گلشیفته فراهانی و سینمای هالیوود

 

3 ژوئیه 2015

هجرت : خدایان و پادشاهان

جایگاه ایران در سینمای هالیوود

شناسائی سیاست امپریالیسم جهانی

پیش از این در وبلاگی که به موضوع میان فرهنگی ایران و جهان و نقد فعالیت های فرهنگی و هنری در جبهۀ به اصطلاح اپوزیسیون های ایرانی در خارج از کشور اختصاص داده بودم (که طی سال گذشته این وبلاگ را حذف کرده و به وبلاگ گاهنامۀ هنر و مبارزه منتقل نمودم و متعاقباً با اختلالاتی که در بلاگفا روی داد جابجائی ها و تصحیحات دوباره به حالت قدیمی بازگشت…) کوتاه سخن این است که برای اجتناب از تکرار مطالب باید به مقاله ای در چهار بخش اشاره کنم که زیر  عنوان «دربارۀ جنجال خبری :  تصاویر عریان گلشیفته فراهانی» نوشته بودم : این لینک ها در وبلاگ قدیمی که بلاگفا به شکل اتوماتیک دوباره منتشر شده قابل دسترسی است. البته تصحیحاتی صورت گرفته بود که در حال حاضر از بین رفته است…

دربارۀ جنجال خبری : تصاویر عریان گلشیفته فراهانی. بخش اوّل

دربارۀ جنجال خبری : تصاویر عریان گلشیفته فراهانی. بخش دوم

دربارۀ جنجال خبری : تصاویر عریان گلشیفته فراهانی بخش سوم

دربارۀ جنجال خبری : تصاویر عریان گلشیفته فراهانی بخش چهارم

 

و البته باید مقالۀ  «سینما و سیاست.تروریسم فرهنگی ایدئولوژی طبقاتی» را نیز یادآور شوم تا در اینجا نیازی به تکرار مطالبی که پیش ازاین نوشته ام نداشته باشیم. با این مقدمه می رویم سراغ مطلب اصلی.

 

اخیراً در یوتوب فیلم «هجرت : خدایان و پادشاهان» 2014 به کارگردانی ردلی اسکات Ridley Scott را کشف کردم  : لینک یوتوب  https://www.youtube.com/watch?v=LWxDMabt5r0

با کار ردلی اسکات از دوران فیلم «سقوط شاهین سیاه» آشنائی داشتم و جند سال پیش از این نقدی هم در مورد آن نوشتم که البته به دلیل به همریختگی نوشته هایم … تا امروز موفق به انتشار مستقل آن نشدم. ولی در نشریات محافل حرفه ای و دوستدار سینما در ایران با شیفتگی خاصی از رئالیسم این فیلم یاد کرده و چنین خصوصیتی را نیز به عنوان عنصر هنری برتر قلمداد کرده بودند. البته روشن هست و یا نیست، ولی در هر صورت از دیدگاه من ریدلی اسکات مبلغ سیاست امپریالیسم ایالات متحده و از جمله کیمیاگران برجستۀ سینمای هالیوود است که می تواند با صرف ده ها میلیون دلار و پشتیبانی های سیاسی و استفاده از امکانات ارتش آمریکا برای « سقوط شاهین سیاه» جنایت علیه بشریت و تخریب کشورها را (سومالی) به عنوان مداخلۀ بشردوستانه تحریف کند.

وقتی فیلم «هجرت  : خدایان و پادشاهان» اثر ریدلی اسکات را می دیدم، به شگفتی چهرۀ همسر رامسس بنظرم آشنا آمد و با جستجوهای بعدی کشف کردم که گلشیفته فراهانی در این فیلم نقش همسر رامسس را بازی می کند.

البته نقش همسر رامسس در این فیلم که به گلشیفته فراهانی واگذار شده، به اندازه ای ناچیز است که می توانیم او را به عنوان سیاهی لشگر به شکلی که در جهان تولید سینمائی رایج است بدانیم. سه چهار بار برای لحظه ای دیده می شود و تمام متنی که او به زبان می آورد بیش از یک خط هم نیست، و بازی او نیز خیلی مکانیکی و می توانیم بگوئیم به دکوراسیون صحنه از نوع ناپایدار و خیلی گذرا تعلق دارد. به عبارت دیگر بازی هنرمندانه ای در کار نیست. در هر صورت، در جهان سینما بازی گر اصلی امکانات فنی بسیار گران قیمت و صنعتی، و سرمایه و شبکۀ بازرگانی بین المللی سینما است. سنگینی و تعیین کنندگی صنعت و سرمایه به اندازه ای است که می توانیم نقش کارگردان و بهترین بازیگران سینمای هالیوود را بسیار ناچیز بدانیم.

ولی چرا این نقش را به یک دختر ایرانی واگذار کرده اند و ما به چه نتایجی از این موضوع می توانیم برسیم.

1) حضور فرهنگی و هنری و اجتماعی و تجاری ایران (خاصه اپوزیسیون های ایرانی-پنتاگونی) همیشه در کنار ارتجاعی ترین محافل غرب بوده و هست. البته عکس هائی که این دختر خانم از خودش در نشریات انترنتی و غیره منتشر کرده است، بسیار گویا و معنی دار است :

2) این تصاویر البته از دیدگاه غرب معنی دار است، زیرا حاکی از فرافکنی و آرزومندی غرب برای تسلط بر ایران است. به عبارت دیگر معنای حضور یک بازیگر زن ایران در حد سیاهی لشگر و دکوراسیون، رقص عربی،  در آغوش یک شتر سوار عرب، و یادماندۀ یک رژیم دیکتاتوری در خدمت امپریالیسم جهانی. در اینجا باید بدانیم که تفاوتی بین جوائزی که جهان سینما به کیا رستمی و مخملباف و غیره اهداء کرد و چنین نقشی در سینمای هالیوود برای یک هنر پیشۀ جوان ایرانی وجود ندارد : تماماً به همان معنائی است که پیش از این بارها به آن اشاره کرده ام : دریک کلام تسلط بر ایران (در حالت انفعالی و ابتذال) و حذف فاعل شناسنده، و چپاول منابع استراتژیک و غیره…در پایان یادآوری می کنم تا فراموش نکنیم… جنبش سبز نیز در همین اطراف قابل بررسی می باشد.

نکتۀ مهم دیگری که باید به این مختصر اضافه کنم این است که به همان گونه که جهاد طلبان را ایالات متحده به وجود نیاورده بلکه شرایط رشد و گسترش آنها را فراهم آورده است. فرهنگ ابتذال ایرانی که غرب از آن پشتیبانی می کند، جزء جدائی ناپذیر جامعۀ ایرانی استعمار زده و اسلام زده در نتیجه مضمحل به توان 2 بوده و هست، به عبارت دیگر در جامعۀ ایران زمینۀ چنین تمایلاتی وجود دارد، و خاصه شعور و برد درک طبقۀ بورژوازی کمپرادور ایران از این فراتر نیست. البته وقتی کلمۀ ابتذال را به کار می برم به این معنا نیست که گلشیفته به شکل عریان جلوی دوربین ایستاده و یا با لباس رقص عربی عربی می رقصد (در کجا ؟). عنصر ابتذال آمیز از دیدگاه ما نام دیگری دارد.

 

حمید محوی| پاریس| 3 ژوئیه 2015

 

گاهنامۀ هنر و مبارزه دارای سایت مستقلی نیست و نوشته ها فعلاً تا انقلاب بعدی به همین شکل  برای دوستان ارسال می گردد.