واکاوی ویژه گی ها ی جامعه روسیه تزاری در استانه انقلاب کبیر اکتوبر

قسمت اول

انقلاب اکتوبر با عظمت ترین تحول بنیادی را درعرصه اجتماعی، اقنصادی وسیاسی بعداز انقلاب کبیر فرانسه درجهان بوجود اورد. جهان را داخل روند جدید تاریخی نمودوارمانهایش ازتیوری به عمل تحقق یافت. ارمانهای هردو انقلاب، نه تنها تغیر بنیادی معنویی ومادی را درکشورهای فرانسه وروسیه وارد کرد ، بلکه ارزشهایش درسرتاسر جهان فراگیر شد. درحالیکه هردو کشور دارای ویژه گی های جداگانه را از لحاظ مناسبات اقتصادی واجتماعی داشتند. دستاوردهای باارزش علمی واموزشی وتربیتی ان وِرد زبان همه فرهیختگان وپژوهش گران ،ونیروهای دموکراتیک انقلابی وسایر روشنگران به مثابه مایه های تاریخی ،علمی قرار گرفته، و رهنمایی رویکرد های اهداف وطنپرستانه انها گردید.هردو درعقب خویش نیروهای فداکار وزحمتکشِ، دهاقین وکارگران را که درقهر استبداد واستثمار ظالمانه طبقات اشراف ،اعیان ،زمین داران بزرگ وسرمایدران صنعتی زباله ورنج میکشیدند ، قرار داشت.

شوربختانه دررساله ها ی تحلیل گران سیاسی راست وبعضی چپهای ریفرمستی به ملاحظه میرسد که اانقلاب اکتوبر را تحریف شده وانحرافی ومحصول شرایط جنگی وکودتامیدانند . در همه انقلابهای جهانی ،درپهلوی دستاوردهای سرنوشت ساز تاریخی،عقب گردیها، زشتی ها وبدی های در جریان وقوع ان وجود داشته است . ازجمله انقلاب درفرانسه ، انگلستان وامریکا ،که از خود پیامدها وعوامل گوناگونی تاریخی داشته و باعث کشتارو عواقب وخیم غیرانسانی دراین کشورها شده ، است. درانگلستان کشتار بیرحمانه دهقانان وغضب زمینها توسط طبقات اشراف سرمایدار برای رشدجامعه سرمایداری و انقلاب امریکا که هدف،قیام مردم جلوگیری از واردات چای از هند توسط انگلیسها که به صنعت چای امریکا ضربه وارد مینمود ودرعین حال مستعمره اش بود ، منجر به کشتار هزارن انسان واستقلال امریکا در1775ترسایی شد.همچنان کشتاری بی رحمانه درجریان وبعدازپیروزی انقلاب فرانسه که هزاران انسان انقلابی و بی گناه به شمول ژاکوپنیها کارگر ودهقانان ورهبران شان ازجمله رسپیر در”گوتین “انقلابی به قتل رسیده اند. انقلاب اکتوبر در روسیه نیز ازاین کاستیها مبراء نه بوده ، که عوامل مختلفی نظر به شرایط درسطح ملی وبین المللی داشته است!

ویژه گیهای روسیه قبل از انقلاب اکتوبر:

روسیه از لحاظ تاریخی خصیصه بنیادی ان ، همانا اهنگ بطی رشد اوبود، که ناشی ازعقب مانده گی اقتصادی بدویت اجتماعی وی ،محسوب میگردید .از سوی دیگر شرایط طبیعی گرم وسرد این سرزمین با بادهای شرق ومهاجرت های اسیایی وکشمکش ها با صحرانشینان تا پایان قرن هفده هم ادامه داشت. زندگی بدوی ،رفت امدها و قطع جنگلات درشمال وجنوب ، برای تامین احتیاجات مردم ،این مناطق به دشت های فراغ تبدیل شد. کشاورزی با شیوه های سطحی پیش رفت .طوریکه لئون تروتسکی درکتاب خود ” تاریخ انقلاب روسیه” مینویسد:” بر برهای غرب برویرانه های فرهنگی روم جا خوش کردند. ودرانجا سنگ های کهن بسیار یافتند که چون مصالح اماده یی ساختمانی به

کارشان امد،حالانکه اسلاوها در شرق هیچ میراثی دردشت اشفته یی خویش نیافتند. خلقهای اروپای غربی، که مرزهای طبیعی خودرا به سرعت یافته بودند، ان خوشه های اقتصادی وفرهنگی یعنی شهرهای تجارتی را برپاکردند.جمعیت هامون شرق ، به محض رویت نخستین نشانه های ازدحام ، عمیق تر درجنگل فرو می رفت، ویا ان که بر پهنه ی دشت پراکنده می شد.”

با رشد ابتدایی کشاورزی عناصر کار کشته جسور ودهقانان غرب نشین وصنعت گران اهسته اهسته بازرگان شدند. درشرق هم عده به تجارت پرداختند، که زیادتر انها قزاقها ،مرزنشین وکوچ نشینهابودند. روند تشکیل لانه های اجتماعی در غرب زودتر واما در شرق بعدها این قشر بندی بوجود امد. ویکو امپراتور ایطالیا یکی از معاصران پطراول مینویسد:” تزار روس گرچه مسیحی است. اما برمردمی کند ذهن فرمان می راند.”ان ذهن” کند” هدفش « روسها انعکاسی از اهنگ کند رشد اقتصادی، بی شکلی روابط طبقاتی، وتهی دستی تاریخی داخلی انها وانمود شده است.»

همچنان روسیه نه تنها از لحاظ جغرافیای بلکه از لحاظ اجتماعی وتاریخی نیز در وسط اروپا واسیا قرارداشت.از غرب هم متمایز بود واز شرق اسیائئ هم؛ ودراداوارتاریخی گاهی به غرب وگاهی به شرق نزدیک میشد. از شرق تاتارها در روند تاریخ در روسیه جای گرفتند ، تا اینکه درساختار قدرت دولتی به رهبری رسیدند. غرب برای روسیه همیشه اموزگار خشم ،خطرناک ودشمن (بمانند قرون معاصر )بوده است.

چنانکه تروتسکی درمورد برخورد کشورهای غربی درجهان از ان جمله درامریکا میگوید: استعمارگران اروپا تاریخ را از ابتدا درامر یکا اغاز نگردند .پیشرفت کنونی اقتصاد امریکا والمان از اقتصاد انگلستان درست وبه دلیل عقب افتادگی، رشد سرمایداری دران دو کشور میسر شد”.

کمکهای غرب وعناصر فنون واموزش غرب بویژه اموزش نظامی وصنعتی درزمان پطراول به تقویت برده داری با شرایط طاقت فرسای سازمان بندی کار گردید؛این امر منجر به تقویه تزاریزم وبه تعویق افتادن رشد روسیه شد.

در روسیه مذهب ودستگاهای روحانیت مانند قدرت کلیسای کاتولیک غرب دارای قدرت نه بوده، بلکه به نقش نوکرمأ بانه یی معنوی استبداد قناعت میکرد. اسقفها ی اعظم مانند تزار از اقتدار برخوردار بودند. در دوره پترزبورگ وابستگی کلیسا بیشتر بود. هزاران کشیش و راهبان جزو ساختار بوروکراسی بودند ونوعی پلیس انگلی (مفت خور) به شما رمیرفتند. اسلاو پرستی رویکردفلسفی خودرا براین میدانستند که کلیسامردم روس دموکراتیک است ، حالانکه ساختار ان مانند بوروکراسی المانیها بوده که توسط پطر کبیر بالای مردم روسیه تحمیل میشد. مارکس دراین مورد چنین گفته است:” کله پوک های المانی به همین سان گناه خود کامکی فردریک دوم را به گردن فرانسوی های می انداختند. توگویی بردگان عقب مانده برای تربیت خود همواره نیازمند بردگان متمدن نبودند.”

شهر ها ی قدیم روسیه همه بازرگانی ، اداری ونظامی بودند ،درنهایت مراکز مصرفی محسوب میشدند، نه مراکز تولیدی. وابستگی بیشتر بازرگانان به تجارت وصنعت روستای باعث گردید، که مانند غرب به صنعتگران وبوروژوازی بزرگ تبدیل شوند.

پانزده سال قبل از انقلاب کبیر فرانسه، جنبشی موسوم به شور ش “گاپوچف” که دهقانان قزاقی ورعیاتهای اورال دران شرکت د اشتند صورت گرفت . که منجر به تقویت استبداد بوروکراتیک به حفظ منافع اشراف گردید.

در زمان پطرکبیر بود، که اروپایی شدن روسیه اغاز شد، ودرسالهای 1825 قیام دکابریست برای تامین نفوذ سیاسی اشرافیت وتکامل بوروژوازی غرب صورت گرفت، که موفق به اهداف خود نه شد وعملشان خنثی شد.

در 6118 بوروکراسی اشرافی با پشتبانی وتکیه برملاکهای لیبرال ،اصلاحات دهقانی را به اجر دراورد. تاریخ صنعت روسیه گواهی میدهد ، که صنعت دیرمانده یی روس روند تکاملی کشورهای پیشرفته را تکرار نکرد ؛ بلکه خودرا دران مسیر اعیار ساحت.توانست که عقب مانی های خودرا جبران کند. درمیان انقلاب اول در 1905 ترسایی وجنگ، تولید صنعتی درروسیه تقریبن دوبرابر شده بود.

درامد سالانه ملی روسیه نسبت به سرامد ملی در ایالت متحده 8تا 10 بار کمتربود. برای اینکه چهار پنجم از نفوس روسیه متکی به کشاورزی بود، درحالیکه در ایالت متحده دربرابر هر یک کشاورز دونیم نفر درصنایع کار می کردند. دراستانه جنگ اول جهانی :در ازای هرصد کیلومتر مربع از زمین، روسیه0.4کیلومتر، المان 11.7 ،اتریش ومجارستان 7کیلومتر راه اهن داشتند.

سطح رشد اقتصادی دهقانان به پیمانه قرن هفدهم قرارداشت، وصنعت روسها در ساخت فنی وسرمایداری خود درسطح کشورهای انکشاف یافته ودر برخی جهات از این کشورها جلوتر بود. طوریکه لیون تروتسکی درتاریخ انقلاب روسیه چنین تحریر داشته است:”کارخانه های کوچک ، یعنی کارخانه های با کمتر از صد کارگر درامریکا در1914، 35 درصد از کل کارگران صنعتی را دراستخدام داشتند، اما درروسیه این رقم فقط 17.8درصد بود. تعداد نسبی کارخانه های که بین 100 تا 1000 کارگر را دراسخدام داشتند، درهردوکشور تقریبأ یک سان بود. اما کارخانه های غول پیکر ،هریک یا بیش از 1000 کارگر،درایالت متحده7و8درصد و درروسیه 41و40 درصد از کارگران را دراستخدام داشتند!درمهم ترین نواحی صنعتی نسبت اخیر حتی بالاتر هم بود: درناحیه یی پتروگراد44.4 درصد، درناحیه یی مسکو57و35 درصد. هنگام مقایسه یی صنعت روسیه با صنعت بریتانیا با المان به نتایج مشابه می رسیم. این واقعیت که نخستین بار درسال 1908 به وسیله ی موءلف کتاب حاضر به اثبات رسید با مفهوم عوامانه عقب افتادگی اقتصادی روسیه جور درنمی اید. اما ان عقب افتادگی را نفی نمی کند، بلکه به طور دیالکتیکی تکمیل اش می سازد.”

در روسیه سرمایه صنعتی با سرمایه بانکی بسیار زود رشد نموده بود. با منابع مالی غرب یکی بود، فرمانبردار بازار های پولی اروپایی غربی بود؛صنایع سنگین وسبک روسیه مانند فلزات ، ذغال سنگ ، نفت همه زیرسلطه سرمایه های مالی خارجی قرارداشتند،خارجیها درمجموع چهل درصد سرمایه موجود روسیه را دراختیار داشتند، کنترول سهام بانکها، تاسیسات وکارخانه های روسی درخارج روسیه وجود داشت.

نکته مهم اینست که تمام مسوولین وصاحبان موسسات صنعتی،بانکداری وحمل ونقل خارجی بودند که مفاد بیشتری را به جیبهای خود می زدند.

طبقه کارگر روسیه درشهرهای برزگ صنعتی وبویژه در پتروگراد فعالیت داشتند، درمناطق دیگر مانند اورال اکثریت نیمه کارگر ودهقانان بودند ، پیوستن نیروها تازه نفس از روستا ها به صفوف کارگران در رشد کمی کارگران می افزود.

لئون تروتسکی در کتاب خود بنام” تاریخ انقلاب روسیه” درمورد وضع دهاقین وزمیندارن چنین مینویسد:«تمدن بشری دهقان را حیوان بارکش خود کرده است. بوروژوازی درنهایت امر فقط شکل باررا تغیر داده است.» دهقانان نقشی مهم را درانقلابات جهانی بازی کرده اند ودرروند تاریخ مستور مانده است. طوریکه مارکس درسال 1848 نوشت :” بورژوازی فرانسه کارخودرا با ازاد سازی دهقان ها اغاز کرد .وانگاه به کمک دهقان ها اروپا رافتح کرد. بوروژوازی پروس چنان از برق منافع تنگ نظرانه وفوری خود کور شده بود که حتی این متحد را هم ازدست داد و او را به حربه یی دردست ضد انقلاب فئودالی تبدیل کرد.”

دهقانان روسیه ضد اشراف بودند، انها مطابق گفته ماوکیالی « درجمهوری که اشراف باشد جمهوری نیست» عقیده خود را اشکار میساختند. در روسیه در زمانی شرایط انقلابی نقش بزرگی را کارگران وسربازان شهر پتروگراد ومسکو ایفاء نمودند ؛که در جنبش دهقانی مراکز عقب مانده زراعتی ومنطقه میانی ولگا را نام برد. اشراف مالک برزمین ماهیت انگلی داشت ،لایه های دهقانی هنوزاز مراحل ابتدایی خود نه گذشته بودند وفقر روستایی هرچه بشتر مسلط بود. اما بعد از روند انقلابی 1905ترسایی بر اساس تلاش احزاب درمسیر سیاسی قرار گرفتند. دراستانه انقلاب اول تمام زمین های قابل کشت درروسیه درحدود 280 میلیون دسیاتین(هر دسیاتین برابراست با 2.7 جریب فرنگی وهرجریب فرنگی برابراست با 4047 متر مربع) براورد می شد. قطعات اشتراک در حدود 140 میلیون دسیاتین را دربر میگرفت. زمینهای سلطنتی در حدود پنج میلیون دسیاتین بود. زمینهای کلیسا وراهبان خانه ها، در حدود دوونیم میلیون . ازمیان زمین های خصوصی ، 70 میلیون دسیاتین متعلق بود به 30 هزار زمین داربزرگ که هریک بیش از50 دسیاتین زمین داشتند. این 70 میلیون دسیاتینن زمینی بودکه به 10 میلیون خانواده دهقان تعلق می گرفت . دهقانان روسیه اروپای 27 میلیون دسیاتین زمین در حدود 60 درصد از کل زمینهای خصوصی از ملاکان را اجارکرده بودند. وسالانه مبلغ 400میلیون روبل به انها می پرداختند و پس از انقلاب فوریه مبارزه شدید علیه این معامله کمرشکن اغازشد ،به عنصر اصلی خواست جنبش دهقانی تبدیل گردید. درمحموع درسرتاسر روسیه 600.000 خانوار روستایی وجود داشت که هریک تا 50 دسیاتین زمین درملکیت خود داشتند. این وضع تاثیر انگیز امار اراضی در روسیه خود نمایانگر سیاست غیر عادلانه وبرمبنای منافع طبقاتی اعیار شده بود ،میباشد، که باید علیه ان قیام صورت میگرفت. همچنان درروسیه دربحبوبه انقلاب اکتوبردرسال1917ترسایی کوپراتیفها دهقانی فعال بود،که 12میلیون عضو داشت.

در روسیه انزمان دیکتاتوری فردی خانواده تزارکه مدافع گر اشراف وزمیداران بزرگ وسرمایداران صنعتی ، که قدرت را انحصار کرده بود، وجود داشت. روسیه نسبت به اروپا عقب مانده بود؛بانهم کارخانه جات صنعتی که دران هزارها کارگر مشغول تولید بود، فعال و به اختیار مالکیت خصوصی افراد قرار داشت. شیوه و مناسبات خصوص سرمایداری بالای وسائل تولید حاکم بود .روسیه در دردازنای تاریخ با کشورهای فرانسه ، انگلستان ، المان وغیره که دارای کشورهای استعماری درجهان بودند، در رقابت منطقوق و جهانی قرار داشت . جنگهای برای غضب سرزمینهای همسایه وکشورهای عقب مانده میان هم صف ارایی کرده اندد، که اخرین جنگ پیش از انقلاب 1905 واکتوبر با جاپان بود، که تاثیر منفی بالای وضع اقتصادی سیاسی واردکرده بود،مردم ازاین وضع

ناراض خسته شده بودند. بعداز انقلاب 1905 جنگ اول جهانی میان ابر قدرتها برای تقسیم جهان اغاز شد که روسیه جزو متفقین علیه المان وهم پیماناش برای دفاع از سلاوهای صربستان، داخل جنگ شد.جنگ این پدیده شوم وتباه کن بالای سرنوشت مردم وبالخصوص بالای دهقانان ، کارگران وسایر زحمتکشان تاثیرمنفی وارد ساخت؛ برعلاوه مناسبات غیر عادلانه اشراف زمیندار وسرمایداران بزرگ که طرفدار ادامه جنگ و انحصار قدرت رادراختیار دا شتند، دهاقین و کارگران را با مزد ناچیزبهر ه کشی مینمودند، که عامل نارضایتی بیشتر مردم شده بود. به این رو، روسیه پیش ازاغاز جنگ کاملا طبقاتی واشرافی بود، دهقانان وکارگران وسایر زحمتکشان از دست شرایط ناسالم رنج بیکران میبردند؛و در زندگی فلاکتبار ی قرار داشتند. لایه های مختلفی اقشارفوقانی جامعه که اشراف بودند، از زندگی مرفه وعالی برخوردار بودند.تشدید تضادهای طبقاتی جامعه و نا رضایتی مردم یکجا باشرایط طاقت فرسایی جنگ که سربازان را متنفر و رنج میداد، وضع را انقلابی ساخته بود ،که در ارزوی تغییرات بنیادی بودند . مبارزه طبقاتی بنابرشرایط اختناق اوربا تسلط دیکتاتورانه تزار روس هرچه بیشتر درمیان کارگران ودهقانان شدت روز افزون خودرا میگرفت. بلشویکها درمیان توده ها برای بدست اوردن حقوق عدالتخواهانه وارتقای سطح شعورسیاسی انها اندیشه های مترقی وانقلابی را توضیح وترویج مینمودند،درهمه جا درحال پیشروی برای سرنگونی سلطنت واحراز قدرت بودند.

روسیه دراغاز قرن بیستم صدو پنچاه میلیون نفوس داشت که ازجمله سه میلیون ان در پتروگراد ومسکو زندگی می کردند و درحالیکه در انگلستان درقرن هفدهم ، وفرانسه درقرن هجدهم ، طبقه کارگر به مفهوم امروزی نداشتند. برعکس در1905 روسیه درهمه رشته های کار درشهر و روستاها به تعداد ده میلیون تن کارگر داشت ، که با اعضای خانواده انها به بیست و پنج میلیون میرسید. یعنی بیش از جمعیت فرانسه درزمانی انقلاب کبیربوده است. جان رید درکتاب خود بنام ” ده روزی که جهان را لرزاند” درمورد خصائص مردم روسیه وکارگران اقتباس ازنطریه ویلیام انگلش والینگ مینویسد:” اکثر کارگران روسی میتوانند بخوانند وبنویسند. کشورطی سالهای بسیار درحال انچنان غلیان شدیدی است که درروند مبارزه انها نه فقط نمایندگان پیشرو طبقه انها بلکه همچنین عناصر انقلابی بسیار از اقشار تحصیل کرده جامعه قرار گرفتند که با اندیشه های سیاسی واجتماعی رستاخیز روسیه به کارگران روح دمیده بود”.

هرانچه گفته امدیم این پدیده ها ویژه گیها ی تاریخی پیش از انقلاب 1905 و 1917درکشور روسیه وجود داشت، که در ان هسته های دانش انقلابی شکل گرفت ،و برای حل تضادهای طبقاتی وسرنگونی مناسبات مالکیت خصوصی وتسلط زمینداران بزر گ اشراف اعیان گردید. وروسیه داخل مراحل نوین تاریخی برشالوده یی مناسبات اقتصادی واجتماعی نوین که مالکیت خصوصی به مالکیت اجتماعی به رهبری طبقه کارگران ودهقانان تعلق گرفت،شد. ادامه دارد..

رستمی کشورالمان