چه باید کرد ویا چه باید شود که متحد شویم ؟

دکتور حبیب منگل
همبستگی ؛ وحدت ؛ اتحاد ووحدت عمل؛  همگرایی وهمسویی احزاب ؛ سازمانها وحلقاتی تشکیل شده از بدنه حزب دموکراتیک خلق افغانستان وحزب وطن ومتحدین سیاسی وشخصیت وفعالان منفرد ان   به خاطر تامین حضور دروضعیت سیاسی و مشارکت متحدانه  وپیروزمندانه در داعیه ءنجات کشور از بحران کنونی وسلطه ء سیاسی گروه های( شر وفسادز ) و مشارکت  درحل قضیه ء کشور وتامین صلح وامنیت پایدار؛  ایجاد دولت قدرت مند ملی واستقرار دموکراسی کارامد و سراانجام تحقق آرمان  ها واهداف والای ملی ؛ دموکراتیک ؛ ترقی خواهانه وداد خواهانه ؛ به یک ضرورت مبرم ملی مبدل شده است ودردستورروز قرار دارد.  هرچند که این ضرورت واهمیت  انرا  همه احزاب ؛ سازمانها ؛ گروه ها و حلقات تشکیل شده از بدنه حزب دموکراتیک خلق ومتحدین سیاسی ما به تمام معنی و اهمیت ان درک می نمایم  و تامین انرا  در برنامه ها؛ اعلامیه ها ودیدگاه های خود همواره عنوان نموده  ودر راستای تامین ان نیز سعی وتلاش نموده ایم وادامه دارد .

     ولی ؛ بادریغ که  این تلاش ها به علل وعوامل متعدد واز ان جمله ؛ خود محوری گروهی ؛جاه طلبی ها وخود خواهی شخصی و جدال بی پایان وبیهوده  بر سر تصفیه حساب های ناشی از شکستهای سیاسی گذشته؛ تخریب وبد گویی همدیگر وسر درگمی  واختلافات فکری – سیاسی  به موفقیت نیاانجامیده است . این وضعیت و تشتت تشکیلاتی ؛شقاق و نفاق  نیروهای جنبش  ما ؛ آرایش وموازنه نیرو ها را درصحنه سیاسی به نفع  گروه های شر وفساد بنیاد گرایان مذهبی  ؛ قوم گرا یان و تفرقه انداز قومی، جنگ سالاران وغارت گران وشرکای فساد پیشه تکنوکرات انان تمام شده است . گروه های که اینک کشور را در گرداب بحران ویرانگر فروبرده است و نمی‌گذارند، افغانستان صاحب یک دولت قدرت ملی  ، دموکراسی کارآمد شودو مردم آن ازجنگ وترور ؛ فقر، ظلم، ستم و بی‌عدالتی‌های اجتماعی رهایی یابند.  پس چه باید کرد ویاشود که متحد شویم ؟ 

 اول :-  وقبل ازهمه باید این واقعیت را بپذیریم که هیچکدام ما  احزاب وسازمان های تشکیل شده از بدنه حزب دموکراتیک خلق وحزب وطن ؛ به تنهایی وجدا ازهم و کشمکش بین هم  و  خودمرکز بینی وخود محوری  وجاه طلبی  های فردی مان ؛ تا کنون نتوانسته  ونمی توانیم  دروضعیت سیاسی مطرح  وبه آرمانها واهداف مرامی خود نایل ومصدر خدمت به کشور شویم «وخلقهای ستمدیده کشور را از رنجهای بیکران رهایی بخشیم ». بنابر ان باید ازایگویزم گروهی ؛خود مرکز بینی؛ خود محوری ؛ خودبینی وجاه طلبی  های فردی خودارای ورزیم و با ایجاد یک اقلیم واقعی بینی و رفیقانه ؛ سالم وسازنده مبتنی بر  مدارا وتفاهم ؛  تساند و تساهل ؛ صداقت وصمیمیت وتن دردادن به منافع ومصالح جمع ؛ اراده جمعی ورای اکثریت دریک شکل از همبستگی متحد شویم .

دوم: –  به مناقشات و جدال متدوام  برسرشکستهای سیاسی گذشته ؛ باید نکته پایان گذاشته شود  و گفتمان اصلی تفکر وسیاست های ما باید بر سر انچه باشد که در پیش است .  از اشتباهات وکجروی ها در عرصه تفکر ؛خط مشی  تطبیق پروگرام های ترقی خواهانه وتحول طلبانه که به شکست  های دردناک جنبش ما تمام شد ؛ باید اموخت . ولی از شکست سیاسی نباید سرخورده شد و انرانباید به بطلان آرمانها واهداف وارزش ها وپایان تاریخ و مبارزه فهمید و تغیر وتحول را ازیاد برد  واینده را ازد ست داد .   و ارزیابی  واقعبینانه رویداد های سده پیشین بطور عام  وچهاردهه اخیر موید این حقایق انکار ناپذیراست  و کوهی از اسناد  وشاهدان عینی نیز گواهی میدهند که  همانا ؛ این ارتجاع سیاه ونیروهای  شروفساد ؛تنظیم های ۷ گانه و۸ گانه جهادی وشرکای وحامیان خارجی  انان بودند وهستند  که در  ضدیت  به تحولات دموکراتیک ؛ ترقی خواهانه وداد خواهانه درکشوروافروختن  اتش جنگ وتروریسم که توسط اخلاف انان یا گروه طالبان اینک ادامه دارد  ؛ مساعی نیروهای جنبش ما و فرایند تحولات  ملی دموکراتیک ؛ ترقی خواهانه وداد خواهانه درکشور را  ناکام ساخته است  ونگذاشته وا کنون نیز نمی گذارد که  کشورما در قطار کشورهای متمدن ؛ شگوفان وپیشرفته قرار گیرد ومردم ما ازمزایای پیشرفت جهانی وتمدن معاصر بهره جویند .

سوم :- در بخش مبانی اندیشه ایی – سیاسی  تامین همبستگی  ؛ به خرد جمعی ووجوه فراوان اشتراکات که در مرامنامه ها ؛ برنامه ها و خط مشی احزاب وسازمانهای  رفیق تبلور دارد  میتوان تکیه کرد ؛ به آر مانها واهداف ملی ؛ دموکراتیک ؛ ترقی خواهانه وداد خواهانه جنبش باید متعهد ووفادار ماند ؛ ولی اندیشه ها ؛ خط مشی و شیوه ها ی مبارزه انرا باز نگریست  وغنا بخشید و برمبنای ان تفاوت ها واختلافات نه چندان بزرگ  حل شود ودرتدوین مبانی اندیشه ای – سیاسی ؛ برنامه  وپلاتفرم همبستگی  ازتجارب ودرس های ذیل جنبش اموخت :

الف : – جنبش ما در بخش اندیشه ایی ؛ کفاره افراطیت چپ  وذهنی گرایی؛ تقلید کورکورانه وانجماد فکری  و شتابزده گی درعرصه تحقق تحولات ترقی خواهانه می پردازند .افراطیت چپ  وذهنی گرایی  ؛جنبش های ترقی خواهانه را به انحراف وکجراه سوق می نمایند و باوجود فداکاری ها وقربانی ها به شکست های دردناک منتج می سازند و رشد وتکامل قانونمند جوامع رانیزتخریب می نماید.

ب :-  تجارب سیاسی ما می اموزند که  خشونت سیاسی ودگرگونی ها ی خشونت امیز و جابجايي قدرت درشکل ضربتی و کودتا ها ی نظامی ودولتی ؛ انفجارهای سیاسی  اند که به خشونت زنجیری وجنگ های پی در پی  و فلاکت تمام عیار می درکشورها می انجامند  . زیرا روند های خشونت امیزاغلبا ازکنترول خارج میشوند وهر کودتا ،کو دتای دیگری و هر ضربه، ضربه دیگری به همراه دارد که ان نیز زمینه ساز ضربه بعدی می باشد و بدین ترتیب خشونت سیاسی  به شکل زنجیری تولید وباز تولید میگردد و در تما م اشکال ان یک گزینه ء نا سالم ونامطلوب است و برعکس مسالمت و درگرگونی های مسالمت امیز وناشی ازشرایط عینی وذهنی مساعد ؛  راه روش اصولی ومطلوب نیل به آرمانها واهداف ترقی خواهانه شمرده میشود.

ج : – تاریخ گواهی میدهد که افغانستان قربانی مقابله ناشی از تضاد در منافع قدرت های جهانی در “بازی بزرگ” وسپس “جنگ سرد” شده واینک  در  دوران گلوبالیزم خطر ان وجود دارد که قربانی  “جنگ سرد بر سر منابع انرژی وثروت های منطقه ” و جنگ های نیابتی  قدرت ها ی جهانی وکشورهای منطقه شود . درچنین وضعیت در صورت  استقرار یک دولت  قدرت مند  ملی ودموکراتیک وتعقیب سیاست خارجی متوازن وبیلانس شده  مبتنی بر بی طرفی عنعنوی فعال ومثبت و عدم اشتراک در پیمانها نظامی ؛ میتوان  ازمبدل شدن افغانستان به  صحنه ء تقابل قدرت های جهانی و منطقوی و دخالت ومداخلات خارجی جلوگیری کرد ومنافع ملی کشور را بطوراطمینان بخش تامین وحراست نمود .

و از سوی دیگر جهان ما به یک دهکده جهانی مبدل شده است ؛ به گونه یی که سرنوشت همه کشور ها وجوامع دور ونزدیک باهم گره خورده است  وهیچ کشور وملت به تنهایی نمی تواند به پیشرفت نایل اید . بنابران باید اصول ؛ کلتور و شیوه زندگی متمدنانه  بر مبنای  حفظ وحراست وتامین منافع ملی  وباور بر منافع عموم بشریت وحفظ  منافع ملی با جهانیان وجامعه بشری فراگرفت واز بیگانه ستیزی وافراطیت ناسیونالیستی خوداری ورزید؛ازامکانات پیشرفت جهانی  وجلب مساعدت های ان  برا ی پیشرفت همه جانبه کشورباید استفاده برد ؛ولی از وابستگی به کشورها  باید احتراز جست.

۴: – درمورد شکل سازمانی تامین همبستگی باید خاطر نشان ساخت که  تاکنون اشکال مختلف سازمانی همبستگی  وبه ویژه وحدت تشکیلاتی  احزاب و حلقات ایجاد شده از بدنه حزب  تجربه شده است ولی شور بختانه که هیچکدام ان تحقق نیافته است . بنابر ان نخست شکل  دریک جبهه واحد ملی ودموکراتیک میتوان متحد شد واز این طریق ودر یک پروسه ء وحدت عمل وتامین شرایط لازم  به سوی اشکال دیگر همبستگی ازجمله وحدت تشکیلاتی وغیره  گذار کرد . وبرای ایجاد یا تشکیل جبهه نقشه راه  ذیل پشنهاد میگردد :
الف : – یک ؛ کمیته ء کار وتماس همبستگی ؛ به ترکیب نمایندگان بخش متشکل وغیر متشکل بازمانده از نیروهای حزب دموکراتیک خلق وحزب وطن  که به همبستگی در یک جبهه واحد توافق دارند ؛ ایجاد گردد واین کمیته درمورد پلاتفرم وساختارهای تشکیلاتی وسایر موارد ایجاد جبهه  تبادل نظرنمایند وطرح های لازم تشکیل انرا تدوین نمایند .

ب :-برای غنی  وتکمیل طرح های کمیته ء  کار وتماس  ؛ نشست ها وجلسات وسیع نوبتی به اشتراک فعالان احزاب وسازمانها و هم چنان شخصیت ها وفعالان منفرد شامل گفتمان همبستگی درخارج و داخل کشورسازمان داده شود ودراین نشست ها درمورد پلاتفرم ؛نام وسایر موارد تشکیلاتی جبهه طرح لازم پشنهادگردد و برای تصویب طرح ها وایجاد جبهه یک اجلاس کلان درشهر کابل برگزار گردد  ودراین احکلاس تشکیل جبهه رسما اعلام گردد . این است  دیدگاه ها وپشنهاداتی که درمورد نقشه راه تامین همبستگی ما احزاب وسازمانها وحلقات سیاسی تشکیل شده ازبدنه حزب دموکراتیک خلق وحزب وطن ومتحدین سیاسی ماارایه میگردد .
و به شما رفقا ودوستان گرامی وارجمند ؛ احزاب وسازمانهای ایجاد شده از بدنه   حزب دموکراتیک خلق  وحزب وطن وشخصیت وفعالان منفرد ان ؛ احترامانه مراجعه می نمایم که دیدگاه خویش را  در رابطه به مفکوره ها ونقشه راه ومیکانیزم پشنهادی ارایه شده  تامین همبستگی  واین امر سرنوشت ساز در پیروزی جنبش سهم گرفته ورسالت خودرا درامر نجات کشور ازگرداب بحران های کنونی وادامه مبارزه متحدانه وپیروزمندانه برای تحقق آرمان افغانستان آزاد و مستقل ؛ قدرت مند و دموکراتیک ؛ پیشرفته و شگوفان ؛ مرفه وسربلند وایجاد یک جامعه مدنی ؛ مرفه وعالانه ؛ آرمانها واهدافی که در راستای ان مبارزه طولانی به عمل امده وقربانی فراون داده شده است به انجام رسانیم .

                         به پیش به سوی همبستگی دریک جبهه واحد ملی ودموکراتیک !