کجایی تو ؟

نمیدانیم خداوندا،برای کی خدایی تو
که گویا خالق مایی،ولی آزما جدایی تو
تجسس میکنیم باعلم،نمی یابیم سراغت را
نشان ما بده خودرا،کجایی تو کجایی تو
بنامت می‌کشند مارا،هیولاهای وحشی آت
خبر داری ازین کشتار،ویا اینکه فنایی تو
اگر خوانَد سرودم را، بگیرد جان من قصاب
بدرگاهت کنم شکوه،قضاوت مینمایی تو؟
زتو ترساندم هردم ، به کنج مسجدش ملأ
بجای مهربان بودن، چنین ترسناک چرایی تو
بهایی را بنامت کشت ویا در مجس انداختند
اگر حُکمت همین باشد ،به نزدم بی بهایی تو
بیا با ما کنار آ و، تروریست را کنار افگن
بتوصیفت کنیم آغاز، خدایی تو، خدایی تو
مسعود حداد