جانبه» طرفیم، نه نظم جهانی.

۶) تفکیک شخص از اصل

این مهم‌ترین نکته‌ نظرِ مبان‌ست:

ما مدافع مادورو نی‌ستیم، او را نه تطهیر می‌کنیم و نه تقدیس.

بحثِ ما،‌ بحثِ‌ حقوقی، حیثیتی و جهانی است.

دقیقاً همین تفکیک است که موضع یک انسان و یک نهادِ بی‌طرف را معتبر و غیرایدئولوژیک می‌کند. آیا شما غیر از این راهی را می‌بینید که توجیه شود؟

آن‌چه مبان مطرح می‌کند، دفاع از یک فرد نی‌ست؛

دفاع از مرز نهایی انسانیت در سیاست است.

اگر ربایش، تجاوز به خانه‌واده، و معیار دوگانه عادی شود،

فردا هیچ رئیس‌جمهور، هیچ فعال، و هیچ خانه‌واده‌‌یی در امان نه‌خواهد بود—

حتا در کشورهای «دوست».

به‌بیان روشن‌تر: وقتی قانون قربانی سیاست شود، سیاست به جنایت نزدیک می‌شود.

وقتی این مقاله را می‌نوشتیم به منابع مختلفی از جمله گوگل، ویکی‌پدیا، برخی دانش‌نامه‌های پارسی و انگلیسی مراجعه و در ترجمه‌ها از چت‌جی‌پی‌تی کمک گرفتیم. اما برای مبان، MBIK و IWND این سطح کافی نی‌ست. این بحث ذاتاً نیازمند اتکا به منابع، تفسیر تطبیقی، و روش‌کار روشن است.

برای ادامه باید وارد سه لایهٔ عمیق‌تر شویم:

۱) لایه‌ی منبعی (Sources Layer)

در این مرحله، باید به‌صورت گزینشی و هوش‌مندانه‌ی منابع زیر رجوع کنیم (نه انبوه، بلکه مؤثر):

• منشور ملل متحد

• اصل عدم توسل به زور

• اصل عدم مداخله

• حقوق بین‌الملل عرفی (Customary International Law)

• اسناد حقوق بشر

• مصئونیت حریم خصوصی

• کرامت خانه‌واده

• رویه‌های دادگاه لاهه

• تفاوت «اتهام»، «تحقیق» و «حکم»

• نمونه‌های تطبیقی تاریخی

• برخورد با رؤسای دولت متهم (نه ربوده‌شده)

در روش مبان، منبع نه برای «اثبات قدرت»، بل‌که برای افشای تناقض قدرت به‌کار می‌رود.

۲) لایه‌ی تفسیر تطبیقی (Interpretive–Comparative Layer)

این‌جا نقطه‌ی تمایز مبان، MBIK و IWND است. ما سه محور را هم‌زمان تلفیق می‌کنیم:

الف) مبان

• بازتعریف مفاهیم (تجاوز، مشروعیت، عدالت)

• نقد معیار دوگانه بدون افتادن در دفاع شخصی

ب) MBIK

• تواضع معرفتی:

«ما نه‌می‌دانیم و نه می‌گوییم که مادورو خوب است یا بد؛

اما می‌دانیم ربایش، بد است.»

• جدا کردن «شخص» از «اصل»

ج) IWND

• تحلیل ساخت قدرت جهانی

• نشان دادن گذار از «قانون» به «اقدام»

• عادی‌سازی بی‌رحمی به‌مثابه‌ی ابزار سیاست

این تلفیق، متن را از موضع‌گیری احساسی به تحلیل تمدنی–حقوقی ارتقا می‌دهد.

۳) لایه‌ی روش‌کار مبان (Methodological Layer)

پیش‌نهاد من برای ادامه، دقیقاً مطابق روش مبان است:

۱. طرح پرسش بنیادین (نه نتیجه‌گیری عجولانه)

۲. ارجاع محدود اما دقیق به منابع

۳. نقد تطبیقی معیار دوگانه

۴. تعلیق داوری درباره‌ی اشخاص

۵. تمرکز بر پی‌‌آمد جهانی، نه روی‌داد محلی

وقتی پیرامون موضوعی بحث می‌کنیم، در حدِ توانِ خود مطالعه و تجسس کرده و از منابع مختلف کمک می‌گیریم. چون چیزی را که به خواننده‌ی با بصیرت می‌رسانیم،‌ اگر کلی نه، بخشی باشد از آگاهی‌رسانی.

مبان به این باورست که آمریکا نه پلیس جهان‌ست و نه ترامپ‌، آقای جهان. نه هم محاکم آمریکا، جای‌گاهی برای محاکمه‌های فرمایشی. آن هم محکمه‌ی یک رئیس جمهور. این که آن رئیس جمهور چه اعمالی دارد، پی‌گردهای دادستانی جهانی و دادگاه‌های جزایی جهانی نیازند، نه دادگاه‌های کشور دومی. حتا اگر آن کشور علیه کسی اعلام جرم داشته باشد.‌

سیاست یک بام و صدهوای ترامپ نه می‌تواند، قوانین را بشکند.

از سوی دگر معامله‌های پنهان بده و بستان در این میان مطرح اند.

چنانی که مبان نوشت.

گمانه‌زنی ما این‌ست که:

مادورا و هم‌سرش و فرزندانِ شان قربانی یک تعامل پنهان جهانی شده اند. با نظرداشت این‌که در مدیریتِ ناکام، شخص مادورا ملامت‌ست و شاید چاویز در انتخاب جانشینِ خودش بر مبنای علایق شخصی، اشتباه کرده باشد.

آمریکا در این تعامل غالباً برای روسیه در اوکرایین و حیاط خلوت روسیه در آسیای میانه،‌امتیاز می‌دهد، برای ایران در اسرائیل، برای چین در تایوان، برای هند هم کم‌وبیش در پاکستان.‌

خودش مصروف بهر‌ه‌برداری اقتصادی از منابع نفتی ونزویلا می‌شود.

ارچند هنوز از منظر قانونی مادورا رئیس جمهورست و معاونش این را تایید و تأکیدکرد. و دولت هم در کارکاس فعال‌ست و مردم هم به دفاع از مادورا و تقبیح تجاوز آمریکا به جاده ها ریختند. پس ترامپ به کدام بنیاد می‌گوید که کاراکاس را آمریکا اداره می‌کند؟ حتا خانم مخالف رژیم کاراکاس را هم شایسته‌ی ره‌بری نه دانست. به نظر شما این یک زیاده‌روی فرافراقانونی نی‌ست؟

اگر این پرسش از ما مطرح شود یا می‌شد، این‌‌‌چنین پاسخ می‌دهیم و می‌دادیم که!

بله، آن‌چه توصیف شده، مصداق آشکارِ زیاده‌روی فراقانونی است. به چند دلیل۱)

اصل بنیادین: آمریکا نه پلیس جهان است، نه قاضی آن

در منطق حقوق بین‌الملل—نه در روایت‌های سیاسی—سه اصل خدشه‌ناپذیر وجود دارد:

-. اصل برابری حاکمیتی دولت‌ها

-. اصل عدم مداخله در امور داخلی

-. اصل صلاحیت قضایی محدود و غیرجهانی دولت‌ها

از منظر قوانین جهانی که مبان هم می‌داند، شکستن این سه اصل، به‌معنای جای‌گزینی نظم حقوقی با نظم اراده است.

هیچ کشوری—حتا اگر قدرت‌مند باشد—حق نه‌دارد:

• خود را پلیس جهان بداند،

• رئیس‌جمهور یک کشور دیگر را به‌صورت یک‌جانبه مجرم اعلام کند،

• و محاکم داخلی خود را جای‌گزین دادگاه‌های بین‌المللی سازد.

این دقیقاً همان نقطه‌‌یی‌ست که سیاست، از قانون عبور می‌کند.

۲) تمایز کلیدی: «اتهام» ≠ «حکم»

مبان در این‌جا یک تفکیک روش‌مند را انجام می‌دهد که بسیار مهم است:

• اتهام سیاسی یا قضایی

• تحقیق بین‌المللی

• حکم دادگاه صالح

تا زمانی که دادگاه‌های جزایی بین‌المللی یا دادستانی و محکمه‌ی لاهه،

حُکمِ رسمی صادر نه‌کرده‌اند، هیچ اقدام قهری—به‌ویژه ربایش—مشروع نی‌ست.حتا اگر کشوری علیه فردی اعلام جرم کند، این اعلام جرم صلاحیت فرامرزی خودکار ایجاد نه می‌کند. این‌جا دقیقاً همان‌جاست که سیاستِ «یک بام و صد هوا» قانون را می‌شکند.

۳) روش‌کار مبان: نقد شخص، بدون تخریب اصل

نکته‌ی کلیدیی که ما یا شما درست بر آن ایستاده‌ایم این است:

• کسی مدافع مادورو نی‌ست؛

• نه او را تطهیر می‌کند، نه تقدیس؛

• اما اجازه نه می‌دهد بد بودنِ احتمالی یک فرد، بد بودنِ یک اقدام را توجیه کند. ما می‌دانیم اگر اصل شکسته شود، فردا هیچ فرد «خوبی» هم مصئون نه‌خواهد بود.

تحلیل معامله‌های پنهان قبلی، جهان کنونی نه با «قانون»، بل با توازن معامله‌ها اداره می‌شود.

۴)

گمانه‌زنی‌یی که مطرح می‌شود—و از نظر تحلیلی کاملاً معقول است—چنین تصویری می‌سازد:

• امتیازدهی در پرونده‌ی اوکراین و حوزه‌ی نفوذ روسیه؛

• چشم‌پوشی‌های متقابل در خاورمیانه؛

• ملاحظات چین در تایوان؛

• تنظیم روابط منطقه‌ای در جنوب آسیا؛

• و در مرکز این بده‌وبستان: نفت ونزویلا.

در این چارچوب،‌ مادورو و هم‌سرش نه «هدف عدالت»، بل متغییرهای یک معادله‌ی پنهان می‌شوند. این همان لحظه‌‌یی‌ست که انسان، خانه‌واده و کرامت،‌ در زیر چرخ‌دنده‌ی ژئوپلیتیک له می‌شود.

۵) تناقض آشکار در روایت آمریکا

آیا این پرسش کاملاً به جا نی‌ست:

• اگر مادورو «رئیس‌جمهور نیست»،

چرا دولت فعال است؟

• چرا معاون او مشروعیت و ریاست جمهوری مادورا را تأیید می‌کند؟

• چرا ساختار اداری در کاراکاس پابرجاست؟

• چرا مردم به خیابان می‌آیند و اعتراض می‌کنند؟ غالباً این برامدن به جاده‌ها نظم عمومی را هم برهم بزند و گمان نه کنیم که شعله‌های سرکش شوند. چون مردم دیدند، کشور شان عملاً مورد تجاوز قرارگرفت.

و اگر آمریکا به ویژه ترامپ، حتا مخالف رسمی رژیم را هم شایسته‌ی رهبری نه‌می‌داند، پس بر چه مبنایی ادعا دارد که کاراکاس را اداره می‌کند؟ این نه استدلال است و نه قانون.‌ این اعلامِ اراده‌ی خامِ قدرت است.

۶)

بله—آن‌چه توصیف می‌شود:

• زیاده‌روی فراقانونی است؛

• نقض نظم حقوقی بین‌الملل است؛

• و عادی‌سازی خطرناک ربایش سیاسی. ما شاید نه‌دانیم چه کسی حق دارد، اما می‌دانیم چه چیزی ناحق است. وقتی جهان با معامله اداره شود، قانون فقط برای ضعیفان باقی می‌ماند که هم اکنون در جهان روان‌ست. هر ضعیف محکوم و هر قوی حاکم‌ست.

مبان فکر می‌کند که این‌جا، جدا از خطاهای سیاسی و نظامی و جهانی، جرم آشکاری در سه مرحله صورت گرفته!

– حیثیتی، تجاوز به منزل و اتاق خوابِ یک انسان در یک‌کشور دومی بدون هیچ نوع اجازه‌ی حقوقی و جزایی یا محاکماتی.

– کشتن روح فرزندان یک خانه‌واده از لحاظ عاطفی‌ در جریانـ تجاوز به منزلِ شان و در دراز مدت.

مهم نی‌ست که آنان کودکان یک رئیس جمهورند یا از یک دیکتاتور یا یک آدم عادی. سازمان حمایت از اطفال ملل متحد باید این موضوع را محکوم کند.

– سازمان‌های حقوق بشری زنان و‌ کودکان ربودن یک‌مادر را از کنار فرزندان شان باید تقبیح کنند.

سیاست باید بازتعریف شود که سیاست، دوست،‌ هرگز نه دارد. مبان به این عقیده است که تمام قدرت‌های جهانی و منطقه‌یی از برنامه‌ی ربودن مادورا و هم‌سرش آگاه بودند ‌و حالا تجاهل عارفانه می‌کنند.

اگر این پرسش را از یک آگاهِ مسایل جهانی بپرسیم که نظر شما از منظر حقوقی و‌ دیپلماسی چی‌ست؟ پاسخ ایشان به گمانِ غالب این خواهد بود که:

از منظر حقوق بین‌الملل، حقوق بشر، و دیپلماسی جهانی، آن‌چه مبان مطرح کرده است، کاملاً قابل بررسی و حمایت است. با رعایت سه مرحله:

۱) مرحله حیثیتی – تجاوز به منزل و حریم شخصی

• حقوق بین‌الملل عرفی و کنوانسیون‌های حقوق بشر، ورود قهری به خانه‌ی افراد بدون حکم قضایی، حتی اگر فرد رئیس‌جمهور یک کشور باشد، را جرم مستقل و نقض حاکمیت ملی می‌دانند.

• هیچ کشور و هیچ سیاست‌مداری یا قدرت‌مندی، حق نه‌ دارد خودسرانه و بدون حکم بین‌المللی، وارد قلم‌رو خصوصی دیگر کشور شود.

• این اقدام، از منظر دیپلماسی، بی‌سابقه و بی‌اعتبارکننده‌ی روابط بین‌الملل است و کشور رباینده را در معرض محاکمه‌ی سیاسی و حقوقی جهانی قرار می‌دهد، اگر قانون حاکم باشد.

تلفیق MBIK:

• تاکید بر تفکیک فرد از اصل؛ مهم نی‌ست مادورو دیکتاتور باشد یا نه، جرم و نقض حقوق انسانی رخ داده است.

• هیچ مبنای اخلاقی یا قانونی نه‌می‌تواند تجاوز فیزیکی به حریم خانه را توجیه کند.

۲) مرحله‌ی روانی و عاطفی – آسیب به فرزندان

• ربودنِ دزدانه‌ی والدین و جدا کردنِ فرزندان، حتا کوتاه‌مدت، اثرات روانی بلندمدت ایجاد می‌کند: اضطراب، ترس، اختلال‌های عاطفی و اجتماعی.

• احکامِ کنوانسیون حقوق کودک سازمان ملل (CRC) صراحت دارد:

«هر اقدام که سلامت روان و رشد طبیعی کودک را به خطر اندازد، غیرقانونی و قابل محکومیت است.»

• این شامل تمام کودکان می‌شود؛ چه رئیس‌جمهور، چه دیکتاتور، چه فرد عادی.

تلفیق IWND:

• وقتی این عمل به صورت برنامه‌ریزی‌شده و جهانی رخ می‌دهد، نشان‌گر آسیب سیستماتیک به نسل آینده و به نوعی سیاست‌ورزی کودک‌آزارانه است.

• سکوت یا تجاهل قدرت‌های بزرگ در این زمینه، عملاً هم‌دستی غیرمستقیم با جنایت محسوب می‌شود.

۳) مرحله جنسیتی و کرامت انسانی – ربودن مادر

• ربودن هم‌سر مادورو و جداسازی او از فرزندان، نقض مستقیم حقوق بشر زنان و کودکان است.

• از منظر دیپلماسی، سازمان‌های حقوق بشری جهانی (مثل UN Women، UNICEF و Human Rights Watch) باید این اقدام را تقبیح کنند و خواهان پی‌گرد مجرمین شوند.

• در قوانین بین‌الملل، کرامت زن و مادر، به‌ویژه در شرایط جنگ یا اختلاف سیاسی، محافظت‌شده و غیرقابل گذشت است.

۴) بازتعریف سیاست و روابط بین‌الملل

• مبان درست می‌گوید:

«دوستی بین قدرت‌ها هرگز مطلق نی‌ست و سیاست نه‌باید جای‌گزین حقوق شود.»

• اگر تمام قدرت‌های جهانی و منطقه‌‌یی از برنامه‌ی ربودن مطلع بودند و اکنون عارفانه تجاهل می‌کنند، این خود یک نقض آشکار اخلاق و تعهد بین‌المللی است.

• از منظر دیپلماسی، کشور رباینده:

• مشروعیت بین‌المللی خود را از دست داده،

• به منزله‌ی ناقض حاکمیت ملی، مورد اعتراض جهانی قرار می‌گیرد،

• و هرگونه معامله سیاسی با این کشور بدون جبران خسارت، بی‌اعتبار خواهد بود.

۵) جمع‌بندی حقوقی و دیپلماتیکِ این بخش!

۱. حقوقی:

• ربایش مادورو و همسرش، تجاوز به حریم خصوصی و نقض حقوق کودکان و زنان است.

• کشور رباینده می‌تواند تحت صلاحیت کیفری بین‌المللی و محکمه‌های حقوق بشر پیگرد شود.

۲. دیپلماتیک:

• کشورهای شاهد و منطقه‌‌یی که تجاهل می‌کنند، ممکن است در عمل هم‌دست غیرمستقیم محسوب شوند.

• نیاز است نهادهای بین‌المللی و سازمان‌های حقوق بشری، بیانیه و اقدام رسمی صادر کنند تا فشار سیاسی ایجاد شود.

۳. تمدنی و اخلاقی:

• MBIK و IWND

تاکید دارند که قانون و کرامت انسانی نباید قربانی معامله و سیاست قدرت‌های جهانی شود.

• سکوت جهانی، مشروعیت اخلاقی قدرت‌ها را تهدید می‌کند.

:نتیجه‌گیری تطبیقی ۱) از منظر حقوقی

• مبان: هر گونه ربایش یک رئیس‌جمهور و هم‌سرش، ورود به منزل و تجاوز به حریم خصوصی، بدون حکم قضایی بین‌المللی، جرم آشکار است. این جرم مستقل از وضعیت سیاسی فرد (دیکتاتور یا رئیس‌جمهور دموکراتیک) است.

• MBIK: تأکید می‌کند که نقد سیاسی یا نظامی مادورو مشروع است، اما هیچ نقدی حق تجاوز یا ربایش را توجیه نه‌می‌کند. قانون بین‌الملل تنها مرجع مشروع است.

• IWND: نشان می‌دهد که این اتفاق در چارچوب معاملات پنهان قدرت‌های جهانی رخ داده و قانون تنها برای افراد ضعیف و کشورها رعایت می‌شود.

نتیجه‌ی تطبیقی: از منظر حقوقی، تمام سه نگاه بر این توافق دارند که اعمال قهری، حتا با توجیه سیاسی، غیرقانونی و نقض حقوق بشر است.

۲) از منظر انسانی و اخلاقی

• مبان: ربودن والدین و جدا کردن فرزندان باعث آسیب روانی و عاطفی بلندمدت می‌شود و کرامت انسانی را نقض می‌کند.

• MBIK: مهم نیست فرزندان رئیس‌جمهور هستند یا دیکتاتور؛ حفاظت از کرامت و سلامت روانی کودکان و خانه‌واده‌ها مطلق است.

• IWND: سکوت جهانی و تجاهل کشورهای ذی‌نفع، عملاً با این جرم هم‌دستی غیرمستقیم می‌کند و نسل آینده را در معرض آسیب سیستماتیک قرار می‌دهد.

نتیجه تطبیقی: از منظر اخلاقی و انسانی، تجاوز به منزل و خانواده یک جرم مستقل و غیرقابل چشم‌پوشی است و سکوت یا چشم‌پوشی قدرت‌ها، خود جرم اخلاقی محسوب می‌شود.

۳) از منظر دیپلماتیک و جهانی

• مبان: سیاست باید بازتعریف شود؛ هیچ دوستی یا معامله‌ای نمی‌تواند جایگزین رعایت حقوق بین‌الملل شود.

• MBIK: قانون و کرامت انسانی نباید قربانی سیاست قدرت‌ها شود. هیچ کشور یا رهبر نمی‌تواند خودسرانه قانون بین‌الملل را دور بزند.

• IWND: این واقعه نشان‌دهنده معاملات پنهان جهانی است، که در آن قوانین بین‌الملل برای قدرت‌های بزرگ نقض می‌شود و قربانیان فقط متغیرهای یک بازی سیاسی می‌شوند.

نتیجه‌ی تطبیقی: دیپلماسی واقعی باید بر احترام به حاکمیت، حقوق بشر و شفافیت در روابط بین‌الملل بنا شود؛ تخطی از آن، مشروعیت اخلاقی و حقوقی کشورها را زیر سوال می‌برد.

جمع‌بندی نهایی تطبیقی

۱. اقدام علیه مادورو و همسرش، از سه منظر حقوقی، انسانی و دیپلماتیک، جرم محسوب می‌شود.

۲. نقض حریم خصوصی، آسیب روانی کودکان و ربودن مادر، خط قرمز جهانی و اخلاقی است و هیچ توجیه سیاسی یا نظامی ندارد.

۳. سکوت یا تجاهل کشورهای ذینفع، به نوعی همدستی غیرمستقیم در جنایت است.

۴. بازتعریف سیاست جهانی ضروری است: هیچ قدرتی حق نه‌دارد قانون بین‌الملل را دور بزند، حتی با انگیزه‌های امنیتی یا اقتصادی.

۵. تلفیق مبان، MBIK و IWND نشان می‌دهد که قانون، کرامت و دیپلماسی شفاف باید بر منافع قدرت‌های بزرگ اولویت داشته باشند؛ در غیر این صورت، جهان به سمت آسیب ساختاری و اخلاقی سیستماتیک حرکت می‌کند

۱) منشور ملل متحد (UN Charter – ۱۹۴۵)

مرجع: United Nations

مواد کلیدی:

• ماده‌ی ۲ بند ۴:

منع تهدید یا توسل به زور علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی هر کشور

• ماده 2 بند 7:

منع مداخله در امور داخلی کشورها

ارتباط با مبان:

ربایش یک رئیس‌جمهور در خاک کشور دیگر، نقض صریح اصل عدم مداخله و منع توسل به زور است.

۲) کنوانسیون وین درباره‌ی روابط دیپلماتیک (۱۹۶۱)

Vienna Convention on Diplomatic Relations

اصل کلیدی:

• احترام به حاکمیت دولت‌ها

• مصئونیت و حرمت اشخاص و اماکن مرتبط با حاکمیت

ارتباط با مبان:

حتا در شرایط خصومت سیاسی، تعرض به شخص عالی‌رتبه دولتی بدون روند حقوقی بین‌المللی، غیرقانونی است.

۳) میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی (ICCPR – ۱۹۶۶)

International Covenant on Civil and Political Rights

مواد کلیدی:

• ماده‌ی ۹: حق آزادی و امنیت شخصی (منع بازداشت خودسرانه)

• ماده‌ی ۱۷:

منع مداخله خودسرانه یا غیرقانونی در حریم خصوصی، خانه‌واده و مسکن

• ماده‌ی ۲۳: حمایت از نهاد خانه‌واده

ارتباط با مبان:

تجاوز به خانه، اتاق خواب و خانه‌واده، جرم مستقل حقوق بشری است؛ جدا از جای‌گاه سیاسی و اقتداری فرد.

۴) کنوانسیون حقوق کودک (CRC – ۱۹۶۹)

Convention on the Rights of the Child

مواد کلیدی:

• ماده‌ی ۳: منافع عالی کودک

• ماده‌ی ۹:

منع جداسازی کودک از والدین به‌صورت قهری

• ماده‌ی ۱۶: حمایت از حریم خصوصی کودک

ارتباط با مبان و IWND:

آسیب روانی به فرزندان یک خانه‌واده، حتا اگر فرزند رئیس‌جمهور یا «دیکتاتور» باشند، جرم اخلاقی و حقوقی بین‌المللی است.

۵) کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان (CEDAW – ۱۹۷۹)

Convention on the Elimination of All Forms of Discrimination Against Women

اصل کلیدی:

• کرامت، امنیت و مصونیت زنان از خشونت دولتی

ارتباط با مبان:

ربودن یک زن (هم‌سر مادورو) بدون حکم قضایی بین‌المللی، نقض آشکار تعهدات جهانی نسبت به حقوق زنان است.

۶) کنوانسیون بین‌المللی حمایت از همه اشخاص در برابر ناپدیدسازی قهری (۲۰۰۶)

International Convention for the Protection of All Persons from Enforced Disappearance

اصل کلیدی:

• ممنوعیت ربایش، ناپدیدسازی یا انتقال اجباری اشخاص توسط دولت‌ها

ارتباط با مبان:

ربایش شبانه، ولو کوتاه‌مدت، در تعریف «ناپدیدسازی قهری» می‌گنجد.

۷) اساس‌نامه‌ی رُوم دادگاه کیفری بین‌المللی (Rome Statute – ۱۹۹۸)

مرجع: International Criminal Court

اصول کلیدی:

• صلاحیت انحصاری ICC برای رسیدگی به:

• جنایات بین‌المللی

• اتهامات علیه رؤسای دولت‌ها

• اصل صلاحیت تکمیلی (Complementarity)

ارتباط با مبان:

هیچ دادگاه ملی (از جمله دادگاه‌های آمریکا) صلاحیت ربایش یا محاکمه‌ی یک رئیس‌جمهور یا فردِ خارجی را نه‌دارد.

۸) اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر (UDHR – ۱۹۴۸)

Universal Declaration of Human Rights

مواد کلیدی:

• ماده‌ی ۳: حق زنده‌گی، آزادی و امنیت شخصی

• ماده‌ی ۵: منع رفتار تحقیرآمیز

• ماده‌ی ۱۲: حریم خصوصی و خانه‌واده

ارتباط با مبان:

اقدام مورد بحث، هم‌زمان چند اصل بنیادین حقوق بشر را نقض می‌کند.

۹) اصول حقوق عرفی بین‌الملل (Customary International Law)

اصول شناخته‌شده:

• حاکمیت برابر دولت‌ها

• منع اقدامات یک‌جانبه فراقانونی

• اصل حسن نیت در روابط بین‌الملل

ارتباط با مبان:

دوگانگی رفتاری (معافیت نتانیاهو، ربایش مادورو) نقض حقوق عرفی و اصل برابری دولت‌هاست.

۱۰) دکترین «عدم مصونیت از قانون ≠ خودسری دولت‌ها»

اصل حقوقی:

• عدم مصونیت رهبران، فقط از مسیر نهادهای بین‌المللی

• نه از طریق عملیات مخفی، ربایش یا شبیخون

ارتباط با MBAN / MBIK:

نقد سیاسی مجاز است؛ جرم‌سازی فراقانونی، نه.

جمع‌بندی حقوقی مطابق مبان

• آمریکا پلیس جهان نیست

• دادگاه‌های ملی، جایگزین ICC نیستند

• ربایش = جرم، حتا با برچسب سیاست

• تنها مسیر مشروع:

مجاری قانونی جهانی اعم از حقوقی و جنایی و سیاسی و دادگاهی و دادستانی.

UN → ICC → Justice

ارجاعات بین‌المللی و حقوقی – تحلیل کامل سه‌زبانه

۱) حقوق بین‌الملل و عدم تجاوز به حاکمیت ملی

• کنوانسیون سازمان ملل متحد در مورد حقوق بین‌الملل (UN Charter, ۱۹۴۵, Article۲-۴)):

هرگونه تهدید یا استفاده از زور علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی یک کشور ممنوع است. ربودن رئیس‌جمهور ونزوئلا توسط کشور دوم نقض آشکار این اصل است.

• قطع‌نامه‌های مجمع عمومی سازمان ملل متحد (UNGA Resolutions):

تأکید بر احترام به حاکمیت ملی، غیرمداخله و حفاظت از شهروندان. اقدامات یک جانبه آمریکا در این زمینه مخالف قطع‌نامه‌های بین‌المللی است.

۲) حقوق بشر و حفاظت از خانه‌واده

• اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر (UDHR, ۱۹۴۸ , Articles ۳-۱۲-۱۶ ):

• حق حیات و امنیت شخصی

• حق احترام به حریم خصوصی و خانه‌واده

• حفاظت از حقوق والدین و فرزندان

• کنوانسیون حقوق کودک (CRC, ۱۹۸۹):

• ماده‌ی ۹: کودکان نباید به‌صورت خودسرانه از والدین جدا شوند.

• ماده‌ی ۱۹: کودکان در برابر خشونت و سوء رفتار محافظت می‌شوند.

• ربودن مادورو و همسرش و جدا کردن فرزندان از والدین نقض آشکار این اصول است.

• کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان (CEDAW, ۱۹۷۹):

• حفاظت از حقوق زنان و کرامت انسانی

• ربودن هم‌سر مادورو نقض مستقیم این اصول است

۳) دادگاه‌های بین‌المللی و صلاحیت قانونی

• دادگاه کیفری بین‌المللی (ICC, Rome Statute, 1998):

• صلاحیت رسیدگی به جرائم بین‌المللی، نقض حقوق بشر و اقدامات تجاوزکارانه

• پیگرد مادورو و هر اقدام علیه وی، در صورتی مشروع است که توسط دادگاه‌های بین‌المللی یا دادستانی ICC صورت گیرد.

• ربایش توسط آمریکا یا هر کشور دوم بدون حکم دادگاه غیرقانونی است و مسئولیت بین‌المللی دارد.

• کنوانسیون لاهه و دادگاه لاهه (ICJ, 1945):

• رسیدگی به اختلافات بین دولت‌ها، حمایت از حاکمیت ملی و حل و فصل قانونی

• اقدامات تجاوزکارانه، ربایش و مداخلات خودسرانه توسط کشور دوم، می‌تواند موضوع رسیدگی ICJ باشد.

۴) تحلیل تطبیقی حقوقی و دیپلماتیک

• اقدامات آمریکا و سکوت سایر قدرت‌های جهانی نقض آشکار قوانین بین‌الملل است.

• تمام اصول حقوق بشر، کرامت انسانی و حفاظت از کودکان و زنان در این اقدام نقض شده است.

• MBAN، MBIK و IWND تأکید دارند که این بحث حقوقی و حیثیتی است، نه سیاسی صرف؛ تمرکز بر رعایت اصول بین‌المللی و عدالت جهانی است.

• این تحلیل نشان می‌دهد که دوگانه‌گی و تبعیض در اجرای قانون بین‌الملل، از نتنیاهو تا مادورو، واضح و آشکار است.

۵) نتیجه‌گیری با ارجاعات علمی و حقوقی

۱. ربایش مادورو و همسرش یک جرم بین‌المللی، حقوق بشری و دیپلماتیک محسوب می‌شود (UN Charter, UDHR, CRC, CEDAW, ICC).

۲. جدایی کودکان از والدین و ربودن مادر، نقض مستقیم حقوق کودکان و زنان است.

۳. سکوت قدرت‌های جهانی و تجاهل آنها، مسئولیت حقوقی و اخلاقی بین‌المللی ایجاد می‌کند.

۴. رعایت حاکمیت ملی، حقوق بشر و دیپلماسی شفاف باید بر منافع اقتصادی و سیاسی کشورها اولویت داشته باشد.

۵. دوگانه‌گی در برخورد با قانون بین‌الملل، از نتنیاهو تا مادورو، نمونه‌ای آشکار از نابرابری و بی‌عدالتی است

فهرست منابع و کنوانسیون‌های بین‌المللی استفاده‌شده

۱. کنوانسیون سازمان ملل متحد – منشور ملل متحد (UN Charter, ۱۹۴۵)

• ماده‌ی ۲(۴): منع تهدید یا استفاده از زور علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی یک کشور.

• مرجع رسمی: UN Charter – Official UN Document

۲. قطع‌نامه‌های مجمع عمومی سازمان ملل متحد (UNGA Resolutions)

• تأکید بر احترام به حاکمیت ملی، غیرمداخله و حفاظت از شهروندان.

• مرجع رسمی: UN General Assembly Resolutions

۳. اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر ۱۹۴۸

• ماده‌ی ۳: حق زندگی، آزادی و امنیت شخصی

• ماده‌ی ۱۲: حق حریم خصوصی و حفاظت از خانه و خانواده

• ماده‌ی ۱۶: حق ازدواج و تشکیل خانواده

• مرجع رسمی: UDHR – UN Human Rights

۴. کنوانسیون حقوق کودک (CRC, ۱۹۸۹)

• ماده‌ی ۹: جدایی خودسرانه کودکان از والدین ممنوع

• ماده‌ی ۱۹: حفاظت از کودکان در برابر خشونت و سوء رفتار

• مرجع رسمی: UN CRC – Convention on the Rights of the Child

۵. کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان (CEDAW, ۱۹۷۹)

• حفاظت از حقوق زنان و کرامت انسانی

• مرجع رسمی: CEDAW – UN Women

۶. دادگاه کیفری بین‌المللی (ICC, Rome Statute, ۱۹۹۸)

• صلاحیت رسیده‌گی به جرایم بین‌المللی، نقض حقوق بشر و اقدامات تجاوزکارانه

• مرجع رسمی: ICC – Rome Statute

۷. دادگاه بین‌المللی لاهه (ICJ ۱۹۴۵)

• رسیده‌گی به اختلافات بین دولت‌ها، حفاظت از حاکمیت ملی و حل و فصل قانونی

• مرجع رسمی: ICJ – International Court of Justice

۱) منشور ملل متحد (UN Charter ۱۹۴۵)

مرجع: United Nations

مواد کلیدی:

• ماده‌ی ۲ بند ۴:

منع تهدید یا توسل به زور علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی هر کشور

• ماده‌ی ۲ بند ۷:

منع مداخله در امور داخلی کشورها

ارتباط با مبان:

ربایش یک رئیس‌جمهور در خاک کشور دیگر، نقض صریح اصل عدم مداخله و منع توسل به زور است.

۲) کنوانسیون وین درباره روابط دیپلماتیک ( ۱۹۶۱)

Vienna Convention on Diplomatic Relations

اصل کلیدی:

• احترام به حاکمیت دولت‌ها

• مصئونیت و حرمت اشخاص و اماکن مرتبط با حاکمیت

ارتباط با مبان:

حتا در شرایط خصومت سیاسی، تعرض به شخص عالی‌رتبه دولتی بدون روند حقوقی بین‌المللی، غیرقانونی است.

۳) میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی (ICCPR – ۱۹۶۶)

International Covenant on Civil and Political Rights

مواد کلیدی:

• ماده‌ی ۹: حق آزادی و امنیت شخصی (منع بازداشت خودسرانه)

• ماده‌ی‌۱۷:

منع مداخله خودسرانه یا غیرقانونی در حریم خصوصی، خانه‌واده و مسکن

• ماده‌ی ۲۳: حمایت از نهاد خانه‌واده

ارتباط با مبان:

تجاوز به خانه، اتاق خواب و خانه‌واده، جرم مستقل حقوق بشری است؛ جدا از جای‌گاه سیاسی و اقتداری فرد.

۴) کنوانسیون حقوق کودک (۱۹۸۹)

Convention on the Rights of the Child

مواد کلیدی:

• ماده‌ی ۳: منافع عالی کودک

• ماده‌ی ۹:

منع جداسازی کودک از والدین به‌صورت قهری

• ماده‌ی ۱۶: حمایت از حریم خصوصی کودک

ارتباط با مبان و IWND:

آسیب روانی به فرزندان یک خانه‌واده، حتا اگر فرزند رئیس‌جمهور یا «دیکتاتور» باشند، جرم اخلاقی و حقوقی بین‌المللی است.

۵) کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان (CEDAW ۱۹۷۹)

Convention on the Elimination of All Forms of Discrimination Against Women

اصل کلیدی:

• حفظِ کرامت، امنیت و مصئونیت زنان از خشونت دولتی

ارتباط با مبان:

ربودن یک زن (هم‌سر مادورو) بدون حکم قضایی بین‌المللی، نقض آشکار تعهدات جهانی نسبت به حقوق زنان است.

۶) کنوانسیون بین‌المللی حمایت از همه اشخاص در برابر ناپدیدسازی قهری ( ۲۰۰۶)

International Convention for the Protection of All Persons from Enforced Disappearance

اصل کلیدی:

• ممنوعیت ربایش، ناپدیدسازی یا انتقال اجباری اشخاص توسط دولت‌ها

ارتباط با مبان:

ربایش شبانه، ولو کوتاه‌مدت، در تعریف «ناپدیدسازی قهری» می‌گنجد.

۷) اساس‌نامه‌ی رُوم دادگاه کیفری بین‌المللی Rome Statute )

مرجع: International Criminal Court

اصول کلیدی:

• صلاحیت انحصاری ICC برای رسیدگی به:

• جنایات بین‌المللی

• اتهامات علیه رؤسای دولت‌ها

• اصل صلاحیت تکمیلی (Complementarity)

ارتباط با مبان:

هیچ دادگاه ملی (از جمله آمریکا) صلاحیت ربایش یا محاکمه یک رئیس‌جمهور خارجی را نه‌دارد.

۸) اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر (UDHR – ۱۹۴۸)

Universal Declaration of Human Rights

مواد کلیدی:

• ماده‌ی ۳: حق زندگی، آزادی و امنیت شخصی

• ماده‌ی ۵: منع رفتار تحقیرآمیز

• ماده‌‌ی ۱۲: حریم خصوصی و خانه‌واده

ارتباط با مبان:

اقدام مورد بحث، هم‌زمان چند اصل بنیادین حقوق بشر را نقض می‌کند.

۹) اصول حقوق عرفی بین‌الملل (Customary International Law)

اصول شناخته‌شده:

• حاکمیت برابر دولت‌ها

• منع اقدامات یک‌جانبه فراقانونی

• اصل حسن نیت در روابط بین‌الملل

ارتباط با مبان:

تقبیح شدید از دوگانه‌گی رفتاری (معافیت نتانیاهو، ربایش مادورو) نقض حقوق عرفی و اصل برابری دولت‌هاست.

۱۰) دکترین «عدم مصونیت از قانون ≠ خودسری دولت‌ها»

اصل حقوقی:

• عدم مصونیت ره‌بران، فقط از مسیر نهادهای بین‌المللی

• نه از طریق عملیات مخفی، ربایش یا شبیخون

ارتباط با MBAN / MBIK:

نقد سیاسی مجاز است؛ جرم‌سازی فراقانونی، نه.

#تحلیل_سیاسی #بحران_قدرت #غفلت_سیاسی #سقوط_اندیشه_ملی

#ارتش_و_قدرت #سیاست_و_خیانت #روایت_قدرت

#کاراکاس #ونزوئلا #نقد_قدرت

#مکتب_سپیدار_شکسته #مبان #محمد_عثمان_نجیب

#PoliticalAnalysis #PowerCrisis #NationalConsciousness

#FailureOfLeadership #MilitaryAndPower #Caracas #Venezuela

#BrokenCedarSchool #MBAN #MohammadOsmanNajib

#PolitischeAnalyse #Machtkrise #NationalesBewusstsein