به پیشواز هشت مارچ، روز جهانی زن

صد و چهل و سه سال پس از اعتراض زنان کارگر پارچه باف برای بهبود شرایط کار و کاهش ساعات آن در شهر نیویورک و در پی آن تلاش برای تحقق مطالبات آزادی خواهانه و برحق جنبش زنان و سرانجام به رسمیت شناخته شدن ۸ مارچ به عنوان روز بینالمللی زن، هنوز زنان در پهنۀ گیتی به اهداف تعریف شدۀ این جنبش دست نیافته اند.

ادامۀ جنبش اعتراضی برابری طلبانۀ زنان می رساند که معضل ستم بر زن و بی حقوقی او چنان گسترده و عمیق است که با اصلاحاتی چند و با به رسمیت شناخته شدن حقوق صوری آنها بتواند قابل حل باشد. هر قدم در راستای تأمین برابری زن با مرد در عرصۀ حقوق اجتماعی، حقوق سیاسی، حقوق مدنی و فرهنگی از کوره راه های دشوار مبارزۀ طبقاتی می گذرد. رفع ستم بر زن و بی حقوقی مضاعف او و مهمتر از آن تحقق برابری واقعی با برچیده شدن مناسبات طبقاتی و بر پائی سوسیالیسم می تواند تحقق یابد.

شرایط زنده گی غیرانسانی زنان در افغانستان، چیزی که کشورهای سرمایه داری حامی “دولت وحدت ملی” نیز به آن اذعان می کنند، هر روز بیشتر به وخامت می گراید و به شکل دهشتناکی از زنان این جامعه قربانی می گیرد. نیروهای ارتجاعی ضد زن با الهام از افکار و عقائد عصر حجر اسلامی و مردسالارانه روزی نیست که تراژیدی وحشتناک و صحنه های آزار دهنده یی را خلق نکنند. تعزیر و محاکمۀ صحرائی وحشیانۀ زنی توسط مردان مسلمان در ولسوالی چاه آب تخار و شلاق زدن زن دیگری روز سه شنبه ۸ حوت در ملأ عام در منطقۀ لفرای ولسوالی کوهستانات ولایت فاریاب توسط طالبان، نمونه های کوچک و هولناکی از إعمال خشونت نسبت به زنان است؛ دولت پوشالی که خود معجون مرکبی از ارتجاعی ترین نیروها و باورها است با تأیید ضمنی و حمایت حامیان بین المللی اش با اعمال سیاست های زن ستیزانه در تشدید خشونت بر زنان و تقویت افکار ضدزن و ستم جنسی سهم بارزی دارد. “دولت وحدت ملی” و حامیانش با سهیم ساختن احزاب و جریان های به شدت عقبگرا و ارتجاعی مانند حزب اسلامی و اخیراً پیشنهاد مذاکره  و “صلح” بدون قید و شرط با طالبان و ارائۀ لیست بلند بالایی از امتیازات مادی و سیاسی به آنها، در عمل به قدرت و استحکام مواضع هرچه بیشتر نیروهای ارتجاعی اسلامی و بر این اساس تقویت مردسالاری و خشونت بیشتر علیه زنان خدمت می کند.

سازمان سوسیالیست های کارگری افغانستان براین باور است که مصائب مردم در افغانستان، تشدید خشونت و نهادینه شدن اپارتاید جنسی ، همه ریشه در حاکمیت سیستم اقتصادی موجود، یعنی در مناسبات حاکم سرمایه داری دارد. این بحران با تغییر سیاست و آشتی گروه های متخاصم در دولت و با برنامه های “صلح” با جنایتکاران مسلمان در پوشش احزاب اسلامی و طالبان قابل حل نیست.
سازمان دادن یک زنده گی انسانی در افغانستان در گرو دگرگون کردن مناسبات سرمایه دارانۀ حاکم است. از نظر ما سوسیالیستها هیچ تناقضی بین مبارزه برای رفاه و اصلاحات از یکجانب و انقلاب و تغییرات بنیادین اجتماعی از جانب دیگر وجود ندارد و از همین رو از بدست آوردن هر امتیازی برای بهبود وضعیت زنان و رفع تبعیض از آنان ، حمایت می کنیم و تحقق آن را تنها در گرو سازمانیابی و تشکل پذیری جنبش زنان و به یمن قدرت اجتماعی جنبش آزادی خواهانۀ طبقۀ کارگر مُیَسَّرمی دانیم.  

پیروز باد جنبش های آزادی خواهانه و برابری طلبانۀ زنان!

زنده باد ۸ مارچ روز جهانی اعتراض علیه ستم و نابرابری جنسیتی!

 

سازمان سوسیالیستهای کارگری افغانستان

۱۲حوت ۱۹۹۶؛ ۳ مارچ ۲۰۱۸