در این روز اول ماه مه
نام مرا تمام جهان میداند، نامی به سادگی خاک نامی به روشنی آفتاب و آب * من هستم! در «کیپ تاون» و «هارلم» و «ممفیس» رنگم سیاه است، در «کنتاکی» و «میسوری» سرخام، در «تایپه» زردم و در «اُتاوا» سپید، فرقی نمیکند، باید میان اسکلهها، باید میان بندر و بارانداز برای خاطر یک جرعه زندگی با گردههای مجروح بچرخم، باید تمام خیابانهای دنیا را بروبم، باید مهمیز چکمههای اربابانم را بربندم، اما ـ خود ـ اینچنین که…
بیشتر بخوانید








