هزار هزار استخاره کنم

حریره یوسف مقصودی  

می خواهم تا گیسوانم را  در امواج باد ها رها بکنم

و  چون، کودک بازیگوشی، به شیطنت ها آغاز کنم

می خواهم، چو رقاصه بد نام شهر، پایکوبی کنم

و پیراهن، در این آشفته بازار، پاره پاره کنم

می خواهم چون لخت مادر زاد مستی هاکنم

هر حصاری فتح  و هر مانع، گره اش وا کنم

می خواهم، موج آه و ناله ها، از دل برون و جمله بیگانه کنم

تا دلم را من پذیرای هوس هایی، دل دیوانۀ، عالم کنم

می خواهم، در لب ساحل بایستم تا که فریاد دلیرانه کنم

تا که در امواج توفانی دریا، ناله های مست و مستانه کنم

می خواهم روی شن،  هر دم دویدن های رندانه کنم

هم چو مرغان، در دل امواج،  پرواز دلیرانه کنم

می خواهم، مانندی ناخدای باصلابت استوار و با یقین

بادبان ها برکنم کشتی رها در موج های پر یسار و پر یمین

ای کاش اگر، چو دخت شهسوار جهانی، به شانه های باد ها باشم

تا آنکه با روح و تن آرایی ها، زیباترین های، شهر های خود باشم

می خواهم با همه غم و درد ها، بدرود گفته و عزم تازه کنم

پیمان تازه ببندم و خود را فدای دوستی های عاشقانه کنم

در پای عشق جان سپارم و یک دل زصد بلاکناره کنم

تا جان دهم به پای قدومش هزار هزار استخاره کنم

 

29/9/2017کابل افغانستان