کنفرانس کابل فرصتی برای همکاری ها و تفاهم  بجای تقابل و رقابت های تروریست پروری

نویسنده : مهرالدین مشید


این بستگی به حکومت افغانستان دارد که چقدر می تواند، از نشست کابل بحیث یک فرصت تازه برای بدل کردن افغانستان از میدان تقابل به عرصۀ همکاری های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی استفاده کند. هدف اصلی این کنفرانس جست وجوی راه های حل بحران افغانستان و کشاندن طالبان به میز گفت وگو ها است. کابل در این کنفرانس طرح جامع را برای صلح ارایه خواهد کرد که از سوی کشور ها . سازمان های اشتراک کننده مورد بررسی قرار خواهحد گرفت و روی حل ها و میکانیزم های بحث خواهند کرد که جگونه ممکن است تا راه برای گفت و گو با مخالفان باز شود و موانع از سر راۀ صلح برداشته شود. افغانستان با گشایش کار عملی پروژۀ تاپی در هرات نشان داد که افغانستان به مثابۀ دهلیز ارتباط میان آسیای جنوبی و آسیای مرکزی ظرفیت های بیشتری برای سرمایه گذاری های کلان اقتصادی دارد. حال بر کابل است که چقدر خواهد توانست تا ارادۀ جهانی را برای صلح و ثبات در افغانستان بیشتر ترغیب و تمرکز نماید. این دیگر به کسی پنهان نیست که جنگ بر مردم افغانستان تحمیل شده و افغانستان را به میدان رقابت های جنگ نیابتی بدل کرده است. با این حال سمت و سو دهی ارادۀ کشور های منطقه و جهان برای صلح و ثبات در افغانستان در راستای تبدیل کردن افغانستان از میدان تقابل به عرصۀ تفاهم ووهمکاری نقش تعیین کننده دارد. حال این بستگی به توانایی های کابل دارد تا این نیرو و پوتانسیل موجود برای صلح را احیا و کشور های منطقه و جهان را برای عملی شدن آن هماهنگ کند. افغانستان با علم کردن گشایش پروژۀ تاپی که نشانگر همکاری های مشترک اقتصادی میان ترکمنستان، افغانستان، پاکستان و هندوستان می باشد. کشور های منطقه و جهان را وادارد که در دامن زدن جنگ افغانستان و هیزم ریختن به جنگ تروریزم هیچ کس برنده نه؛ بل بازنده اند. چنان که هفده سال جنگ در برابر تروریزم ثابت کرد که این جنگ جز بازنده برنده ندارد؛ اما برعکس برندۀ اصلی تروریزم است که بدون تردید محصول رقابت های کشور های منطقه و جهان است. پس بهتر است که کنفرانس کابل با رویکرد جدید گام های محکم را برای پایان جنگ و ناگزیر کردن پاکستان برای سرکوب طالبان و نابودی پناه گاه های شان اتخاذ کند و ملامت و سلامت در جنگ افغانستان را شناسایی و مکافات و مجازات کند. کابل می تواند تا با اشاره بر حرام خواندن حمله های انتحاری از سوی کنفرانس همکاری های اسلامی، بار دینی تروریزم را کاهش بدهد، تروریزم را پدیدۀ ضد اسلامی معرفی کند و کشور هایی را به بار ملامتی بکشاند که از تروریزم زیر نام اسلام استفادۀ ابزاری می کنند. این زمانی ممکن است که نخست کشور های منطقه بویژه هند و پاکستان از رقابت های ناسالم به همکاری های مشترک اقتصادی روی بیاورند و با ترک مخاصمت به تفاهم و گفت و گو برای مبارزۀ مشترک با تروریزم روی آورند و در گام بعدی کشور های بزرگ جهان مانند امریکا و کشور های اروپایی سیاست های روشن و یگانه را در پیوند به افغانستان اتخاذ و بعد با انعطاف پذیری های لازم روسیه و چین را برای رسبدن به منافع مشترک در افغانستان ترغیب کنند تا سؤ تفاهم میان امریکا و روسیه بر سر مبارزه با ترو یزم حل شود و بالاخره کشور های منطقه و جهان بدین باور شوند که تروریزم خوب و بد و پشت و روی ندارد؛ زیرا تروریزم دشمن انسانیت است و به هیچ دین و ملتی وابستگی خاص ندارد و تروریزم یک پروژۀ غلط و نادرست برای رسبدن به اهداف استراتیژیک است. گشایش پروژۀ تاپی و بندر چاه بهار به این واقعیت مهر تایید نهاد  که هرگاه کشور های منطقه بویژه پاکستان و ایران از یک سو و پاکستان و هند از سوی دیگر و به همین گونه ایران و پاکستان رقابت های تنگاتنگ تقابل های پیدا و پنهان شان را به همکاری های آشکارا و یک لایه با یکدیگر بردل کنند. در این صورت به ساده گی مطین خواهند شد که دامن همکاری در افغانستان گشاده تر از رقابت ناسالم است و این نشان داد که افغانستان بستر خوبی برای همکاری های کلان اقتصادی است.

حال به حکومت افغانستان است که چگونه طرحی را در نشست دوم پروسۀ کابل ارایه می کند که در کنار جلب خواست طالبان، تضمین کنندۀ منافع تمام کشور های منطقه وجهان در افغانستان باشد؛ زیرا جنگ افغانستان زیر نام مبارزه با تروریزم ابعاد منطقه یی وجهانی پیدا کرده است. از این رو طالبان نه تنها یک طرف قضیه؛ بل ابزار هوشمندی در دست قدرت های منطقه وجهان اند که هرکدام برای رسیدن به اهدف شان در افغانستان از چندین دهه بدین سو آتش را در این کشور مشتعل گردانیده اند و هفده سال جنگ زیر نام مبارزه با ترویزم نشان داد که هیچ کشوری برندۀ جنگ افغانستان نیست؛ بلکه برعکس این جنگ هر روز پیچیده تر می شود و حامیان تروریزم تردست تر می شوند و تجربه، توانایی و ظرفیت های بیشتری برای تروریست پروری پیدا میکنند. از این روحال زمان آن رسیده است که کشور های منطقه وجهان با چرخش تازه یی با کنار گذاشتن تروریست پروری و تقابل به همکاری و رقابت های سالم اقتصادی در افغانستان بپردازند و بدون تردید در این بازی نفع بیشتر نصیب شان خواهد شد. کشورهای منطقه و جهان به گونۀ قطعی بدین باور رسیده اند و پروسۀ دوم کابل از نیات واقعی آنان پرده خواهد برداشت که چقدر آمادۀ تحول پذیری شده اند و با رویکردی جدید گزینه های صلح خوهانه را به گزینه های جنگ خواهانه ترجیح بدهند. نشست پروسۀ دوم کابل فرصت و آزمون خوبی می تواند، برای کشور های منطقه و جهان باشد تا با استفاده از آن طرح حکومت افغانستان را برای صلح مورد بررسی دقیق قرار داده،  صادقانه به غنای آن بپردازند و برای عملی شدن آن تصامیم قاطع، عملی و جدی اتخاذ کنند تا باشد که صلح در افغانستان برقرارشود. این بستگی به صداقت کشور های منطقه وجهان دارد که چقدر صادقانه به تعهدات شان در این کنفرانس عمل می کنند و بدور از چند رویی ها تلاش های شان را برای صلح و ثبات در افغانستان بسیج و هماهنگ می نمایند و به همین گونه فشار برتروریستان و حامیان آنان را برای علمی شدن فیصله های پروسۀ دوم کابل حفظ خواهند کرد. گفته می توان که صداقت کشورهای منطقه وجهان در نشست کابل یگانه گزینه برای تامین صلح در افغانستان است و اشتراک کننده گان در نشست پروسۀ کابل به این حقیقت غیر قابل انکار صحه گذاشته و بر آن مهر تایید بگذارند و به آن صادقانه عمل کنند تا باشد که افغانستان،کشور های منطقه و جهان از شر تروریزم رهایی یابند. استقرار صلح در منطه در گرو تصامیم شفاف و عملکرد روشن و انعطاف ناپذیر برگزار کننده گان نشست پروسۀ دوم کابل  است. حکومت افغانستان در این زمینه باید به تلاش خستگی ناپذیر ادامه بدهد تا برگزار کننده گان این نشست را ترغیب به قاطعیت کند و از سویی هم تا باشد که بیشتر در قبال مبارزه با تروریزم و تامین صلح و ثبات در افغانستان، منطقه و جهان بر خود اتمام حجت کنند. یاهو

9 حوت سال 1396