اهمیت شناخت از پدران بزرگ معنوی ما

میرعبدالواحد سادات
بخاطر روشنگری امروز ما
و درک از مدرنیته و مشروطیت در جدل تاریخی و جاری «مشروعه» و «مشروطه»
شناخت مشروطیت در افغانستان، بدون درک از نقش پر اهمیت روحانیون روشنضمیر و پیوند آنان بااندیشه قانون، آزادی و مسئولیت اجتماعی، ممکن نیست.
جدل تاریخی میان «مشروعه» و «مشروطه» در تاریخ بازتابی از کشاکش میان استبداد، استعمار وبیداری فکری جامعه افغانستان بوده می باشد . بازخوانی این تجربه، امروز بیش از هر زمان دیگر، برایروشنگری و بیداری ملی ما حایز اهمیت بزرگ می باشد .
نخستین سراجالاخبار افغانستان؛ طلوع آگاهی
امروز، (۲۲ جدی ) مصادف است با سالروز نشر نخستین شماره سراجالاخبار افغانستان ، نشریهای که در(۱۲ جنوری ۱۹۰۵ میلادی ) در (۳۶ ) صفحه منتشر شد و نقطه عطفی در تاریخ مطبوعات، اندیشه سیاسیو بیداری ملی کشور بهشمار میرود.
عنوان این نشریه بزرگ توسط زنده یاد سید محمد داود حسینی فقید ، خطاط بزرگ هفت قلمی ، ادیب وبیدل شناس معروف ، خطاطی گردیده بود .
سراجالاخبار افغانستان را میتوان و بهدرستی یکی از مظاهر روشن و بومیِ مدرنیته در افغانستاندانست ، البته با این توضیح مهم که این مدرنیته، تلفیقی، تدریجی و درونزا بود.
مدرنیتهای که از دل نیاز ملی ، سنت دینی، و مواجهه با جهان جدید زاده شد، اما بهدلیل ساختارهایسیاسی و اجتماعی ناپایدار، ناتمام ماند
مسئولیت این نشریه را مولوی عبدالروف خان کندهاری فقید ، متخلص به «خاکی»، سرمدرس مدرسهشاهی (درسگاه علوم دینی در مسجد چوبفروشی کابل) بر عهده داشت و مولوی نجفعلی فقید ازاستادان دارالعلوم حبیبیانا ( لیسه عالی حبیبیه)، معاون ایشان بود.
چنانکه علامه عبدالحی حبیبی فقید در کتاب جنبش مشروطیت در افغانستان توضیح میدهد، تأسیساین نشریه به ابتکار منوران و دانشمندان مدرسه شاهی و دارالعلوم حبیبیه صورت گرفت. آنان اینپیشنهاد را به امیر حبیبالله خان ارائه کردند تا:
«انجمنی از دانشمندان افغانی بهوجود آید، تا یک جریده پانزدهروزه به نام سراجالاخبار افغانستان درکابل نشر نماید.»
(نقل از صفحه شش همان کتاب)
اما این حرکت روشنگرانه، به مذاق استعمار و اعیان دربار خوش نیامد ، و سرانجام، «سرپنجه استعمارگلوی آن را گرفت» و نشریه بهگونهای ظالمانه توقیف گردید.
مولوی عبدالروف «خاکی» ، روحانیِ مشروطهخواه و پیشگام بیداری ملی
مولوی عبدالروف خان کندهاری ، از رهبران فکری مشروطیت اول، فرزند مولوی عبدالرحیم کاکرقندهاری شهید بود؛ عالمی که در خرقه مبارک، به دستور مستقیم امیر عبدالرحمن خان به شهادت رسید. با اینهمه، اعضای این خانواده در برابر استبداد خاموش نماند و فرزندانش در مشروطیت دوم ونهضت امانی نقش برجستهای ایفا کردند.
از جمله، مولوی عبدالواسع کندهاری فقید فرزند دوم این خاندان، از علمای بزرگ روشنضمیر، مدافعحاکمیت و سیادت قانون و مؤلف نخستین قانون جزای کشور با عنوان تمسکالقضات امانیّه بود ،شخصیتی که بحق بهعنوان «پدر تقنین افغانستان» شناخته میشود، که متاسفانه سرانجام توسطحبیبالله کلکانی اعدام گردید.
میراث فکری و ادبی این روحانی منوّر
مولوی «خاکی» فقید، افزون بر جایگاه دینی و سیاسی، در زبانهای عربی، دری و پشتو آثار متعددی ازخود بهجا گذاشت و شاعری ذواللسانین بود. اندیشه او، آمیزهای از دین، آگاهی ملی، آزادیخواهی واصلاح اجتماعی است.
منحيث حسن ختام ، اين ياداشت را با خشنودى روان ان ازاديخواه بزرگ و همرزمان شان ، دو بيت ازاشعارشانرا با دوستان شريك مينمايم :
افغان اگر نظر فگند بر صلاح خويش
اول ببايدش كه بگيرد سلاح خويش
گر اصلاح وى ، طلب عيش و عشرتست
فرض است انكه محو كند اصطلاح خويش
با حرمت












