آمریکا در قفقاز

دستآورد جی. دی. ونس از ارمنستان و آذربایجان چه بود؟
یوری ماواشف (Yuri MAVASHEV)، خاورشناس و مدرس گروه سیاست جهانی و اقتصاد جهانی در دانشکدۀ مدیریت آکادمی اقتصاد ملی و مدیریت عمومی جنب ریاست جمهوری روسیه
ا. م. شیری- پیشتر راجع به سفر معاون رئیس جمهور آمریکا به ارمنستان و آذربایجان یک مقاله زیر عنوان «معاون رئیس جمهور آمریکا در ایروان» منتشر کردم. و حالا ادامۀ آن. منتها برای آن مقاله، پیشگفتاری هم نوشتم. اما به مقالۀ حاضر بجای پیشگفتار، فقط یک بیت از حضرت حافظ به عاریت میگیرم:
«سزدم چو ابر بهمن که بر این چمن بگریم
طرب آشیان بلبل بنگر که زاغ دارد».
*-*-*
شرکتهای آمریکایی در منطقه فعالتر میشوند.
هفتۀ گذشته، جی. دی. ونس، معاون رئیس جمهور آمریکا، با هدف تأثیرگذاری بر توازن نیروی در حال ظهور در قفقاز جنوبی، به ارمنستان و آذربایجان سفر کرد. از فروش پهپاد گرفته تا ساخت نیروگاه هستهای، از یک منشور استراتژیک با باکو گرفته تا «جادۀ ترامپ»، واشنگتن به طور فعال تلاش میکند تا باکو و ایروان را به جایگزینی برای همکاری با روسیه متقاعد کند.
همانگونه که میدانیم، ونس سفر را خود به قفقاز جنوبی در ۹ فوریه از ایروان آغاز کرد. او پیش از آن همراه با خانوادهاش و در میان تدابیر امنیتی گسترده، در طول چهار روز رقابتهای المپیک، در میلان سپری کرده بود. امضای توافقنامه همکاری در استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای، موسوم به «توافقنامۀ ١٢٣»، پس از مذاکرات با نخستوزیر نیکول پاشینیان، یکی از دستاوردهای کلیدی محسوب میشود.
ظاهراً، این سند اکنون واقعاً در را برای شرکتهای آمریکایی باز میکند تا «راکتورهای مدولار کوچک» را برای جایگزینی نیروگاه هستهای قدیمی متسامور که در دوران شوروی ساخته شده، در سال ۱۹۹۵ دوباره راهاندازی شده و با مشارکت روساتم به بهرهبرداری رسیده است، به ارمنستان تحویل دهند.
ونس اعلام کرد که طبق این توافق، تا سقف ۹ میلیارد دلار بشرط کاهش وابستگی انرژی به روسیه سرمایهگذاری در نظر گرفته شده است. این سند چارچوب قانونی فروش فناوری، عرضۀ سوخت و خدمات هستهای توسط شرکتهای آمریکایی به ارمنستان، از جمله آن دسته از راکتورهای کوچک مدولار را که عملاً هیچ تجربۀ عملیاتی در هیچ کجا، از جمله در خود ایالات متحده ندارند، تعیین میکند.
علاوه بر توافق هستهای، ایالات متحده از فروش پهپادهای آمریکایی به ارزش ۱۱ میلیون دلار به ارمنستان، از جمله پهپادهای V-BAT، خبر داد. این اولین معاملۀ بزرگ برای عرضۀ تجهیزات نظامی آمریکایی به ایروان است که به گفتۀ ونس، «تواناییهای دفاعی این جمهوری را تقویت خواهد کرد».
طرفین همچنین پیشرفت در حوزۀ فناوریهای هوش مصنوعی و نیمههادیها را تأئید کردند. بهویژه، واشنگتن مجوزهای صادرات برای تأمین تراشههای قدرتمند «انویدیا» برای ساخت مرکز داده و کارخانۀ هوش مصنوعی «فایربرد» در ارمنستان را تأئید کرد.
یکی دیگر از موضوعات مورد انتظار این سفر، البته، بحث جامع در مورد اجرای پروژۀ «جادۀ ترامپ برای صلح و رفاه بینالمللی»، یک راهرو ترانزیتی ۴۳ کیلومتری بود که از طریق جنوب ارمنستان، آذربایجان را به منطقۀ محصور نخجوان و از آنجا به ترکیه متصل خواهد کرد.
بدین منوال، آمریکا در حال تقویت حضور خود در منطقه است. زیرا، این پروژه از طریق پیوند اقتصادی و اعمال قدرت، از جمله از طریق شرکتهای نظامی خصوصی پیشنهادی در سواحل رودخانۀ ارس، که اخیراً موضوع بحثهای زیادی بوده، امکان کنترل نسبی واشنگتن بر قفقاز جنوبی را فراهم میآورد. در عین حال، آمریکاییها این فرصت را خواهند داشت تا به گسترش جای پای خود در آسیای مرکزی، از جمله با هدف ایجاد کانالهای قابل اعتماد برای تأمین فلزات خاکی کمیاب، ادامه دهند. این واقعیتی است که کارشناسان باکو به آن اذعان دارند.
سفر ونس به ایروان و باکو با یک حادثۀ دیپلماتیک که بهطور نمادین اولویتهای فعلی دولت ترامپ را برجسته میکند، خدشهدار شد. صبح سهشنبه، حساب رسمی معاون رئیس جمهور در رسانههای اجتماعی عکسی از مراسم اهدای تاج گل در مجتمع یادبود تسیتسرناکابرد را تحت این عنوان منتشر کرد که ونس و همسرش، اوشا، «به قربانیان نسلکشی ارامنه در سال ۱۹۱۵ ادای احترام کردند». با این حال، ساعتی بعد، این پست به دلیل عدم هماهنگی با خط رسمی کاخ سفید حذف شد. سخنگوی دفتر معاون رئیس جمهور اظهار داشت که این پست «به اشتباه توسط کارکنانی که عضو هیئت اعزامی نبودند» منتشر شده بود.
کاربرد اصطلاح «نسلکشی» با سیاست رسمی کاخ سفید در دورۀ دونالد ترامپ در تضاد است. چرا که این کاخ از ترس آسیب رساندن به روابط با ترکیه، شریک کلیدی واشنگتن در ناتو، از به کار بردن این واژه خودداری میکند. آک سارای [کاخ سفید ترکیه. م] بر اساس اهداف بلندمدت خود، تلاش میکند نقش میانجی بین واشنگتن و تهران ایفا کند؛ کنترل قابل توجهی بر اوضاع سوریه داشته باشد و تلاش میکند نقش فعال در خاورمیانه ایفا کند.
به استثنای جو بایدن که در سال ۲۰۲۱ کشتار جمعی را نسلکشی نامید، تمام رؤسای جمهور آمریکا از به کار بردن این اصطلاح خودداری کردهاند. دولت ترامپ به رویۀ استفاده از اصطلاح ارمنی «Meds Yeghern» («جنایت بزرگ») بدون ترجمه آن به عنوان «نسلکشی» بازگشته است.
نتیجۀ اصلی این جلسه در باکو، امضای منشور همکاری راهبردی بین ایالات متحده و آذربایجان بود. الهام علییف اعلام کرد که دو طرف وارد «مرحله کاملاً جدید» همکاری در فروش تجهیزات دفاعی، هوش مصنوعی، امنیت انرژی و مبارزه با تروریسم شدهاند. یک برنامه اقدام جدید با عنوان «معماری دیجیتال جدید آذربایجان» اعلام شد و بلافاصله پس از عزیمت ونس در ۱۱ فوریه، جلسه بزرگی در مورد این موضوع به ریاست رئیس دولت برگزار گردید.
انتظار میرود که در تمام نهادهای دولتی، برای دیجیتالسازی معاونتهایی ایجاد شود و وزارت توسعۀ دیجیتال و حملونقل هماهنگی عمومی را بر عهده داشته باشد. علاوه بر این، آذربایجان همچنان به نوسازی زیرساختهای انرژی و دیجیتال خود ادامه میدهد.
از میان پروژههای کلیدی میتوان به ایجاد مراکز داده تحت کنترل ایالات متحده، پشتیبانی از اینترنت پهنباند و احداث کابل فیبر نوری در بستر دریای خزر اشاره کرد. شایان ذکر است که سرعت اینترنت در آذربایجان طی سال گذشته از ۱۲ به ۹۰ مگابیت در ثانیه افزایش یافته و انتظار میرود تا پایان سال ۲۰۲۶ به ۲۰۰ مگابیت در ثانیه برسد.
منشور مذکور نخستین بار در مذاکرات بین علییف و ترامپ در کاخ سفید در اوت ۲۰۲۵ ارائه شد. معمولاً چنین اسناد چارچوبی را وزرای امور خارجه امضا میکنند، اما در این مورد، سطح آن ارتقا یافته است. علاوه بر این، مهمان آمریکایی اظهار داشت که ایالات متحده «چندین قایق جدید را برای کمک به حفاظت از آبهای سرزمینی» در دریای خزر به آذربایجان تحویل خواهد داد.
منشور یادشده نخستین بار در جریان مذاکرات میان علیاف و ترامپ در کاخ سفید در اوت ۲۰۲۵ ارائه شد. معمولاً چنین اسناد چارچوبی را وزرای امور خارجه امضا میکنند، اما در این مورد، سطح امضا ارتقا یافت. افزون بر این، مهمان آمریکایی اعلام کرد که ایالات متحده «چند قایق جدید به آذربایجان تحویل خواهد داد تا در حفاظت از آبهای سرزمینی در دریای خزر استفاده کند».
جزئیات مربوط به نوع و تعداد کشتیها اعلام نشده است. اما، این اقدام با توجه به مادۀ ۹۰۷ «قانون حمایت از آزادی» مصوب ۱۹۹۲ که هدف آن محدود کردن کمکهای آمریکا به آذربایجان به دلیل درگیری قرهباغ بود، اهمیت نمادین ویژه دارد. لازم به ذکر است که حتی از آغاز دهۀ ۱۹۹۰، این مادۀ عملاً صوری مانع همکاری نظامی-فنی ایالات متحده با آذربایجان، از جمله به عنوان بخشی از عملیات «آزادی پایدار» در افغانستان (۲۰۱۱-۲۰۲۱) نشده است.
دولت ترامپ بارها معافیت از مادۀ ۹۰۷ را تمدید کرده و کارشناسان پیشبینی میکنند که ممکن است کنگره با نزدیک شدن به پایان مناقشۀ ارضی، این محدودیت را به طور کامل لغو نماید.
بررسی اینکه سفر ونس، معاون رئیس جمهور آمریکا، چه معنایی برای توازن قوا در قفقاز جنوبی دارد، خالی از لطف نیست. توافق هستهای ٩ میلیارد دلاری با ایروان، بدون شک یک پیشرفت استراتژیک برای آمریکاییها در منطقهای است که جایگاه روسیه در آن مدتها بدون چالش بوده است.
این بدان معناست که ارمنستان به تدریج روابط خود با مسکو را به حداقل ممکن کاهش میدهد. به عنوان مثال، مرزبانان روسی در اوایل سال ٢٠٢۵ گشتزنی در مرز این کشور با ترکیه را متوقف کردند، مرکز بازرسی در مرز جنوبی با ایران را رها کردند و بیش از دو سال است که ارمنستان عملاً مشارکت خود در سازمان پیمان امنیت جمعی را به حالت تعلیق درآورده است. با این حال، پاشینیان روز بعد از مذاکره با ونس اظهار داشت که «هیچ کس نمیتواند ما را به منطق اقدامات علیه روسیه بکشاند». الکسی اوورچوک، معاون نخست وزیر روسیه، به ابتکار ایروان، از آغاز مذاکرات در مورد احیای خطوط ریلی با آذربایجان و ترکیه خبر داد که دست روسیه برای رسیدن به بنادر مدیترانه، خلیج فارس و اقیانوس هند را باز میکند. طبق توافقات قبلی، «روسیه سعی میکند تمام مسیرهای مسدودشده در قفقاز را باز کند». پاشینیان، علاقهمند به حفظ روند و سرشار از ایدههای عجیب و غریب، پیشنهاد داد که مسکو فروش حق امتیاز راهآهن به یک کشور دوست را در نظر بگیرد، که از میان آنها از قزاقستان، قطر و امارات متحدۀ عربی را نام برد (هنوز به صراحت از آذربایجان نام برده نشده است). امارات به جادههای ارمنستان هم بهعنوان یک حوزۀ کسبوکار و هم از منظر همکاری با شرکت «AECOM» علاقهمندی خاصی نشان میدهد («AECOM» یک شرکت چندرشتهای مستقر در دالاس که بیش از ۵۰ سال بهعنوان طراح مهندسی در امارات فعالیت داشته و اکنون از سوی «جادۀ ترامپ برای توسعه و رفاه بینالمللی» قرارداد دریافت کرده است). این یک اقدام نمادین است که چنین بیانیۀ صریحی در ۱۳ فوریه، دقیقاً ۱۸ سال پس از امضای توافقنامۀ واگذاری ساختار حملونقل ریلی این جمهوری به مدیریت شرکت سهامی عام راهآهن قفقاز جنوبی بین راهآهن روسیه و دولت وقت ارمنستان صادر شد.
به راحتی میتوان نقش رو به رشد جمهوری خودمختار نخجوان را به عنوان یک چهارراه حملونقل مشاهده کرد. اما، اگر پروژۀ عظیم «جادۀ ترامپ برای توسعه و رفاه بینالمللی» اجرا شود، موقعیت ایران را در منطقۀ قفقاز نیز تضعیف خواهد کرد. گذشته از همه اینها، آذربایجان برای دسترسی به نخجوان در طول چند دهه به راهرو ارس که از شمال ایران میگذرد، متکی بود. این مسیر به عنوان منبع درآمد ترانزیتی برای تهران و اهرم نفوذ مهمی در گفتگو با آذربایجان، کشوری که ایران به دلیل روابط باکو با اسرائیل با آن رابطه دشواری دارد، عمل میکرد.
بیدلیل نبود علی اکبر ولایتی، مشاور رهبر، که دیدگاههای محافظهکاران سنتی را منعکس میکند، تأکید کرد که تهران از توسعۀ این گذرگاه توسط ایالات متحده جلوگیری خواهد کرد و پس از اجلاس واشنگتن، رسانههای ایرانی حتی تهدید کردند که جادۀ ترامپ برای توسعه و رفاه بینالمللی، «به گورستان مزدوران ترامپ تبدیل خواهد شد». در همین حال، تهران که در اثر جنگ با اسرائیل و آشفتگی داخلی ضعیف شده، دشوار است توانایی واقعی برای مخالفت با این پروژه را داشته باشد.
بنابراین، سفر ونس را که چشماندازهای جدیدی را میگشاید، باید تا حد زیادی موفقیتآمیز دانست. بیتردید این امر میتواند پشتوانۀ مناسبی برای آینده باشد، بهویژه اگر دیگر بازیگران منطقهای همچنان در چارچوب معمول واکنشهای مقطعی عمل کنند.
٢۶ بهمن- دلو ١۴٠٠