دین
-ابزاری در دستان ناپاک ترامپ و اسراییل
-تکیهگاه راستین عقیده و خداباوری ایران
میان ایران و اتحادیهی هجوم به ایران چالشهای کدام طرف زیادست؟ارتش آمریکا که حتا در مقابل بشکهی زرد طالبان و دخترفروشی جولانی تاب نیاورد، با ایران مقتدر چی خواهد کرد؟
دنبالهی بحث هفتهی گذشته پیرامون حوادث جنگی روز
محمدعثمان نجیب
نمایندهیمبان
################################
بخش نخست
محاسبهی نادرست واشنگتن، سبب همدلی جهانی بی سابقه نخست با غزه و اکنون ایران و علیه اسرائیل و آمریکا شد. اتاق های فکری جنگی آمپریالیسم همیشه موفق نیستند
البته این موارد جدا از برتریهای موجود جنگی ایران در دفاع از خودش اند.
اگر کلیگویی مقدماتی را پلی بسازیم برای گذر به اصل محتوا، جادهی ناهمواری را در اسفالتکاری جنگی. میبینیم که انتظار موانع بتونسان آن را تنها مهاجمان غربی و اسراییل و حامیان عربی و باز هم غربی شان نه داشتند. شاید تنها کسانی که به میدانستند مهاجمان اخطاردهندهی غربی به خطا میروند، همین کارشناسان افغانستانی با درصدی بالا بودند و خیلی پایانتر از ده در صدی، در جهان دگر. چون برای این کارشناسان کشور شان آوردگاه تجاربی بود که موازی با عمر جمهوری اسلامی ایران از سر گذشتاند. با این تفاوت که کشور ما در نیم قرن «۱۰» بار تغییر قدرت سیاسی را تجربه کرد و دو لشکرکشی ناکام از هر دو بلاک شرق و غرب را.
در مقابل، ایران با یک رژیم و دو رهبر، نزدیک به نیمقرن بدون کوچکترین تغییر و تزلزلی، پایا ماند، هر چند با استبداد و خشونت و سرکوب و ارعاب مردمش. نتیجه این شد که حالا کشور ما در منجلاب تروریسم رسمی مورد حمایت غرب و شرق قرار دارد و ایران با تروریسم ترامپی و اسراییلی در نبردست. اگر نردبانی را با پلههای زیاد آن طی کنیم تا به بام تاریخ برسیم، نارسیده به بام میبینیم که بزرگترین جنگهای جهان یا منطقه یا کشوری ضبط انبار بام تاریخ اند. مگر هیچ نشانهیی نه در انبار بام و نه در زبالههای قهقرایی زمینهای جنگ، به سان جنگ دوازده روزهی ایران با تنهی تنها و مهاجمانِ یکجا نه دیده است. اگر فاتحان ایرانی جنگهای دیروز را فتح کردند، کمتر جهان با ایشان طرف بود یا بالای شان حمله کرده بود. اکر ناکام هم شدند و دو قرن سکوت کردند، باز هم عامل خیانت درونی داشتند. مگر چه چیزی توانست ایران را در قرن بیست و یک یا ربع بیشتر قرن بیست به چنین پایهداری برساند؟ این اندیشه از کجا آبخورد و این تفکر از کجا زاییده و این تدبر از کجا دیکته شد که برای مقابله با یک هجوم نابرابر، خودت را برابر کنی؟
معلومست، تجربهی گذشتهی اقتداری و تمدنی ایران شهری و تاریخ پر از گشایشها و کشاکشهای باستانی، به عنوان ژن اتنیکی و تباری ایرانی قوامبخش این رکودهاست که ایران خودش را برای دفاع خودش آماده کرد. اینجا اگر چالشهایی هم است، تحمیل شده اند و ویرانگر نه خواسته شده. مگر قابل مهار و بازدارندهگی. موردی که ایران اکنون در آن دست بالا دارد، مگر پر هزینهی تلفات و خسارات مالی و جانی.
##################################
بخش دوم!
چالشهای اردوگاه هجوم به ایران
آمریکا و اسراییل برخلاف حمله به غزه، حمله به عراق، حمله به سوریه و افغانستان و هر جایی که دلشان خواست، در حمله به ایران چند غافلگیری داشتند.
-یک این که متحد خارجی پیدا نه کردند، به ویژه اروپا که اگر در ظاهر سکوتست یا در باطن موافق، مگر سهمی در این عملیات علیه ایران نه گرفت. -دو چه بسا که بیشتر کشورها آن حمله را تقبیح کردند و انگلستان و اسپانیا در رأس این شکست غیر منتظرهی انتظار آمریکا و ترامپ قلدر قرار گرفتند.
-سه این که افکار عمومی جهانی به شمول خود آمریکا و اسراییل علیه رژیمهای شان قرار گرفتند.
-چهار میلیاردها تن و صدها سلبریتیها در جهان حملات به ایران و شهادت بیش از دوصد کودک دانشآموز و آموزگاران شان توسط آمریکا و اسراییل را محکوم کردند.
–پنج این که برای نخستین بار سنای آمریکا تقریباً به طور کل علیه این خودسری ترامپ قرار گرفتند و کمیتهی ویژهی هشت نفری سنا هم توضیحات ترامپ در توجیه جنگ را مضحکهبار و اعصابخردکن خواندند.
-شش این که انتظار محاسبات غلط آمریکا و اسراییل در ترور جمعی رهبری ایران به شمول آیتالله خامنهیی و زنان و کودکان خانهواده و یارانش نه توانست معادلات انتظاری فروپاشی رژیم به نفع اسراییل و آمریکا را رقم بزند و نفوذیهای داخلی کاری از دست شان نیامد. چون سیستم کارامدی داشت و دارد.
-هفت این که محاسبات نادیدانگاری پیشفرض مقاومت گستردهی خطرناک و ویرانگر سپاه و ارتش ایران، نزد اتاقهای فکری مهاجمان غلط از آب در آمدند. -هشت این که بسیج دفاع تا عبور از خطوط قرمز پیش رفت و مهاجمان را خرد و خمیر ساخت. شهرهای آمریکا در این دفاع بینظیر، صدمهیی نه دید و برعکس اسراییل بدتر از غزه ویران و جنگافزارهای بری و بحری و هوایی و الکترونیکی مهاجمان به خاک یکسان شدند.
-نُه این که و روحیهی سربازان و ارتش هر دو مهاجم چنان شکسته شد که صدها تصویر از گریههای منسوبان ارتش آمریکا و اسراییل منتشر گردیده و هم اکنون در دوران فضای مجازی اند. در مقابل یک افسر، سرباز، بسیجی، سپاهی و حتا مردم عام ایران نه تنها گریه نه کردند که جانبازانه و شادی کنان برای دفاع از کشور شان در رویجادهها اند و همدلی همهگانی کشوردوستی را فریاد دارند. اینجا فرقیست میان ایمان راستی و ایمان را ابزارسازی.
######################
بخش سوم
بستن آبراه یا تنگهی هرمز از سوی ایران!
آبراه هرمز که بیشتر به نام تنگهی هرمز شناخته میشود، نقطهی حساس ژئوپولیتیکیست برای رفتوبرگشتهای آبی. ارزش آن در حلقهی وصل بودنشست میان دریای عمان و خلیج فارس. همانگونه که شاهرگ حیاتی عبور مرورِ کشتیهای نفتکش برای جلوگیری از نفس افتادن تپشهای زندهگی وابسته به نفت در جهانست. بیشتر از آن، منطقهی راهبردی تنشزا میان ایران و کشورهای غربی، به ویژه آمریکاست. مگر آگاهان میگویند که این آبراه بیست در صد یا کموبیش از نفتجهان را با ترددکشتیها اکمال میکند. آبراه هرمز که پیشینهی نامگذاری آن در تاریخ به حدس و گمانها منتهی میشود، تاریخ دقیق و تایید شدهی کشف نه دارد. به روایتهایی که در تاریخ میخوانیم، وجه تسمیهی « هرمز » در پسوند نام این آبراه، ادبیات پارسی ایران باستان حتا پیشا اوستاست. ایران از شمال آبراه و عمان و امارات در جنوب، جغرافیای ساختاری آن را میسازد. مالکیت ایران بر این آبراه هر قدر با پیشینه یا پسینه باشد، حق مالکیت کسبی یا طبیعی آن بر تنگه را مردود شناخته نه میتواند. ایران در برهههای مختلف این ابراه را به سکوی تهدید خود علیه رقبا به ویژه آمریکا مدنظر داشته.
بارها پیش از حملات مختلف آمریکا و اسراییل به ایران، ایران هوشدار قدرمتمند بستن تنگه یا آبراه هرمز را داده بود. آمریکا که تهدید ایران را بیشتر یک شوخی میپنداشت، امروز درست در عقب ورودیهای تنگهی هرمز ضجه میکشد و فریاد میکند، مگر صدایی میشوند که تنگهی هرمز بیصاحب نیست و صاحبش بیاقتدار هم نیست. جدا از اهمیت راهبردی، تنگهی هرمز اهمیت اقتصادی نفتی فوقالعاده بالای جهان دارد. کارشناسان این اهمیت را چنین برجسته میسازند:
« تنگه هرمز یک گلوگاه دریایی حیاتی است که تأثیرات عمیقی بر امنیت انرژی جهانی و ثبات ژئوپولیتیکی دارد. اهمیت استراتژیک آن نیازمند گفتوگو و همکاری مداوم بین کشورها برای تضمین ناوبری ایمن و ثبات منطقهای است، به ویژه در شرایطی که تقاضای انرژی جهانی همچنان در حال تحول است. ویکیپدیا»
تلاشهای آمریکا با تشکیل گویا گردان مشترک جهانی حفاظت از باز بودن تنگه و مقابله با ایران، همچنان ناکام و بیاثرست. ایران هر زمان اراده کرده، نشان داده که چه کسی بالای این آبراه مسلطست و فرمان چهکسی آنجا عملگرایی دارد. ایران با قوت نشان داد که حضور چنان ائتلافی در منطقه را مردود و خطرناک میداند و با آن مخالفست. ما و شما هم نتیجهی اقدام اخیر ایران را میبینیم که تنگه را بست و آمریکا و کارگروهجنگی حفاظت از تنگه زیر نظر آمریکا، سودی به عقبرانی ایران نه داشت. این تنها جمهوری اسلامی ایران نیست که برای حفظ تنگه با آمریکا و متحدان در جنگ بوده. شاه عباس، نادرشاه افشار، رضاشاه، کنون جمهوری اسلامی، با آمریکا، در گذشته با بریتانیا، اسپانیا، پرتگالیها و هر کسی که مهاجم بود، در افتادند. سرانجام همهی این تنشها پیروزی ایران و حکمروایی مطلقهی آن بالای آبراه هرمزست. ناظران سیاسی و ژئوپولیتیکی نگران اند که آبراه هرمز با این همه مزیتها، مصیبتهایی هم دارد. از مسدود شدن بلندمدت آن که حالا عملاً صورت گرفته تا احتمال درگیریهای منجر به آسیبپذریری محیطی، خطر نشت نفت، لایهی دیگری از پیچیدهگی را به وجود میآورد، زیرا این خطرات میتوانند به اکوسیستمهای دریایی و اقتصاد کشورهای اطراف که به ماهیگیری و گردشگری وابسته اند، آسیب برسانند. نگرانی به جایی هم است. دومین آبراه بزرگجهانی که به استناد منابع و مطابق برآوردهای سال (۲۰۰۶) روزانه تا هفده میلیون بشکه نفت را جابهجا میکند، کوچکترین اشتباه میتواند آن را به کهکشانی از آتشسوزی و آلودهسازی محیط زیست و توقف چند دهه هفته کار خواهد داشت.
به هر رو حالا کنترل این آبراه سرنوشتساز گذرگاه نفتی در دست بلند اقتدار ایرانست و آمریکا ناتوان از گشایش آن.
###########################
ما راه اندازی جنگ صلیبی توسط ترامپ را پیشاندیش بودیم.
######################
بخش چهارم
اثرگذاری دین دخالتی در جنگ امروز!
ایران باید متوجه دسیسه هایی باشد که تخريب احتمالی مسجدالاقصی را به دوش شان میاندازند. موردی که به همه ادیان ابراهیمی مقدسست.
هر سه دین ابراهیمی که استوار بر اصول هدایتی خدا اند و دست نهخورده، جنگها را مردود میشمارند، مگر در حالات نیاز ویژه. هیچ یک از کتب آسمانی پیروانش را به نزاع میان همی فراخوان نه داده. مگر سیر و سلوک رفتار پیروان کتابها یا مصحفهای آسمانی در زمان هر پیامبر فرق داشته و پیش از ختمنبوت و مبعوث شدن پیامبر اکرم اسلام، بیشترین هدایات برای پیامبران را مکلف به رهنمایی قوم خودشان میکرد. به همان دلیل هم بوده که برخی پیامبران مجال رهبری قوم خود را نه یافتند یا قوم شان آنان را آزار دادند و به قتل رسانیدند. قرآن کریم به عنوان آخرین کتاب آسمانی، به توضیح همهی گذشتههای دینی پیشا اسلام پرداخته و مثالهایی از پیامبران و امتهای سرکش شان داده است. از قوم نوح تا اقوام عاد و ثمود و از قوم موسی تا عیسا از تسلیمی به احکام الاهی اسماعیل، تا سرکشی فرزندان یعقوب و از شناعت قوم لوط تا اصحابِ اخدود، همه و همه مواردی اند که به نام قصصالقرآن یا قصههای قرآنی و کتب بیشمار متمم آن مییابیم اگر که میخوانیم شان. در میان خود پیامبران هم مواردی وجود داشته که محاسبهی آنها با خداست. خدا هم در قرآن کریم، آخرین و کاملترین کتاب خودش بندهگان را هوش دار میدهد که میان او و رسولش مداخله نه کنند. ( یا ایهالذین آمنو لاتقدمو بین یدیهلله و رسوله )، با آن که آیات قرآن همه برای پیامبر صادر شده، مگر احکام آن عامست. ما نه میتوانیم بپرسیم که چرا فلان پیامبر چنین کرد؟ مگر با تدبر بر قرآن میتوانیم دریابیم که رابطهی پیامبران با پروردگار چهگونه بوده؟ از صبر ایوب گرفته تا بیقراری یعقوب در فراق یوسف چه گذشته میان خدا و ایشان؟ چرا یعقوب پیامبر چنان در فراق فرزند غرق گردید که کمبود، رسالت خودش را فراموش کند. کلبهی احزان ساخت، تنهایی گزید، گریست تا کور شد. اما فکر کنیم که امت در آن زمان چه شدند، وقتی یعقوب نبی آنان رها کرد و خودش را تنها به غمگساری یوسف مصروف ساخت؟ بیشترین منابع میگویند و حتا داستان گریهی حضرت یعقوب(ع) در فراق فرزندش حضرت یوسف( امری اشتباه بوده و از سوی جبرئیل به او توصیه شده تا توبه کند، گزارشی نیست که در قرآن کریم و روایات معتبر بدان اشاره شده باشد تا بر اساس آن هر گریه در هر فراق و مصیبتی را نادرست بدانیم. بلکه در طرف مقابل، گزارشهایی – حتی در منابع اهلسنت – وجود دارد که گریه یعقوب(ع) را دارای اجر و پاداش میداند چنانکه در روایتی آمده است: رسول اکرم(ص) از جبرئیل پرسید: مزد و اجر یعقوب(ع) در مقابل این همه غم و اندوه چه قدر است؟ فرمود: «اجر صد شهید را خداوند به او داده است» قرآن کریم در آیات 84-86 سوره یوسف، با آنکه به حزن و اندوه یعقوب(ع) که به کوری چشمانش انجامید اشاره میکند، اما هیچ سرزنشی را متوجه او نکرده و تنها اعلام میکند که فرزندانش او را سرزنش کردهاند و از ظاهر آیه چنین برمیآید که خدا این رفتار سرزنشآمیز فرزندان یعقوب(ع) را رفتاری مثبت ارزیابی نکرده است. ویکی»، در میان سه دین مانده شدهی دارای پیروان بیشمار هم راستآمدی بندهگان خدا وجود نه داشته. حضرات موسی و عیسا را بیشترینها از اقوام خود شان عتاب و انکار کردند و به روایات متعدد تاریخی و آسمانی، داستان هریک شان را میدانیم. به هر رو، با وجود سعی کردن در عبور از فرودوفرازها، دینهای موسا و عیسا نابود نه شدند و پیروان خود شان را دارند. نه تنها دارند که با شمارهای زیادی دارند. جنگهای دینی هیچ توجیهی با هیچکسی به ویژه میان اهل کتب آسمانی نه دارد. دفاع از دین در برابر تجاوز به دین امر مسلم در احکامدینیست. برتری جویی دینی و تباری را هیچ یک از کتب آسمانی توجیه نه کرده. مگر پیروان جاه طلبی مانند یهود که خود شان را قوم برتر و برگزیده شدهی خدا میدانند. موردی که در هیچ یک از احکام آسمانی ثابت نیست. این یهود را هم از سلسلهی نوادهگان حضرت یعقوب و یهودا فرزندش میدانند و خشونت شان هم درست مانند خشونت یهوداست. جنگی را که امروز اسراییل و آمریکا برضد مسلمانان در مجموع و ایران به ویژه راه انداخته اند، نخست ظاهراً یک جنگ سیاسی بازدارندهی قدرت هستهیی ایران بود و در جریان جنگ، علناً اعلام کردند که این جنگ، جنگ دینی شانست و دیدیم که ترامپ و برخی وزاریش چه کردند، کلیسا و اسقفها چطور بالای سر ترامپ ریختند و او را دعا دادند. گزارهیی که ترامپ امروز به نمایش گذاشت و جنگ را دینی و فرقهیی اعلام کرد. مبان آن را پیش از این احساس نموده و به ترامپ هوشدار داده بود که جنگ صلیبیون را آغاز کردی. لینک آن مقاله اینجاست!
@highlight
Amu TV
#loveyou
#########################
بخش پنجم
تناسب پیشرفت و پسرفتها در جنگ میان آمریکا و اسراییل با ایران
#######################################
ناظران و اندیشمندان نظامی، جنگها را به چند دسته تقسیم میکنند. این تقسیمبندی با بینشهای پیشا پیشرفت تکنولوژی و ساخت سلاحهای هوشمند و پهبادی بودند. جنگهای تهاجمی، جنگهای تدافعی، جنگهای فرسایشی، جنگهای استخباراتی، جنگهای نیابتی، جنگهایستون پنجمی، جنگهای روانفرسایی و چند نوع دیگر از اینگونهها. جنگهای اتمی که جاپان را مهار کرد. جنگهای امروز جنگهای فراتر از اتم اند. موردی که قلدرانی چون آمریکا آنها را نادیده انگاشته اند و در عوض ایران به آن ارزش داده و بدتر از سلاحهای اتمی، کلاهکهای اثرگذار بالیستیکی به مراتب ویرانگر را انتقال میدهند و هدف را نابود میکنند. بخش دگری از چنین جنگها، انتظام برنامهریزی و دور زدن تواناییهای دشمنست که ایران در آن هم دست بالا دارد. ایران با پرتاب همزمان چندین راکت به سوی یک هدف، با هوش سیستمهای دفاعی آمریکا و اسراییل بازی فریبنده میکند. در این حملات، ایران پهبادها یا راکتهای بالیستیک را به گونهی ارزان قیمت و از پیش ساخته شدهی بیشمار در یک یا چند گروه از سکوهای پرتابهای متحرک غیر قابل رویت و غیرقابل ردیابی شلیک میکند.محاسبات ایران چنانست که پدافندهای باقی مانده و نیمجان اسراییل و پایگاههای آمریکا، در همزمانی رویارویی منهدم سازی یا ردگیری راکتها دچار آشفتهحالی محاسبهی زمانی میشوند و شاید کاهش ظرفیت راکتهای بازدارنده. در این حالات اگر ایران پنجاه راکت را از ده تا سکو پرتاب کند، محاسبهی تلفات را هم پنجاه تا هفتاد در صد سنجیده باشد، سی درصد راکتها به اهدافاصابت میکنند و رادارها نه میتوانند مانع شان شوند. یعنی از هر پنجاه راکت که ما بسیار خوشبینانه سنجیدیم، پانزده راکت به آرامی اهداف شان را شکار میکنند که بسیار ویرانگرست. در حالی که گزارشها از تخریب تمام پایگاههای آمریکا در منطقه خبر میدهند، چیزی برای دفاع اسراییل در دست آمریکا نیست، جزء هیاهوی تبلیغاتی. دست بلندی که اسراییل در حملات پیشگیرانهی تهاجمی هوایی داشت، تنها ظرف کمتر از چهلوهشت ساعت نخست جنگ از بر و بحر به تحلیل رفت و ناوگانهای پرطمطراق جنگی آمریکا هم کاری از پیش برده نه توانستند. ناو آبراهام با سوراخهای توالت و آسیب دیدهگی جنگی به نام ختم وظیفه فرار کرد و ناوگان جرالد هم سوخت، چندین هواپیمای سوخترسانی آمریکا یا سقوط کرد یا سقوط داده شد و جتهای جنگی آن در امارات از پا در آورده شدند. آخرین سقوط هم آن بود که یک جنگندهی آمریکا هنگام نشست به ناو مربوط، دچار آتشسوزی شده و نگارنده به چشم دید، که تصویر زنده از سقوط آن پخش شد. نگاهی به تفاوت جنگافزارها! شکی نیست که ارتش آمریکا قدرتمندترین ارتش جهانست. مگر چند نکته سبب شده که این ارتش حتا در مقابل بشکهی زرد طالبان هم تاب نیاورد. خستهگی مفرط پرسنل جنگی در همه بخشهای ارتش آمریکا که از سال ۲۰۰۱ تا حال، یعنی ۲۵ سال پیوسته در جنگ و کشتن و کشته شدنست. فرسودهگی ساختار فکری جنگی اتاقهای فکری جنگ آمریکا و اسراییل، فرسودهگی بیش از حد و با درصدی بالای همه انواع جنگافزارهای آمریکا، کمکاری اپدیتهای جدید در جنگافزارهای کهنه، بُعد فاصلههای رفت برگشت، تلفات بیش از حد محاسبهی نیروی انسانی، پنهان
کاریهای عامدانهی فریبکاری رژیمهای آمریکا با مردم آمریکا، تکیه بر باور قلدری و توانایی کاذب اندیشمندان جنگی آمریکا، نادیده گرفتن توانایی های احتمالی اهدافی که قرارست آمریکا بالای آنها حمله کند، مانند ایران. نهبود سیاست با ثبات در نابودی اهداف توسط آمریکا که بعداً ناچار به تعظیم برای همان دوستان اولی و دشمنان بعدی ساخته شدهی دست خودش میشود. مانند طالبان در افغانستان و داعش الجولانی در سوریه. نادیدهگیری هوشدارهای کارشناسان بیطرف و دراک از اجتناب به جنگها، اشتباه قراردادن موفقیت آدمربایی یا رئیس جمهور ربایی ونزوئلا با کشورهای دگر از جمله ایران، نادیدهگیری قدرت غیر قابل مهار و در حال افرایش قطب آسیا، سرمایهگذاریهای بیمفهوم استخباراتی برای شورشسازیهای بیاثر داخلی مانند ایران، نه داشتن استراتژی راستین تعریفشدهی عقلانی برای اجرای یک هدف و بنای بهانه برای اقناع مردم و متحدان خودش. مثلاً در جنگ با عراق به بهانهی داشتن سلاح کشتار جمعی صدام که هرگز چنین سلاحی پیدا نه شد، چون وجود نه داشت و فریبکاری بود. سرنگونی طالبان در دور نخست به بهانهی سرکوب بن لادن، اسنادی که بعدها افشا شدند، بن لادن را با حضور سربلند در جلسات محرمانهی آمریکا نشان میدادند. رقابتهای تخریبکاری پنهان و عیان دموکراتها و جمهوریخواهان آمریکا برای بدنامسازی یکدگر، گمانههای احتمالی مخالفتهای پنهان درون ارتشی و دورن دولتی و درون ساختار خود احزاب جمهوری خواه و دموکرات برای بدنامی رهبران شان، به ویژه رهبر نادانی مانند ترامپ و بایدن، پایان بودن بیحد روحیه و مورال پرسنل ارتش آمریکا و اسراییل که صدها تصویر از گریه و فریاد آنان در شبکههای پخش میشود.
############################
بخش ششم
در این گذر گذرا در یافتیم که دین، سیاست و جنگ در شرق میانهی معاصر: تحلیل تقابل ایران با محور آمریکا–اسرائیل چهگونه حربه شده اند و از سیاست تا دین در میدان جنگ، آشکارا بررسی ماهیت جنگ ایران با محور آمریکا و اسرائیل را دریافتیم پیچیده شدن جنگها در قرن بیستویک پیوند سیاست، دین و ژئوپلیتیک، اهداف مقاله را تشکیل میدهند.
وقتی میدانیم که در جهان امروز، جنگها دیگر صرفاً رویارویی نظامی میان دو کشور نیستند. در بسیاری از موارد، عناصر سیاسی، اقتصادی، دینی و رسانهیی در کنار یکدیگر عمل و ماهیت جنگ را پیچیدهتر میسازند. در منطقه خاور
میانه، این پیچیدهگی بیش از هر جای دیگر قابل مشاهده است. راهحلها چیست؟
درگیری میان ایران و محور متشکل از آمریکا و اسراییل نمونهیی از چنین تقابل پیچیده است که در آن عوامل نظامی، ژئوپلیتیکی و حتا دینی در کنار هم قرار گرفتهاند.
بخشهای بعدی این مقاله تلاش میکند با نگاهی تحلیلی، ابعاد مختلف این جنگ و پیآمدهای آن را در این محورها بررسی کند!
بخش ششم:
ریشههای سیاسی جنگ: در این بخش نکات مهم زیر بررسی میشود:
• رقابتهای ژئوپولیتیک منطقه
• مسئلهی نفوذ منطقهیی
• سیاستهای قدرتهای بزرگ
بخش هفتم
ابعاد اقتصادی و ژئوپولیتیک جنگ، در این بخش به موضوعاتی مانند:
• اهمیت انرژی
• امنیت مسیرهای دریایی
• رقابت قدرتهای جهانی
پرداخته خواهد شد.
تنگهی هرمز باز هم یکی از مهمترین نقاط بحث ژئوپولیتیک ما در منطقه خواهد بود که بخش بزرگی از انرژی جهان از آن عبور میکند. این تا یک هفته سرنوشت جنگ و آبراه به کجا میرسد، ناظر خواهیم بود.
بخش هشتم
در این بخش:
.اثرات جنگ رسانهیی و جنگ روانی در جنگهای مدرن، را هم مرور خواهیم کرد. چون رسانهها نقش تعیینکنندهیی در جنگها دارند.
.شبکههای اجتماعی و رسانههای جهانی میتوانند:
• افکار عمومی را شکل دهند
• مشروعیت جنگ را تغییر دهند
• یا حتا نتیجهی سیاسی جنگ را تحت تأثیر قرار دهند.
بخش نهم
نقش دین در جنگهای معاصر
در این بخش بیشتر تحقیق و تحلیل میشود که چهگونه:
• دین میتواند ابزار بسیج سیاسی شود
• یا به عنوان عامل مشروعیتبخش جنگ مورد استفاده قرار گیرد.
و این نکتهی مهم درحالی که هیچیک از ادیان ابراهیمی در اصل خود دعوت به جنگ دائمی نهکردهاند، چرا دین بهانهی جنگ ترامپ و اسراییل با ایران شده است؟
بخش دهم
توازن پیشرفت و پسرفت نظامی تا هفت روز آینده نشان خواهد که آیا
• فنآوری نظامی آمریکا و ارتش کهنهی آن
• سامانههای دفاعی اسرائیل
• استراتژی جنگ نامتقارن ایران
کدام یک پیشروندهگی خواهند داشت یا بازدارندهگی؟
سامانههای دفاعی اسرائیل و در مقابل، استفادهی ایران از:
• موشکهای بالستیک
• پهپادها
• حملات اشباعی
نتیجهگیری نهایی امروز و تا این حال چنانست که:
درگیری میان ایران و محور آمریکا–اسرائیل صرفاً یک جنگ نظامی نیست، بلکه ترکیبی از عوامل:
• ژئوپولیتیکی
• اقتصادی
• رسانهیی
• و دینی
است. در چنین شرایطی، پیشبینی نتیجه نهایی جنگ بسیار دشوار است و هرگونه تحلیل جانبدارانه از ماهیت کارشناسی بیطرفانه میکاهد. مقالهیی که مبان در حال نوشتن آن است، اگر کامل شود، میتواند به یک تحلیل ژئوپولیتیک مهم از دیدگاه مکتب «من بیش از این نمیدانم» تبدیل گردد. مگر همه موارد بستهگی دارد به انکشافات جنگی تا هفت روز بعد. واللهالعلم
پ.ن:
ترجمههای کوتاه دو زبانهی انگلیسی و آلمانی از سوی چتجیپیتی صورت گرفته است. چون مبان امکانان دسترسی مستقیم به ترجمه را نه دارد. سپاس از چتجیپیتی.
English Version
Mohammad Osman Najib – MBIK
I know no more than that school
Title
Religion, Politics, and War in the Contemporary Middle East:
An Analysis of the Conflict Between Iran and the U.S.–Israel Axis
Introduction
Modern warfare has become far more complex than traditional military confrontation. In today’s world, wars are shaped not only by military power but also by political interests, economic competition, religious narratives, and media influence.
The tensions between Iran and the strategic axis formed by United States and Israel represent one of the most significant geopolitical confrontations in the contemporary Middle East.
This article analyzes the multiple dimensions of this conflict, including its political origins, geopolitical implications, religious narratives, and military dynamics.
⸻
Section I
Political Roots of the Conflict
The conflict between Iran and the U.S.–Israel axis is deeply rooted in geopolitical rivalries, regional influence, and competing strategic visions for the Middle East.
⸻
Section II
Economic and Geopolitical Dimensions
Energy routes and maritime chokepoints play a critical role in global geopolitics. One of the most strategic locations in this regard is the Strait of Hormuz, through which a significant portion of the world’s oil supply passes.
Control or disruption of this passage has global consequences.
⸻
Section III
Media Warfare and Psychological Operations
In modern conflicts, media platforms and information networks play a crucial role in shaping public perception and international legitimacy.
Information warfare has become a powerful tool alongside conventional military operations.
⸻
Section IV
The Role of Religion in Contemporary Conflicts
The three major Abrahamic religions—
• Islam
• Christianity
• Judaism
—do not inherently promote warfare among their followers.
However, throughout history, religious narratives have sometimes been used by political actors to mobilize support or justify conflicts.
⸻
Section V
Military Balance and Strategic Dynamics
The military balance in this confrontation reflects two different strategic doctrines:
• advanced technological superiority represented by the United States Armed Forces and Israeli defense systems such as Iron Dome
• and asymmetric warfare strategies developed by Iran, including missile capabilities, drones, and regional alliances.
⸻
Conclusion
The confrontation between Iran and the U.S.–Israel axis is not merely a military conflict. It represents a complex interaction of geopolitics, ideology, religion, and strategic power.
In such an environment, predicting the outcome of conflicts becomes extremely difficult.
⸻
Deutsche Version (German)
Ich weiß nicht mehr als das Schule- IWND
Titel
Religion, Politik und Krieg im heutigen Nahen Osten:
Eine Analyse des Konflikts zwischen Iran und der USA–Israel-Achse
⸻
Einleitung
Moderne Kriege sind weit komplexer als traditionelle militärische Auseinandersetzungen. Heute werden Konflikte nicht nur durch militärische Stärke bestimmt, sondern auch durch politische Interessen, wirtschaftliche Rivalitäten, religiöse Narrative und mediale Einflüsse.
Die Spannungen zwischen Iran und der strategischen Achse aus United States und Israel gehören zu den wichtigsten geopolitischen Konflikten im heutigen Nahen Osten.
Dieser Artikel untersucht die verschiedenen Dimensionen dieses Konflikts.
⸻
Abschnitt I
Politische Wurzeln des Konflikts
Der Konflikt basiert auf geopolitischen Rivalitäten, regionalem Einfluss und unterschiedlichen strategischen Visionen für den Nahen Osten.
⸻
Abschnitt II
Wirtschaftliche und geopolitische Dimensionen
Ein entscheidender geopolitischer Punkt ist die Strait of Hormuz, eine der wichtigsten Öltransportrouten der Welt.
⸻
Abschnitt III
Medienkrieg und psychologische Operationen
Moderne Konflikte werden auch im Informationsraum geführt. Medien und soziale Netzwerke beeinflussen die öffentliche Meinung und die internationale Wahrnehmung von Kriegen.
⸻
Abschnitt IV
Die Rolle der Religion in modernen Konflikten
Die drei abrahamitischen Religionen—
• Islam
• Christianity
• Judaism
—rufen in ihren ursprünglichen Lehren nicht zu dauerhaften Kriegen auf.
⸻
Abschnitt V
Militärisches Gleichgewicht und strategische Dynamik
Die militärische Situation zeigt zwei unterschiedliche Strategien:
• technologische Überlegenheit der United States Armed Forces und Israels Verteidigungssysteme wie Iron Dome
• und asymmetrische Strategien Irans mit Raketen und Drohnen.
من_بیش_از_این_نمیدانم
#MBIK
#مکتب_سپیدار_شکسته
#CriticalThought
#IndependentThinking
#PhilosophyAndPower
#PoliticalAnalysis
#PowerPolitics
#Geopolitics
#PoliticalCrisis
#IntelligenceAnalysis
#DeepPolitics
#GlobalPolitics
#PowerAndCorruption
#HiddenPower
#CriticalThinking
Shekeba Yaqobi
@highlight
Amu TV
Nastoh Naderi
دنباله دارد…