گفت آزادی

مکش تازه جوانی که گفت آزادی
مزن به مشت دهانی که گفت آزادی
به زیر تانگ مینداز و پاره پاره مکن
به ظلم هر چی توانی که گفت آزادی
به تیر مبند و به خون لاله گون مکن جانش
جوانی آن که زمانی که گفت آزادی
زبانی شکوه مکن زود در گلو خشکد
گذار تا به فغانی که گفت آزادی 
به ظلم تازه جوانی کشان کشان مبرش 
به جرم آن که نهانی که گفت آزادی 
مکن روانه به کشتن تو آدم خونخوار 
به دشت گر که شبانی که گفت آزادی 
وطن به خون و به ماتم نشسته پیر و جوان 
کجاست قلب به ارمانی که گفت آزادی 
محمد اسحاق ثنا 
ونکوور کانادا 
20/08/2019