نقش مستقیم ادارۀ استخبارات پاکستان به مثابۀ سردمداران جنگ نیابتی در افغانسنان

نویسنده : مهرالدین مشید

نقش مستقیم ادارۀ استخبارات پاکستان به مثابۀ سردمداران جنگ نیابتی در افغانسنان و مداخلۀ بی شرمانه و دیده درایانۀ این کشور در امور افغانستان برای هیچ افغان حرف تازه یی نیست که بر آن بیشتر استدلال کرد؛ زیرا مردم افغانستان با اتفاق آرا بدین باور رسیده اند، هر مرمی که در افغانستان فیر می شود، در عقب آن نظامیان پاکستان قرار داشته و فرماندهی آن را به عهده دارند. اظهارات مقام های ارشد پاکستان مانند سرتاج عزیز مشاور امنیت ملی این کشور برای همکاری و کمک به طالبان گواۀ بر آن است که مقام های امریکایی هم هر از گاهی به کمک های پاکستان به شبکۀ حقانی اشاره کرده اند.  آنانی که از چهار دهه بدین سو ناظر به اوضاع افغانستان اند، در پیوند به نقش مداخله گرانۀ نظامیان اسلام آباد در افغانستان آگاهی کامل دارند و آگاهان نظامی و سیاسی منطقه و جهان به آن اذعان دارند. هرچند مداخلۀ پاکستان در افغانستان بر می گردد، به سال ۱۹۴۹ برابر به آزادی نیم قاره و به رسمیت شناخته شدن استقلال پاکستان از سوی انگلیس که آقای پژواک نمایندۀ افغانستان از به رسمیت شناختن پاکستان در سازمان ملل امتناع ورزید و شورای ملی افغانستان خط دیورند را تحمیلی خواند و فیصله کرد که حکومت و مردم افغانستان آن را به رسمیت نمی شناسند. این در حالی بود که به گواهی اسناد تاریخی از آغاز معاهدۀ لاهور در زمان امیر دویت محمد و امضای اولین معاهده بوسیلۀ او تا زمان شاه امان الله و محمد نادر، شاهان افغانستان دوازده بار معاهده های سرحدی را در سطح های مختلف با انگلیس ها امضا کرده اند  و هر بار بخشی از خاک افغانستان مورد معاملۀ شاهان مزدور قرار گرفت که امضای معاهدۀ لاهور بوسیلۀ امیر دوست محممد و معاهدۀ جمرود بوسیلۀ شاه شجاع ، گندمک بوسیلۀ یعقوب خان و دیورند در زمان عبدالرحمان ننگین ترین آن ها به شمار می روند که بعد ها شاه حببب الله، شاه امان الله و نادر هم آن را تایید کردند؛ اما پس از آزادی پاکستان و شناخته شدن آن بحیث وارث استعمار انگلیس در منطقه جنجال میان افغانستان و پاکستان بالا گرفته است و هیچ گاهی پاکستان واکنش افغانستان در سازمان ملل را در سال ۱۹۴۹ برضد این کشور فراموش نمی کند هر از گاهی در کمین انتقام کشی از افغانستان بوده است. چنانکه در زمان حکومت ظاهرشاه هم چند رخداد نظامی روابط دو کشور را تا سرحد جنگ به پیش برد که با میانجیگری کشور های عربستان سعودی و ایران فروکش کردند. روابط میان پاکستان و افغانستان با به قدرت رسبدن محمد داوود در سال ۱۳۵۲ وارد دور تازه یی از تشنج شد که پاکستانی ها از اشتباۀ تاریخی داوود سود فراوان بردند که با ناسف که این ورند به نحوی تا هنوز هم ادامه دارد و هر روز فربه تر هم می شود. به شهادت رسیدن میوندوال و انجنیر حبیب الرحمان از سوی محمد داوود سبب ایجاد نوعی وحشت در میان اعضای نهضت اسلامی وسایر گروه های مخالف دولت شد که در این میان اعضای نهضت اسلامی وادار به مهاجرت به پاکستان شدند. هرچند این مهاجرت مفهوم انتخاب بد از دو گزینۀ بد و بدتر را داشت که رهبران نهضت اسلامی دشمنی تاریخی رهبران پاکستان با افغانستان را دست کم گرفتند. این مهاجرت در حالی انجام شد که زمامداران پاکستان انتظار چنین فرصت را از گذشته ها در سر می پروریدند. این در حالی واقع شد که بوتو از سیاست های پشتونستان خواهی محمد داوود راضی نبود و از دوران نخست وزیری او در این باره آگاهی داشت. نظامیان پاکستان در تبانی با ساواک ایران توانستند، رخداد سال ۱۳۵۴ را بوسیلۀ نهضت اسلامی برضد داوود انجام بدهند. هرچند هردو در سال های پایان ریاست جمهوری داوود تلاش هایی را برای حل مسالمت آمیز خط دیورند پس از نشست کنفرانس اسلامی در لاهور آغاز کردند و اما به کمک شوروی داوود در افغانستان و بوتو در پاکستان سرنگون شدند. با ناسف که پس از کودتای  ثور و تهاجم شوروی رهبران جهادی قربانی اهداف سیاستگذاران ملکی و نظامی پاکستان پس از تهاجم شوروی پیشین شدند. رهبران جهادی در مدت چهارده سال جهاد نظر به شدت وابستگی های نظامی و مالی به پاکستان به حرف های زیرکانۀ پاکستانی ها باور کردند و دشمنی تاریخی پاکستان با افغانستان را کم گرفتند. در حالی که پاکستانی ها از همان آغاز دو روی عمل می کردند و زیر چتر پشتیبانی جهاد مردم افغانستان هدفی جز تباهی افغانسنان آرزوی دیگری نداشتند و ندارند. دست تنگی های نظامی و سیاسی رهبران جهادی و وابستگی های ناگزیزی آنان به استخبارات پاکستان فرصت ها را برای مداخله و اتتقام کشی این کشور در افغانستان فراهم کرد. بعد ها نقش پاکستان در جنگ های گروهی پس از سقوط نجیب و تلاش های آن برای به قدرت رساندن طالبان و مداخله های آن بعد از سقوط طالبان آشکارتر شد و حالا آفتابی شده است. اظهارات اخیر خلیل زاد گواۀ روشن مداخلۀ پاکستان در افغانسنان است که در گفت و گوی اخیر های اخیر وی با رادیو آشنان بازتاب یافته است . وی گفته است که پشتیبانی پاکستان از طالبان فرصت ها برای آبادی و بازسازی افغانستان را از بین برده است. وی سیاست شانزده سالۀ امریکا در افغانستان را شکست خورده می خواند که حالا اظهارات اولسون نمایندۀ خاص امریکا و پاکستان هم در پیوند به پاکستان چندان کارساز نیست. وی از پاکستان خواسته است که شبکه های تروریستی و بویژه شبکۀ حقانی را که برای گفت و گو ها با کابل حاضر نیستند، سرکوب کند. این  در حالی است  که طالبان در اختیار پاکستان قرار دارند و کلید آنان بر دست نظامیان پاکسنان است. ناسف آور این است که امریکایی ها هنوز هم با پاکستانی ها بازی می کند. در حالی که امریکا می داند، طالبان نیستند که از گفت و گو ها با کابل انکار می کنند؛ بلکه نظامیان پاکستان اند  که فرمان طالبان را بر دست دارند و برای آنان امر و نهی می کنند و امربکایی ها این موصوع را حالا بهتر می دانند

چنانکه آقای خلیل زاد درگفت و گو با رادیوآشنا گفت، هرچند درسال های ۲۰۰۳ امریکایی ها کمتر بازی دوگانۀ پاکستان را درک می کردند و اما پس از کشته شدن اسامه در پاکستان متوجه ابن موضوع شدند. به گفتۀ وی حال امریکا حیران است که چه کند، جز این که بر پاکسنان حمله کند. وی در ضمن به افشای سیاست های دوگانۀ پاکستان در امریکا گفت که در سفر راحیل شریف به امریکا یک نشریۀ امریکایی تصویر روی او به نیم سفید و نیم سیا به نشر سپرد که نمایانگر سیاست دو روی پاکستان است. وی می گوید که  پاکستان خیلی زیرکانه و دو روی با امریکا بازی می کند. به گفتۀ وی پاکستان طیاره های امریکایی ها را اجازه می داد که داخل حریم فضای این کشور شوند، یا گاهی تروریست ها را بازداشت و به امریکا می سپرد و یا هم اجازۀ اکمالات را به نیرو های امربکایی می دهد. وی می گوید که
به حرف های رسمی پاکستان نباید باور کرد. وی به سخنان پرویز مشرف اشاره کرد که برای او گفته بود، طالب در پاکستان نبست و اما وقتی که مشرف از قدرت کنار رفت اعتراف کرد که طالبان را حمایت می کرد. به گفتۀ وی هرگاه امریکا در همان آغاز بر پاکستان فشار وارد میکرد و فرصت های طلایی را از دست نمی داد. امکان داشت که پاکستان مهار می شد. به گفتۀ وی سیاست دو روی پاکستان  سبب شد که حتا رابطۀ امریکا و کابل به تستج و بی باوری برود و از اعتبار امریکا در افغانستان کاسته است.  

اشاره های بالا از دشمنی تاریخی اسلام آباد با کابل و بازی های دوگانه اسلام آباد در مبارره با تروریزم با امریکا و افغانستان دست کم اندکی پرده برمی دارد و در این شک و شبه باقی نمی گذارد که عامل اصلی تروریزم در افغانستان، منطقه و جهان پاکستان است. این کشور حامی تروریزم پس از ایجاد آن در سال ۱۹۴۹ دشمنی با افغانستان را آغاز کرده و تا کنون آن را به بهانه های مختلف ادامه می دهد که مداخلۀ پاکستان زیر نام دین از چهل سال بدین سو در امور افغانستان به همگان آفتابی است دست شیطانی پاکستان در پشت حوادث چند دهۀ اخیر افغانستان چنان نیرومند و تعین کننده است که حتا گفته می توان که در عقب فیر هر مرمی در افغانستان دست نظامیان پاکستان است.در هر گام نقش مستقیم ادارۀ استخبارات پاکستان را به مثابۀ سردمدار جنگ نیابتی در افغانستان آشکارتر می  کند.یاهو