ایران در جستجوی راههای شکستن محاصرۀ دریایی ائتلاف اپستین

یوری ماواشف (Yuri MAVASHEV)، خاورشناس و مدرس گروه سیاست جهانی و اقتصاد جهانی در دانشکدۀ مدیریت آکادمی اقتصاد ملی و مدیریت عمومی جنب ریاست جمهوری روسیه
ا. م. شیری
پس از سفر ترامپ به پکن، تشدید مجدد درگیری مسلحانه در خاورمیانه بعید به نظر نمیرسد.
مقامات ایران در چارچوب راهبرد کلی برای شکستن محاصرۀ آمریکا، بهدنبال یافتن مسیرهای زمینی حملونقل و تدارکات جایگزین هستند و تا حد زیادی نیز در این کار موفق شدهاند. گفته میشود استفاده از مسیرهای زمینی و دیگر راههای جایگزین به تهران کمک خواهد کرد تا در برابر «خشم اقتصادی» با تکیه بر منافع مشترک کشورهای جنوب جهانی ایستادگی کند. تلاش برای حذف ایران از تجارت منطقهای و جهانی، به بسیاری از شرکای این کشور در آوراسیا نیز آسیب خواهد رساند.
ساکن کاخ سفید پس از بازگشت از پکن، در گفتگو با خبرنگاران، بار دیگر پیشنهاد صلح اخیر ایران را رد کرد. به گزارش نیویورک تایمز، دستیاران کلیدی ترامپ برنامههایی را برای از سرگیری حملات نظامی در صورت تصمیم رئیسشان برای خروج از بنبست، تقریباً به همان روشی که در ٢٨ فوریه تلاش کرد، تدوین کردهاند. کسانی که این تجاوز را آغاز کردهاند، به دنبال وادار کردن رهبران ایران به تسلیم در قالب توافقی هستند که تنگۀ هرمز را به روی جهانیگرایان و شرکتهای آنها باز میکند. کاخ سفید و رژیم نتانیاهو برای محدود کردن برنامههای هستهای و موشکی ایران، مانند گذشته از هر وسیلهای استفاده میکنند. مقامات جمهوری اسلامی، به سهم خود، مصمم هستند که خفقان اقتصادی غرب را بشکنند.
اخیراً ابراهیم نجفی، نمایندۀ مجلس، دربارۀ استفاده از مسیرهای زمینی از طریق پاکستان، ارمنستان، ترکیه و آذربایجان و همچنین از طریق آبهای دریای خزر صحبت کرد. همانطور که تحلیلگران آمریکایی مینویسند، تهران در وهلۀ اول قصد دارد، تجارت دریاییِ مسدودشده را از راه خشکی جبران کند. تا همین اواخر، تقریباً ۹۰ درصد گردش تجاری کشور، از جمله صادرات هیدروکربنی، به حملونقل از تنگۀ هرمز وابسته بود
دروازههای شمالی ایران به سوی روسیه و تا حدی آسیای مرکزی همچنان دریای خزر است که شاخۀ دریایی گذرگاه بینالمللی حملونقل «شمال ـ جنوب» از آن عبور میکند. در اواسط ماه مارس، نیروی هوایی اسرائیل بندر انزلی در ساحل دریای خزر را مورد حمله قرار داد و خسارات قابل توجهی به زیرساختهای آن وارد ساخت. برای مدتی حتی تجارت غلات میان تهران و مسکو متوقف شد، اما سپس به طور کامل از سر گرفته شد. بگزارش شرکت پایش کپلر، از اواسط آوریل تاکنون، تا دوازده کشتی از روسیه، قزاقستان و ترکمنستان به بنادر دریای خزر ایران رسیدهاند. گفته میشود که آنها حامل غلات، ذرت و روغن آفتابگردان بودهاند.
به گفتۀ الکساندر شاروف، مدیر شرکت «روسایراناکسپو» [گروه تجاری و شرکت مشاورهای روسیه- ایران. م.]، به احتمال قوی، حمل غلات به ایران از طریق دریای خزر با افزایش ۳ تا ۴ میلیون تن دیگر، به ۶ تا ۸ میلیون تن در سال برسد. بنادر آستراخان و ماخاچقلعه در ماههای مارس و آوریل به رکورد بیسابقۀ حجم گردش بار دست یافتند. واقعیت این است که کشتیهای باری خشک میان روسیه و ایران از طریق دریای خزر بهصورت عملیاتی و منظم تردد میکنند. علاوه بر این، حق بیمۀ خطرات نظامی در دریای خزر ۱۰ برابر کمتر از دریای سیاه است.
فرصت جایگزینی تجارت دریایی با زمینی یا از طریق دریای خزر، علیرغم خسارات قابل توجهی که تهران از زمان آغاز درگیری متحمل شده است، به طور خودکار معادل یک پیروزی اقتصادی خواهد بود. اتفاقاً، هیچ یک از همسایگان ایران، صرف نظر از نوع نگاه آنها به «رژیم آیتاللهها» یا «رژیم سپاه پاسداران»، به محاصرهای که توسط «ائتلاف اپستین» آغاز شده، نپیوستهاند. مرزهای زمینی همچنان باز است و هیچ محدودیتی در مسیرهای تجاری زمینی وجود ندارد. همچنین به خوبی روشن است که رهبران دو کشور بزرگ همسایۀ ایران، یعنی ترکیه و پاکستان، بارها سعی کردند ترامپ را از راهاندازی عملیات «خشم حماسی» منصرف کنند و پس از راهاندازی آن، تلاش کردند مذاکرات صلح را سازماندهی کنند.
علاوه بر این، در هفتههای اخیر، اسلامآباد احتمالاً با انگیزۀ افزایش وزن تلاشهای خود، شش مسیر ترانزیت زمینی برای تجارت در مرز با ایران را افتتاح کرده است. دستورالعمل مربوطه که وزارت بازرگانی پاکستان در ٢۵ آوریل صادر کرد، امکان حمل کالا از کشورهای ثالث از طریق پاکستان و تحویل آنها به ایران را از طریق جاده فراهم میکند. افتتاح گذرگاههای مرزی جدید، بخش جداییناپذیر سیاست اسلامآباد برای برقراری ارتباطات ریلی و باری بین پاکستان و ایران، در چارچوب برنامههای بلندپروازانهتر آن برای راهاندازی یک مسیر تجاری مستقیم از پاکستان به اروپا از طریق ترکیه است.
با وجود خطرات امنیتی آشکار در بلوچستان، که سازمانهای اطلاعاتی غربی و احتمالاً اسرائیلی در آنجا فعال هستند، واضح است که مسیر ریلی جدید تحویل کالا از طریق ایران به ترکیه را در حد قابل توجهی تسهیل میکند. پیش از این، کالاهای پاکستانی از طریق اقیانوس هند به بنادر ایران در ساحل دریای عرب ارسال میشدند و از آنجا از طریق جاده به ترکیه انتقال مییافتند.
چنین لجستیک پیچیدهای مانع از آن میشد که پاکستان بتواند بهطور کامل از مزایای تجارت با کشورهای اروپایی بهرهمند شود، در حالی که یک مسیر دیگرِ حملونقل از طریق ایران به پاکستان کمک میکند صادرات خود را به کشورهای آسیای مرکزی افزایش دهد. در ۱۲ آوریل، نخستین محمولۀ کالاهای صادراتی از پاکستان از طریق ایران به تاشکند ارسال شد.
از سوی دیگر، ترکیه بهعنوان رقیب تاریخی و دیرینۀ ایران که سابقۀ آن به جنگهای طولانی عثمانی-صفوی برمیگردد، به دنبال بهرهبرداری از بیثباتی پیرامون ایران است و تلاش میکند از وضعیت اقتصادی دشوار کشور همسایه بهره ببرد. شایان ذکر است که ترکها مدتها قبل از «خشم حماسی»، رویکرد مشابهی را دنبال میکردند و طلا و سایر داراییهای ایران را با کالاهای غربی که این کشور تحریمشده به شدت به آن نیاز داشت، مبادله میکردند.
همانطور که پیشتر اشاره شد، دولت اردوغان و دیپلماسی هاکان فیدان قطعاً انگیزههای خاص خود را برای ارائه کمکهای مستقیم و غیرمستقیم به همسایه خود دارند و تأکید میکنند که این کشور میتواند این دورۀ سخت را، دورهای را که احتمالاً به هیچ وجه تمام نخواهد شد (اگر اصلاً تمام شود)، با آسیب کمتری پشت سر بگذارد. کافی است بگوییم که ترکیه ٪۱۴ از گاز طبیعی خود را از ایران وارد میکند و این امر ارزش روابط انرژی دوجانبه را، به ویژه در زمانی که درگیری روسیه و اوکراین میتواند خطوط لوله و سایر منابع از طریق دریای سیاه را در معرض خطر حملات پهپادها، قایقهای بدون سرنشین، مینگذاری و غیره قرار دهد، افزایش میدهد. تجزیۀ فرضی کشور به عنوان مثال به کردهای ایران که تقریباً ٪۱۰ از جمعیت کشور را تشکیل میدهند، اجازه میدهد تا نوعی منطقۀ خودمختار در غرب ایران تشکیل دهند که این امر در بحبوحۀ روند متزلزل آشتی در مناطق کردنشین، جنوب شرقی ترکیه را نیز تهدید خواهد کرد. شایعاتی مبنی بر اینکه کاخ سفید و چندین سازمان اطلاعاتی «حزب حیات آزاد کردستان» و سایر گروههای مسلح را مسلح میکنند، باعث نگرانی شدید در آنکارا شده است. روابط نزدیک ترکیه و آذربایجان نیز قابل توجه است. با وجود موضع رسمی نسبتاً میانهرو، ملیگرایان در باکو ممکن است فروپاشی سیاسی ایران را فرصتی برای «رنسانس ترکی» در امتداد کرانۀ جنوبی رود ارس ببینند. اخیراً، گمانهزنیهایی در مورد اتحاد احتمالی بین جمهوری آذربایجان و یک نهاد شبهدولتی ظاهراً متمرکز در تبریز، مطرح شده است.
لارم به ذکر است که اندکی پیش از آغاز جنگ، آنکارا و باکو در لابیگری پروژۀ موسوم به «دالان زنگزور» از طریق استان سیونیک ارمنستان، با کاخ سفید همکاری نزدیک داشتند. همان زمان نیز ایدۀ ایجاد مسیر ارتباطی مستقیم میان جمهوری آذربایجان، نخجوان و ترکیه نگرانی قابلتوجهی را در ایران برانگیخته بود. زیرا، این مسیر در آیندۀ قابل پیشبینی میتوانست ترکیه را بدون عبور از خاک ایران به آسیای مرکزی متصل کند و در عین حال، ایران را از مرز با ارمنستان، مرزی که اهمیت آن در آیندۀ نزدیک ممکن است افزایش یابد، محروم سازد.
هنوز نشانههای زیادی از رشد تجارت زمینی ایران با ارمنستان، ترکیه یا آذربایجان دیده نمیشود. تهران مسیر دریای خزر، همچنین مسیرهای زمینی و ریلی شمالی را بهعنوان یک جایگزین مهم برای تنگۀ مسدودشدۀ هرمزِ به کار گرفته است. این موضوع را اخیراً محمدرضا مرتضوی، رئیس اتحادیۀ انجمنهای صنایع غذایی ایران اعلام کرد. افزون بر این، همانگونه که از جمعبندیهای تحلیلگران آمریکایی برمیآید، باکو نه تنها تلاش نمیکند مانع ایجاد مسیرهای جایگزین برای ایران شود، حتی سعی میکند «حلقۀ محاصرهای» را که دشمنان در پی تنگتر کردن آن هستند، تضعیف کند.
طبیعتاً، مسیرهای زمینی نمیتوانند جریان پایدار نفت خام از ایران به چین را تضمین کنند. بخش انرژی ایران که مخالفان نظام به شدت روی آن حساب باز کردهاند، در معرض خطر فروپاشی است. زیرساخت زمینی یا «خزری» سازمانیافتهای که امکان انتقال حجم قابلتوجهی از نفت ایران به چین یا دیگر مشتریان بزرگ را فراهم کند، وجود ندارد و تحویلها در بشکه یا مخازن دستساز، ماهیت محلی یا حداکثر منطقهای خواهند داشت. این بدان معناست که جبهۀ اقتصادی امروز برای ایران همچنان اهمیت کلیدی دارد. این قطعاً یک هشدار مهم برای شرکای علاقهمند به بقای ایران است.
٢٩ اردیبهشت- ثور ١۴٠۵












