عشق وطن
از زندهگیم دلتنگ وز زمزمه بیزارم نه حوصلهء حرفی نه ذوق سخن دارم آواره ام و محزون در گوشه یی از دنیا امروز اگر سالم، فرداش چو بیمارم چشمم همه دم پر خواب از تنبلی و غفلت پرسد چو کسی گویم از شرم که بیدارم امسال نهال باغ خشکیده و پرپر شد گوید به زبان…
بیشتر بخوانید