پشتیبانی از نیرو های امنیتی افغانستان یک رسالت تاریخی است

 

نویسنده : مهرالدین  مشید

در این شکی نیست که افغانستان در یک جنگ خطرناک تروریستی درگیر است و تروریستان از سوی شبکۀ استخبارات پاکستان پشتیبانی می شوند. در این نبرد نفس گیر و دشوار نیرو های امنیتی کشور به مثابۀ دژی استوار در برابر تروریستان ایستاده اند و به بهای جان شان از وجب وجب کشور دفاع می کنند. کارنامه های نیرو های امنیتی و دفاعی کشور در سال های اخیر نشان داده است که از توانایی های رزمی بلندی برخوردار بوده و در هر گونه شرایط حمله های مخالفان را به عقب زده و حتا بیشترین حمله های انتحاری مخالفان را خنثا کرده و در برابر حمله های انتحاری آنان پایمردانه رزمیده اند. برای آن که این نیرو ها بتوانند، وظیفۀ خود را به بهترین صوبت انجام بدهند، نیاز شدید به پشتیبانی مردم افغانستان دارند. مردم افغانستان رسالت تاریخی دارند تا با پشتیبانی بی دریغ از نیرو های امنیتی و دفاعی شان، آنان را صادقانه و صمیمانه مورد حمایت مادی و معنوی قرار بدهند؛ زیرا نیرو های  دافاعی و امنیتی کشور فرزندان صادق این ملت اند که سینه های شان را سپر حمله های خطرناک و دهشتبار مخالفان مسلح بیرحم و قسی القلب کرده اند. از این رو دفاع از نیرو های رزمی کشور، نه تنها یک رسالت تاریخی؛ بلکه رسالت دینی نیز است و دفاع از مرز های جغرافیایی کشور وظیفه و وجیبۀ  هر شهروند افغانستان است؛ بویژه دفاع از نیرو هایی که در برابر یک جنگ خطرناک ایستاده اند و پایمردانه و بی هراس در برابر آنان مقاومت می کنند؛ اما این را نباید از یاد برد که تنها پشتیبانی مردمی از نیرو های امنیتی و دفاعی کشور کافی و بسنده نبوده و نیست؛ زیرا حمایت مردمی به مثابۀ نیروی ذخیره یی در عقب جبهه است که این نیرو ها را جان می دهد و صفوف شان را تازه به تازه از رزم آوران تازه دم پر می کند؛ اما رزم آوری های نیرو های دفاعی و امنیتی کشور زمانی به ثمر می نشیند و به نتیجۀ مطلوب می رسد که برای آنان فرصت ها و امکانات رزمی لازم و بسنده آماده شود و برای شان سهولت های گوناگون فراهم شود تا با جمعیت خاطر و آرامش روانی در برابر دشمن مکار بجنگند. این زمانی ممکن است که رهبران حکومتی و مقام های ارشد نظامی کشور در برابر توجه لازم و جدی در پیوند به قدمه های پایین نیرو های مسلح کشور داشته باشد. اصطلاح معروفی است که می گویند که سمت و سوی جنگ را شکم سرباز تعیین می کند  و قدرت اداره های اکمالاتی در وزارت های سکتور امنیتی را فقط رساندن غذا به سرباز رقم می زند؛ زیرا سرباز شکم سیر راحت تر از هر سربازی می جنگد. ممکن که سربازی برای مدتی در موجی از جاذبه های عشق به میهم و مردم خود در برابر دشمن مقاومت کند و اما این مقاومت مقطعی است و سرنوشت جنگ را به نفع دشمن رقم می زند. از این رو لوجستیک بویژه در زمان جنگ از اهمیت بالایی برخوردار است.

لوجستیک کلمۀ انگلیسی است که در فارسی به اکمالات ترجمه شده است، به مدت صد سال در اردوی امریکا مورد استفاده بوده و به تدریج بوسیلۀ دیگر جوامع دفاعی و نیرو های مسلح کشور های انگلیسی زبان مورد استفاده قرار گرفته است. در دوره های اخیر در تجارت و صنعت غیر نظامی نیز رواج یافته است. این اصطلاح صفت یونانی «لوگیستیگوس » ا ست که به معنای “ماهر در محاسبه” مشتق شده است. گفتنی است که  در طول تاریخ، وظایف تجهیز تدارک و انتقال ارتش ها مستلزم محاسبات ریاضی بود ه است که برخی از آنها از پیچیدگی قابل ملاحظه ای برخوردار بوده اند. این سخن ناپلیون مشهور است که می گفت، برای پیشبرد محاسبات در این مورد به کسانی چون «نیوتن» و «لایب نیتز» نیاز است. ژومینی» در توضیح مثلث استراتژی، تاکتیک و لوجستیک و یا ارتباط متقابل آنها با یکدیگر، لوجستیک را به عنوان وسایل و ترتیباتی توصیف میکند که با به اجرا گذاشتن آن استراتژی و تاکتیک جامۀ عملی می پوشند. «کلازویتس»، از معاصران ژومینی تاکید میکرد که یک فرمانده ی عاقل، حتی اگر منابع منطقه کاملا کفایت کند، در مورد تشکیل ذخیره های  مهمات در پشت سر خود به عنوان ذخیره ای در برابر وقایع پیش بینی نشده نباید غفلت بورزد، به گونه یی که به نحو آسانتری بتواند استعداد خود را در منطقه های معین متمرکز سازد. هر دو اظهار نظر امروز مصداق دارند. گرچه وسعت و بزرگی لوجستیک نظامی مدرن به میزان زیادی گسترش یافته است.

دولت ها اند از طریق اداره های بخش دفاعی شان وظایف تجهیز، تدارکات و انتقال ارتش را تنظیم می کنند و موفقیت این اداره ها را سرعت عمل و نبوغ فکری شان در این رابطه رقم می زند؛ پس وظیفهء دولت است تا در کنار تجهیز و تمویل کامل نیرو های امنیتی و دفاعی، به تمامی نیازمندی های مشروع و لازم آنان بپردازد تا آنان بتوانند با اطمینان کامل در برابر دشمنان مردم افغانستان برزمند؛ اما با تاسف که گزارس های زیادی به رسانه ها درز کرده است که سربازان در بسیاری قطعه ها که جبهه های مقدم نبرد در برابر دشمنان اند، به کمبود غذا دچار اند وحتا گزارش هایی وجود دارد که سربازان از ناچاری دست به گدایی زده اند. چنانکه این رخداد چند روز پیش در ولایت غور این حادثه رخ داد. در حالی که تگدی نه تنها حیثیت سربازی او؛ بلکه عزت و غرور او را نیز زیر پرسش می بردنه تنها این حتا از رخصنی های قانونی محروم اند و این حق قانونی شان هم قربانی فساد اداری می شود و فرماندهان ارشد در بسیاری قطعه ها این حق سربازان را قربانی رابطه ها می کنند و با اصل ضابطه ها در نظام عسکری پشت پا زده اند. از همین رو است که نظم و دسپلین عسکری بهم پاشیده و رابطهء فرمانده و سرباز بیش از حد تقلیل یافته است؛ پس در چنین حالی چگونه ممکن است که یک سرباز در برابر دشمن مکار استوار و بدون دغدغه بجنگد. این در حالی است که پول نان سرباز دزدیده می شود و حتا اسلحه و مهماتش در میدان جنگ به قاچاقبران به فروش می رسند. این سبب شده که بسیاری قطعه ها و منطقه ها پس از تحمل گرسنگی و نبود اکمالات بدست طالبان سقوط کند و ده ها سرباز وطن دوست زیر تیغ هراس افگنان بیرحم بیافتند. یاهو