وحدت ملی و مولفه های آن و نقش عنصر دین در آن

نویسنده : مهرالدین مشید

عنصر دین به ویژه اسلام نقش تعیین کننده یی را در تامین وحدت ملی در کشور ما داشته است، اما در نتیحه عوامل دیگر توطه گران داخلی و خارجی، از نقش دین در تامین وحدت ملی کاسته و در این حال وحدت ملی دچار تزلزل گردیده است که مثال بارز آنرا میتوان در افغانستان مشاهده کرد. باید خاطر نشان کرد که واژه های چون ملت، وحدت ملی، جامعه مدنی و غیره از مقولاتی اند که در برابر مدلول خارجی به وجود آمده و با از بین رفتن مدلول های خارجی واژه های مربوطه هم از میان رفته و موارد استعمال خود را از دست میدهند. چون واژه های نامبرده از جمله مقولات انتزاعی بوده و از سویی هم تعریف اینگونه مقوله ها مشکل میباشد، زیرا که تعریف اینگونه مقوله ها را محدود مینماید و اینگونه محدودیت ها حتی از کارآیی آنها میکاهد. از همین رو بوده که ما نمیتوان تعریفی ثابتی برای این گونه مقوله ها پیدا کرد و حتی در مظروفهای مختلف تعریف های متفاوت گردیده و موارد تطبیق گوناگون پیدا کرده و هم با پیشرفت تکنولوژی در معرض دگرگونی قرار میگیرند، به گونه مثال تاسیس ایستگاه های سراسری رادیو و تلویزیون و نشرات مطبوع تاسیس بندهای برق و تمدید هر یک به نوبه خود درایجاد اقتصاد ملی موثر میباشند. همچو فعالیت های رو به توسعه اقتصادی خود در رشد فرهنگ کشور تاثیر داشته و حقوق شهروندی را با داشتن امتیازات و حقوق در برابر قانون تقویه مینماید.

آنچه مهم است در کشور افغانستان با داشتن اقوام و مذاهب گوناگون چگونه میتوان گام برداشت تا بتوان به فرهنگ ملی، اقتصاد ملی، زبان ملی، جامعه ملی و وحدت ملی دست یافت. زیرا که هرگونه توسعه اقتصادی و سیاسی و فرهنگی در این کشور نیاز به شناخت دقیق از جامعه ومردم را داشته و با توجه به ویژگی های ملی، دینی و فرهنگی کشور باید در هر عرصه محتاطانه گام برداشت. تابتوان حداقل اول اسلام را جدا از دموکراسی لبرال با دموکراسی آشتی پذیر گردانید، مفاهیم دموکراسی در غرب را با تحلیل جدید قابل تطبیق در کشور کرد و گامهای ابتدایی را به سوی رفتن به طرف دموکراسی فراهم ساخت.

با توسعه برنامه های اقتصادی توسعه سیاسی رامساعد و اذهان را برای پذیرش مفاهیم عناصر متشکله وحدت ملی و تطبیق آنها در جامعه افغانی آماده کرد، با این تحلیل چگونه میتوان، مولفه های قدرت، ملت و وحدت ملی را درکشور ما خدشه دار گردیده اولآ تعریف و بعد راه های عملی آنرا جستجو کرد، هر کشوری برای عبور از بحران ارتباط و مولفه های قدرت از نقطه یی آغاز کرده و ما از کجا باید آغاز کنیم تا بتوان پس از گذارتحلیلی راه های رسیدن به قدرت ملی، منافع ملی، توسعه و رفاه متوازن اقتصادی البته تامین کننده منافع ملی، با درنظرداشت اصل عدالت بلاخره به وحدت ملی دست یافت. به ویژه در چنین شرایطی که مرز های کشورها به اصطلاح شیشه یی گردیده و تمام جهان از عقب شیشه کمپیوتر دیده میشود. در هر مقطعی از زمان عناصر جدیدی به آنها اضافه شده پس از مرحله یی عناصر نامبرده دچاردگرگونی میشوند. عناصر وارده در تعریف ملت هم قابل رویت نبوده و تنها نتایج عملی آنها قابل رویت و مشاهده میباشند. از همین جهت جامعه شناسان به این باور اند که برای درک بهتر این مقوله ها باید مولفه های آنها را اولآ تعریف کرد، تا از طریق اینها به مفاهیم اصل مقوله هاپی برد، به گونه مثال مقوله ملت محصول دوران تجدد ومدرنیتی است که دارای سه رکن اساسی میباشد عقلانیت یا خردگرایی، آزادی فردی وتکنوکراسی درمظاهرتکنالوژی درواقع این سه مفهوم به مثابه مولفه هایی اندکه هرگونه پیشرفت وتوسعه مفاهیم نامبرده ازلهاظ عملی درتکامل معنی ملت نقش اساسی رادارند. به همین ترتیب فرهنگ واقتصاد ازجمله عناصری اند که در تشکل وتکامل ملتها در جهت وحدت ملی شان نقش بارزی دارند.

جدا ازاینکه دونبال این زبان ویا آن زبان برویم وخالی از تعصبات قومی روی قابلیت ها وبرجستگی ها و ظرفیت پذیرشی زبان فکرشود، زبان وهنردوعنصر مهم فرهنگ میباشد. برای رسیدن به هر نوع وحدت ملی ما نیاز شدید به زبان ملی و هنر ملی داریم تا بتوان فرهنگ واقعآ ملی را ایجاد و ازین طریق یکی از عناصر مهم در تشکل ملت را از غنامندی بهره ور گردانید. در عرصه اقتصاد هم همینطور، برای ایجاد اقتصاد متوازن در کشوربایست اقتصاد دولتی و بازار آزاد را در جهت منافع عامه رشد و توسعه داد تا بتوان به اقتصاد ملی دست یافت. به گونه مثال توسعه و احداث شاهراه ها و اتصال شهر ها و شهرکها به مرکزو ایجاد مارکیت های بزرگ در سطح کل کشور در گوشه و اطراف آن در نتیجه تاثیر پذیری فرهنگها بالای یکدیگر بیشتر شده و واضح است که هرگونه حرکتی در یک جامعه نمیتواند جدا از حرکت جهانی باشد، بایست هر کشوری خویش را طوری با حرکت جهانی همگام بسازد که هرگونه تصمیم گیریها در صاحات گوناگون فرهنگی، اقتصادی و پیمودن سیر سعودی کشور و به طرف اقتدار ملی و وحدت ملی طوری در روشنایی فرهنگ ملی صورت گیرد که حداقل با فرهنگ فرامرزی از در مخاصمت نه بلکه از در آشتی پیش آید، طوریکه بر اقتضای خواست های ملت بتوان به زبان ملی، منافع ملی جامعه ملی و بلاخره به مرز ها وحدت ملی نزدیک شد. درآخرین تحلیل با نتیجه گیری از بحث فوق میتوان گفت که وحدت ملی در کشور در پهلوی مولفه های دیگر شدیدآ به یک محور ضرورت دارد تا با ایجاد محوریت سالم در جامعه عناصر متشکله وحدت ملی چون زبان، قوم، فرهنگ، اقتصاد و تکنولوژی و غیره را به دور یک محور قوی اعتقادی یی بچرخاند که دارای انگیزه برای تحرک و ترغیب مردم در سمت و سو دهی آنها بسوی وحدت ملی باشد زیرا که در طول تاریخ انگیزه های فکری با مایه های نیرومند معنوی بیشتر توانسته اند تا در تامین و تحکیم وحدت ملی نقش ارزنده و موثر داشته باشند. جامعه شرقی به ویژه اسلامی بیشتر نیاز به چنین محوریت دارد. گرچه زبان، قوم، فرهنگ و اقتصاد در برهه های از تاریخ توانسته اند بصورت استثنایی و مقطعی وحدت ملی را در کشوری تامین کنند، اما اینگونه وحدت ها اکثرآ شکننده بوده و با ظهور عوامل جدید تاثیر خود را از دست داده اند. در بعضی کشور ها این به دور نیست که وحدت ملی در نتیجه بلند رفتن سطح اگاهی های سیاسی و اجتماعی مردم همپا با رشد تکنولوژی و آزادی های مقعوا محوریت خاصی پیدا کند.یاهو