کـوتوله های فریدمن و مدیریت دیجیتالیِ مهار بحران سرمایه داری از آنسوی مرز
واحد تبلیغاتی و روابط عمومی کمیتۀ مارکسیست ارتدوکس
تهران- سیستان بلوچستان
شنبه ۲۰ دیماه ۱۴۰۴
کـوتوله های فریدمن و مدیریت «دیجیتالی» بحران از آنسوی مرز بازتاب تکاپوی واجا و سپاه پس پشتِ پهلوی- مرده ریگ تبهکاری به پشتوانۀ گنده لات کارائیب بمنظور پاسداری از رابطۀ سرمایه و احیای فرآیند بازتولید کل سرمایه داری اجتماعی. مدیریت دیجیتالی بحران از آنسوی مرز بازتابِ تکاپوی بورژوازی شامل بسیاری از نمایندگان جمهوری اسلامی، واجا، اکروبات بازان، بازاریها، سرمایه داران و کارتل های نفتی سپاه می باشد که از مدیریت مهار بحران اقتصاد سرمایه داری بوسیلۀ دولت خود خسته شده اند. تبدیل بحران اقتصادی سرمایه داری به بحران مدیریت دیجیتالی مهار بحران، گفتمان سازی در اردوگاهِ بورژوازی بمنظور انحراف اعتراضات است.
– صدا و سیما در تاریخ چهاردهم دیماه در گفتگوی مفصلی با عباسعلی محمدیان و برخی از اعضای فرماندهی (اراذل و اوباش) دربارۀ اعتراضات در حین قلدرمنشی به کمیته ای به اسم کمیتۀ مارکسیست ارتدوکس اشاره کرد که سالهاست در خاک ایران مبارزات مسلحانه ای را سازماندهی و انجام داده است. «آنها خود را مارکسیست ارتدوکس می نامند. اما، همان داعش خراسان هستند و یکی از سرکردگان خود با اسم «قائم» یاد می کنند که تفکر داعشی دارند و خود را مظهری از ظهور امام زمان بشمار می آورند. این گروه بعد از بمبگذاری در کرمان، اسم خود را بلافاصله تغییر دادند و از «موساد»! تغذیه مالی و نظامی میشوند. او گفت، این مسئله را گروههای چپ خارج از کشور در بحثهایشان بخاطر «ادبیات نامتعارف» با ادبیات مارکسیستی مانند «قائم» تصدیق کرده اند! سگ صرعی عباسعلی محمدیان، فرماندۀ انتظامی ادامه داد که سرکردگان این گروه به افراد تعلیم دیدۀ خود گفتند که از هیچ کاری برای ضربه زدن به جمهوری اسلامی دریغ نورزند، حتی سرقت. برخی از عملیات تروریستی در سیستان بلوچستان و تهران و مرزن آباد در سالهای اخیر زیر سر این گروه است. همان داعش خراسان هستند که بعد از بمبگذاری در کرمان، خود را (کمیتۀ مارکسیست ارتدوکس) می نامند. خوشبختانه، پایگاه مردمی ندارند و مردم شهید پرور ما، فریب سازمانهای تروریستی را نمی خورند. یکی از مراکز آنان را پیدا کردیم. دو کلت کمری، تعدادی تورنیکه و مبلغ زیادی پول که از موساد دریافت کرده بودند را کشف و ضبط کردیم. با اشراف کامل عملیاتی، سایر مراکز آنان را بزودی شناسایی خواهیم کرد و آنان را به سزای اعمال تروریستی شان علیه ملت شهید پرور و کشور تحت ستم خواهیم رساند. مطمئن هستیم که برخی از اعضاء آنان از دیماه نود و شش و شهریور ماه در زندان بسر می برند. اما، در بازجوییها ارتباطشان را با این گروه انکار کرده اند، اسم و اسم فامیلشان در سازمان ثبت احوال نیست و روشهای بیومتریک در احراز هویتشان موفق نشده است. پروژه پیچیده امنیتی متشکل از سارقان مسلح، آشوبگر و اغتشاشگر داخل کشورند.
__
میلتون فریدمن در سرمایه داری و آزادی می گوید که «زمانیکه بحران [ بحران اقتصادی سرمایه داری] فوران می کند. راه حل ما به ایده هایی بستگی خواهند داشت که در گوشه و کنار هستند. وظیفۀ ما برای مهار بحران این است که برنامه ای تدوین نماییم و آن ایده ها را زنده نگه داریم و در دسترس قرار دهیم.»
بحران ها، دیدگاههای پذیرفته شده، اندیشۀ رسوب شده پیرامون کلیت جامعه، اقتصادی و نحوۀ ادارۀ امور جامعه را به چالش می کشند، همۀ آن چیزی که تا کنون موجود بوده و توسط بسیاری از افراد همچون روند طبیعی حکمرانی یا ادارۀ امور نگریسته می شده است، اکنون به دادگاه می رود و مورد قضاوت قرار میگیرد. سرمایه به عنوان یک رابطۀ اجتماعی به میانجی گفتمان های بورژوایی ست که خود را بازتولید می کند. اما، در بحران همزمان با اختلال در روند بازتولید سرمایه، گفتمان های مسلط نیز با اختلال مواجه می شوند و دیگر به راحتی نمی توانند آحاد جامعه را مجاب کنند که پیگیری خط مشی ها و سیاستهای تصریح شده در این گفتمان ها به رفاه و آینده ای روشن برای آنان منجر می شود. سیاستهایی که پیش از این توسط بسیاری از افراد به عنوان روش های خردمندانه برای مدیریت کلان سرمایه داری مطرح بود، به یکباره در چشم بسیاری از افراد همچون رویۀ نابخردانه، ناعادلانه و کاملاً مضحک جلوه می کند. طبقۀ سرمایه دار همواره در سراسر تاریخ تلاش می کند که اعتراض نتیجۀ تضاد بنیادین آشتی ناپذیر کار و سرمایه، را با دیدگاههایی که در دسترس هستند به آنطرف مرز پرتاب کند. اما، آیا همگان حضور در دادگاه را پیدا می کنند؟ آیا پرولتاریای متحد و متشکل (از قبل) بحران را به صحنۀ محاکمۀ روابط سرمایه دارانه تبدیل خواهد کرد و به محافظت از ارتش خود که در خیابانها لت و پار می شوند، برمی خیزد؟ بورژوازی هیچ گاه در محاکمۀ خود پیش قدم نخواهد شد. اما، در بحران بخشی از بورژوازی- در شرایط کنونی پس پشت بورژوازی خارج از کشوری و رسانه ها به پشتوانۀ گنده لات کارائیب و .. سعی می کنند که بیشتر انگشت اتهام را به سمت مثلا خمینی دجال، ولی وقیح، خامنه ای، رئیس بانک، آن نماینده، آن و آن رئیس جمهور و… اشخاصی خاص یا سیاستهایی خاصی را مورد ملامت قرار دهد و فضا را به سمتی پیش رانند که کلیت سیستم سرمایه داری و شیوۀ تولید سرمایه داری از مظان اتهام دور بماند. سالها قبل همین مسئله را با عبارتی دیگر در بیانیۀ مشترکی اظهار داشتیم که میلتون فریدمن ها با بهره برداری از بحران، سیاستهایی در جهت احیاء و تحکیم رابطۀ سرمایه اتخاذ می کنند تا به پاسبانی و تقویت سرمایه داری برخیزند و دقیقا این مسئله به دیدگاههایی ربط دارد که در گوشه و کنار (ساحل عافیت) هستند. امروز، مدیریت دیجیتالی مهار بحران اقتصادی سرمایه داری در بحران بازتاب تکاپوی بورژوازی برخوردار از ابزار سلطۀ طبقۀ خود (دولت) است که شاید در هیچ زمانی به اندازه امروز انحرافی، تباه کننده و در عین حال فراتر از بازی نمایشی بندبازی و رسن بازی، مضحک بودن خود را پس پشت التماسها، پابوسی و نشست و برخاستها با سناتورهای آمریکایی، التی ماتوم و فراخوان های پفکی مرده ریگ تبهکاری- پهلوی و التماس از گنده لات کارائیب از آنسوی مرز به همگان نشان نمی دهد.
در اوایل دهه ۱۹۶۰، کنت ارو، اقتصاددان، اشاره کرد که هدف از «مالکیت معنوی» ایجاد کمبود مصنوعی اطلاعات و ترویج اطلاعات ساختگی و اشتباه است. بنابراین، راه حل مقابله با پتانسیل مخرب هوش مصنوعی، همانند خود انقلاب اطلاعات دیجیتال، از بین بردن حقوق مالکیت صاحبان اطلاعات است.
بدیهی است که باید به خالقان این آثار پاداش داده شود که پروژه وزارت اطلاعات را پس پشت مرده ریگ تبهکاری- پهلوی در اردوگاه بورژوازی پنهان می کنند. البته، نه با مبالغ گزافی که ایالات متحده و کشورهای اروپایی، برای تثبیت خدعه متکی به علم هوش مصنوعی خرج رسانه های خود از جمله بی بی سی، ایندیپندنت، صدای امریکا و انترنشنال با خط سپاه پاسداران و بنگاه خبرسازی سرمایه داری می کنند. اما پس از پاداش، دانشی که آنها خلق کردهاند باید به عنوان یک کالای عمومی تلقی شود.
هیچکدام از اقتصاددانان به فاجعۀ مخرب هوش مصنوعی دوران ما را پیش بینی نکرده بود. تنها کارل مارکس بود که در سال هزار و هشتصد و پنجاه و هشت در دفترچه ای معروف به « قطعه ای دربارۀ ماشین ها»، آینده ای را تصور کرد که در آن تمام دانش توسط یک «خرد بورژوازی» هماهنگ و تحریف می شود و ساخت این ماشینها «علم دیجیتال و مهندسی افکار عمومی» هیچ هزینه ای ندارد. البته، او نوشت که همین موضوع سرمایه داری را متلاشی خواهد کرد. امروز، همین هوش مصنوعی به طور گسترده ای برای خودکارسازی وظایف پیچیده، کاهش هزینه و به حداکثر رساندن بازده بکار گرفته می شود. پالایشگاهها در جهان از هوش مصنوعی برای پیش بینی خرابی تجهیزات در برنامه ریزی تعمیر و سایر صنایع نگهداری و تنظیم دقیق واحدها استفاده می کنند. این به معنای حرکت بیشتر بسوی اتوماسیون بمنظور کاهش شدید دستمزد تولید کنندگان و حتی اخراج پرسنل تعمیر و نگهداری و ایمنی در دوران از عمیقترین بحران سرمایه داری در جهان است. اتحادیه های به اصطلاح کارگری، بوروکراسی تحت سلطۀ کمونیسم ستیزی و ناسیونالیسم، حامی حق سودآوری صاحبان سرمایه که همگی رابطه حسنه ای با ناتویِ رو به زوال و دولتهای سرمایه داری دارند، از هوش مصنوعی برای فریب کارگران بهره می جویند. وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی و رسانه هایی مثل بی سی سی و انترنشنال، شبکه های ارتباط جمعی و میزان بی شماری هوادار، اعضای کمیتۀ مرکزی محافل خارج از کشوری، رهبرانشان که از دیر باز به سبک کوکلاکس کلان، جبهۀ میهن پرست، قبیلۀ خون و اکثر گروههای نئونازی، اسکین هدهای ارواح راحت در شبکۀ ارتباط جمعی صورتهایشان را پشت تصاویر بویژه رهبرانشان و شهیدان پنهان کرده اند، در رقابت با یکدیگر علی رغم ماهیت و منفعت طبقاتی برابر بمنظور تجدید حیات بورژوازی در ایران تحت اسامی گوناگون از انقلاب دموکراتیک نوین،جمهوری دمکراتیک اسلامی، گذار از حکومت اسلامی به حکومت کارگری، حکومت شورایی علیرغم عدم برخورداری از شورای کارگری واقعی در کارخانه ها و مراکز صنعتی و تاکید مصرانه جاهلانه در مخالفت با عالیترین شکل سازماندهی پرولتری یعنی حزب که رهبری کمیته ها و شوراهای کارگری را در دست داشته باشد، تبلیغ قیام ملی، حتی انقلاب مردمی، زنانه، ملی و از این دست چرندیات ضد مبارزۀ طبقاتی رسانه هایی مانند بی بی سی، انترنشنال برخوردار از خط سپاه پاسداران، صدای آمریکا، کیهان لندن با مسئول اکثریتی کم سواد و محافظه کار الهه بقراط است که سلطنت طلب و ابزاری برای مدیریت مهار بحران بورژوازی ست. او در روزنامۀ فریدون ملغمه ای از چپ دموکرات و مرده ریگ پهلوی را به عنوان راست دمکرات بعنوان الترناتیو ملی که در جهان سرمایه داری هیچ معنایی نمی دهد، معرفی میکند و سرانجام چپ دموکرات را حذف و با سر در پروژه اصلاح سرمایه داری و مدیریت دیجیتالی مهار بحران سرمایه داری از راه دور و گفتمان سازی در ارودگاه بورژوازی، پروژۀ وزارت اطلاعات فرو می رود تا شاید نانی بدست آورد. این مجموعه دیجیتالی و گفتمان سازیها در بحبوحۀ اعتراضات بازتابی از تکاپوی بورژوازی در ایران است که قصد دارد بر تن گفتمانهای قبلی، پیرهنی نو کند و بحران اقتصاد سرمایه داری در ایران را به بحران مدیریت مهار بحران بسیار قبل از اغاز اعتراضات سراسری تبدیل نماید. بخش عمدۀ اطلاعات ایرانیان خارج از کشور از اعتراضات از همین طریق است که پای از مهندسی افکار عمومی و خدعه، پای بسیار فراتر گذاشته است، دریافت می شود. هنگامیکه حباب هوش مصنوعی بترکد، افرادی که به اندازه کافی احمق بودند که دربارۀ اعتراضاتی که از بازار شروع شد و تا این ساعت بین بورژوازی و خرده بورژوازی ساختارنگهدار و زحمتکشان و محرومان ساختارشکن و ما متشکل در دو سازوبرگ شکاف عظیمی افتاده است به مدیریت دیجیتالی مهار بحران سرمایه داری در ایران اعتماد کنند، بسیار خنده دار خواهد بود. ما مطمئن هستیم که چهرۀ مارکس در نقش کاسندرا با پیش بینی خود همه جا نقش می بندد. کاسندرا شاهزادۀ زیبای تروایی که پیشگویی های وی مبنی بر اینکه سفر پاریس به اسپارتا بدبختی به همراه خواهد آورد، اینکه اسب تروا تله ای خواهد بود و شهر کاملا ویران خواهد شد، شنیده نشدند. کمیتۀ مارکسیست ارتدوکس و بازوی پرولتری، کمیسیون مهندسین نفت،گاز،پتروشیمی و معدن کاسندرای شما بود که حتی جرات نداشتید به سوی ما دست دراز کنید و تنها به ذهنیت تان چسبیدید. علیرغم مستندات و شواهد از جمله نشست رسمی با مسئول ارتباطات کمیته و دادن دو فیلم سه ساعته و یازده ساعته از عملیتهای مسلحانه که واکنشی جز فلاکت برای رهبرانتان نداشت. ما قبلا گفتیم که گروههای خارج از کشوری همگی در تعریف جمهوری اسلامی از بحران هستند.
کمیتۀ مارکسیست ارتدوکس سرسختانه معتقد است که بورژوازی در ایران برخوردار از نماینده در دولت جمهوری اسلامی در پس پشت مرده ریگ تبهکاری پهلوی و تبلیغات رسانه ای نشسته است. اما محافل خارج کشوری بویژه آنانیکه مارکس و انگلس و لنین و حتی کائوتسکی ما قبل از ارتداد را مانند خودشان نان به نرخ روز خور کرده اند و دیرزمانی ست که مرگ بر جمهوری اسلامی، مرگ بر سرمایه داری، تحلیل طبقاتی، حزب، پراکسیس انقلابی، رهبریت حزب پرولتری را از روی دوش خود انداختند، در واکنشها و لفاظی هایشان قادر به فهم پروژههای بسیار پیچیدۀ وزارت اطلاعات نیستند، عقلشان پس کله شان است، عادت کردند که به امپراتوری های رسانه سرمایه داری ارادت داشته باشند. لیاقتی بیشتر از دست و پا زدن دیروز در گفتمانهای بورژوایی و امروز گرفتار در مدیریت دیجیتالی بحران به دستور بورژوازی در ایران به خارج ندارند. بیایید ببینیم که رسانه هایی که این حضرات به آنان ارادت دارند و خبرهایشان را نیز از آنجا میگیرند کیستند. هفت فرد ثروتمند جهان اکنون همگی اربابان قدرتمند رسانه ای هستند که آنچه جهان می بینند، میخوانند و می شنوند را کنترل میکنند و فصل جدیدی از کنترل الیگارشی بر جامعه را رقم میزنند. سال جدید میلادی، گنده لات کارائیب با امضای یک فرمان اجرایی، پیشنهادی را برای فروش اجباری پلتفرم رسانه اجتماعی تیک تاک به یک کنسرسیوم آمریکایی به رهبری شرکت فناوری متعلق به الیسون، اوراکل را نیز تصویب کرده است. توئیتر بوسیلۀ «الون ماسک» از ثروتمندترین مرد در جهان خریده شد، از مهمترین افرادی که دو سال قبل، اطلاعات اشتباه دقیقا با استفاده از هوش مصنوعی دربارۀ ونزوئلا ترویج می کرد و حتی او را به گذراندن باقیماندۀ زندگی در زندان گوانتاناما تهدید کرد. سی ان ان، بزودی بوسیلۀ لی الیسون، دومین فرد ثروتمند جهان در عرصۀ رسانه ای خریداری می شود. برنارد آرنو، میلیاردر فرانسوی، بخش بزرگی از رسانه های کشور فرانسه ( ال وی ام اچ) را در انحصار دارد. او هفتمین فرد ثروتمند جهان است. رئیس شرکت لوکس لوئی ویتون موئت هنسی، بر مجلات مانند « لس اکوس» و « ل پارسین» و امپراطوری رسانه ای خود « رادیو کلاسیک، پاریس مچ، چلنچیز» تکیه زده است. سه نفر باقی مانده که در فهرست هفت نفر برتر قرار دارند، ثروت خود را عمدتاً مدیون امپراتوری های رسانهای خود هستند. سرگئی برین و لری پیج، بنیانگذاران گوگل، در مجموع بیش از نیم تریلیون دلار ثروت دارند. گوگل به نیروی غالب در اقتصاد پیشرفته امروز تبدیل شده است و همچنین با خرید یوتیوب در سال ۲۰۰۶ به قیمت ۱.۶۵ میلیارد دلار، بازیگر اصلی رسانههای اجتماعی است. مارک زاکربرگ، ثروت دویست و سه میلیارد دلاری خود را مدیون رسانههای اجتماعی و سرمایهگذاریهای فناوری خود، از جمله فیسبوک، اینستاگرام و واتس اپ است. شرکتهای زاکربرگ مانند یوتیوب، بازیگران اصلی در چشم انداز خدعه های مدرن هستند. ثروت خود را عمدتاً مدیون امپراتوریهای رسانهای خود هستند. واکنشهای محافل خارج از کشوری با نشخوار از همین رسانه ها نشات میگیرد که امروز کاسه چه کنم چه کنم در دستشان گرفتند. مدیریت دیجیتالی مهار بحران سرمایه داری ارودگاه بورژوازی به پشتوانۀ مرده ریگ تبهکاری- پهلوی در رقابت با ساکنان البانی و رهبرانشان که در اروپا نشسته اند. ولی، از گنده لات کارائیب طرفداری می کنند، مُشت محکم در دهان منادیان تلفیق منافع بورژوازی- خرده بورژوازی با منافع پرولتری است. حضراتی که حتی اقتصاد سیاسی را در نظر نمی گیرند. اقتصاد سیاسی باید رابطه بین وابستگی متقابل جنبه های مختلف فرایندی که در تمام حوزه های اقتصاد اجتماعی رخ می دهد را بررسی کند و شباهت در وجود ستم طبقاتی و تمایز در اشکال و شرایط مبارزه طبقاتی، شرایط فروش کالای نیروی کار، تولید ارزش اضافی مطلق و نسبی را فهم کند. بنابراین، درک کند که اگرچه بازاریها و حتی تولید کنندگان خرده پا در وضعیت بحرانی به اعتراض ملایم و بستن دکانهایشان روی می آورند و خواستار پرداخت مالیات کمتر بر ارزش افزوده اند. بدین معنا که میخواهند مالیات کمتری از تولیدات حاصل استثمار توان کارگران که به جیب کارفرما رفته در چرخۀ تولید و توزیع کالا پرداخت کنند. طلافروشی که کیهان لندن و انترنشنال با خط سپاه پاسداران و ایندیپندنت عکسش را مثل سلبریتی ها می زنند که طلافروشی خود را بست میخواهد در وضعیت بحرانی، سودشان را حداقل ثابت نگه می دارند و آن پوسترها نیز به سفارش گنده لاتهای سپاه پاسداران و مقامات دولتی در تلاش برای مهار بحران ساختاری اقتصادی است. زیرا، صاحب بازار هستند.
نابرابری نهادی موجود در بازار کار (که برای اقتصاددانان لیبرال، جامعه شناسان و فیلسوفان اخلاق به طور یکسان با برابری حقوقی پوشانده شده است) از این واقعیت ناشی می شود که شیوه تولید سرمایهداری مبتنی بر تولید کالایی و به اقتصاد بازار و تجارت آزاد تعمیم یافته است. این بدان معناست که یک کارگر هیچ سرمایهای ندارد، هیچ ذخیره پولی بزرگی ندارد. اما باید غذا و لباس خود را بخرد، اجاره خانه خود را بپردازد و حتی حمل و نقل عمومی اولیه برای سفر بین خانه و محل کار را به طور مداوم در ازای پول بپردازد، تحت اجبار اقتصادی است که تنها کالایی را که در اختیار دارد، یعنی نیروی کارش را، آن هم به طور مداوم بفروشد. او نمیتواند از بازار کار خارج شود تا زمانی که دستمزدها افزایش یابند. او نمی تواند صبر کند. اما سرمایهدار و صاحبان بازار و دکانها و صاحبان برون برها، فرش فروشها، طلافروشان و صاحبان برون برها که ذخایر پولی دارد، میتوانند موقتاً از بازار کار خارج شوند و می توانند کارگران خود را اخراج کند، حتی میتوانند بنگاه خود را تعطیل کند یا بفروشند و چند سالی صبر کنند تا دوباره کسب و کار خود را شروع کنند. تفاوتهای نهادی، تعیین قیمت بازار کار را به یک بازی با تاس های پر از شرط و شروط تبدیل میکند که به شدت علیه طبقه کارگر جانبدارانه است. فقط باید یک ساختار اجتماعی را تصور کرد که در آن به هر شهروند، صرف نظر از اینکه شاغل است یا نه، حداقل درآمد سالانه توسط جامعه تضمین میشود تا درک شود که «تعیین دستمزد» در این شرایط کاملاً متفاوت از آنچه در سرمایهداری است، خواهد بود. در چنین ساختاری، فرد واقعاً از نظر اقتصادی حق انتخاب دارد که نیروی کار خود را به شخص دیگری (یا یک شرکت) بفروشد یا نه. در سرمایهداری، کارگر هیچ انتخابی ندارد. او به دلیل اجبار اقتصادی مجبور است که عملاً به هر قیمتی آن فروش را انجام دهد. از این جنبه اعتراضات دیماه سال نود و شش با اعتراضات کنونی قابل مقایسه نیست. اگر بخشی عظیمی، بازاری و حتی بخشی از بورژوازی، کارتل های نفتی سپاه پاسداران وضعشان خراب است و نمی توانند مانند سابق پول مفت به جیب بزنند. این بدین معنا نیست که کسبه و بازار و حتی دانشجویان در یک دسته با پرولتاریا بخصوص در شرایط یکه تازی و یکجانبه گرایی امپریالیسم قرار میگیرند. دانشجو که اساسا طبقه نیست و معمولا دارای افکار ته ماندۀ خرده بورژوازی ست و مبارزه اش فقط در مبارزۀ طبقاتی سرمایه دار و پرولتاریا معنا پیدا می کند. این کار یا شعار و حتی سازماندهی نیست که یک دسته مشخص از اقتصاد سیاسی را مشخص می کند. بلکه، شکل اجتماعی کار، سازمان اجتماعی کار، روابط متقابل شان ناشی از نقشی است که آنها در کار اجتماعی ایفاء می کنند. بحران اقتصادی را در ایران باید از دیدگاه طبقاتی مختلف، بورژوازی سنتی (بازار) و بورژوازی مالی، بورژوازی صنعتی و در مقابلشان پرولتاریای صنعتی بویژه نفت،گاز،پتروشیمی و معدن در نظر گرفت. این سوژههای طبقاتی هستند که نظرگاههای متفاوتی به بحران دارند. بنابراین، واکنشهای عامیانه در اطلاعیه ها فرمان وحدت و همبستگی و شعارهای قدیمی سال پنجاه هفت اتحاد اتحاد از راه دور مهملند. البته، ملی گرایی ( شوونیسم) و فرصتطلبی و تجدیدنظر طلبی، همچنان اصطلاحات مرتبطی هستند. زیرا به فرآیندی اشاره دارند که چارچوبی نظری برای توضیح مجموعه ای از گرایشهای تکرارشونده ارائه میدهد. لوکاچ در این باره درست می گفت که شوونیسم نتیجه تجدیدنظرطلبی در سطح نظری است، زیرا تجدیدنظرطلب از ماتریالیسم تاریخی منحرف می شود، به این معنی که دغدغهها یا منافع پرولتاریا را در اولویت خود قرار نمیدهد. تجدیدنظرطلب در تفسیر خود از مبارزه طبقاتی، موضع انتزاعی و مبهم «خیر جامعه» – نه «موضع کار» را اتخاذ می کند. به همین دلیل است «تجدیدنظرطلب دیالکتیک را محکوم میکند.» زیرا آنها مثل شورای فیک پیمانی نفتی شان روی کاغذ برای بهبود پرولتاریا در جامعه مدنی بورژوایی تلاش میکنند.
کارگر استارلینک ندارد. وعدۀ استارلینک نیز همواره برای بازاریها و تجار بود. زیرا، آنان دارای گیرنده های استارلینک برای کسب و کار هستند. جمهوری اسلامی قادر است با ایجاد اختلال در جی پی اس، مانع استفاده از استارلینک شود. استفاده از استارلینک نیازمند برخورداری از تجهیزات دیگری مانند دیش است که کارگران و زحمتکشان به هیچ وجه ندارند. بنابراین، وعده سر خرمن حضرت ماسک دربارۀ استارلینک مجانی برای (همۀ مردم) کاملا بی اعتبار است. این پرولتاریای متشکل است که در محاصره و تاریکی مطلق، بی برق و آب هنوز دارد کار میکند. اینترنت که اساسا مسئله ای حیاتی نیست. مگر برای مدیریت دیجیتالی مهار بحران. برق و آب نیز در طول ساعتهای زیادی نسبت به قبل بیشتر عمدا قطع می شود. برخی با فعال سازی رومینگ و فیلتر شکن، اینترنت را دور می زنند که این نیز با اختلال روبروست و بسختی برای دقایقی ممکن است. سیم کارتهای لاکچری بسیار گران قیمت وجود دارند که نیازمند فیلتر شکن نیست و بسیاری از سرمایه داران و بازاریها که احتکار می کنند تا قیمت آن در بازار بالاتر رود، طلافروشان و.. برای مواقعی که اینترنت قطع می شود و عبور از سیاه چالۀ اینترنتی استفاده می کنند. استفاده از اینترنت کشور مجاور برای ساکنان نوار مرزی آنهم تنها برای مهندسین کامپیوتر و متبحر در فن آوری اینترنتی و دانا به چگونکی عبور از سیاه چاله اینترنتی واردند، ممکن است. ما از قبل متشکلیم، پیش بینی و پس بینی داریم و برخوردار از بخش مهندسی بسیار خبره از سیستان بلوچستان و استفاده از اینترنت پاکستانی با مشکلات فراوان برای ارسال این مطلب استفاده کردیم. سیم کارتهای بین اللملی نیز به اینترنت داخلی وصلند و امکان رصد را آسان می کند و میتواند با اختلال همراه باشد و امروز بسته حاوی تنها پانصد مگابایت اینترنت برابر با دویست دلار آمریکاست که مطمئنا آنانیکه پولش را دارند و همان بورژوازی ناراضی از مدیریت بحران سرمایه داری است می توانند بخرند و از دیدن پوسترهایی که از برادران و خواهرانشان در خارج از کشور با تقلید از مجلات مد ساخته اند، دست می زنند، دچار تشنج و هاری شده و کف می کنند.
اقتصاد سیاسی بورژوایی-پرفسوری فکل کراواتی در خارج از کشور و خدمۀ آن گروه و این گروه بودن که عقل صد وزیر دارند و راه گارگر دیروز و راه بازاری امروز و حکا مبتکران اصلاح طلبان و سایر نیروهای اپوزیسیون درون رژیم ( همان آلترناتیو امپریالیسم در جمهوری اسلامی) علم اقتصاد سیاسی و مارکسیستی را برای خدمت منافع بورژوازی و خرده بورژوازی می فروشند و احمقانه ترین یاوه گویی ها، احمقانه ترین همبستگی ها، همدردی های پوشالی، همگرایی ها را علیه پرولتاریا بیان می کنند. بورژوازی تا زمانیکه اساتید لغو دیکتاتوری پرولتاریا از طریق برپایی کنفرانس، مجالس دورهمی و از این قبیل در خارج از کشورند، آنان را با مدیریت دیجیتالی مهار بحران مشغول می کرد و خواهد کرد. امروز در تعریف دیجیتالی اردوگاه بورژوازی از بحران مسخره شده اند. اعتراضات نتیجۀ تناقضات ساختاری و محدودیتهای ذاتی تولید سرمایه دارانه بوجود می آیند و هر بار عمق فاجعه را به نمایش می گذارد و بورژوازی گفتمان های جدیدی را به صحنه می آورد که امروز بر تن گفتمانهای قدیمی مرده ریگ تبهکاری- پهلوی با مدیریت دیجیتالی لباس نو به تن کرده است.
اعتراضات دیماه نود و شش از بازار،تجار،طلافروشان آغاز نشد. بورژوازی سرخورده و ناامید از مدیریت مهار بحران اقتصاد سرمایه داری بوسیلۀ دولت خود، ابزار سلطه و زور طبقۀ خود، بورژوازی خواهان گشایش بیشتر درهای بازار جهانی، رابطۀ حسنه با امپریالیسم آمریکا بعوض چین و روسیه و.. به بستن برخی مغازه ها و دکانها مبادرت ورزید. بسیاری از گنده لاتهای وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران سالیان سال است که خواستار فتوای پروژههای هسته ای هستند که قبلا در کتابها، فراخوانها گفتیم که (بهانه ای بیش برای امپریالیسم) نیست، قبل از سال هزاروچهارصد و سه، خواستار فتوایی مبنی بر لغو فعالیتهای هسته ای شدند. بسیاری از نمایندگان جمهوری اسلامی بارها با کاخ سفید مستقیم یا از طریق لابی های خود نشستهای مخفی و آشکار داشتند. این مذاکرات امروز نیز بصورت مخفی حتی با تاجزاده در جریان است. ما بارها اعلام کردیم که بورژوازی در ایران بسیار انعطاف پذیر است بطوریکه امپریالیسم آمریکا علیرغم تهدیدهای پیاپی، تحریم، حمله پهپادی و .. در بسیاری موارد بنفع بورژوازی در ایران و بیشترین فشار را به طبقۀ کارگر ایران وارد ساخت و می سازد، نتوانسته است بازار جهانی را به گونه ای مدیریت کند که سر دولت دست نشاندۀ خود را خم کند. بورژوازی سرخورده و ناامید از مدیریت مهار بحران ساختاری سرمایه داری که خیزش، قیام، انقلاب یا هر اسمی که روی آن بگذارند با گره خوردگی اقتصاد سرمایه داری در ایران با بازار جهانی نمی تواند ملی (شوونیستی) باشد. مبارزات ملی تنها در چارچوب مبارزۀ پرولتاریای متحد و متشکل با بورژوازی در قدرت معنا و مفهوم پیدا می کند. بورژوازی ناراضی برخوردار از نماینده های قلچماق در دولت، صاحبان کارتل های نفتی، بنیاد خاتم الاغنیاء، سپاه پاسداران، وزارت اطلاعات و ارتش جمهوری اسلامی و آکروبات بازان (هنرمندان)، نویسندگان، اساتید دانشگاهها همانهایی که در روزهای اول اعتراضات با بالا بردن پلاکارهایی که روی آنان نوشته شده بود « به سیاستهای کمونیستی پایان دهید.»، سپس، اقلیتی نیز این شعار را در تهران می دادند و جیغ و ویغ های خرده بورژوا معابانه و.. را دربرمی گیرد باعث بسته شدن برخی طلافروشی ها و کسبه بازار شدند. اما، کنترل اوضاع از دستشان در رفت. زیرا، همه چیز همواره در کنترل سرمایه نیست. ما نیز بعنوان نیرویی متشکل و مسلح که از دیرباز در دو کانون قدرت علیرغم محاصره کانون اصلی مان، وارد شدیم. این دکانداران و کسبه و بازار نیستند که شعار مرگ بر دیکتاتور را سر داده و ساختار شکنند. بلکه، شعار رادیکال منفرد و مثل ما ساختاریافته است. جوانانی که خواستار انقلاب و برقراری عدالت اجتماعی اند. زیرا که، بخوبی می دانند که برپایی عدالت اجتماعی تنها از یک مسیر زور و خرد و پاشیدن تمام مناسبات سرمایه داری ممکن است و در این راه هرگز نمیتوان از نمایندگان اردوگاه بورژوازی استفاده کرد، خوب میدانند که جمهوری دموکراتیک اسلامی یا غیراسلامی، لائیک و … بهترین پوسته سیاسی ممکن برای سرمایهداری و بحرانهای ناتمام، رکود و تورم، نوسان نرخ ارز و طناب دار و وحشت مداوم بر گردنشان در دستان نامرئی بازار است.
پرولتاریای متشکل در محاصرۀ شدید و تشدید میلتاریزه شدن فضا، از سالها از طریق سپیده دم در نفت و تبلیغات سیاسی- سخنرانی ها (مهمانی) با بنیانگذراران کمیسیون مهندسین نفت،گاز،پتروشیمی و معدن در راه رسیدن به آگاهی طبقاتی می دانند که کارگر باید تصویر روشنی از ماهیت اقتصادی و ویژگی های اجتماعی و سیاسی زمیندار و کشیش، مقام عالیرتبه دولتی و دهقان، دانشجو و خانهبهدوش در ذهن خود داشته باشد. اما این «تصویر روشن» را نمیتوان از هیچ کتابی به دست آورد. وقتی آنها، از طریق حقایق و رویدادهای سیاسی ملموس و مهمتر از همه از طریق حقایق و رویدادهای سیاسی روز، یاد میگیرند که هر طبقه اجتماعی دیگر را در تمام جلوههای زندگی فکری، اخلاقی و سیاسیاش مشاهده کنند، یاد میگیرند که تحلیل ماتریالیستی و ارزیابی ماتریالیستی از تمام جنبه های زندگی و فعالیت همه طبقات، اقشار و گروههای جمعیت را در عمل به کار گیرند. کارگر باید معنای تمام شعارها و سفسطههایی را که هر طبقه و هر قشری با آنها تلاشهای خودخواهانه و «سازوکارهای درونی» واقعی خود را پنهان میکند، درک کند. کارگر باید نقاط قوت و ضعف این طبقات و اقشار را بداند و باید بفهمد که چه منافعی توسط نهادهای خاص و قوانین خاص منعکس میشود.
بورژوازی و مقامات عالی رتبۀ سپاه پاسداران، وزارت اطلاعات و برخی نمایندگانشان در پشت بورژوازی ولنگار مرده ریگ تبهکاری (پهلوی) و رسانه هایی مانند انترنشنال، کیهان لندن، من و تو و الی آخر خواستار مدیریت دیجیتالی مهار بحران سرمایه داری اند همانطور که بورژوازی سرخورده از مدیریت بحران بسیار ناچیز و قلیل به شعارهای ارتجاعی با استفاده از ناآگاهی تودۀ مردم روی آوردند. سوء استفاده از ناآگاهی مردم،پوپولیسم امروز «راه بازاری» و گروههایی مانند «حکا» که مردم را بعوض نیروی محرکۀ پرولتاریای متشکل و آگاه در روده درازیها مد کردند تا تمایزات طبقاتی و مبارزه طبقاتی را لوث کنند، یک واقعیت تاریخی است. البته، کار محافظه کاران پوپولیسم زیر نام (حکا) همین است. ناسیونالیسم پوپولیست که رهبرشان در بیانیۀ مشترک با راه بازاری مبتکر ( اصلاح طلبان و سایر نیروهای درون رژیم) است. در حقیقت، ایدئولوژی مضحکۀ دیجیتالی رسانه ای مدیریت مهار بحران سرمایه داری و الترناتیو امپریالیسم درون رژیم را در همان بیانیه مشترک پایه گذاری کردند. ما قبل از قطعی کامل اینترنت همراه اول و ایرانسل، دیدیم که چگونه امروز نیز از سرود « مردم متحد هرگز شکست نمی خورند.» سوء استفاده می کنند و نمی گویند که سرود معروف شیلیایی متعلق به سرجیو اورتگا برای حمایت از دولت النده بود. حزب کمونیست شیلی مثل فرمانده علیزاده (حکا) ناسیونالیست در خارج از کشور و مبتکر « اصلاح طلبان و سایر نیروهای اپوزیسیون درون نظام» نبود. حزب کمونیست شیلی بطور غیرقانونی در شیلی فعالیت داشت و شدیدا به کمک جبهه شتافت. دو حزب حزب کمونیست و سوسیالیست در شیلی بودند، مبارزۀ حاد طبقاتی و سازماندهی پرولتری قدرتمند وجود داشت، شعارشان زن، زندگی، بازاری نبود.
خرده بورژوازی از نظر سیاسی بسیار محافظه کار و ارتجاعی ست و ترجیح می دهد به نظم سابق بازگردد. در مواقع دیگر، هنگامی که با منافع سرمایه های بزرگ وارد میدان می شود، تمایلات اصلاح طلبانه ای از خود نشان می دهد. اما، سرانجام با بورژوازی به پرولتاریا حتی در تاریخ ایران به پرولتاریای نفت تیراندازی می کند.
بازاری خرده بورژوزای سنتی یارویاور بورژوازی است و در اوایل تبریز با کلاه سیاهها شعار ضد کمونیستی . چهارده سال قبل از تبریز شهر ما شروع شد، بازار تبریز بستند و باعث شدند که دولتشان از سیاست افزایش مالیات اضافی عقب نشینی کند. از قبل از صفویه تا امروز رابطه حسنه ای با شاه، روحانیت و در یک کلام دولت سرمایه داری در تضاد اشتی ناپذیر با پرولتاریا داشتند. بازار مخصوصا تبریز در رقابت سپاه پاسداران وزنۀ تعادلند. برای همین خیلی کم دلار را عمدا خودشان هم بالا می برند، پایین آوردند. بابک زنجانی کی بود؟ چهرۀ بسیار قابل اعتماد دولت سرمایه داری بین بازاریان. رابطۀ حسنۀ بازار با دولتهای سرمایه داری از دوران صفویه تا قاجاریه را در بر میگیرد و تا سلطنت و تمام دولتهای جمهوری اسلامی، همکاری نزدیکی را در راستای اهداف مشترک تجاری، مذهبی و سیاسی فراهم کردند. همکاری آنها با روحانیت در انقلاب پنجاه و هفت علیه پرولتاریای نفت برای بقدرت رساندن روحانیون سرمایه داری را رقم زد. با این حال، اتحاد تاریخی بین بازار و روحانیت پس از انقلاب مسیرهای مختلفی بسته به وضعیت اقتصادی طی کرد. سپاه پاسداران از زمان رفسنجانی افراد بسیار قابل اعتماد در بازار دارد که با هم رقابت دارند و قیمتها را در بازار تعیین می کنند. دوران هاشمی رفسنجانی با فروشگاههای زنجیره ای تهران مخالفت کردند و قضیه کرباسچی را روی میز رهبرشان گذاشتند. فقط مقامات دولتی نیستند، روزنامه ها را اداره می کنند. افکار عمومی را اداره می کنند. حسین مهدوی چه کسی بود؟ تاجر آهن و مدیر روزنامه کیهان. بازاریها مناصب دولتی بالا دارند. تاجران و بازرگانان و کسبه بازار همه مقامات سپاه پاسدارانند. برای همین بود که احمدی نژاد، آنان را برادران قاچاقچی. یک مدتی احمدی نژاد حمایت کردند و بعد با احمدی نژاد طبق منافعشان مخالفت کردند. تاریخاً کنار تمام نیروهای سرمایه داری ایستادند و می ایستند که رفاه سرمایه دارانه را برایشان به ارمغان بیاورد. امپریالیسم نیز همواره به مدد بورژوازی در ایران توانسته است کاری کند. اگر دیروز ناسیونالیسم و انقلاب ملی که بطور مضحکی نور خود و فرماندهان آن بصورت دیجیتالی آنطرف مرز هستند و دست بطرف گنده لات کارائیب دارند. امپریالیسم جهانی و در راس آن امپریالیسم آمریکا یا هر نیروی واپسگرای بین المللی تنها به اعتبار و کمک نیروهای داخلی عوامل منفی را در سیر و تکامل جامعه تقویت کردند و می کنند. ضرورات و اقتضائات سرمایه داری در دوره ای، طرفداری از بورژوازی ملی را در دستور کار قرار داد و در زمان دیگر به دلیل اهمیت نفت، کودتای بیست و هشت مرداد را با اتکاء به ارتجاعی ترین نیروی درونی در دستور کار قرار داد. ملی گرایی و میهن پرستی بعد از دوازده روز مناقشات پهپادی، در دستور کار بورژوازی جمهوری اسلامی بمنظور بسیج توده های ناآگاه و پرتاب تضاد اصلی کار و سرمایه به آنطرف مرز، برجسته ساختن ایده الیستی عوامل خارجی و تضاد آشتی پذیرشان قرار دارد که بر ملی گرایی، هویت و شرف و هویت ملی، شورمهین پرستی با چنگ انداختن به ادبیات و اشعار، حماسه و افسانه های تاریخی، جامۀ مقدس می پوشاند تا جاییکه در شهرهای ایران به عنوان مثل قزوین، فرماندهان سپاهی که در حملات پهپادی گوربه گور شدند از جمله حسین سلامی را روی دیوارها به شکل رستم نقاشی کرده اند. همانطور که برای شاهان پهلوی پر بها دادن به اقدامات حکومت شاه و کم ارزش نهادن واژگان ملی گرایی– میهن و وطن پرستی مقدس بود و برای بورژوای ملی به رهبری مصدق برجسته بود، جبهه ملی که بعدها یک به یک به بورژوازی جمهوری اسلامی پیوستند و نهایتا ماهیت اصلی طبقاتی خود را نشان دادند، ملی گرایی برای کودتاچیان، دولت زاهدی و امینی وزیر دارایی کابینه و آیت الله ها و سایر عمله و اکره برای آماده فضا برای بهره برداری استعمار از نفت و تشکیل کنسرسیوم بین المللی هشت کمپانی جهانی برای، نامقدس بود. مدیریت دیجیتالی مهار بحران اقتصاد سرمایه داری از شروع همین میهن پرستی ها، آویزان شدن به حماسه ها و افسانه های تاریخی، نصب مجسمۀ شاه ساسانی، نامۀ تاجزاده به بچه ژیگول پهلوی، ملی شدن خاتمی در سوم آبان ماه امسال در تلویزیون و بسیاری رویدادها گواه ادله ماست که مدیریت دیجیتالی مرده ریگ پهلوی و سایر نیروهای بورژوازی به حکم بورژوازی متشکل از برخی گنده لاتهای سپاه، واجا و نمایندگان مجلس و … است.
اکنون، تورج اتابکی ها و ارتشی از سرهنگ پاسداران، سلبریتی ها، آش آنقدر شور شده که محمد رضا عارف، معاون اول رئیس جمهور هم برانداز و سرنگون طلب شده و می گوید مردم پای کار بودند، امروز مطالبه گرند و نه آشوب طلب! تصویر سرهنگ پاسدار محمد بزرگی مانند یک سردار ملی در کیهان لندن در حمایت از مردم با تمام قپه ها و آرم جمهوری اسلامی بر دست و نزدیک به دویست هزار نفر از سفلگان برای او هورا می کشند.
نائب رئیس حزب محافظه کار- لیبرال پوپولیست هلند عاشق و شیفتۀ سیاستهای نولیبرالیستی دور با پوسترهای دیجیتالی رسانه های سرمایه داری اعلام همبستگی می کند، مسیلح علیژاد در فاکس نیوز افسار برده است و با تصویر شهیدانی که علیه بحران ساختاری اقتصادی سرمایه داری شو تلویزیونی بازی می کند. مایک پمپئو در توئتر دوم ژانویه، معترضان منفرد و ما متشکل را مانند وزارات اطلاعات و ایوب فالح حسن الربیعی، معروف بە ابوعزرائیل، از فرماندهان نیروهای حشد شعبی عراق، «ماموران موسادی» خطاب می کند دقیقا مانند رهبر سرمایه داری در ایران که روز جمعه در تلویزیون در تلویزیون ظاهر شد و ما را عوامل موساد و امپریالیسم خطاب کرد و همه اینها به نام کرامت انسانی و خیزش ملی نوشته می شوند. جی دی ونس، معاون رئیس جمهور، به خبرنگاران در کاخ سفید گفت که ایالات متحده در کنار هر کسی که در اعتراضات مسالمتآمیز در ایران شرکت کند، خواهد ایستاد. طی سالیان سال مشخص است که «آنانِ» امپریالیسم، بورژوازی از دیرباز معترض و ناامید از مدیریت بحران عمیق سرمایه داری و برخوردار از ارتش،سپاه، واجا و حتی رییس جمهور ناراضی بعلاوۀ خرده بورژوازی شهری کسبه و دکانداران، همانهایی که روزگاری حتی پیاز را احتکار می کردند و حاضر نبودند به قیمت بازار بفروشند، مبادا، قیمت پیاز در بازار پایین بیاید، خرده بورژوازی شهری که پرولتاریا یک سنت نیز نباید به آن اعتماد کند. اینجا باید اشاره کنیم که «آنانِ» امپریالیسم وزارت اطلاعات مقاماتی هستند که مجسمه شاپور ساسانی را در میدان انقلاب نصب کردند و از دیماه نود و شش در نشستی اعلام کردند که برای جلوگیری از کمونیستهای سامان یافته حاضرند با رضا پهلوی، خانم مریم رجوی و مسعود نیز همراه شوند، نشست وزارت اطلاعات در دیماه نود و شش رسانه ای شد و ما این فیلم را در جابجایی های اجباری در زندگی مخفی- علنی از دست دادیم.
شربانوی مرده ریگ پهلوی- تبهکاری از آنطرف مرز برای سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات بمثابۀ نیروی سلطۀ سرمایه داری که در حال کشتار کادرها و معترضانند فراخوان صادر می کند. بخش دیگری از پوزیسیون بورژوایی شورای موسوم به ملی مقاومت که کانونی شورشی جز همان امپریالیسم قلدرمنش و شورشی ندارد آنچنان به تب و تاب افتاده که تصویر اعضاء خود از جمله خزائی را به اسم کرامت انسانی ( کرامت سرمایه داری) با شعار تکراری خمینی دجال که حتی خامنه ای را هدف قرار نمی دهد، در کنار تصویر کوروش کبیر تبلیغ می کند. این البته نشان دهندۀ همگرایی پوزیسیون بورژوایی در خارج از کشور با بورژوایی معترض به مدیریت سرمایه داری، گفتمان سازی در اردوگاه بورژوازی است که متکی به گنده لات کارائیب با امید به ریزش بخشی از نیروی سرکوبگر سرمایه داری خواهان تجدید حیات اقتصاد سرمایه داری است و تصور می کند از ما و بحران سرمایه داری رهایی پیدا می کند.
هر دفعه در واکنش به بحران اعتراضات غیرقانونی شتاب بیشتری بخود میگیرد.
کتایون ریاحی عاری از کمترین دانش تئوریک. اما، همسر سابق مسعود بهبهانی از شاخص ترین سهامداران شرکت اویل ورد آمریکا، اسم این انقلاب از انقلاب مردم به انقلاب زنان به انقلاب مردان و زنان دلیر در انتظار نور، خیزش ملی، قیام ملی تبدیل کردند، قیام ملی و خیزش ملی که بطور بسیار خنده دار تمام نیروی خود را از هوش مصنوعی می گیرد و دست بسوی گنده لات کارائیب دراز کرده است و او نیز منتظر لبیک سرهنگ پاسداران و مقامات دولتی همان بورژوازی است که از دیرباز خواستار تبدیل بحران ساختاری اقتصادی سرمایه داری به مدیریت مهار بحران ساختاری اقتصادی است. ما تا کنون در تاریخ قیام ملی در تاریخ نداشتیم که فرماندهان، رهبران و سرداران آن بیرون ایران به سر می برند و نور آن نیز دزد کارائیب در تضمین هژمونی رو به افول خود و تسلط بر سرمایه های جهان در رقابت با دیگر قدرتهای جهان، امپریالیسمی ست که به کشتن مردم با پرتاب گلوله یخ مبادرت می ورزد و اسم آن را دفاع از خود یگان ضد شورش پدربزرگ یگان ضد شورش جمهوری اسلامی می گذارد. قیام و خیزش «ملی» در سرمایه داری جهانی و جمهوری اسلامی به عنوان عضوی از سرمایه داری جهانی که گره خوردگی آن به بازار جهانی سرمایه داری کاملا مشهود است دقیقا مانند دیکتاتوری ولی فقیه، حکومت اسلامی و راه حل هایی مانند جمهوری ایرانی، جمهوری دموکراتیک اسلامی و جمهوری دموکراتیک نوین، حکومت کارگری، جمهوریخواهان دموکراتیک لائیک و تکرار چنین چرندیاتی در طی نیم قرن اخیر مهمل است. چرا که درازگویی مانند شالگونی که میخواهد از حکومت اسلامی به حکومت لائیک عبور کند، از تفاوت بین اشکال حکومت آغاز می کند و نه شکل سرمایه دارانه همۀ حکومت. راه بازاری که پشت اسم کارگر پنهان شده و با حرافی شروع از تمایز در شکل حکومت میخواهد مالکیت خصوصی و قدرت سرمایه دست نخورده باقی بماند.
تفاوت فاحشی ست بین آنانیکه شعار مرگ بر دیکتاتور و مرگ بر جمهوری اسلامی میدهند با آنانیکه غالبا صورتهای خود را بطور کامل بسته اند و بقیه را هل میدهند و به حرکتهای ضد انقلابی و اوانتوریستی مبادرت می ورزند. آنانیکه به حرکات ضد انقلابی مبادرت می ورزند به عنوان مثال اتش زدن کارخانۀ روغن آمل ( تخریب نیروی مولد) که در آنجا نزدیک به بیست کارگر در اتش سوختند.
گفتمان سازی محسن مهمل باف بندباز وزارت اطلاعات- از اعضاء سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی تا تواب سازی، سینه چاک رفراندوم و بیانیۀ پانزده مزدور سیاسی و..، میرحسین موسوی و رهنورد، و آن فوتبالیست و آن یکی کشتی گیر و آن یکی زورگیر، چماقدار دانشگاهها، هنرپیشه و التی ماتوم بچه ژیگوله پهلوی و «شربانو» و جمع کثیری از جنایتکاران رژیم پهلوی بهمراه چهره های معروف همکاران جمهوری اسلامی با شعار نترسید، نترسید، ما همه با هم هستیم در پوسترهای دیجیتالی که دست پوسترهای و فیلمهای هنرپیشه های هالی وودی را پشت بسته است همگی از «خیزش ملی» و «براندازی ملی» به حرم ارتش و سپاه پاسداران یگان ضد شورش، بورژوازی و خرده بورژوازی کاسبکار و گنده لات کارائیب آنسوی آب دخیل بسته اند. تغییر و تحول تا دیروز اطلاعیه ها و واکنش گروهها از دیروز با یک متاسیون به مجلۀ دیجیتالی متکی به هوش مصنوعی « هالی وود ریپورتر» تبدیل شده است و التی ماتوم های دیجیتالی مرده ریگ پهلوی تبدیل شده است. ما فرمانده در خارج از کشور در البانی، فرانسه، آمریکا و .. زیاد داریم. اما، همگی فرمانده های دیجیتالی اند.
فیلمهای دیماه و حتی شهریور ماه را برداشته و صدا گذاری میکنند حتی عکسها و مضحکتر، فیلم اتش سوزی ساختمان شیشه ای صدا و سیما بعد از حملۀ اسرائیل را گذاشتند و در کمال حماقت می گویند: ببینید مردم صدا و سیما را به اتش کشیدند! در حالیکه صدا و سیما هنوز فعال است.
اگرچه کمیتۀ مارکسیست ارتدوکس به فعالیتهای خود در دو کانون قدرت اعتصاب و مبارزۀ مسلحانه ادامه داده است. زیرا چنانکه سالها قبل اعلام کردیم در دو کانون قدرت متمرکز هستیم، مبارزه مسلحانه و سازماندهی کارگران و عملیات مسلحانه را برای کنترل فیزیکی و خشونت ضد انقلابی دولت سرمایه داری که همواره گفتیم در آن سلطۀ سرمایه نشسته است را کاهش دهد. زمانیکه کمیته عملیات انجام می داد مانند سردشت به حاشیه کشیده میشد. اما، امروز تخریب نیروی مولد مانند اتش زدن کارخانۀ روغن آمل و شرکت کاله و سوختن کارگران ، حمله به اشخاصی که تنها نظاره گرند بمثابۀ یک حرکت کاملا ضد انقلابی از سوی اردوگاه بورژوازی مورد تحسین عده ای نادان و دلقک به اسم مبارزه مسلحانۀ خلق قرار میگیرد.
کسانی مانند کرمی که شرکت در مسابقات قران برایشان افتخار بود، دستبوسان صدا و سیما بود و در تور گردشکری حسابی پول مفت به جیب زده است، در رشتۀ تحصیلی خود که چیزی جز هتل داری و تشریفات نیست مثل زمانی که باران می بارد و کرمها همگی بیرون می زنند، از تلویزیون من و تو که در برجسته ساختن سپاه پاسداران دست صدا و سیمای جمهوری اسلامی و الترناتیو سازی از سپاه مبتی بر ریزش سپاه یا کودتای خزنده و اخیرا با تبلیغ کلاه یگان شورش اعلام می گند گه اکثریت سپاه و بسیج با مردم موافقند از پشت بسته است و آن روی سکۀ انترنشنال است به دستور بورژوازی در ایران برای رضا ژیگوله کارت دعوت خود می نویسد و تعیین تکلیف با عمیقترین بحران اقتصادی بورژوازی رکود تورمی را با مجموعۀ کلاه قرمزی اشتباه گرفته است. تمام این شواهد را کنار هم بگذارید متوجه میشود که آلترناتیو شوونیسم- نئوفاشیسم زیر لوای قیام ملی و خیزش ملی به عوض اعتراضات طبقاتی و غیرمدنی نتیجۀ عمیقترین بحران اقتصادی سرمایه داری در ایران متکی به گنده لات کارائیب و واجا و سپاه پس پشت مرده ریگ پهلوی درون خود جمهوری اسلامی به انتظار نشسته و سعی می کند با مدیریت دیجیتالی بحران از آنسوی مرز صدای همین الترناتیو در قدرت جمهوری اسلامی باشد و اعتراضات را به انحراف بکشاند و به یاری طبقۀ بورژوازی و خرده بورژوازی شهری شتافته است. بورژوازی که از مدیریت مهار بحران سرمایه داری دولت خویش نامید و سرخورده شده است. پرفسور دانشگاه پرفسور مهران کامروا از دانشگاه جرج واشنگتن صراحتا در روزهای اول اعتراضات به صدای آمریکا گفت که حمله به تهران مانند حمله به یک مکان سلاح هسته ای نیست. دولت آمریکا روی ریزش سپاه پاسداران چیزی مثل [پاییز عربی] حساب باز کرده است. او از مسعود پزشکیان بعنوان رفرمیست نام برد و او را ستایش کرد. پزشکیان رئیس جمهور دولت سرمایه داری در رسانه های صدای امریکا و دهکدۀ دیجیتالی نیلسون ماندیلای امپریالیسم است.
در تاریخ دوشنبه پنج ژانویه مصادف با پانزده دیماه در فیسبوک نوشته شد که:« بنیانگذاران کمیسیون مهندسین نفت،گاز،پتروشیمی و معدن – تولید کنندگان متحد، بعد از موفقیت در سازماندهی اعتصاب سیری از نفت خبر داده است که تاجزاده و برخی مقامات جمهوری اسلامی بارها با گنده لات کارائیب گفتگو داشته اند. این کامنت و استاتوس علیرغم اینکه دسترسی ما حتی با سرقت اینترنت پاکستانی مشکل است، ادیت نشده هنوز قابل رویت است. چند کادر ما از میان مدارهایی که به هیچ وجه نه باید، نه میخواهند و نه می توانند از سوی وجوه رهبری کمیته نباید نظرات ویراست شده یا (ادیت شده) بنویسند. زیرا، تمام نظرات مدرک و سند گواه ادله ما هستند که رادیو، تلویزیون، وب سایت نداریم و نمی خواهیم داشته باشیم، به چنین مبارزه ای نیز اعتقاد نداریم. در ایران پیشرو، راه نو، سپیده دم در نفت هفته نامۀ کمیسیون مهندسین گاز،پتروشیمی، معدن تنها برای همکارانشان در نفت،گاز،پتروشیمی و معدن. همگی بصورت کاغذی کافی ست»
قیام ملی، خیزش ملی لاپوشانی ماهیت طبقاتی و ضد سرمایه داری مبارزه ماست و به همان اندازه پوشالی ست که تصاحب به زور گرینلند بوسیلۀ گنده لات ترامپ برای امنیت ملی آمریکاست و نه تسلط بر سرمایه های جهانی در رقابت با چین و روسیه و اروپا. مسئلۀ ایران نیز با توجه به منابع بسیار غنی نفت خام، مسئلۀ ژئوپلتیک است و چقدر باید برخی احمق باشند که تصور کنند که گنده لات کارائیب و جیره خواران ایرانی اش ذره ای برای منافع ما و شهیدانمان در ایران اهمیتی می دهد.
پزشکیان همین امروز در صدا و سیما از شکاف و اشوبگران تعلیم دیده و از جلسات با بازاریها و حل مشکلات بازریها گفت. او گفت که برخی مسلسل در دست دارند. حساب اینها با بازاریها جداست.
خطر از جانب بورژوازی محافظه کار و فرصت طلب دشمن طبقاتی ماست، سرهنگ پاسداران، نمایندگان مجلس خبرگان، واجا، فتا، خواف است که سالهاست از مدیریت بحران اقتصادی سرمایه داری سرخورده اند و با داشتن پایگاه دیجیتالی در خارج از کشور از خدمات گنده لات کارائیب برای نجات سرمایه داری در ایران برخوردارند.
ناگفته نماند که گنده لات کارائیب که هنوز پروندۀ ونزوئلا را نبسته است و برای گرینلند دندان تیز کرده است در مقابل بیانیۀ مشترک، المان، اسپانیا، ایتالیا، دانمارک،فرانسه و انگلیس قرار گرفته است، ما در بیانیه ای در تاریخ بیست و شش آبان هزاروچهارصد و سه گفتیم که ابزارهای هژمونی امپریالیسم متزلزلند. اکنون، اروپا، امریکا را با ناتو تهدید می کند. یکجانبه گری گنده لات کرائیب و چند جانبه گری اروپا وارد فاز جدیدی شد، آنها گفتند گرینلند ونزوئلا نیست. اروپاست. هر اندازه اختلاف اشتی پذیر گنده لاتهای جهان بیشتر شود، بورژوازی در ایران بیشتر از آن بهره می جوید. در سند راهبرد امنیت کاخ سفید در پنج دسامبر دوهزار و بیست و پنج بازگشت واشنگتن به «حیاط خلوت» پیشین خود باید موجب شود تا «آمریکا برای دهههای آینده قویترین، ثروتمندترین، قدرتمندترین و مرفهترین کشور باقی بماند». این بیانگر یک هدف امپریالیستی آشکار است: آمریکای لاتین باید در بازسازی، تقویت و توسعه ظرفیتها و نیروهای تولیدی، تکنولوژیکی، راهبردی و نظامی ایالات متحده مشارکت کند تا «توازن قوا» با بازیگران دیگری چون چین در درجه نخست و روسیه حفظ شود. بدین منظور، ترفند و سلاح مضحک مبارزه با مواد مخدر را علیه دولت بورژوایی ونزوئلا که در رقابت قدرتهای جهانی مخصوص امپریالیسم و پکن حاضر به همکاری تجاری با امپریالیسم نبود را در حالی در دستور کار قرار داده است که سهم ونزوئلا بر پایۀ گزارش جهانی مواد مخدر سال دو هزار و بیست و پنج در جهان ناچیز و امپریالیسم آمریکا در راس قرار دارد. سند راهبردی کاخ سفید و رقابت مشروط در چارچوب روابط سرمایه داری بمنظور سلطه بر سرمایه های جهانی دربارۀ کشورهای آمریکای لاتین از جمله سیاست تعرفۀ بیست و پنج درصدی بر صادرات کالاهایی که مشمول توافق تجاری آمریکا، مکزیک و کانادا و پنجاه درصدی بر فولاد و الومینیوم، فشار برای کاهش صادرات چین است.
گنده لات کارائیب همکاری با ماریا کورینا ماچادو، برنده اخیر جایزه صلح نوبل، را رد کرد و گفت: «او زن بسیار خوبی است، اما احترام لازم را ندارد.». ماچادو پوزیسیون، آن روی سکۀ هنری کسینچر و بسیار فراتر از شیرین عبادی. او که در کودتای ۲۰۰۲ که برای مدت کوتاهی رئیس جمهور منتخب ونزوئلا را به یاری گنده لات کارائیب سرنگون کرد. با امضاء فرمان کارمونا که قانون اساسی را حذف و تمام نهادهای عمومی را یک شبه منحل کرد، دست در دست واشنگتن برای توجیه تغییر رژیم کار کرد و از تریبون خود برای درخواست مداخله نظامی خارجی برای «آزادسازی» ونزوئلا از طریق زور استفاده کرد. از تهدیدهای واشنگتن مبنی بر تهاجم و استقرار نیروی دریایی در کارائیب، به بهانه «مبارزه با قاچاق مواد مخدر» به همراه دارد، استقبال کرد. در حالی که ترامپ کشتیهای جنگی اعزام و داراییها را مسدود میکرد، ماچادو آماده بود تا به عنوان نماینده محلی او خدمت کند و قول داد که حاکمیت ونزوئلا را در یک سینی نقرهای به او بازگرداند. کسی که خدمات بسیار ارزنده ای به واشنگتن انجام داد حتی بهتر از یک سگ دوبرمن مطیع، فرمانبر و بسیار خطرناک. کسی که به ایجاد به اصطلاح «دولت موقت» کمک کرد، یک نمایش عروسکی مورد حمایت واشنگتن که توسط یک «رئیس جمهور» خودخوانده اداره می شد و منابع ونزوئلا را در خارج از کشور غارت میکرد، در حالی که کودکان در داخل کشور گرسنه بودند. او به واشنگتن قول داد تا سفارت ونزوئلا را در اورشلیم بازگشایی کند و آشکارا خود را با صهیونیسم که بیمارستانها را بمباران میکند و آن را دفاع از خود می نامد، همسو اعلام کرد. او که قصد داشت مجددا و مسلما با شتاب بیشتری نفت، آب و زیرساختهای کشور را به شرکتهای خصوصی واگذار کند. همان دستورالعملی هایی که آمریکای لاتین را در دهه ۱۹۹۰ به آزمایشگاه فلاکت نئولیبرالیسم تبدیل کرد. کسی که بجد در جیره خواری از امپریالیسم گوی سبقت را از پوزیسیون جمهوری دموکراتیک اسلامی و مرده ریگ تبهکاری، پهلوی[ دستان نامرئی واجا و سپاه به سرکردگی بورژوازی معترض که بی سیم شان بدست کادرهای مسلح ما رسید، صدای ماموران یگان شورشی بود که به یکدیگر می گفتند «بگو رضا شاه روحت شاد، بگو پهلوی برمی گردد»] بسیار بیشتر خدمتگذار امپریالیسم بود. اما، سرش بی کلاه ماند. علاوه بر این، حذف نیروهای کردی که روزگاری اپوزیسیون امپریالیسم بودند زیر پاهای دولت دست نشاندۀ سوری گنده لات کارائیب است. تشکیل دولت جولانی با کمک سرهنگ پاسداران بشار اسد که همگی از سوی دولت نئوفاشیستی که سیاستهای نئولیبرالیستی دولت سرمایه داری بشار اسد با حدت و شدت بیشتری دنبال میکند و سرمایه های هنگفت از سوی بانک جهانی دریافت کرده است، مشمول عفو شدند. عظیم ترین درگیری دولت جمهوری اسلامی جولانی بدون برگزاری انتخابات موعود و نیروهای کرد در «بدترین نبرد» از زمان سقوط اسد با گواه دیگری بر ادله ماست. درگیریهای شدید مزبور معنایی جز این ندارد که امپریالیسم جیره خواران خود را بعد از استفاده از آنان، دور میزند و دور می اندازد. نیروهای کردی که روزگاری پوزیسیون دولت بشر اسد برای امپریالیسم بودند، زیر سلطۀ دولت نئوفاشیستی جولانی، دولت منتخب امپریالیسم، له و لورده می شوند. همان نیروهایی که عکس مردان و زنانشان با سلاح های آمریکایی بوسیلۀ رسانه های پوزیسیون خارج کشوری ایرانی و رسانه های وابسته با استفاده از فن و فنون علم دیجیتالی بسیار جذاب تر از انواع و اقسام روزنامه های هالی وودی، منتشر می شدند. گنده لات کارئیب به نمایندگی امپریالیسم در فکر چاره برای اعتراضات در کشور خود و رقابت با چین و روسیه در تسلط بر منابع نفتی بعد از ونزوئلا به عهد و پیمان خود دربارۀ ادغام نیروهای کرد تحت حمایت خود با ارتش دولت دست نشانده جولانی آنقدر عمدا تعلل کرد تا حذف آنان را به دولت نئوفاشیستی جولانی سپرده است.
هیچ شعاری مبنی بر دخالت گنده لات کارائیب از سوی معترضان تا این ساعت داده نشده است. هیچ معترضی از گنده لات کارائیب نخواسته است که به ما حمله کند، مگر جیره خواران ایرانی آنان که امپریالیسم آنان را دور خواهد زد. تنها می خواهد ایران طبق الگوهای کودتایی سابق کاملا متفاوت است،یعنی بیرون کشیدن الترناتیو از درون رژیم یا مماشات با بورژوازی، دقیقا مثل آرژانتین ( میلی)، بولیوی ( رودریگو پاز)، شیلی ( کَست)، کاستاریکا (رودریگو چاوز)، السالوادور (نایب بوکله- باحال ترین مستبد جهان)، اکوادور ( دانیل نوبوآ)، هندوراس (اسفورا)، گواتمالا (برناردو آروالو)، گویان ( محمد عرفان علی)، پاناما ( خوزه رائول مولینو)، پاراگوئه ( سانتیاگو پنیا) و جمهوری دومینیکن ( لوئیس ابینادر) همگی رهبرانی محافظهکار و نئوفاشیسم اداره می شوند.
حمله به ما که احتمالا از آنجاییکه گنده لات کارائیب گفته است که آنجایی میخواهد بزند که درد بیاید، منظور پالایشگاهها و میادین نفتی در قلمرو آبی- تخریب نیروی مولد و نیروی اصلی انقلاب اجتماعی است. کمدی دوم، خامنه ای ربایی البته و صد البته از کانال تعامل و همدستی با نمایندۀ بورژوازی ناراضی در دولت جمهوری اسلامی است. در ونزوئلا نیز بدون مساعدت دولت بورژوازی ونزوئلا که بر سریر قدرت و جایگزین پوزیسیون بورژوازی بدبخت و فلک زده بعد از اینهمه پابوسی از امپریالیسم است، ممکن نبود. حمله پهپادی حتی چند دقیقه برای یاری رساندن به بورژوازی و دولت و تنها راه مدیریت بحران سرمایه داری عامل اصلی اعتراضات هموار می سازد. شعار مرگ بر دیکتاتور بر خلاف تبلیغات دیجیتالی، شعار استراتژیک و کلیت بورژوازی حاکم را هدف گرفته است.
کمیتۀ مارکسیست ارتدوکس سالها قبل در پاسخ به برچسب زنی، شیوه های نخ نما شدۀ وزارت گنده لاتها و سپاه پاسداران و شایعه پراکنی محافل و دورهمی های (پوزیسیون) از جمله ترور سیستماتیک سازمان چرکهای فدایی بورژوازی موتلف پوزیسیون که به ترور شخصیتی روی آورند و آن روی سکه شان فرماندار نقابداران در کشور فخیمۀ انگلیس و لاطائلات دیگر، وزوز پشه ها، شایعه پراکنی سایر دورهمی های ساکن خارج کشوری با انتشار کتاب، اطلاعیه و … اعلام کرد که [ رهبریت چند وجهی کمیتۀ مارکسیست ارتدوکس در ایران اطلاعات نسوخته از فعالیتهای انقلابی خود در ایران به وزارت اطلاعات و شعبات برون مرزی آن نمی دهد، وارد گفتمان سازیهای بورژوازی ساحل عافیت و چواندازی بنفع دولت سرمایه داری در ایران نمیشود. هر غولی، کوتوله ای بدنبال خود دارد، غولهای زمان «خود» که رهبران شهیدشان از خویشاوندان بسیار نزدیک ما هستند نیز در تاریخ کوتولوهایی بدنبال خود در ساحل عافیت دارند.]
وانگهی، این جیش الجهل بازوی راست سپاه سلمان است که اگر عملیاتهای مسلحانۀ سازمان یافتۀ کمیته مارکسیست ارتدوکس در سیستان بلوچستان بود را با مدیریت دیجیتالی مهار بحران سازمان یافته انقلابی بیخ گوششان، به جیش الجهل نسبت می داد و محافل خارج کشوری نیز از روی همان فیلمها در ترس و هراس از رقیب سیاسی، مثل طوطی تکرار می کردند، حالا خودشان در خارج از کشور سخت درگیر همان مدیریت دیجیتالی و خدعه های دیجیتالی شدند که بازتاب خدعه گری بورژوازی از جمله گنده لاتهای سپاه و واجای سرخورده در ایران است، جیش الجهلی که امروز تحت سیطرۀ اراذل و اوباش سپاه سلمان سرخورده از مدیریت بحران اقتصادی سرمایه داری به «سربازان قیام» دقیقا مانند جولانی که هزاران بار قبل از کسب قدرت سیاسی- اقتصادی به کمک سرهنگ پاسداران بشار اسد و گنده لات کارائیب تغییر نام داد، تغییر نام داده و کارشان به جایی رسیده که عملیاتهای مسلحانۀ اخیر کمیتۀ مارکسیست ارتدوکس در سیستان بلوچستان را به فردی افغانستانی عضو همین گروه با بهره برداری از علم دیجیتال و ساختن یک فیلم مضحک یک ثانیه ای نسبت می دهد. کمیتۀ مارکسیست ارتدوکس با عملیاتهای مسلحانۀ و مخصوصا اعلام از قبل برخی از آنان حتی قبل از اینکه سپاه سلمان فرصت مدیریت دیجیتالی پیدا کند و صدور اطلاعیه قبل از جیش الجهل، در حالیکه برخی مواقع اطلاعیه های جیش الجهل قبل از صدور در صدا و سیما خوانده شدند، حتی کلیت اردوگاه بورژوازی را به صرف انرژی و سرمایه برای خدعه گری وادار ساخت و می سازد. شورای ملی مقاومت مجاهدین در خارج از کشور را به جایی رساند تا ماهیت ارتجاعی ایدئولوژیک خود را عیان سازد. رهبرشان تبیین مهار بحران سرمایه داری کند و جیش الجهل را برادران عدالت معرفی کند و برای آنان پیام ارسال کند! حضراتی که می دانستند عملیات مسلحانه را کمیته ما سازماندهی کرده و انجام داده است. اما، در هراس از هیولای کمونیزم بیشتر برایشان می ارزید و می ارزد که از مدیریت دیجیتالی ارودگاه بورژوازی جیش السلمان و جیش الجهل استفاده کنند، امروز خودشان در مخمصۀ دیجیتالی مرده ریگ تبهکاری پهلوی گیر کردند. ما قبلا گفتیم که بورژوازی مانند برادران و خواهران متخاصم بر سر غنائم با هم می جنگند و در یک فرایند تخریبگر سازنده پوزیسیون سازی می کنند. اما، باید اعتراف کنیم که نمی دانستیم که روزی می رسد که دیجیتالی و به شیوه های رقابت مجلات مُد و فشن سر تقسیم غنائم در اردوگاه بورژوازی با یکدیگر بجنگند.
این یک واقعیت غیرقابل انکار است که گروههای خارج از کشوری بدون هیچگونه سازماندهی در ایران ( که ما از این بابت بسیار خرسندیم) بدنبال هر اعتراضی در سراسر تاریخ اعتراضات، فرمان آتش از دور از فرانسه و البانی در حالی می دهند که سر به روی زانوهای سناتورها دارند با اشک در چشمانشان برای همدردی و همبستگی با مردم، مرده ریگ پهلوی طبل و دهل بورژوازی در ایران، فرمان حملۀ دیجیتالی هر چه سریعتر امپریالیسم را صادر می کند.
واکنش گروههای چپ که همگی بنوعی در برنامه هایشان سینه چاک سرمایه داری اند و در بیش از نیم قرن حرف را بعوض عمل جا زده اند و بعلت و به سکت تبدیل شده اند. برخی از فعالیتهای کمیته از جمله عملیات مسلحانه و سازماندهی اعتصاب از کانال بازوی صد در صد پرولتری خود به تصمیم وجوه رهبری و مدیریتی کمیته در طی بیشتر از شش سال اخیر علیرغم اینکه از حاصل کار کمیته چه مبارزۀ مسلحانه و چه سازماندهی اعتصاب در مراکز ارزش اضافی بدلیل ماهیت فرصت طلبانۀ خود موج سواری می کنند.
واحد تبلیغاتی و روابط عمومی کمیتۀ مارکسیست ارتدوکس هرگز فرصتی برای اطاله کلام حتی قبل از اعتراضات در سراسر سالهایی که در دو کانون قدرت، مبارزۀ مسلحانه و سازماندهی اعتصابات بوسیلۀ کمیسیون بازوی پرولتری خود که امروز در محاصرۀ صد در صدی قرار دارد، نداشت. از آنجاییکه نیروی پرولتری به دلیل میلیتاریزه شدن شرایط منتج از دخالتهای گنده لات کارائیب و این نیرو قادر نشد که بسرعت به صف بیرون بیاید و به فریاد ارتش خود برسد و استراتژی بنیانگذاران کمیته استراتژی سرعت و تحلیل مشخص از شرایط مشخص است با علم و آگاهی بر این همه چیز در کنترل ما نیست. بنابراین، وظایف فوری با برگذاری سه نشست قبل از اعتراضات و در روزهای اولیۀ اعتراضات با بنیانگذاران کمیته هر گونه تعلل از طرف کمیته و سوزاندن وقت به دلیل محاصرۀ نیروی پرولتری خود بحساب اوردند. وظایف فوری، رسیدگی فوری به مجروحان تیر خورده که اتفاقا بیشتر چپ هستند و قرار دادن تمام امکانات کمیته از جمله نیروی تعلیم دیده پراتسیست ها و استراتژیستهایمان، سلاح ها، تورنیکه ها، سازه ها، خانه ها، باشگاهها، مراکز برخوردار از یخچال خون، مطب ها و … ، بویژه اجماع پزشکان قدرتمند با کیفیت و کمیت بالا را در اختیار معترضان رادیکال قرار گرفت. از آنجاییکه از قبل مثل یک کمون زیرزمینی در ایران می جنگیم و سازماندهی در دو سازوبرگ بهم پیوسته دو چرخ دنده، دو موتور داریم و تمام کادرهای ما به اندازه یک پزشک میدان بوسیلۀ اجماع پزشکان میدان تعلیم دیده اند که چگونه تیر را از بدن همنورد خود بیرون بیاورند، بخیه بزنند و در عملیات مسلحانه ای تیر از شریان فمور را قبلا در یک اتاق با تجهیزات بسیار کم پزشکی و جراحی در آوردند که اگر فیلم آن رسانه ای شود بعنوان معجزۀ جراحی در جهان معرفی می گردد، با نقد بر خود و یقین کامل به محدودیتهایمان، برخی را از شهادت حتمی نجات دادیم و تحت محافظت بهداشتی و پزشکی در مکانهایمان به سر می برند. در رابطه با عملیاتها به شرط آنکه رهبری عملیاتها با یک مدار شهری کمیته باشد سلاح در اختیار جوانان رادیکال قرار دادیم. ارتباط وجوه رهبری کمیته با پراتسیستها (مدارها) از یکسو و ارتباط مدارها با یکدیگر با یکدیگر بسختی برقرار است. در این نوشته که رسانه ای میشود هیچگونه اطلاعات نسوخته به وزارت اطلاعات نمی دهیم. هر چند در اطلاعیه های کمیته در پی عملیات مسلحانه، بیانیه ها و فراخوانهای کمیته اعلام کردیم که کادرهای ما خبرنگار نیستند، پراتسیست و استراتژیست هستند. اما، پانزده کادر ما بشدت مجروح شدند. یکی از آنان بینایی یک چشم خود را از دست داد. علاوه بر هفت زندانی و دو تن با تصویب حکم اعدام. از پانزده کادر خود تا این ساعت خبری نداریم. به گزارش مدارها در شهرها و استانهای مختلف، نزدیک به دستکم هزار نفر در اعتراضات نه فقط با گلوله که با ضربات پی در پی چاقو و چماق، قمه، کاتر، دراگونوف شهید شده اند. نزدیک به بیست و پنج هزار نفر مفقود یا دستگیر شده اند. در میان شهیدان، نوجوان، زنان و مردان سالخورده و کودک وجود دارد.
شعار ما نه تنها ره رهایی جنگ مسلحانه نیست. بلکه، مبارزه مسلحانه عالی ترین شکل مبارزۀ طبقاتی پرولتاریای متحد و متشکل است. نزدیک به هشت پرولتر کمیسیون معدن در اعتراضات مجروح شده اند. مستحضریم که نیروی متشکل کمیسیون مهندسین نفت،گاز،پتروشیمی و معدن علیرغم سازماندهی دو اعتصاب در نفت و پارس جنوبی، در محاصرۀ کامل بسر می بردند و می برند و در موقعیت شکننده که به ساختار درونی و اصول و مرامنامه شان مربوط میشود.
کمیته که در تاریکترین دوران عملیات مسلحانه را جلو برده است به تصمیم وجوه رهبری نمی توانست نظاره گر باشد. به گزارش مدارهای کمیته مارکسیست ارتدوکس در شهرهای مختلف، نزدیک به دستکم هزار نفر در اعتراضات شهید شده اند. نزدیک به بیست و پنج هزار نفر مفقود یا دستگیر شده اند. کمیته از شروع اعتراضات به پخش اعلامیه و بیانیه با پرچم و آرم کمیته برای روشنگری مبادرت ورزید. این پایان کار ما نیست، ضربه ای که ما را نکشد، ما را توانمندتر خواهد کرد. چرا که در اعتراضات و محافظت پزشکی از مجروحان با جوانان بخصوص کارگر تولیدی اشنا شدیم که از پتانسیل بسیار بالایی برای تبدیل به «عریف» و «نقیب» شدن برای کمیته دارند. تشکل مادران و پدران داغدار کمیته به عنوان یک نهاد اجتماعی در رسیدگی به مجروحان نقش بسیار ارزنده ای بویژه در تهران بازی کردند و به عهده دارند.
کمیتۀ مارکسیست ارتدوکس تمام مهارت و توانایی کادرها- پراتسیست و استراتژیستهای خود را- عریف و نقیبهای خود را مدیون از وجوه رهبری کمیته مارکسیست ارتدوکس (قائمیت) می داند.
به تصمیم رهبریت چند وجهی کمیته در آینده اسناد و مدارکی از اسامی کشته شدگان و دستگیر شدگان را رسانه ای خواهد شد.
وظایف فوری گروههای خارج از کشوری بخصوص گروههای خواهان انقلاب اجتماعی و سوسیالیسم هستند نقد بر خود و تجدد نظر در برنامه ها و ساختار درونی شان برای بازگشت به اصول انقلابی راستین و کمونیستی است که رهبریت پرولتاریای متشکل و متحد مانند کمیسیون تا دستیابی به حزب طراز نوین را در خط اول قرار دهد، می باشد. این وظیفه ای است که نمی توان آن را به تعویق انداخت، زیرا، هرگونه تأخیری به ایجاد شرایط تاریخی و ساختاری برای از سرگیری یک چرخه سیاسی نئوفاشیستی طولانی مدت کمک میکند که آسیب جدی به طبقۀ کارگر وارد خواهد کرد. با این حال، تسلیم شدن در برابر بدبینی و باور به قطعی بودن شکست، اشتباه بزرگی خواهد بود. با این حال، عبور از نظرات انحلال طلبانه، سستی و راه و روش های قدیمی مستلزم تلاشی برای انتقاد از خود است که، در کنار سایر موارد، متوجه شود که فرمول «ترقی خواهی سبک و حقیر» که مردم را به پیشرفت سیاسی در امتداد یک «خیابانی» واهی دعوت می کند، تنها به ایجاد ناامیدی بیشتر خودشان در خارج از کشور و فریب توده ها بیشتر در خارج از کشور و برای گشایش درهای آینده به روی راست افراطی یا نئوفاشیسم روده درازی می کند. مسلماً، سنگر مراکز تولیدی، نفت،گاز،پتروشیمی و معدن و کارخانه ها هستند که رهبر معترضان در خیابانند و تحول و تغییر بنیادین تنها و تنها از همین سنگر اغاز میشود. آنچه از خارج کشور صادر میشود فقط دموکراسی اقلیت،کودتا، بمب، خیانت و .. است. گروههای خارج از کشوری بخصوص خواهان انقلاب و سوسیالیسم تنها با نقد خود و تغییر برنامه ها و موضع گیری سفت و سخت طبقاتی میتواند وظیفۀ حمایتی خود را بازی کند. چونکه، در زمان هایی به این اندازه نامتعادل که با بحران عمیق سرمایه داری و دکترین رقابت امپریالیسم با سایر اعضاء سرمایه داری جهانی مشخص می شود، میانه روی، انحلال طلبی، به دور از یک فضیلت، به یک رذیلت خائنانه و نابخشودنی به پرولتاریای ایران است.
مطلب بالا در سیستان بلوچستان بدون برق و آب و چند مجروح در روزهای اخیر تحریر شده است و قطعا نمی تواند در معرض کاستی ها از جمله اشتباهات تایپی قرار نگیرد.
رهبریت چند وجهی کمیته کماکان از مسئول اول یا دوم گروه سیاسی خارج از کشوری که دست خود را بطرف کمیته مارکسیست ارتدوکس دراز کند و الزامات کمیته را بپذیرد و تعهد دهد، استقبال می کند. راه ارتباط را از دیرباز می دانید. کمیته مارکسیست ارتدوکس به فراهم کردن زمینۀ بستری تا حدی که بتواند به درک واقعیت پیچیدۀ سرمایه داری در ایران به گروههایِ خواهان تغییر در ماهیت حرفهایشان از آنطرف مرزند، معتقد است.
از سرودهای کمیسیون در اصفهان بوسیلۀ چهار مدار کمیتۀ مارکسیست ارتدوکس و سه جوان معترض مشترکا اجرا شده است
مرگ بر تفنگداران سرمایه،
با فرزندان تان در نفت،گاز، پتروشیمی، معادن بیایید
تا پنجه های نفتی مان را بالا ببریم،
رهبریت ازآن ما پرولتاریاست
با فرزندانتان در نفت
ما که از میادین نفتی، پتروشیمی،گاز، معادن
از قبل گرد هم آمدیم…