ى طالب بي وجدان، انسان نخواهى شد

تو وحشى و حيوانى، انسان نخواهى شد
تو زاده ى شيطانى، انسان نخواهى شد

در كشتن و بربادى، تاريخ طويل دارى
چون فاقد وجدانى، انسان نخواهى شد

در غارت و قتل وخون، يد تو بشُد طولا
از نطفه ى حيوانى، انسان نخواهى شد

جنگيدن و بلعيدن، گرديده تو را مسلك
تو خصم هر انسانى، انسان نخواهى شد

غزنين و هرات و بلخ، يا كابل زيبا را
هر روز، بسوزانى، انسان نخواهى شد

هم دشمن زن هستی، هم خصم بعلم و فن
بس جاهل و نادانى، انسان نخواهى شد

با نعره ى تكبير ات ميهن به دگر رو شد
گويى كه مسلمانى(!)، انسان نخواهى شد

گاه چلى و ملايى، گاه داعش و بلايى
چون جاهل و گمراهی ، انسان نخواهى شد

هر چند دو پا دارى، بد تر ز هر حيوانى
درنده و غرانى، انسان نخواهى شد

گر شاخ ندارى يا، يك دمب به دنبالت
اعجوبه ی دورانی، انسان نخواهى شد

اى طالب بي وجدان، دهشت فگن دوران
تو خصم هر افغانى، انسان نخواهى شد

زبير واعظى