آمریکا ارتش تروریستی را برای گسترش جنگ کثیف خود علیه چین آماده میکند

نویسند: برایان برلِتیک ــ
رسانههای آمریکایی در سالهای اخیر تلاشی گسترده برای بازسازی چهره افراطگرایان اویغور چینی مستقر در سوریه انجام دادهاند و آنان را بهعنوان «مبارزان آزادی» معرفی میکنند؛ افرادی که هدف نهاییشان «آزادسازی» (جدا کردن) بخشی از سرزمین غربی چین است و خود را برای جنگ با چین در سراسر اوراسیا آماده میکنند. این امر به جنگی پنهان و مستمر، که آمریکا در طول قرن بیستم و بیستویکم علیه چین به راه انداخته است، ابعاد تازهای میبخشد.
الگویی آشنا
از دوران جنگ سرد تا امروز، ایالات متحده بهطور فعال بدترین سازمانهای تروریستی جهان را ایجاد کرده و برای پیشبرد اهداف ژئوپلیتیکی خود بهکار گرفته است. این روند شامل ایجاد و استفاده از القاعده (از طریق شاخههای محلی اخوانالمسلمین) در دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ در سوریه، و سپس انتقال آن به افغانستان برای جنگ با اتحاد شوروی تا زمان خروج نیروهای شوروی در سال ۱۹۸۹ بود. همچنین، شامل استفاده از همین گروههای تروریستی برای ایجاد تفرقه و اخلال در مقاومت متحد علیه نیروهای مهاجم آمریکا در عراق پس از سال ۲۰۰۳ و سپس اجرای طرح گستردهتر بازآرایی جهان عرب توسط آمریکا، از لیبی و مصر در شمال آفریقا تا یمن و سوریه در خاورمیانه، در چارچوب «بهار عربی» مورد حمایت آمریکا در سال ۲۰۱۱، میشود.
از شمال آفریقا تا آسیای مرکزی، آمریکا، حتی بنا بر اعترافات موجود، از سازمانهایی استفاده کرده که خودِ وزارت خارجهٔ آمریکا آنها را در فهرست گروههای تروریستی قرار داده بود؛ هم برای هدف قرار دادن کشورهایی که ارتش آمریکا نمیتوانست مستقیماً به آنها حمله کند و هم بهعنوان بهانهای برای اشغال و مداخلهٔ نظامی در کشورهایی که واشنگتن قصد حمله به آنها را داشت.
نمونههای دیگری از این راهبرد در قفقاز جنوبی علیه روسیه، و حتی در شرق آسیا علیه چین نیز مشاهده شده است.
اگرچه روسیه و چین ظاهراً توانستهاند این شیوهٔ جنگ نیابتی را در داخل مرزهای خود مهار کنند، اما آمریکا همچنان به تسلیح و تقویت نیروهای تروریستی برای درگیریهای آینده ادامه میدهد، و همزمان تلاش میکند افکار عمومی را بهگونهای شکل دهد که این تروریسم تحت حمایت آمریکا بهعنوان حمایت از «مبارزان آزادی» علیه دولتهای «اقتدارگرا» جلوه داده شود.
رسانههای آمریکایی و بازمعرفی تروریستهای اویغور بهعنوان «مبارزان آزادی»
یکی از نشانههای نگرانکنندهٔ ادامهٔ این سیاست، مقالهای از رادیوی عمومی ملی آمریکا (NPR) در ماه مه ۲۰۲۶، با عنوان «جنگجویان خارجی که به سرنگونی اسد کمک کردند و دلیل نگرانی چین از آنان»، است.
این مقاله، مانند بسیاری از مطالب مشابه سالهای اخیر، بزرگترین بخش جنگجویان خارجی مشارکتکننده در سرنگونی دولت سوریه در سال ۲۰۲۴ ــــ یعنی افراطگرایان اویغور از منطقه سینکیانگ چین ــــ را افرادی معرفی میکند که صرفاً از «آزار و اذیت» در چین گریختهاند و بهطور اتفاقی در کنار القاعده قرار گرفتهاند.
در این مقاله به هیأت تحریرالشام (HTS)، که تا ژوئن ۲۰۲۵ در فهرست سازمانهای تروریستی وزارت خارجه آمریکا قرار داشت، اشاره شده و توضیح داده میشود که جنگجویان اویغور از طریق این شاخهٔ وابسته به القاعده جذب شدند؛ گروهی که در نهایت در سال ۲۰۲۴ دولت سوریه را سرنگون کرد.
ابومحمد الجولانی، چهره اصلی هیأت تحریرالشام که اکنون با نام احمد الشرع شناخته میشود، از سوی آمریکا و متحدانش بهعنوان رئیسجمهور بالفعل سوریه معرفی شده و حتی از سوی دونالد ترامپ به کاخ سفید دعوت شده است؛ این در حالی است که پیشتر دولت آمریکا برای دستگیری او ۱۰ میلیون دلار جایزه تعیین کرده بود.
این نرمش اخلاقی آمریکا در قبال القاعده ــــ بسته به اینکه آیا قصد توجیه مداخلهٔ نظامی در سوریه را دارد یا میخواهد یک حکومت نیابتی تحت رهبری نیروهای تروریستی را تثبیت کند ــــ از ویژگیهای اصلی استفاده چند دههای واشنگتن از سازمانهای تروریستی برای هدف قرار دادن، تضعیف، سرنگونی، و سپس کنترل سیاسی کشورها است.
به باور نویسنده، تصادفی نیست که آمریکا نهتنها هزاران افراطگرای اویغور را برای جنگ در کنار هیأت تحریرالشام جذب کرد، بلکه اکنون در پی انتقال مجدد این نیروی باتجربه و آموزشدیده در سراسر اوراسیا است، تا آن را در جنگ پنهان خود علیه چین به کار گیرد.
NPR در مورد این نیروهای اویغور نوشته است:
آنها میگویند اکنون امیدوارند فرهنگ خود را حفظ کنند و روزی ارتشی بهاندازهٔ کافی قدرتمند تشکیل دهند تا کنترل سینکیانگ ــــ یا آنگونه که خود مینامند، ترکستان شرقی ــــ را بهدست بگیرند؛ منطقهای که اویغورها آن را سرزمین مادری خود میدانند و حزب کمونیست چین در سال ۱۹۴۹ کنترل آن را بهدست گرفت.
نویسندهٔ NPR در ادامه استدلال میکند که سینکیانگ قرنها بخشی از چین بوده و تنها برای مدتی کوتاه در قرن بیستم، در دوران موسوم به «قرن تحقیر» چین، از کنترل کامل این کشور خارج شده بود. بهاعتقاد او، این واقعیت تاریخی برای روایتهایی که واشنگتن در حال ساختن آنهاست، ناخوشایند است.
افراطیسازی و بیثبات کردن سینکیانگ
بهگفته نویسنده، رسانههای غربی امروز تلاش میکنند خشونت افراطگرایان اویغور در سینکیانگ را مبهم جلوه دهند. اما برخی گزارشهای قدیمیتر رسانههای غربی خود به نقش جریانهای سلفی مورد حمایت عربستان سعودی در رادیکالسازی بخشی از جامعهٔ اویغور اشاره کردهاند. وی به مقالهای در لسآنجلس تایمز در سال ۲۰۱۶ اشاره میکند که توضیح میداد چگونه مبلغان و سازمانهای سعودی، با ارائه آموزشهای دینی، قرآن، و منابع مالی، در گسترش سلفیگری در میان بخشی از مسلمانان چین نقش داشتند، و این روند باعث شکاف و تنش در میان خود مسلمانان اویغور شد.
نویسنده همچنین به گزارش بیبیسی در سال ۲۰۱۴ اشاره میکند که مجموعهای از حملات خشونتآمیز در سینکیانگ و دیگر مناطق چین را فهرست کرده بود: از شورشهای ارومچی در سال ۲۰۰۹ گرفته تا حملات با چاقو، بمبگذاریها و حملات به اماکن عمومی که دهها و گاه صدها کشته و زخمی بر جای گذاشتند. به گفته او، این موج خشونت بعدها حتی فراتر از مرزهای چین نیز گسترش یافت و به انفجار سال ۲۰۱۵ در بانکوک تایلند نیز مرتبط دانسته شد.
نویسنده مدعی است که سیاستهای امنیتی و توسعهای چین در نهایت توانست این چرخهٔ رادیکالسازی را مهار کند و با برنامههای بازپروری، آموزش شغلی، و سرمایهگذاری اقتصادی در سینکیانگ، زمینههای جذب افراد به افراطگرایی را کاهش دهد.
احیای جبهه ضدچینی واشنگتن
به گفته نویسنده، همانگونه که آمریکا با گروههایی مانند هیأت تحریرالشام و سازمان مجاهدین خلق ایران (MEK) رفتار کرده، در مورد «جنبش اسلامی ترکستان شرقی» (ETIM) نیز اقدام مشابهی انجام داده است. این گروه، که پیشتر در فهرست سازمانهای تروریستی وزارت خارجه آمریکا قرار داشت، در سال ۲۰۲۰ از این فهرست خارج شد.
رسانهٔ آلمانی «دویچه وله» (DW) گزارش داده بود که آمریکا این گروه را از فهرست حذف کرده زیرا «هیچ مدرک معتبری وجود ندارد که نشان دهد این گروه همچنان وجود دارد». اما نویسنده یادآور میشود که تنها دو سال پیش از آن، فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (CENTCOM) خود از حملات علیه عناصر ETIM در افغانستان خبر داده بود؛ موضوعی که به اعتقاد او نشان میدهد استدلال وزارت خارجه آمریکا نادرست بوده است.
نویسنده نتیجه میگیرد که حذف ETIM از فهرست تروریستی نه به دلیل پایان فعالیت آن، بلکه به دلیل تمایل آمریکا برای مشروعیتبخشی و حمایت آشکارتر از آن بوده است.
او همچنین مدعی است که آمریکا هماکنون نیز در نقاط مختلف اوراسیا، از جمله در بلوچستان پاکستان و مناطق درگیری میانمار، از گروههای مسلحی حمایت میکند که پروژهها و سرمایهگذاریهای مرتبط با چین را هدف قرار میدهند.
در پایان، نویسنده استدلال میکند که افراطگرایان اویغور، که از چین به سوریه منتقل شدند، اکنون در حال آمادهسازی برای بازگشت به شرق و مشارکت در آنچه او «جنگ کثیف آمریکا علیه چین» مینامد هستند. بهاعتقاد او، بخشی از این آمادهسازی شامل بازتعریف همین نیروها در رسانههای آمریکایی بهعنوان «مبارزان آزادی» است، تا هم حمایت عمومی و سیاسی برای آنها ایجاد شود، و هم هرگونه اقدام چین برای مقابله با این تهدیدها بهعنوان «اقتدارگرایی» یا «تهاجم» معرفی گردد.
نویسنده در پایان مینویسد که تنها زمان مشخص خواهد کرد آیا قدرتیابی چین و تلاش آن برای ساختن جهانی چندقطبی میتواند از تلاشهای واشنگتن برای تضعیف این روند پیشی بگیرد یا خیر.
منبع: نیو ایسترن آوتلوک، ۲۳ ژوئن ۲۰۲۶
https://journal-neo.su/2026/06/23/us-prepares-terrorist-army-to-expand-its-dirty-war-on-china/