چه قیامت برپا کرده طالب!

امین الله مفکر امینی      2024-04-06! چــه قیامت برپــا کرده اند طالــــب درمیــــهــنِ…

Afghanistan

Geopolitics of Afghanistan – Part I By: Saber Azam [*] Introduction: Afghanistan has…

بازگشت عنتر

شاعر: ا-ایران احمدی، بازامدی تا سلطه بر ایران کنی انچه‌باقی مانده را…

آسایشگاه

"آسایشگاه" نام جدیدترین اثر "سامان فلاحی" (سامو) دوست شاعر و…

صابر صدیق

استاد "صابر صدیق" (به کُردی: سابیر سدیق) شاعر کُرد عراقی‌ست. نمونه‌ی…

شعر فوق‌العاده زیبای «سیب» و نظر سه شاعر!

بهرام رحمانی bahram.rehmani@gmaiul.com  وقت شعری و مطلبی و حرفی تازه و از…

رقابت کشور های منطقه و جهان و به حاشیه رفتن…

نویسنده: مهرالدین مشید قلاده داران تروریستان جهان؛ محور رقابت های کشور…

[کورد یەکیگە] 

کۆساڵان بەفر دەباڕیدو  ئەمن لە قۆچان ساردم دەبێ  ئەمن هاتنەگرین ئەبم  سیروان لەمالەم…

مضحکه ی تحت تعقیب بودن سراج الدین حقانی

             نوشته ی : اسماعیل فروغی   سفر پنجم…

جوانمرگی گرامشی؛ مبارز ایتالیایی، در زندان

Antonio Gramaschi (1891-1937) آرام بختیاری گرامشی؛ کمونیست ایتالیایی، خالق دفترهای زندان. آنتونیو-گرامشی (1937-1891م)…

جهان زیستی در بستر جهانی شدن جهان

جهان زیستی فرد٬ مجموعه خصایص و طرز فکری فردی وی…

تافگە صابر

خانم "تافگە صابر" (به کُردی: تاڤگە سابیر)، شاعر، نویسنده، سازنده‌ی…

چه کسانی جهان را اداره می کند؛ قدرت های واقعی…

نویسنده: مهرالدین مشید اداره کننده گان اصلی جهان قدرت های واقعی…

به بهانهٔ روزجهانی عدالت 

نگارشی از سخی صمیم.  ***  نظریات و افکار این قلم انفرادی ومنحصر…

دوحه محور توطیه های خوش خط و خال برضد مردم…

نویسنده: مهرالدین مشید نشست های بین المللی و نبود اراده ی…

آیا جوبایدن درست گفته است ؟   

                             نوشته ی : اسماعیل فروغی         معلوم نیست چه دلایل و شواهدی…

د غبرګولي، اتمه،‌ د پښتو خوږه ژبه، د ورځې په…

لیکونکۍ: محمدعثمان نجیب ژبه،‌ او مورنۍ ژبه، د څښټن تعالیٰ له…

دفاع از جمهوریت یعنی دفاع از خون هزاران سرباز و…

نویسنده: مهرالدین مشید دفاع از جمهوریت به معنای دفاع از ارزش…

مختصری درباره تاریخچه احیای مجدد و باز ساز ی…

جهان درویرانی افغانستان دست داشت درین شکی نیست و اظهر…

ازمثالهای زشت ونامیمون فدرالیزم

برګرفته برخی از مقاله تحقیی تحت عنوان (سیستم ونظام های…

«
»

کتمان وانحراف حقایق وادعای های کاذب و تفرقه افګنانه بخاطر بی ثبات سازی کشور

  نصیراحمد مهمند

(قسمت چهارم پیوست بګذشته)

ادعای نابخردانه وکاذب ابزاری مبنی برسیستم فدرالی

بامختصرمروربرتاریخ وواقعیت های عینی بوضاحت درمی یابیم که علی الرغم تمام تلاش های تخریبی دشمنان ، وحدت ویکپارچګی ملت افغان که دربستر زمان تشکل یافته وبه قوام رسیده وازآزمون زمان هم کامیاب وسربلند بدرآمده ،اقوام تشکیل دهنده وسازنده آن همیشه منحیث ملت واحد ومشت بسته وحدت وبرادری ویکپارچګی خودراحفظ کرده وبلند کردن صدا هایی چون تک تازی حکومت پشتونها ،  ،  تغییر نام کشوروخراسان طلبی ،هزارستان  و تاجکستان بزرک خواهی ها ،حکومت وسیع البنیاد راکه بالترتیب درسه قسمت ګذشته با تفصیلل پرده ازروی خقایق برداشته شده واینک درین قسمت درمورد طرح مجرد وغیرعلمی کورکورانه وهوس آلودسیستم فدرالی ومخالفت بازبان ملی پشتو نیزکه کارنا سزا وصدای جاهلان تجزیه طلب و دشمنان استعمارګروسودجویان فرصت طلب داخلی وخارجی  پنداشته شده وبه چنین شعارهای میان تهی مشتی اراذل واوباشان  دزدان سرګردنه که ملت وکشور را طی بیش ازسی سال اخیر به خاک وخون و تباهی کشانیده اند وملت همبسته وهمګرای اافغان آنرا نیز بازی باکلمات دانسته بادیده انزجارونفرت می نګردوفریادبلند  میدارند که مردم  وکشوربه کله پروتوانمند (صاحب مغزمتفکرواندیشه توانا)ضرورت دارد تاهوسران هاوطوطی های پرورده اجانب.

شعار مقطع یی (وسیع البنیاد ) ازجانب حلقات محدود وناخلف معلوم الحال که به نرخ روز بامعامله ګری حیات ذلت بارشانراتداوم می بخشند ،امروز به سیستم فدرالی حتی تجزیه کشورنوشته ( خانم  بدنام فرشته حضرتی درهرزه زار خاوران )جایش را تخلیه کرده، در زیرچتردموکراسی وارداتی وتحمیلی وآزادی بیان ‏نه ازموضع ودید یک افغان بخاطر دلسوزی وهدف آبادی وپیشرفت وترقی کشورونه برای رفاه وآسایش اجتماعی ونه تنها به شکل غیرمسوولانه وغیرعلمی درتطابق با اوضاع وشرایط خواست مردم وکشور،بلکه بیشتربصورت یک هدف بلهوسانه وبه زیان کشوروملت افغان وبه نفع اجنبیان به عنوان یګانه راه بیرون رفت ازمنازعات قومی ،زبانی ،منطقوی ؟؟ که ولی نعمتان شان عنوان میکنندوتنها سیستم سیاسی برای برقراری وتامین حقوق اقلیت ها عنوان میشود ۰در حالیکه در شرایط واوضاع واحوال نامساعدی مانند  حالت موجودکنونی کشورکه نخست ازهمه به تقویت وحدت وهمبستګی ملی وایجادوونیرومندسازی یک دولت واحدمرکزی قوی ونیرومند ویک زعیم ملی  نیازمند است  ، طرح  وعنوان  کردن شعارهای مقطع یی پوچ ودورازتعقل وغیروابستګی افغانی ونظام فدرالی همه عامل مساعد شدن زمینه بهتروبیشتربرای مداخله همسایګان مغرض ، تقویت جنګ سالاران ، هرج ومرج وانارشیزم وبالاخره تجزیه وچند پارچه شدن کشورپنداشتته میشود۰

لهذانظام فدرالی درشرایط کنونی ، با استفاده از تجارب دیګران وبا درنظرداشت واقعیت های موجوده کشوربه خیر وصلاح مردم وکشوردیده نمیشودوبلکه برعکس مانند  اشتباهی بزرګتراز سیستم دموکراسی بی بندوباروارداتی وتحمیلی مصیبت زای بیموقع و بدون پیش زمینه های لازم  ، نظام فدرالی نیزباعث تقویت تفنګ سالاران منفورومردود شده و زمینه را برای مداخلات بیشتر خارجی آماده وهموارترنموده و درهمدستی با بیسوادی و فقر اقتصادی همبستګی ووحدت ملی را بیشترجریحه دارودشوارترمیسازد، چون احساس مشترک ملی زیر تاثیراحساسات خودخواهی های ګروهی ،منطقوی ،قومی ،زبانی ،مذهبی وغیره کمتر میشود ۰

همین ګونه هرګاه نیک بشنویم ازسطح به عمق نظرافګنیم، تجارب دیګران واوضاع واحول جاری هوشدار میدهدکه فدرالیزم نه تنها حقوق اقلیت ها را تامین نخواهد کرد ، بلکه بنا بروسعت  ابعاد استراتیژیک استعماری دشمنان هستی های مادی ومعنوی این سرزمین بصورت قطع از احتمال بدور دیده نمیشود که دربین اقلیتها اقلیتهای دیګری را بوجود خواهد آوردوآن وقت است که اندرزپیر صاحب نظربه زبان عوام  اللهم یکه یکه بلعیده ونابوخواهد شد(با مراجعه به فیس بک  نامه حاجی محمد محقق به امرالله صالح طشت رسوایی و شرمساری دزدان سرګردنه این مدعیان نمایندګان بی خاصیت  کاذب وتصنعی اقوام هزاره ، ازبک و تاجک را برملا ساخته ونشان میدهد که چګونه بالای خون اقوام متشکله ملت افغان معامله ګری وتجارت می نمایند) ۰

نظام سازی فدرالی یاهرنظام  وسیستم را نمیشود فقط درحرف وبا تعویض پکول  وریش به عطر وپودرونکتایی ودریشی  ویا برعکس آن به ریش وچپن وغیره وبا خوش خدمتی ومیزبانی وحضوراجانب  اعماروایجادنمود۰نتایج وپیا مد های شوم شعار جامعه فاقداستثمار فردازفردکه هنوزهم درتداوم قرارداشته واز احتمال بدوردانسته نمیشودکه بادفاع های به قول خودشان مذبوحانه که اکثرا اخلاق وآداب رسانه  یی را متاثر ومتعفن ساخته جزباقیماند  همان پلان باشد ونمیتوان با پیاده کردن این مدل یا آنمدل درافغانستان خلاصه نمود۰

همانطورکه نظام دموکراسی بی بند وبار صادرشده غرب باناکامی  وشرمساری های مفتضح مواجه شدودرکشورافغانها نه تنها جای پایی  نیافت ، بلکه تباهی وبربادی های جبران ناپذیررا برای هردوطرف معادله ببارآورد ،طرح نظام فدرالی نیزنمیشود فقط با تقسیم کشوربه سه یانه حوزه ایکه امریکایی ها میخواهندبرای سرقت منابع زیرزمینی درآنجا هاپایګاه ایجاد نمایندوباګذاشتن چندتا نام روی آن خلاصه کرد ۰زیرا مردمیکه  ازبهره سواد محروم وبافقروغربت اقتصادی مواجه وازجانب دیګرتجاوزات ومصایب چهل سال اخیرهمه هستی  مادی ومعنوی رابرباد داده خصوصا دوازده سال اخیربابهم اندازی اقوام این  سرزمین کینه وانزجاروذهنیت های منفی را ایجادنموده آمادګی  جواب به دهها سوال ازقبیل تقسیم حاکمیت ، تقسیم قدرت واختیارات اعضای حکومت فدرال و مرکز ، مسایل حقوقی . اقتصادی ، مسایل اسکان ،هویتها و۰۰۰ که در ذیل به  تفصیل ذکر خواهد شد،همه آمادګی وپاسخ می طلبند۰ حل هرکدام ازین مسایل معضلات ګوناګون را پیش روی ما قرارمیدهد ۰ در کشورهاییکه دران فرهنګ دیکتاتوری وخشونت حاکم است، شکست وناکامی سیستم فدرالیزم درمقابله با خواستهای بنام قومی وملی وامثالهم حتمی است ۰

 درافغانستان انسان وقتی به عمق ګرایشات این ګروه بوالهوس معامله  پی می برد که سخن ها یا نوشته آنها را درمورد فدرالیزم میشنود یا میخواند ۰ بعضی ازین سخنرانان ونویسندګان !؟متاسفانه آنقدردراحساسات وهوسهای شان غرق میشوند که نه میدانند موضوع سخن شان چه میباشد ودرمقالات شان به جزعنوان سخنی دیګردرمورد فدرالیزم یا اهداف نظام سازی ملی افغانی به ذره بین  دیده نمیشود ،در سرتاسرسخنرانی یا مقاله شان جزنا سزا وتوهین به دیګر اندیشان وسرمایه های  معنوی،تاریخی  وارزش های اخلاقی وملی چیزدیګری وجودندارد ۰

با مرورګذرا ومختصری ازتاریخ وایجاد این سیستم ماآګاهی وآشنا یی حاصل خواهیم کرد که درجهان بیشتراز بیست کشوردارای سیستم فدرالی وجود داردکه هنوزهم یا درراه روګشتاندن اند ویا درمسیرفراهم سازی تسهیلات به تمرکز ګرایی۰یعنی تاحا ل پختګی یک نظام کارآ راحاصل نتوانسته است ۰وقتی می بینیم که بدوا درقرون هجدهم ونزدهم میلادی مدل فدرالی درجوامع اروپایی و امریکایی راه یافته وآنهارا تا حدودی درهمان مقطع دررفع مشکلات ومعضلات فی مابین دولت وملت یاری رسانید ازهمین جا بود که این مفکوره درا ندیشه های سیاسی راه خودرابازکرده وتوسط دانشمندانی چون التوزیوس ـ پرودون ، کانت ، ژان ژاک رسو وروجیمونت ازنظرتیوری بسط وګسترس یافت وازتوجه لازم برخوردارګردید ۰

برای فهم ومعلومات بهتروبازشدن چشم وذهن کورمغزان ومدعیان کاذب این مبحث اینک مختصرا نظری به تعاریف ونظریات وګردآورده  های عده ای ازدانشمندان افغان وخارجی می اندازیم، نخست لازم است که ازنظرعلوم سیاسی کوتاه مکثی برریشه ومفهوم فدرالیزم نماییم :فد رال ریشه درکلمه لاتین فویدوس(Foedus) داشته که معنی ومفهوم اتحاد، پیمان وقرارداد راارایه میکند ودرحقیقت نوعی ازتشکل ،اتحادیه ویاسازمان اتحادانسانی راتوصیف مینماید ۰ازنظر دانشمندان واژه  فدرالیزم نوعی اتحاد ویکانګی دایمی و پایدارمجموعه سیاسی ای دانسته میشود که باوجود اتحادویګانګی هرعضو این مجموعه ویژګی ها ومشخصات خویشرا حفظ نماید ۰ واما تاکنون یک تعریف مشخص جامع وجهانی ارایه نشده است ۰در قرن نزدهم میلادی بحث پیرامون فدرالیزم در آلمان ازطرف (کونستانتین فرانسkostantinFarance۱۸۱۷– ۱۸۹۱)ادامه یافت۰موصوف با اعلام « دولت های فدرالی» مخالفت خویشرا با سوسیالیزم، لیبرالیزم ، مونارشی ودموکراسی علنا اعلام کرد ۰ («۱»مجله آریانا-شماره ۴-۵و۶  جولای ۲۰۰۴ م مقاله تحقیقی انجنیراسدالله علم )۰

مونتسکیودانشمند اروپایی(۱۶۸۹- ۱۷۵۵) که بعدازالتوزیوس قدمهای بیشتررا درپروسه پیشرفت تیوری فدرالیزم برداشت و‏آنراغنا بخشید ۰ نامبرده به فرانسه آنزمان که به سوی خود کامګی ودیکتاتوری قدم برمیداشت مدل جمهوری فدراتیف راعرضه نمود۰پیش شرط اصلی واساسی برای بنیان همچورژیمی ازدید ګاه مونتسکیواین بودکه این جمهوری خودمتشکل ازجمهوری های کوچکتری باشد ۰وی به نظریه نامتجانس های التوزیوس یعنی اینکه این تفاوتهاهستند که نشان دهنده استقلال وفردیت اعضامیباشد، نظریه تجانس هارا یعنی اینکه این مشترکات وهمسویی ها هستندکه باعث وحدت، اتحاد وپیوندآنها میشود راعلاوه نمود ۰

درجریان بحث ها پیرامون قانون اساسی امریکا درسالهای ۱۷۸۷م در نشریه فدرالیست اصطلاح جدیدی به نام فدرالیزم در تاریخ تفکرات سیاسی بوجود آمد ۰ هرامریکایی ازین به بعد مربوط به دو اجتماع ، ګروه ویا واحد سیاسی یعنی به یک اجتماع نسبتا نزدیک وخودی یعنی دولت ویاایالت و یک اجتماع نسبتا دور یعنی ملت ، می شد۰ تفاوتها بین هردو اجتماع ویا هردوواحد کاملا مشخص ومعلوم هستند۰هر واحد سیتم دولتی خودرا داشته وهردو اعضای دولت مرکزی میباشند ، یعنی «وحدت در تفاوتها» مشخصه عمده یک نظام فدرالی همین منسوب بودن ومربوط بودن یک واحد کوچک به یک واحد بزرګتر ازان وباز مربوط بودن یک واحدبزرګتر به یک واحدبزرګترازخود آن وادامه این ارتباط تا به بزرګترین  واحد و درعین حال مستقل بودن هریکی ازین واحدها از واحد بزرګترآن میباشد ۰ ازلابلای آثار ونوشته های این نویسندګان نه تنها فدرالیزم به عنوان یک پروسه دینامیک ودرحال تکامل فهمیده میشود ، بلکه این موضوع نیز روشن میشود که آنها به سوی یک دولت واحد با یک زمامدارمقتدرکه زیرپوشش قانون اساسی باشد، تلاش میورزند ۰

بدون شک که تاریخ شاهد بروز وعینیت فدرالیزم به انواع واشکال مختلف آن میباشد ، ولی قاعدتا این اتحادویکجا شدن واحد های مستقل به دورهم نبایدالزاماانګیزه سیاسی داشته باشد ۰ انګیزه اصلی آن غالبا برمحورتشکل وسارماندهی یک اتحادنیرومند تربخاطردفاع ازحملات بیګانګان رفاه اقتصادی می  چرخد۰مثالهای زیادی راازعصرباستان دریونان وقرون وسطی دراروپا میتوان ذکر کرد ۰مشخصه عمده یک کنفدراسیون اینست که دولتهای مستقل به عنوان اعضای مستقل یک پیمان که معمولافاقد یک قدرت دولتی متحد ، فاقد یک ارتش مشترک، فاقد قانون اساسی مشترک وفاقد یک نظام حقوقی مشترک میباشند، باهم پیمان واتحاد میکنند۰کنفدراسیون امریکا تا سال ۱۷۸۸، سویس از ۱۸۱۵ تا ۱۸۴۸و آلمان از ۱۵۱۵ تا۱۸۶۶ از جمله کنفدراسیون های مهم جهان بودند که بعداهر یک به  فدراسیون ها تبدیل شدند ۰

مجمع مشترک سازمان ملل متحد وپیمان مشترک اروپای غربی نیز یکی از اشکال بخصوص کنفدراسیون هادرعصر حاضرمحسوب میشود۰ پیمان مشترک اروپاوقتی بوجود آمد که چند تا از تشکلات مستقل سیاسی که عبارت بودند از چند دولت مستقل وچند تشکل غیردولتی که باهم یکجا شده وخواستند تابایک سیاست مشترک راه حل هایی را برای مشکلات شان پیدا کنند ۰

آقای علم دانشمندافغان درجایی ازمقاله  خود باحوصله مندی وتحلیل جامع ازسودزیان این سیستم با درنظرداشت  شرایط حاکم درکشور خودمامی افزاید:«هرګاه ما به معرفی وتجزیه وتحلیل چند تا ازمدل های فدرالی درجهان بپردازیم ، ازیکطرف درخواهیم یافت که ازدوفکر کدام یک درشرایط فعلی وحاکم کشورماافغانهاکه هنوز هم درجنګ پنجه اشغال متجازین درګیراست موجه ازاب بدرمی آید واز جانب دیګرعلل شکست یا پیروزی این یا آن مدل دراین یا آن کشور را درخواهیم یافت که چه بوده است ،آیاوجوه مشترک یا تفاوت هایی را میتوان بین آنها وکشور خود ما دریافت کرد؟ و کدام نوع مدل بدردبخور برای نجات ازحالت موجود ویک  تجویزوتدبیر خردمندانه برای تامین رفاه امن  وتحفظ  منافع ووحدت ملی وتمامیت ارضی ما بوده میتواند ؟

باتوجه به مدل کشورهای بیرونی (زیراکاربرد عقل عده ای از افغانها بیشتر بردنباله  روی  وکاپی کاریها باذهن وچشم های بسته وهوس آلود متمرکزاست تا۰۰۰)  هرګاه مدل فدرالی درکشورآلمان موفق بدرآمد وباعث وحدت واتحاد حکومت های محلی شد واین کشوررا به شاهراه پیشرفت وترقی سوق داد، ویاهم درکشورسویس که در  یکی ازسخنرانی های پراګنده وبدون مبتداءوخبرآقای فهیم  قسیم مورد توجه قرارګرفته  ،باعث تعادل مطلوب میان وحدت ملی وچند ګانګی ساختاری آنها ګردید، ودرنتیجه آن کنفدراسیون به یک فدراسیون مبدل ګشت ۰ بسیاردل پذیراست بخاطریکه موجب حفظ عظمت وهویت ملی ، افتخارات اتباع و تمامیت ارضی کشورهایشان ګردید، ومحتاج آنست که مطالعه وتحقیق بیشتروعمیق علمی درریشه یابی  رازها  ،پیش زمینه هاوپشتوانه های آنها بطورمقایسوی انجام ګردد۰زیرا (صرف به حلوا ګفتن دهن شرین نمیشود ) ۰اراده وتصمیم وشایستګی ملی را درپرتویک مشی ملی مبتی برمنافع ومصالح علیای مردم وکشور وتوسط تیم ملی می طلبد۰ازچنین تحقیقات وتحلیل ها وقتی بیشترما راه یاب ومستفیدشده می توانیم که درتحلیل شان محاسن ومعایب ونتایج آن  در کشورهای مختلف به مطالعه و بررسی ګرفته شده  باشد،زیراما در جهان مدل های ناکام وشکست خورده ای را هم داریم ۰که الزاما بایست آنرانیزازنظرګذراند  و ازان  پند ګرفت۰بطورمثال مشاهده میکنیم که در نایجیریااین نظام وسیستم سیاسی عملا به شکست جبران ناپذیر مواجه ګردید ،درجریان ده سال یعنی پس از کسب استقلال بین سالهای ۱۹۶۰ –  ۱۹۷۰میلادی در اثر بر خورد های قومی درین کشور بیشتر از دوملیون انسان به قتل رسید۰

در یوګوسلاویای سابق پس از مرګ مارشال تیتو وفرو پاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق، نظام  فدرالی که بیش از بیست سال ادامه داشت ازهم پاشید و این کشور بالاثر جنګ های تباه کننده مذهبی ولسانی پارچه پارچه وتجزیه ګردید۰ در کانادا و بلژیک که امروز در قطارکشور های پیشرفته جهان بحساب می آیند ، مدل وسیستم فدرالی شکست خورده و این کشورها به سوی تجزیه ګام می بردارند ۰

همین قسم درایالات متحده امریکا که ازپیشګامان واولین کشور فدرال در تاریخ جهان است ، قدرت حکومت های محلی ( ایالتی) روز تا روز ضعیفتر ومحدود تر شده می روند و این کشور به سوی یک حکومت تمرکزګراګام برمیدارد ۰

ازمثالهای زشت ونامیمون یکی دیګرهم برفدرالیزم بلژیک میتوان مکث نمود ،زیرابه لحاظ اینکه حاصل اندیشه وتلاش های هوس آلود وجدایی طلبانه سردمداران این سیستم است که  هم آهنګی وهمکاری بین نهاد های مختلف دولت را مشکل کرده است۰ هرنهاددولتی سعی میکند تا(مانندګروه های نامتجانس ګردآورده شده درشرکت سهامی  مافیایی مولودبن درکشورخودما) قدرت خودرا با ګسترش حدود صلاحیت خودافزایش دهدوکمتربرای پیشبرد طرحهای مشترک دولتی علاقه نشان دهد ۰درحالیکه بعضی از سیاسیون این کشور(مانندعده ای از سیاسیون نماهای کشورما )، مدل فدرالیزم خویشرابه عنوان الګو ونمونه برای فدرالیزم  آینده اروپاتبلیغ میکنند ،امااروپا با بنای حاکمیت مشترک چند دولت وایجادهویت اروپایی که فرای هویتهای ملی است میکوشد ملتها را باهم نزدیک کند، اما فدرالیزم بلژیک با ایجاد جدایی بین دوقوم وسیاست ادغام اروپادردوجهت متضادحرکت میکند۰

روح تحقیقات وتحلیل های دانشمندان ومحققین درمورد بلژیک چنین بیان وارایه شده است:«اززمانی که فدرالیزم عینیت یافته ، دوقوم تشکیل دهنده بلژیک هرروزنسبت روز قبل ازهم بیشتر دورشده وفاصله میګیرند ۰ کودکان هالندی زبا ن و فلمان زبان به مکاتب جداګانه میروند وبه کانالهای تلویزیون مشترک نګاه نمی کنندو مردم هردوقوم هر یکی روز نامه های خودرامیخوانند ۰ باین ترتیب احساس هویت ملی مشترک درجامعه تضعیف شده واز بین میرود ۰تا امروز درین کشور حزب ملی و سرتاسری وجود ندارد که به این اختلافات پایان دهدواحزاب بیشتر باعث جدایی شده تااتحادویګانګی شهروندان این کشور ۰به هرصورت به عقیده اکثر صاحب نظران این  نظام قابل بقا نبوده ودیریا زودشکست میخورد۰ ازجمله ده عشاریه دوملیون جمعیت این کشور پنجاه وپنج درصدفلاندر سی وسه درصد والن وتقریبادوازده در صدآن دیګراقوام می باشند که اکثر آنها مهاجرین از دیګر کشورها بوده وتعداد آنهاهر روز ازدیاد می یابد ۰ این اقوام نیز تا ابد به تقسیم بندی کنونی تن درنخواهند داد وهریکی خواهان تقسیم بندی جدید ی خواهد شد ۰ صرف نظرازانکه با محروم کردن این مردم از حق رای، این نظام درتضادبا اساسات آزادی و دموکراسی قراردارد۰

ساختار فدرالی آلمان نتیجه یک پروسه تاریخی موفق بوده که در جریان آن ساختار ونظم ایالتی (لندها) موجوده آن به عنوان ابزار وساختار تشکیلاتی برای اتحادسیاسی این کشور نقش  بارزی بازی کرده اند ۰ برعکس اضلاع متحده امریکا و یا سویس ، درآلمان به فدرالیزم همیشه به عنوان یک ساختار سیاسی غیر قابل انصراف و به عنوان یک ضرورت برخورد شده است ۰ از آوان این پروسه که در زمان ( رایش Reich) مقدس رومی هاشروع میشود تا به امروز با وجود کمبود ها، مشکلات، شکست ها وسکوت هایی که این پروسه را بدرقه نموده است ، امروز میتوان ساختار فدرالی آلمان رایکی از موفق ترین نظامهای موجوده جهان به شمار آورد که اکثر صاحب نظران رمز این پیروزی را درزبان واحد ودین واحد سرزمین وهم در سطح سواد ، اقتصادو دانش مردم آن میدانند۰

فدرالیزم آلمان نیز مانند امریکا به سوی حکومت تمرکزګرا قدم برداشته ، طوریکه براساس قانون موجوده تنها دولت مرکزی حق قانونګذاری را در زمینه های ګسترده داشته وایالت ها صرف درزمینه های فرهنګی ، تعلیم وتربیه و امور مذهبی از صلاحیت های مستقل برخوردار اند وحقوق دولت مرکزی سیستم فدرالی۰ ایالت  ها دیګر قادر نیستند تا به  شکل مستقل تصمیم بګیرند وسیاست ها همه از طرف دولت مرکزی تعین میګردند برحقوق ایالت  هاتقریبا در همه زمینه های دیګر ارجحیت دارد۰با وجود اینکه سیستم فدرالی هنوزهم درآلمان به شکل جدال آمیز مورد بحث قرارګرفته ، ولی نظام فدرالی درآلمان  به یک نظام فدرالی نمایشی مبدل ګردیده  ونظام کنونی بیشتر به تمرکز ګرامیماند تا بیک ۰سیستم فدرالی۰

فدرالیزم مکسیکوکه بزرګترین کشورامریکای مرکزی بوده ودارای تقریبا نودوشش ملیون نفوس که ( شصت درصد آنرا میستیتسین ها ، سی در صدرا سرخ  پوست ها ، نه درصد را سفید پوست ها) تشکیل میدهند ۰ نودوشش فیصد ازمردم آن به زبان اسپانیایی ومتباقی به بیست وپنج لسان دیګر از جمله زبان مایا حرف می زنند۰ سیستم سیاسی این کشور از سال ۱۹۱۷م  باینطرف جمهوری فدرالی میباشد که دارای سی ویک ایالت ودومجلس یعنی یک پارلمان مرکزی ویک مجلس سنا میبا شد۰ازجمله پنجصدعضوپارلمان ،سه صد عضو آن وازجمله سیصدعضومجلس سنا یکصدوبیست ویک عضوآن به شکل مستقیم  وبقیه از طرف احزاب برنده به شکل غیر مستقیم انتخاب میګردند۰رییس جمهوری در این کشورازقدرت بی حد ومرزی برخوردار است  اودرعین حال که رییس جمهور است ،سرقوماندان  اعلی نیز میباشد و صلاحیت دارد تا رییس حکومت ورییس قوه قضاییه  کشور را عزل ونصب نمایدبحث وګفتګودرباره فدرالیزم درین کشور بادیګرکشورهای دارای سیستم فدرالی مانند آلمان ، ویا ایتالیا فرق میکند۰ دراین کشورسخن به جایی کشیده است که بقا وموجودیت سیستم سیاسی ایکه ازده ها سال به اینطرف درین کشوربرقراراست ، زیرسوال قرارګرفته است وبه قول یکی ازنویسندګان این کشوربنام ( ویلیامرWilliamr) جای شک وتردید است که تقویت نظام فدرالی درین کشورابزاری باشد برای دموکراتیزه کردن جامعه۰توجه به مقررات قوی فدرالی ،پیاده نمودن قانون اساسی سال ۱۹۱۷م به دست فراموشی سپرده شده است ودیګرعملا قابل اجراوپیاده کردن نیست وازبعضی جها ت این علاقه تصادفی وبدون جهت نیست ، درتقریبا همهء ایالات این کشورنه فقط نشانه هایی ازفسادتدریجی اقتدار، بلکه نشانه هایی ازشکست وتجزیه قدرت واقتدارمشاهده میشود ۰ درحالی که درمکسیکو توجه جدی به فدرالیزم به عنوان یک عنصرکمک کننده برای استحکام دموکراسی مبذول میشود ، تر س ازاینکه حیات دوباره فدرالیزم باعث تجزیه این کشور شود، نیزوجود دارد ۰

طوریکه رییس جمهور قبلی این کشور( ارنستو ذیدلوErnesto Zedillo) اظهار میدارد:ما باانتقال قدرت ، مسوولیت وکاردانی ازمرکز به دیګرسطوح دولتی به جلو میرویم ، اما ترس ونګرانی ازین وجود دارد که فدرالیزم مکسیکو با همان مشکلات وموانعی روبرو شود که دیګرکشورهای فدرالی ازقبیل کانادا، ایتالیا ، یوګوسلاویا وچکوسلواکیابه آن مواجه ګردیدندو دورنمای این کارهم انقدرغیرمحتمل به نظر نمیرسد) ۰

« ضرورت تاریخی حکم مینمایدتا ګوش ومغز بالهوسان تجزیه  طلب ودزدان سرګردنه این سنګرداران اجانب درکشورافغانهابازشود ،هرګاه خوداستعدادی دارند ۰بجای توهین وتحقیربه آدرس یک قوم بزرګ وباشهامت با زبان کوچه یک بارپت ومخفی ازنظر باداران وولی نعمتان خویش عمیقا این کشوررا مطالعه وسرنوشت خود وآینده هوس های خویشرا دریابند»۰

 (کارلوس فوینتیس Carlllos Feuntes)که یکی از صاحب نظران با اعتبار وشناخته شده مکسیکو است ، اظهارمیدارد طرفداران امریکادر مکسیکوهنوز این امید شانرا که مکسیکو ازپنجاه ویکمین ایالت اضلاع متحده امریکاشود، را پنهان نمی کنند ۰

برای فهم وروشن شدن بهترمعضلات ومشکلاتی که نظام فدرالی مکسیکوبعد از تقریبا بیشتراز نود سال تا هنوزهم روبرواست  ومشکلات یکی ازایالات این کشوررا به نام ( چیپاChipa)که رابطه نزدیک وتنګاتنګی با آینده فدرالیزم مکسیکو داردقابل غور وتحقیق بیشتر دانسته اند، که از حوصله این مبحث بدوراست ۰اما وضعیت دولت مرکزی وحکومت های محلی آن قدرخراب وبد است که فدرالیزم خود دعوت وابزاریست برای انارشیزم وچپاول تا سرحد تجزیه این کشور ۰مثلیکه در کشورخودما که ازمیراث های شوم «شوروی بزرررررګ۰۰۰»بازی واستفاده ابزاری با کلمات برای چپی وعده ای افرازات راست نمای  شان «یعنی مانند هم  قماشان  تاجکستان بزرګ وخراسان  و هزارستان  طلبان »رایج است ۰

در مقالات وآثار تحقیقی دانشمندان مخصوصا آقای اسدالله علم بخاطر روشن شدن مفاد ومضاراین سیستم درابعاد مختلف وکشورهای مختلف توجه بیشترمبذول شده ودرتسلسل بااین مبحث فدرالیزم درکشوپهناورهند نیزازنظر بدورنمانده است۰ کشورهند با داشتن تقریبا بیش از یک ملیارد نفوس و۳۲۸۷۲۶۳ کیلو متر مربع مساحت ارضی هم ازنظر جمعیت واز نظر وسعت بزرګترین کشوردارای سیستم فدرالی دنیابشمارمی آید اساس نظام فدرالی دراین کشورسه سال بعدازاستقلال آن درسال ۱۹۵۰میلادی درقانون اساسی آن که خیلی متاثراز قانون سال ۱۹۳۵ بریتانیا ی وقت بود، ګذاشته شد۰سیستم سیاسی هند دارای دومجلس میباشد ۰ما می بینیم تاهنوزهم که بیشتراز پنجاه سال از برقراری نظام فدرالی آن میګذرد ، تاحال قادر به  حل منازعات قومی ، لسانی، مذهبی و۰۰۰ نګردیده است وسالانه صد ها وحتی هزارها نفر در اثر برخورد های مسلحانه که اکثرا انګیزه های قومی ومذهبی دارد جان های خودرا از دست میدهند ۰

اکثریت قابل ملاحظه قانونګذاران درآن زمان به این نظر بودند که کشوری با این پهنا وبا این جمعیت بزرګ که دران با بیش ازنزده لسان سخن رانده میشودومردم آن به چندین دین ومذهب ( هندو، اسلام ،سک ومسیحی وغیره) اعتقاد و باوردارند، تنها توسط یک نظام فدرالی اداره شده میتواند وتنها این سیستم میتواند ضامن بقا ویکپارچګی آن ګردد ۰ هند خودرایک کشور سکولاردانسته ودرقانون اساسی آن عبادات مذهبی آزاد میباشد ۰

سیستم این کشوررسمایک سیستم قویا مرکزی میباشد ، طوریکه اکثر صاحب نظران آنرا یک نظام شعبه فدرال میدانند۰رییس جمهوردرین کشوراز اختیارات ویژه ای برخوردار است ۰مثلا در صورتیکه والی (ګورنرGouverner) یک ایالت که خود نیزاز طرف رییس جمهورتعیین میګردد، از تخلفات قانون اساسی همان ایالت به دولت خبربدهد ، رییس جمهورقادراست که تمام دستګاه دولت به استثنی قوه قضاییه همان ایالت را به پیشنهادصدراعظم خود خلع قدرت نموده وتمام اختیارات آنرا به ارګانهای دیګر دولتی و یا والی همان ایالت (یعنی نمایند ه اش) واګذار نماید۰ هرچند تااواخر دهه شصت رییس جمهور به ندرت از ین صلاحیت استفاده  یا سوء !؟استفاده نموده است  ، اما این مساله بعد ازآنکه جواهر لعل نهروازبین رفت وحزب کنګره به شکست های متواترروبرو شد ، ودیګرنه دردولت مرکزی ونه هم در اکثرایالت هابه عنوان قدرت درجه اول شناخته میشد، رییس جمهوراین کشور بناء به پیشنهاد صدراعظم ورییس حزب کنګرس آن زمان خانم اندرا ګاندی ، رسما تحت نام وحدت ملی ، اما درحقیقت بخاطرعلایق حزبی ، از سال ۱۹۶۶ م تا سال  ۱۹۷۷م جمعا سی و نه دولت ایالتی را خلع قدرت نمود و این رقم تا سال ۱۹۹۵ به نود وپنج افزایش یافت۰

باازبین رفتن نهرو ورویکار آمدن اندراګاندی اوضاع تغیرکرد ۰واقعیت امروز طوری است که فعلا سیستم حزبی خیلی محلی شده وحزب کنګره دیګر آن قدرت  بدون رقیب ویکه  تاز میدان نبوده ، توسط احزاب محلی خیلی ضعیف شده ودراکثرایالات قدرت دولتی به دست ګروههای محلی میباشد ۰ حتی مربوطات پایین ترین اقشار( کاستها) شروع به فعالیت و سازماندهی سیاسی نموده وخودرا متشکل می سازند که این کارخوداکثرا باعث برخورد های خشونت بارمی ګردد۰

یکی از مسایل استثنایی وخطرناک درین کشورمساله پنجاب ، جاییکه شعبه نظامیان سک ازسال ۱۹۶۰ به این طرف برای استقلال این ایالت می جنګند، میباشد ۰این تنشها زمانی به اوجش رسیدکه صدراعظم وقت خانم اندراګاندی درسال ۱۹۸۴م به اردودستور حمله به معبد طلایی که مقعر اصلی تروریست های سک درشهرامرتسربود، را  داد۰ تخریب مکان مقدس سکها که بعدا باعث قتل خانم اندراګاندی وکشتار های دسته جمعی بین هندوها وسکهاشد ، نفرت وانزجاررا در بین فرقه های مذهبی این کشوربیشترنمود ۰درحالیکه بعضی ازناظرین درین ګیرودارها زوال نظام فدرالی را درین کشورمشاهده میکنند، عده دیګری این سیستم را یګانه راه برای جلوګیری ازتشنجات از مناطق بی ثبات این کشور به مناطق با ثبات آن میدانند ۰

ازدو مدل فدرالی ناموفق دیګری هم که جا دارد تا ازآن نیزدر ینجا بشکل خلاصه ترذکرشود ، کشور های کانادا ونیجریه میباشند :

در کانادا برګزیدن روش فدرالیزم از روز نخست برای برقراری سازش میان دوګروه قومی با زبانهای متفاوت بود که بر بنیاد پالیسی منحوس تفرقه بیاندازوحکومت کن انګلیسها درین مستعمره دو بار باهم جنګیده بودند ۰ فدرالیزم نتوانست همزیستی لازم را میان آنها برقرارسازد۰ زیاده خواهی یک ګروه و برتریجویی قومی دیګردرزمره دلایل بیشماری اند که این عدم موفقیت را باعث شده است ۰ مدل هاییکه درافغانستان تاحالا مطرح شده است ،نخست باید ګفت که چنین ادعا ها وطرح ها نه تنها یک فیصد در بین ملت واحد و لا یتجزای افغان ریشه ای نداشته ازمحاسبات علمی ومنطقی وعملی واحساس ملی دلسوزانه درجهت آبادی کشوروآرامی ملت کبیرافغان بی بهره است بلکه چنین ادعا وطرحها کاردشمنان مقهور تاریخی وجغرافیایی افغانها میدانند که بواسطه عمال زرخرید ونوکران ګوش بفرمان ونا خلف داخلی با هدف رسیدن به پلانهای شوم شان براه انداخته شده وملت افغا ن باانزجارونفرت با آن مبارزه میکنند ۰این عمال شناخته شده ومنفورتقسیم بندی براساس قومیت ، زبان و یا تقسیم منطقه براساس قدرت های مسلح موجوده را مطرح میکنند۰

وقتی در کشور هایی مثل کانادا،مکسیکو ، بلژیک ونیجریه با این پیشرفت وتمدن، تقسیم بندی ها این روش به ناکامی منجر شده است ، پس در کشوری عقب افتاده ای مثل افغانستان که  نمایندګان کاذب وتصنعی استخدام شده اجانب ازنام ا قوام ساکن  کشور خودرا آقای دیګران و هرکدام کشور را مایملک خود میدانند و برای اشغال یک پست بیشتردولتی حاضر اندتاهست ونیست کشور را برباددهند وکشور رابیشتربه مخروبه ای تبدیل کنند ، معلوم است که نتیجه چه خواهد بود ۰ومی بینیم که نا همګونی بین ګروههای مختلف قومی ، زبانی ویا مذهبی در داخل خاک یک کشور نباید حتما سبب ګزینش راه حل فدرالی شود ویااینکه فدرالیزم پاسخی قطعی به جدل همیشګی تشدد میان افراد وجوامعی که حتی با سیستم دموکراسی اداره میشوند ، باشد ۰

در نایجریاکه مردم آن مانند افغا نستان به شکل قومی وقبیلوی زندګی می نمایند، این نظام عملا شکست خورده ودرجریان ده سال یعنی بعد ازاستقلال آن کشوردرسال ۱۹۶۰م باعث قتل بیش ازدوملیون انسان دراثربرخوردهای قومی شد ۰ وابستګی های قومی ومحلی درین کشورچنان است که هریک حکومت های محلی فقط به منافع قومی خود می اندیشد وحس مشترک ملی درآنها وجود ندارد ۰

باجمع  بندی آنچه درفوق تذکاریافتته  حاصل ونتایج آنرا  چنین درمیکه: مدل فدرالی آلمان را که میتوان درپهلوی مدل امریکا وسویس از مدل های نسبتاموفق فدرالی جهان به حساب أورد که قبلا کنفدراسیونی بود وبه مروربه یک فدراسیون تبدیل شد ونه ازقبل یک کشوری بامرزهای مشخص بین المللی که برای حل منازعات شان جبرا ازمرکزفرارنموده وبه یک سیستم فدرالی واقعا بخاطر آرامی وآبادی مردم وکشور روآورده باشند۰ افغانستان امروزی را نمیتوان نه ازنظر اقتصادی ، نه از نظر فرهنګی ونه هم از نظر ترکیب قومی و زبانی با آلمان آنزمان و یاآلمان امروزمقایسه نمود ۰پیدا نمودن یک وجه مشترکی بین افغانستان وآلمان سال ۱۸۷۱م یعنی سالی که اولین پیمان نظام فدرالی این کشور به رهبری بیسمارک(bismark) ګذاشته شد،نیز مشکل به نظرمیرسد۰ پس نمیتوان این مدل را به افغانستان کارآمد دانست ویا سرمشق ونمونه قرارداد۰صرف نظرازاینکه سیستم فدرالی هنوزهم درآلمان به شکل جدال آمیزقرارګرفته ومخالفین آن میګویند که اګردرزمان بیسمارک سیستم فدرالی برای اتحادملی ووحدت شهرهای خورد وبزرګ به عنوان یک ضرورت پنداشته می شد ، دیګر شرایط تغییر کرده واین ضرورت وجودنداردومنتفی دانسته میشود۰

واما درباره سیستم فدرالی هند که میشود آنرا ازنظر ترکیب زبانی، قومی ومذهبی تا حدودی با افغانستان مقایسه نمود ۰هرچند که این ترکیب درهند به مراتب پیچیده تر است ۰ از نظرسطح اقتصادی وتعلیم وتربیه نیزهند به مراتب ازافغانستان پیشرفته تراست۰فرهنګ هند فرهنګ صلح ، مداراوعدم خشونت است در حالیکه درطول تاریخ افغانستان بنا بموقعیت مهم استراتیژیکی اش برای شرق وغرب طرف توجه بوده و همواره موردتجاوز وحملات قدرتهای بزرګ استعماری دردفاع  عادلانه ومشروع قرارداشته که تداوم این مساله « بابذر تخم نقاق وبی ثبات سازی پالیسی های منحوس وظالمانه انګلیس ها وروس وبخصوص طی بیش از دوازده سال اخیرا تجمع وتجاوزدرندګان و چرندګان وګرګس های لاش خورزمامداران دوکشورهمسایه ایران وپاکستان بالای نعش افغانستان مستقیما ودروجود مزدوران استخدام شده شان ۰خصوصیات وفرهنګ سچه افغانی را به طرف فرهنګ جنګ وخشونت زوروانتقام کشانیده است                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                        ۰ بناء هند رابا وجود امکانات خوب و رهبران ښایسته ونامدارهمچون مهاتما ګاندی ، جواهرلعل پندت نهرووغیره ، بازهم می بینیم که هنوزهم بعدازپنجاه سال برقراری نظام فدرالی قادربه حل منازعات قومی ، لسانی ،مذهبی و۰۰۰در ین کشور نشده است و تاهنوزهم صد ها نفردراثربرخورد های مسلحانه که اکثرا انګیزه مذهبی وقومی دارندجان خودرا ازدست میدهند ۰

چنانیکه یکی از صاحب نظران کشورهندمینویسد:« بجای آنکه فدرالیزم باییست یکی ازابزارهای موثروکارامدبرای مدیریت منازعات قومی، مذهبی و دیګرمنازعات و روابط اجتماعی باشد۰ برعکس آن فدرالیزم منازعات  را پراګنده نموده وبه ایالات وشهرها منتقل میکند۰مشکلات جدید رابین اقوام بوجود می آورد ، باعث پروراندن عدم همکاری بین ګروه های کوچک بنام قومی  !؟ میشود ،  تا اقتدارحکومت های محلی را بدست ګیرند و بالاخره تمام انرژی نیروهای محلی صرف رقابت ها ومشاجرات برای تصا حب قدرت میشود تا برای بهبود سیستم تعلیمی، اجتماعی واقتصادیی مردم »۰«ما صدق این نظررا درکشورخویش افغانسنان عزیز که اززمان حکومت مزدورکمونستی این افکاروکردارباطل ګروهک های ناخلف وبولهوس معامله ګرآغازوبیناد ګذاری شده ودردوره ملوک الطوایفی وتفنګ سالاری ربانی آبیاری واستحکام یافت ودردوران دوازده سال اخیراداره شرکت مافیای مولود بن عملا به جانب خود سری وتشدید منازعه سازی بنام قومی ومذهبی ،درجهت تخریش وحدت ملی وتمامیت ارضی روان است شاهد زنده هستیم ۰

دلایل مبنی عدم کارآیی وعدم موثریت فدرالیزم چنین برشمرده اند:درنظامهای فدرالی ګرفتن تصامیم سیاسی مشکل ودشوار بوده واین کار باعث کندی امورمیشود ۰ دولت مرکزی ، دولتهای عضو،پارلمان، مجلس فدرال وادارات تصمیم ګیرنده باید ملاحظه یګدیګررا کرده و به شکل مرتب باهم روی قضایا به بحث ومذاکرات طولانی بپردازند ۰ اکثرتصامیمی هم که در آخر ګرفته میشوند، بیشتر مصالحه روی یک مخرج مشترک خیلی کوچک وتقریبا بی محتوا میباشد تا اینکه تصامیم مربوط به موضوع وبااثردر سیستم فدرالی حکومت کردن موثر وجدی جای ندارد ۰

فدرالیزم سد بزرګی در راه رفورمیزه کردن جامعه میباشد ۰ دولتهای  عضودر ایالتها نه تنها براساس منافع ایالتی ، بلکه هم بر اساس منافع حزبی شان تصمیم میګیرند ۰آنها در حقیقت تقریبا همیشه درحال مبارزات انتخاباتی میباشند وموانعی میشوند در راه اتخاذ تصامیم سیاسی ۰ (نمونه نزدیک وزنده اپوزیسیون متلون ورنګه وبه اصطلاح هشت رخ نه ګرد اداره آقای کرزی )۰

دولتمداری درهمچونظامی غیرقابل رویت میباشد۰ یک دولت مرکزی، چندین دولت محلی ، وچندین ارګان تشریفاتی وغیره تشریفاتی روی قضایا تصمیم میګیرند وبه این ترتیب برای مردم ناممکن میګردد تا در قضایا ی سیاسی سهم بګیرند واین خود باعث آن میګردد تا مردم از قضایای سیاسی بدوربمانند ، ودلزده وخشمګین ازدولت وسیاست شوند۰

از نظر مالی هم مصارف سیستم فدرالی خیلی هنګفت میباشد ۰یک دولت مرکزی ، چندین دولت محلی ، پارلمان ومجلس فدرال همه نیازبه پول دارند ۰که از نظر شکلیات خواسته های فرعونی ګروه مافیایی بر سر اقتداربرای عیش ونوش وتداوم قدرت شان از خون مردم زیر سلطه شان چیزی دیګری به ارمغان ندارد۰

از دیدګاه عاقلانه وعالمانه شرایط لازم  الاجرا برای پیاده کردن نظام فدرالی درکشور واحد ولایتجزای افغانها وجودندارد ۰ تا زمانیکه شرایط آماده نشود هرګونه تلاش بیهوده باعث تداوم ضرر،وناأرامی ونآامنی وبی ثباتی بیشترشده ومنحیث مانع و سد پیشرفت ،آرامی وآبادی واقع میشود  ۰بالخصوص در جامعه ایکه بیش ازسی سال جنک وخونریزی ، قتل وغارت و ویرانی و تباهی مادی ومعنوی دراستمرارقرارداشته وتا هنوزهم به شکل قبیلوی زندګی میکنند و دست ها و چشمهای ڼاپاک آز وحرص بیګانګان درازودوخته باشد بجای منافع ملی کشور درپی منافع ګروه و قشلاق با شدبه شکست حتمی روبرومیباشد وبیګانګان  سود میبرند۰

 وقتی فدرالیزم به نام وحدت به مردم تحمیل شود ، تبدیل به وسیله  اعمال زور و اختناق میشود ۰ مردم سالاری  در پرتو انصاف وعدالت میتواند که به شکل خیلی خوب وآنهم بدون فدرالیزم وجود داشته باشد ۰افغانها نمونه ومثالهای خوب و زشت دولتمداری و نظام سازی سیاسی را طی تاریخ پراز فراز ونسیب خویش تجربه کرده اند  هرګاه باآموزش و عبرت از آنهانسل ما درراستای همین آرمان تلاش ومبارزه کنند و پیش زمینه ها ی یک نظام و سیستم کارآ وپاسخګورادرمطابقت وموجودیت  یک مشی جامع ملی به اقتضا وخواست مردم خویش مبتنی بر شرایط زمان آماده ګنند ، وظیفه ومسوولیت خودرا انجام داده اندآنګاه است که ما به آقا و بادار صدرنشنین واعظ چپاولګر جایی نخواهیم ګذاشت ، بلکه برای مواظبت و پاسداری نظام وسیستم برطبق مشی وستراتیژی ملی به افراد شایسته مسلکی وفادارصادق وتیزهوش و ایثار ګرباسابقه روشن ونیک نیازخواهیم داشت۰واین نسل های بعدتر خواهند بود که رژیم مورد نیاز خودرا انتخاب میکنند۰ شایدهم با پیشرفت وتکامل ،جهان بسویی برودکه نه سیستم کنفدرالی ونه سیستم مرکزی و نه هم سیستم فدرالی دیګر کارساز باشند ۰شاید هم با پیشرفت وتکامل جهان سیستم و طرز نظام دولتی جدیدی بوجود بیاید ، که ما امروز آنرا پیش بینی کرده نمیتوانیم ۰

بناءدرکشورهاییکه ثبات سیاسی وجود نداشته باشد ووضع اقتصاد ی نا بسامان وخراب داشته باشد ، انګیزه اقتصادی میتواند باعث تقویت نیروهای شورشی که درکشورما القاب تفنګ سالار یا جنګ سالاربه آنها اطلاق میشود ، ګردد ۰نظام فدرالی درهمچو جوامع به عنوان یک ابزارموثرکشنده وزمینه سازدر خدمت این نیروها قرارمیګیرد که درمکزیک ،شورشیان چیپا به رهبری مارکوس وبازسازی ودموکراسی  بی بند وباروتحمیلی مولود درامه بن درکشورخود مانمونه بارزآن است ۰

ازلابلای تحقیقات محققین وازنظرتجارب عملی تاریخی به این نتیجه میرسیم که به جزازنظام  وآیین زندګی سازوانسانی اسلام بصورت عموم وبرای کشورهای اسلامی بطور خاص نسخه عادلانه وآماده ویکدستی برای همزیستی اقوام مختلفی که دریک کشورزندګی میکنند وجود ندارد ۰ما باید با درنظرداشت اوضاع تاریخی اقتصادی ، فرهنګی واجتماعی کشورخودهمانطوریکه مردم متحد ونسبتاآرام ومصوون وهمچنان کشور مستقل ، آزادوباثبات خودرا نارام ،ویران وبی ثبات ساختیم ،یا راه حل معقول وعملی به این معضله ارایه دهیم ۰که یقینا طی دوازده سلل اخیر بازور و زربی مثال تاریخ نتوانستیم ،و انصافا از ملت غیور وبا شهامت ریسمان به ګردن عذربخواهیم  وتسلیم شویم وکناربرویم ، نه مانند جنرال  عبدالرشید دوستم خود را فریب دهیم وبرای ادامه اعمال جنایتبارخویش به نفع  بیګانګان بازهم وارد صحنه بازی بخش دیګری ازسناریوی  درامه بن ګردیم ۰ تقلید کورکورانه ازدیګران جزشکست چیزدیګری را به همراه نخواهد داشت ۰تاریخ وملت افغان همانطور یکه از زیر ساتور هلاکو وچنګیزوانګریز و وروس های شوروی زنده مانده بازهم زنده است وهیچګاه فراموش نمیکند وهرګزنمی بخشد۰ودزد وخاین وجنایکاروعوامل مصیبت وبربادی هامشخص است وغل هیچوقت جای اتل را ګرفتته نمیتواند۰

 (ادامه دارد)