جنگ آمریکا علیه ایران، جنگ آمریکا علیه چندقطبیگرایی است

نویسنده: برایان برلتیک ــ
جنگ تجاوزکارانهای که ایالات متحده در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ علیه ایران آغاز کرد، تنها جدیدترین نمونه از تجاوزات آمریکا برای تضعیف و فروپاشی جهان چندقطبی است.
ایالات متحده نهتنها موجودیت ایران بهعنوان یک دولت ـ ملت و امنیت کل خاورمیانه را تهدید کرده است، بلکه مرگ و ویرانیای که ایجاد کرده، هماکنون در سطح جهان در قالب اختلال یا نابودی صادرات انرژی و فروپاشی سریع ثبات اقتصادی در حال گسترش است.
ایالات متحده ــــ که خود از نظر انرژی مستقل است ــــ بخش بزرگی از جهان را، با اعمال تحریم بر صادرات انرژی روسیه و اکنون با تصاحب، اخلال یا نابودی تمام رقبای بالقوهٔ دیگر، به یک انحصار انرژی آمریکایی سوق داده است.
این شامل تهاجم آمریکا به ونزوئلا در اوایل همین سال نیز میشود؛ ربودن رئیسجمهور ونزوئلا و نگهداشتن باقیماندهٔ دولت به گروگان، در حالی که بهطور علنی منابع طبیعی کشور ــــ از جمله نفت ــــ را برای خود مصادره میکند.
جنگ تجاوزکارانهٔ کنونی آمریکا علیه ایران نهتنها تولید انرژی ایران را هدف قرار داده، بلکه به درگیری منطقهای نیز منجر شده است، که تولید انرژی در سراسر خلیج فارس را آسیب زده یا نابود کرده است.
آنچه باقی میماند این است که مشخص شود آیا توانایی آمریکا برای مرگ و ویرانی جهانی میتواند از توانایی چین و جهان چندقطبی برای تابآوری و گسترش اقتصادی، فناورانه، و تمدنی پیشی بگیرد یا نه.
از آنجا که آمریکا بههیچوجه بهاندازهای نفت و گاز طبیعی مایع تولید نمیکند که بتواند کاهش یا نابودی تولید و صادرات انرژی از خاورمیانه را جبران کند، این وضعیت به کمبود جهانی انرژی و در پی آن فروپاشی در صنعت و تقاضای مصرفکننده منجر خواهد شد.
جهانی که بهطور جمعی در حال فراتر رفتن از سلطهٔ آمریکا بود، اکنون با چشمانداز بیثباتسازی عمدی و کشیده شدن به پایین توسط ایالات متحده روبهرو است.
خود ایالات متحده، که قادر به رقابت در همان نظم جهانیای که پس از جنگهای جهانی ایجاد کرده نیست، تصمیم گرفته از قدرت باقیماندهٔ نظامی، اقتصادی، مالی، و سیاسی خود برای تخریب آن استفاده کند، با این امید که از میان ویرانهها بار دیگر «قدرتمندترین» بیرون بیاید.
این صرفاً یک نظریهٔ مبهم نیست، بلکه حتی توسط دیپلمات ارشد روسیه، وزیر امور خارجه سرگئی لاوروف، نیز مطرح شده است. او در مصاحبهای اخیر گفت: «رویدادهای آمریکای لاتین و خاورمیانه مستقیماً ناشی از تلاشهای غرب برای حفظ بقایای سلطهٔ خود است»، و «نخبگان کشورهای غربی همچنان هر آنچه از منابع سیاسی و اقتصادی در اختیار دارند را در تقابل با کشور ما سرمایهگذاری میکنند».
این نه یک برنامهٔ لحظهٔ آخری، بلکه نتیجهٔ دههها آمادگی است. ایالات متحده بخش عمدهٔ قرن بیستویکم را صرف آمادهسازی برای جنگ کنونی با ایران، جنگ نیابتی جاری با روسیه در اوکراین، و محاصرهٔ فزایندهٔ چین در منطقه آسیا ـ اقیانوسیه ــــ با هدف قرار دادن تمام ستونهای اصلی چندقطبیگرایی ــــ کرده است.
در مسیر «پرسیا»
برای محاصره و تضعیف ایران، آمریکا در سالهای ۲۰۰۱ و ۲۰۰۳ به ترتیب به افغانستان در شرق و عراق در غرب ایران حمله کرد. در همان دوره، آمریکا شروع به آمادهسازی نیروهای افراطی برای جنگ نیابتی علیه ایران و متحدان منطقهای آن، از جمله حزبالله در جنوب لبنان، سوریه و انصارالله در یمن، کرد.
در دوران دولت اوباما، دستکم از سال ۲۰۰۸، آمریکا شروع به آموزش و تجهیز گروههای مخالف در سراسر جهان عرب برای آنچه در سال ۲۰۱۱ «بهار عربی» نامیده شد، کرد.
این اعتراضات مهندسیشده همراه با نیروهای افراطی آمادهشده در دوره بوش، بهعنوان پوششی برای ایجاد هرجومرج منطقهای عمل کردند، و به جنگهای آمریکا و جنگهای نیابتی علیه لیبی، یمن و سوریه انجامیدند که به فروپاشی این کشورها بهعنوان دولتهای یکپارچه منجر شد.
در حالی که همین دولت اوباما در سال ۲۰۱۲ توافق هستهای ایران را امضا کرد، اسناد سیاستی آمریکا از سال ۲۰۰۹ نشان میدهد که هدف از این دیپلماسی نه جلوگیری از جنگ، بلکه فراهم کردن بهانهای برای آن بوده است.
یکی از این اسناد، منتشرشده توسط مؤسسهٔ بروکینگز با عنوان «کدام مسیر بهسوی پرسیا؟» اشاره میکند که سناریوی ایدهآل این است که آمریکا بستهای جذاب ارائه دهد تا مردم ایران از آن حمایت کنند، اما «رژیم» آن را رد کند ــــ تا سپس آمریکا یا اسرائیل بتوانند اقدامات خود را بهعنوان ناگزیر جلوه دهند.
و دقیقاً همین اتفاق رخ داد ــــ در سال ۲۰۱۸، دولت ترامپ بهطور یکجانبه از توافق خارج شد، ایران را بهطور بیاساس به نقض آن متهم کرد و سیاست «فشار حداکثری» را آغاز نمود که به جنگ کنونی انجامید.
در سال ۲۰۲۴، با فروپاشی دولت سوریه در دوران بایدن، سامانهٔ دفاع هوایی این کشور نابود، و مسیرهای هوایی باز برای حملات مستقیم آمریکا و اسرائیل به ایران ایجاد شد.
جنگ کنونی علیه ایران تنها بخشی از یک راهبرد جهانی گستردهتر برای بیثباتسازی و نابودی جهان چندقطبی است.
«کش دادن» روسیه
روسیه، یکی دیگر از ستونهای چندقطبیگرایی، از پایان جنگ سرد تحت فشار گسترش ناتو بوده است.
در قرن بیستویکم، آمریکا بهطور سیستماتیک کشورهای پیرامون روسیه، از جمله صربستان، گرجستان، بلاروس و اوکراین، را بیثبات کرده یا تلاش کرده آنها را تحت کنترل سیاسی درآورد.
پس از تصرف گرجستان، این کشور به ابزاری نظامی علیه روسیه بدل شد و جنگ ۲۰۰۸ را رقم زد.
تا سال ۲۰۱۴، آمریکا اوکراین را نیز تحت کنترل گرفت و از جمله با نفوذ در نهادهای امنیتی و اطلاعاتی، آن را بهشدت نظامی کرد،.
در سال ۲۰۱۷، آمریکا ارسال تسلیحات به اوکراین را آغاز کرد ــــ حرکتی که به گفتهٔ نویسنده، روسیه را به اقدام پیشدستانه وادار کرد.
این جنگ منابع عظیمی از روسیه را درگیر کرد و توان آن برای حمایت از سوریه را کاهش داد، که در نهایت به فروپاشی دولت سوریه در ۲۰۲۴ کمک کرد.
محاصرهٔ چین
آمریکا علاوه بر هدف قرار دادن شرکای انرژی چین، سالها تلاش کرده است مناطق پیرامونی چین، از جمله در سینکیانگ، هنگکنگ، و تایوان، را نیز بیثبات کند.
همچنین، کشورهای اطراف چین ــــ از ژاپن و کره تا آسیای جنوبشرقی ــــ بهعنوان ابزار فشار علیه چین مورد استفاده قرار گرفتهاند.
در میانمار و پاکستان، حملات علیه پروژههای «کمربند و جادهٔ» چین انجام شده است.
در مجموع، آمریکا جنگها و جنگهای نیابتی متعددی علیه متحدان چین و حتی در مرزهای آن به راه انداخته است.
جنگ علیه ایران ــــ که بخش بزرگی از واردات انرژی چین را هدف قرار میدهد ــــ تلاش دارد توسعهٔ اقتصادی چین را مختل کند.
چین آماده است
چین از دههها پیش از تلاشهای آمریکا برای محاصرهٔ خود آگاه بوده و برای مقابله با آن آماده شده است.
این کشور ذخایر عظیم نفتی ایجاد کرده، تولید سوخت از زغالسنگ را گسترش داده و بهشدت در انرژیهای تجدیدپذیر سرمایهگذاری کرده است.
بیش از ۵۰ درصد وسایل نقلیه جدید در چین برقی هستند، و این کشور بزرگترین شبکهٔ راهآهن پرسرعت جهان را دارد.
در حالی که آمریکا در حال تشدید فشار جهانی بر چین و متحدانش است، چین سالها برای چنین سناریویی آماده شده است.
آنچه باقی میماند این است که مشخص شود آیا توانایی آمریکا برای تخریب میتواند بر توانایی جهان چندقطبی برای تابآوری و پیشرفت غلبه کند یا نه؟
تنها زمان پاسخ خواهد داد.
منبع: نیو ایسترن اوتلوک، ۳ آوریل ۲۰۲۶
https://english.10mehr.com/the-us-war-on-iran-is-a-us-war-on-multipolarism/