ننگ زمان

ساقی شراب کهنه ؛ که غمها زداید آن
این کوه یأس را ز دل ما ، زداید آن
تشویش قبضه کرده جهان و روان ما
رزمی؛ که منشأِ غم دنیا  زداید  آن
معکوس گشته گردش عصر و زمان ما
کج راهِ رفته تا به ثریا، زداید آن
آن دستهای که همه ویرانی آورند
از بند بند جدا و زهر جا ، زداید آن
آواره‌ گی یی ما شده ننگِ زمان ما
این ننگ را زدامن فردا زداید آن
مرگ است و آتش است و فرار از‌سرا‌ وکوی
بیداد و ماتم و غمِ آنجا ، زداید آن
شعرم بیان چهره‌ی اصلی ست زین جهان
احساس مُرده را چو مسیحا ،زداید آن

مهرو سوم نوامبر ۲۰۱۹