افتتاح نظم نوین جهانی با ربایش رئیسجمهور ونزوئلا
آمریکا روز شنبه این هفته عملیاتی نظامی علیه ونزوئلا انجام داد و «نیکلاس مادورو» را به همراه همسرش «سیلیا فلورس» ربود. پس از این عملیات، رئیس جمهور ونزوئلا و همسرش به نیویورک منتقل شدند تا در برابر اتهامات واهی قاچاق مواد مخدر محاکمه شوند.

این اقدام که توسط دونالد ترامپ با هدف مبارزه و مقابله با قاچاق و انتقال مواد مخدر به آمریکا توجیه شده، نه تنها ناقض قوانین بینالمللی است، بلکه مرزهای سیاسی داخلی آمریکا را نیز زیر پا میگذارد.
بر همین اساس، «سلطان برکت» استاد ارشد دانشکده سیاست عمومی دانشگاه حمد بن خلیفه قطر، در مصاحبهای با الجزیره، این رویداد را بخشی از «عصر امپریالیستی جدید آمریکا» توصیف کرد که بر منافع نفتی و استراتژیک تمرکز دارد. برکت تأکید کرد که ترامپ با دور زدن قوانین بینالمللی، قوانین ونزوئلا و حتی نظر مردم این کشور، اقدامی انجام داده که میتواند اقدامات مشابه توسط قدرتهای دیگر را عادیسازی کند.
این عملیات که با بمباران ونزوئلا همراه بود، به ظاهر به عنوان اقدامی برای مدیریت ونزوئلا و بهرهبرداری از ثروت غنی نفتی آن توسط ترامپ توجیه شد. ضمن اینکه، «سلطان برکت» معتقد است که اتهامات قاچاق مواد مخدر تنها پوششی ضعیف برای اهداف عیان این تجاوز و ربایش رئیس جمهور ونزوئلا است. در واقع، ترامپ علناً اعلام کرده که آمریکا ونزوئلا را اداره خواهد کرد و سوار بر منابع نفتی آن خواهد شد.
این رویکرد که ریشه در سیاستهای دوران ترامپ دارد، نشاندهنده جهش در سیاست خارجی آمریکا است که ناسیونالیسم را تشدید کرده و دین مسیحیت را بیشتر با حکومت درآمیخته است. چنین روندهایی، به گفته برکت، نظم بینالمللی موجود را تحریف میکنند و میتوانند به ظهور یک نظم جدید، احتمالاً دوقطبی و پرتنش، منجر شوند.
بررسی تجاوز آمریکا از منظر حقوقی
از دیدگاه حقوق بینالملل، اقدام آمریکا کاملاً غیرقانونی است. «سلطان برکت» توضیح میدهد که هیچ کشوری نمیتواند رهبر یک دولت مستقل را بدون مجوز شورای امنیت سازمان ملل متحد دستگیر یا به جایی خارج از خاک کشور خود منتقل کند.
بر اساس فصل هفتم منشور سازمان ملل، استفاده از نیروی نظامی تنها در مواردی مجاز است که برای جلوگیری از نسلکشی یا جنایات علیه بشریت باشد و حتی در آن موارد، هدف نباید تغییر رژیم باشد. برای مثال، دخالت در لیبی در سال ۲۰۱۱، که منجر به سرنگونی معمر قذافی شد با مجوز شورای امنیت انجام گرفت، اما حتی آن عملیات نیز باید محدود به حفاظت از غیرنظامیان میماند و به تغییر رژیم ختم نمیشد. در مقابل، عملیات در عراق در سال ۲۰۰۳ بدون مجوز اولیه سازمان ملل انجام شد و بر اساس ادعاهای نادرست درباره سلاحهای کشتار جمعی توجیه شد. با این حال، حتی در آن مورد، آمریکاییها صدام حسین را از عراق خارج نکرده و او را در داخل کشور محاکمه کردند.
«سلطان برکت» تأکید میکند که نکته حائز اهمیت این است که آمریکا نمیتواند با ادعای صلاحیت قضایی، رهبر یک کشور را از خاک کشور خودش ربوده و در نظام قضایی خود محاکمه کند. بر همین اساس نیز در دوران پس از ۱۱ سپتامبر، قوانین بینالمللی اجازه عملیات فرامرزی علیه گروههای تروریستی را تنها برای جلوگیری از عملیات تروریستی در خاک کشور عملکننده میدهد.
از طرف دیگر، ترامپ و نتانیاهو، نخستوزیر «اسرائیل»، در دیدار اخیر خودشان در شب سال نو، تلاش کردند مادورو را به ایران، حزبالله و گروههای فلسطینی مرتبط کنند تا او را تحت قانون تروریسم آمریکا قرار دهند، اما برکت این تلاشها را «ضعیف» و «وامگرفته» از مکانیسمهای ضدتروریسم توصیف میکند.
علاوه بر این، حقوق بینالملل هرگونه اقدام نظامی در خاک یک کشور بدون رضایت آن را نقض حاکمیت میداند. در برخی درگیریها، مانند عملیات علیه داعش در سوریه، کشورها ادعای رضایت دولت میزبان را مطرح میکنند، اما در ونزوئلا، آمریکا بر کیفرخواست دادگاه داخلی خود از سال ۲۰۲۰ تکیه کرده که مادورو را به قاچاق مواد مخدر متهم میکند. برکت میگوید که استفاده از چنین کیفرخواستی برای ربودن یک رهبر خارجی وجهه حقوقی ندارد چرا که معمولاً مظنونان در کشور خود دستگیر یا از طریق اینترپل استرداد میشوند.
اما نکته جالب توجه این است که ترامپ با نادیده گرفتن قوانین بینالمللی و حمایت از نتانیاهو (که حکم بازداشت دادگاه کیفری بینالمللی علیه او صادر شده)، حالا به فرآیندهای همین دادگاه علیه مادورو استناد میکند. این تناقض، حقوق و اساس این عملیات را زیر سؤال میبرد. بر همین اساس، شورای امنیت سازمان ملل روز دوشنبه این موضوع را بررسی خواهد کرد، اما برکت پیشبینی میکند که آمریکا از انتقاد شدید متحدانش در امان بماند، زیرا بسیاری از آنها با مادورو مخالف هستند. روسیه، چین و متحدان ونزوئلا آمریکا را به نقض قوانین بینالمللی متهم کردهاند، در حالی که کشورهای اروپایی بدون نام بردن از واشنگتن، تنها به احترام به قوانین بینالمللی دعوت کردهاند.
تبعات منطقهای و جهانی
این عملیات در خاورمیانه از اهمیت ویژهای برخوردار است چرا که رژیم صهیونیستی دههها از عملیات ربایش در این منطقه استفاده میکند. نمونهای از این قبیل عملیات را میتوان در ربودن جنایتکاران نازی از آرژانتین و محاکمه آنها در «اسرائیل» نام برد.
برکت استدلال میکند که «اسرائیل» و آمریکا از یکدیگر میآموزند و مصونیت یکی، جرات دیگری برای زیرپا گذاشتن قوانین بینالمللی را تقویت میکند؛ همانطور که نتانیاهو اقدامات اقدامات آمریکا و انگلستان در عراق و افغانستان را به عنوان نمونهای موفق از استفاده نیروی نظامی علیه تروریسم میخواند، آمریکا هم متعاقبا با استناد به سوابق رژیم صهیونیستی، اقدامات خود در ونزوئلا را توجیه میکند.
بر اساس این منطق، دیگر کشورها هم میتوانند سران رژیم صهیونیستی را به دلیل نقض قوانین بینالمللی دستگیر کنند، اما برکت معتقد است که متاسفانه کشورهای عضو دادگاه کیفری بینالمللی جرات انجام عملیات فرامرزی را ندارند. در عوض، این عملیات میتواند روسیه و چین را به اقدامات مشابه ترغیب کند. برای مثال، اگر ولادیمیر پوتین رئیسجمهور روسیه، بخواهد ولادیمیر زلنسکی رئیسجمهور اوکراین را برباید، یا چین در مورد تایوان اقدامی مشابه انجام دهد، سابقه عملیات علیه ونزوئلا میتواند توجیهی برای آنها باشد.
از طرف دیگر، «سلطان برکت» معتقد است که تجاوز آمریکا، ساختار کلی نظم بینالمللی حاکم را تضعیف میکند. اگر چین، به عنوان قدرت نوظهور، به جای نفوذ اقتصادی، به مداخلات نظامی روی آورد، یا اگر کشورها بیشتر به سمت تسلیحات هستهای حرکت کنند، احتمالا یک نظم جدید جهانی، بویژه دوقطبی و پر از جنگ و درگیری شکل خواهد گرفت. وی میگوید: «به نظر میرسد تنها راه برای اتخاذ سیاست مستقل، داشتن سلاح هستهای است. آنگاه همهچیز به طور چشمگیری تغییر خواهد کرد.» این روند میتواند به افزایش تنشهای جهانی منجر شود و قدرتهای بزرگ بدون ترس از عواقب احتمالی، رهبران مخالف را هدف قرار دهند.
در آخر، ربودن «نیکلاس مادورو» رئیس جمهور ونزوئلا، توسط آمریکا نه تنها یک نقض آشکار قوانین بینالمللی است، بلکه نشانهای از ورود به عصر جدیدی از امپریالیسم است که منافع اقتصادی و نفت، بر امنیت جهانی ارجحیت دارد. تحلیل سلطان برکت نشان میدهد که این اقدام، با دور زدن مکانیسمهای قانونی و نادیده گرفتن حاکمیت کشورها، میتواند اقدامات مشابه توسط قدرتهای دیگر را عادیسازی کرده و نظم جهانی را به سمت بیثباتی و هرج و مرج خارج از پیشبیینی ببرد.