نظریه های مختلف پیرامون رشد وتوسعۀ اقتصادی

نویسنده : مهرالدین مشید

 

رشدوتوسعه درغرب نه تنهاراه رابرای تهاجم کشورهای غربی به کشورهای شرقی بازکرد؛بلکه آغازوتسریع این روندشماری ازاندیشمندان درغرب راواداشت تادرموردتوسعه ورشداندیشه های گوناگونی ارایه نمایندونظریات مختلفی رادراین رابطه عرضه کنند. اهمیت توسعه نظریه پردازانی چون پروفیسور”تیرل وال”(1)راواداشت که درکتاب معروف خود زیرعنوان “رشدوتوسعه ” بگویدکه رشدوتوسعه به اندازۀ اقتصادقدامت دارد. این نظریه حاکی ازآن است که نظریه های رشدوتوسعه درواقع بانظریه ها ی ارایه شده درکتاب “ثروت ملل ” آدام سمت (2)بااین نظریه که عوامل توسعه راکار،زمین وسرمایه معرفی میکند، آغازمیشودوبانظریه های کلاسیک رشداقتصاددرقرن نوزدهم چون نظریه های  “دیویدریکاردو”که توزیع ثروت راعامل توسعه میداند،”توماس مالتوس”(3)که تمرکزسرمایه وباروری خاک ونوآوری های کاراندوزراعامل رشد،استوارت میل ” زمین ،نیروی کاوسرمایه و”کارل مارکس “تمرکزسرمایه رامعرفی مینماید،ادامه پیدامیکندوبه نمونه های رشدکلاسیک اقتصادجدیدقرن بیستم چون نظریۀ “آلفردمارشال “برمبنای توزیع درآمدونظریه های   “آرتورپیگو”،لیون والراس”،”ویلفردپارتو”و”اروینگ فیشربرمبنای نرخ پس اندازوکارایی نیروی کاربه  پیش میروند. به ادامۀ نظریه های یادشده ،نظریه های دانشمندانی چون “ولت ویتمن روستو”، “جان میناردکینز”و”جوزف شومپیتربرمبنای نوآوری واختراع به گونه یی جداازمکتب قتصادکلاسیک به نحوجدیدی آغازشدکه هرکدام بصورت  جداگانه عوامل رشد وتوسعه رابیان کرده اند. ازپی نظریه های یادشده متفکرانی چون “فرانک رمزی”، “الیان یانگ”و”فرانگ نایت”رادردهه های 30تا40قرن بیستم واداشت تاعوامل اصلی رشدراتوصیف کنندوبه ادامۀ آنها اقتصاددانانی چون “هاروردودومار”سولو”و”سوان”به توسعۀ نظریه های نوین رشداقتصادی کمک زیادی نمودند. پس ازآن نظریه های رشدوتوسعۀ اقتصادی واردمرحلۀ تازه یی شدودانشمندانی چون :”کاس وکافمنز”،”ارو”، ششنسکی “،”رومر”و”لوکاس”هرکدام به مثابۀ بنیانگذاران نظریۀ نوین رشدوتوسعۀ اقتصادی برعواملی چون سرمایۀ انسانی ،نقش تحقیق وتوسعۀدانش راواردنمونه های رشدنمودندوعواملی مانندگسترش تکنالوژی ، نرخ رشدجمعیت، تجارت، مخارج دولت ،مالیات ، ساختارخدمات ،حاکمیت قانون ، حقوق دارایی هاوبازارهای مالی راواردنمونه های رشداقتصادی کردند.

باتوجه به نظریه های بالامیتوان عوامل توسعه نیافتگی وخصوصیت های عقب مانی جهان سوم راچون:دوگانگی اقتصاددرکشورهای درحال توسعه ، تفوق دادن به امورزراعت وخدمات کوچک ، سطح پایین تمرکزسرمایۀ فزیکی ،رشدسریع جمعیت،صادرات محصولات اولیه وباارزش بادرآمدی کمتر، نرخ بالای بیکاری، سطح پایین آموزش ، توزیع ناکارای درآمد، سطج پایین تغذیه صحت،افزایش فقروپایین بودن سطح درآمدسرانه ،عدم حاکمیت قانون ، پایین بودن سطح سواد، جنگ، فسادوارتشا، تمرکزناچیزسرمایۀ انسانی وگسست های اجتماعی دراشکال فرهنگی ،تاریخی واقتصادی یکی پی دیگری برشمردکه ازجمله علتهای توسعه نیافتگی درجهان سوم به  حساب میروند.

جهان سوم که بخش تولیدآنهاکالاهای مصرفی هستندنه بخش تولیدکالاهای سرمایه یی  . بنابراین ازروی ناگزیری اقتصادآنهاوابسته به اقتصادکشورهای  جوامع سرمایه داری پیشرفته است . (لابیکا ، صفحۀ 299) نویسندۀ دیگری به نام” آندره گوندرفرانک” مدعی است که توسعۀ کشورهای صنعتی پیشرفته وعقب مانده گی جهان سوم درواقع دوروی یک سکه اندونتیجۀ یک فرایندجهانی است . اوکه بنیانگذارنظریۀ مرکزپیرامون است میگوید توسعه کشورهای مرکز(اقتصادکشورهای صنعتی پیشرفته )بدون توسعه نیافتگی کشورهای پیرامون (جهان سوم ) امکان پذیرنیست (لابیکا ، صفحۀ 299). به عقیدۀ اویک یک نظام سرمایه داری جهانی وجودداردکه ازمرکز(تعدادمعدودی جوامع صنعتی )وپیرامون (توده های وسیع ملتهای توسعه نیافته وتحت استثمار) تشکیل شده است . مرکزاین سیستم که یادآورطبقۀ سرمایه دارواستثمارگرمارکس است . ازطریق نظام بهم پیوستۀ  اقتصادجهانی به بهره کشی ازپیرامون (معادل طبقۀ کارگرتحت ستم مارکس )می پردازد. نتیجۀ این تحلیل این است که سرمایه داری جهانی منشآوعلت اصلی توسعه نیافتگی است وملتهای جهان سوم تنهابانابودی این سیستم ویابیرون آوردن خودازسلطۀ آن میتوانندبه توسعه وپیشرفت دست بیابند. پس ازسال 1980این گونه سیاست گذاریهای افتصادی پس ازآن به سردی گراییدکه نظام شوروی واقتصادمارکسیستی درسراسرجهان ورشکسته شد وازسویی هم عملکردهای ضعیف وسیاستهای انزواطلبانه وحمایت گرایانه درکشورهای  جهان سوم که متاثرازنظریه های وابستگی گرایانه ونامستقل بودوهم پیشرفت بی سابقۀ شماری ازکشورهای آسیای شرقی بعدازادغام دراقتصادجهانی روندیادشده رابسوی ورشکستگی بیشترسرعت داد. به نظرشماری کارشناسان این بصورت کل بطلان کامل نظریۀ وابستگی رادرعمل نشان داد.

بااستقرارجهانی شدن مس ، ارتباط محموله های آسترالیا، چیلی ، کیوبا، بریتانیاوامریکابایکدیگر ،تاسیس بورس فلزات لندن درسال 1876،ایجادسیستم قیمت گذاری جهانی درارتباط باانواع غله ها وپنبه درمیان بورس های مناطق مختلف جهان وگسترش خطوط تلگراف دردهۀ 1850م، ایجاداتحادیۀ جهانی پست درسال 1874وباتوسعۀ تیلفون وارتباطات رادیویی دردهۀ پایانی قرن 19وآغازین قرین 20ووسعت عمل این گونه سازمانهابویژه بعدازجنگ اول جهانی وایجادپولیس بین المللی (انترپول)درسال 1923وایجادبانگ تسویۀ بین المللی درسال 1930روندیادشده سرعت بیشتریافت ودرواقع بعدازنیمۀ دوم قرن نوزدهم تاحالاازسه موج بزرگ جهانی شدن چون روبروشدن تجارت بین المللی بارفع موانع گمرگی ، توسعۀ زیرساختهای اقتصادی ، پیشرفتهای فنی وعلمی وموازی به آنهاایجادسازمانهای جهانی  مانندسازمان ملل متحد،صندوق بین المللی پول ،  بانک جهانی وسازمان تجارت جهانی میتوان یادآورشدکه روندتوسعه رادرجهان واردمرحلۀ تازه یی نمود (4)

رشد درونزا

رشد اقتصاد درونزا بدلایل ذیل از اعتبارخاصی برخوردار شد . اول این که نظریۀ رشدوتوسعه به اندازۀ علم اقتصاد سابقه دارد که میتوان بقول پروفیسورتیرل (1999) اتکاکرد که میگوید سابقۀ نظریۀ رشد درونزا به میزان قدامت نظریۀ رشد وتوسعه است که  نظریۀ رشد درونزا درپی آن است تا جوابی مناسب به آن دریابد و این سوال اززمان ادام سمنت آغازشده است ودانشمندان درپی پاسخ گفتن به آن ان د. البته بااین پرسش “چراآهنگ رشد وتوسعه میان کشورهامتفاوت است ودلایل این تفاوت دررشدچه میتواندباشد؟” ، آغاز شده است .

دلی دوم اینکه رشددرونزاعبارت ازفرضیۀ بازده های فزاینده میباشد. چنانچه “تیرل وال “درکتاب خودزیرنام “رشد وتوسعه ” چنین نگاشته است :”بیشترین سهم سمنت این بودکه اومیخواست اندیشۀ بازده های فزاینده رابربنای تقسیم کاردراقتصادواردنماید. وی به اساس همین نظرتقسیم کاررابعنوان اساس اقتصاد اجتماعی درک کرد.

سوم اینکه سمنت تقسیم کاررامحدودبه به ابعادوگسترش بازارمیداند،موانع برسرراه تجارت آزادرامحدودکنندۀ بازاروتقسیم کارتلقی مینمایدونتیجۀ آنراازبین رفتن دستاوردهای تخصصی میداند. سمنت باورداردکه صنعت کارخانه یی بدون بازاروسیع خارجی نمیتوانددرکشوری شگوفاگردد،بباوراوتجارت آزاد،توسعۀ فناوری،گسترش بازاروانتقال دانش درنتیجۀ رونق یافتن سرمایه گذاری خارجی بوجودمی آیدکه این روندیکی ازفرضیه های رشد درونزامیداند. این نظردرواقع بمثابۀ شاخص درنظریۀ سمنت بحساب میرودکه دانشمندانی چون ؛ راسمن”،”هلپمن”،”رویوراباتزو”و”رومر(1991)اندیشه اورادراین موردتقویه کردند. (5)

دلیل چهارم برای بهبودی رشد درونزاراسمنت دریافتن مهارت ها، صرفه جویی واختراع یادهانی مینمایدکه هرکدام اینهابنوبۀ خوددرارتقای رشد نقش دارند. سمنت به دوساختاردیگرالگوی رشد درونزااشاره داردکه اول آن شامل افزایش مهارت وتخصص نیروی کاردرنتیجۀ تقسیم کارمیباشدوالگورشددرونزای عمل کند. یاموز”ارو”(1962)،”شنسکی”1967)و”اوزاو”(1965)تاحدودی متاثرازیظریۀ یادشده سمنت است . دوم آن شامل دگرگونیهادر فناوریهااست که ازاثرتلاش محققان برای اختراعات بهتر،موثرترومفیدتربوجودمی آید.سمنت هرنوع عامل خارجی رابرای فشارآوردن براقتصادبازوتجارت آزادنمی پذیرد؛بلکه اوباورداردکه اقتصادبایدبحال طبیعی آن رهاشود.(6) وی پیشرفت اقتصادی راناشی ازخودخواهی افزون طلبی افرادمیداندنه ناشی ازخیرخواهی آنهاوازهمین رواست که درنظریۀ های اقتصادی خودبربنای منفعت طلبیهاتکیه دارد.درآخرین تحلیل میتوان گفت که افزایش سرمایه گذاری  به شکل سرمایۀ انسانی یاسرمایۀ فزیکی درکناربلندبردن ظرفیتهای انسانی ونیروکارتخصصی آنهاازجمله عوامل رشدوتوسعۀ اقتصادی است که توانایی جذب سرمایه های خارجی رانیزدرقبال داردواجرای سیاستهای خوب مالی چون گسترش بانکهای دولتی وافزایش اختیارات بانک مرکزی ،افزایش اعمادملی نسبت به پول کشوروافزایش هزینه های دولتی دربخش های زیربنای اقتصادی ازجمله عواملی اندکه دررشدوتوسعۀ اقتصادی نقش ارزنده دارند. نظریۀ رشد درونزا بیشترتاکید به این دارد  که رشدازدرون نظام اقتصادی یک کشور بوجودمی آیدوعامل داخلی دارد که به آن اشاره شد ؛ولی رشد بیرونزا یا کاهنده بیشتر به عوامل بیرونی برای رشد اقتصادی تاکیددارد . دراین حال درصورت اندکترین کم توجهی عوامل خارجی زیرپوشش عوامل برونزای اقتصاد شاید تباهی های را ببار آورد که جبران آن ناممکن باشد . عوامل برونزای اقتصادی را زمانی میتوان مفید خواند که شکل تهاجم اقتصادی رانداشته ومنافع ملی کشورها را درنظرداشته باشد. رشد درونز ادر واقع  تمام فعالیتهای داخلی را باتوجه به ظرفیتهای آن دربردارد که کشوری به چه میزانی میتواند با استفاده  از امکانات داخلی خود به شکل درونزا سطح رشد و توسعۀ خویش را بلند ببرد.  

گفتنی است که نظریۀ برونزا و درونز ادرسایرحوزه های های علمی ، فلسفی، اجتماعی وسیاسی نیرکاربرد دارند چنانکه “ریموندکتزل”و”دوناتامپسون (1990) درمقالۀ اخیرخود تیوریهای عمدۀ انگیزش رادر دو طبقۀ کلی زیرنام  برونزا(تیوری انگیزه ، تیوری  مشوق ، تیوری هدف ، تیوری تقویت ، تیوری منابع انسانی ومادی، تیوری گروۀ هنجار یا عملکرد و تیوری سیستم اجتماعی فنی) ودرونزا( تیوری برانگیختگی ، تیوری انتظار- جذابیت ، تبوری برابری ، تیوری نگرش ، تیوری هدف وتیوری اسناد یا خود کامگی وعزت نفس )موردبحث قرارداده است (7) . به همین گون میتوان این دومقوله رادرتوسعۀ شهرهابه شکل برونزاودرونزاومطالعۀ موضوع عامل مهاجرت درآنهابه بحث گرفت که به چه میزانی  شهرهای درونزاکمتردچارعامل مهاجرت وشهرهای برونزابیشتردچارمهاجرت میباشند.

 

معنای برونزاودونزادرحوزه های گوناگون اقتصادی نیزکاربرد دارد . بگونۀ مثال امروزمهمترين‌ علل برونزا، گرانی واردات ناشی از افزايش قيمت نفت خام است كه هزينه‌های حمل و نقل ، بيمه و گرانی بعضی از محصولات ناشی از فراوری نفت خام مثل كود کیمیاوی را به دنبال دارد و گرانی خاص مواد غذايی كه علت آن مصرف بيش از اندازۀ جهانی و خشكسالی جهانی و همچنين استفاده از بعضی از اقلام غذايی مانند روغن يا ارزن خام برای سوخت ديزلی يا موترها است كه سطح بالايی از گرانی را بر جهان تحميل كرده است.

ابزارهای مقابله با عوامل برون‌ زای تورم ، بصورت عموم  از مقولات تجارتی  خارجی  بشمارمیرود که درچارچوب سیاست خارجی عیارمیشودو كارهايی از قبيل كاهش تعرفه‌های وارداتی و محدوديت يا ممنوعيت صادراتی  رادربردارد كه می توان در اين زمينه کارهایی رابمنظورجلوگیری ازتورم انجام داد .  كشورهايی مانند هند، مصر و آرژانتين نيز در گذشته چنين اقداماتي را انجام داده‌اند. این درحالی است که هرگونه تصميمی  در حوزۀ بازرگانی خارجی  بایدبصورت حتمی حفظ توليد و توليد‌كننده داخلي را مد نظر بگیرد و تعرفه‌ها و منع صادرات بايد به گونه‌ یی باشد كه توليد كنندۀ داخلی صدمه نبيندتادرسال مالی آینده باشدت بیشتری روبرونشود .

 

یاد داشت ها :

 

1-  kelkin-mag.blogfa.com/post-24.aspx – 79k                                             

etu.isfedu.org/Portals/0/mkejte.doc   

varzeshi.com/1385/851013/html/world2.htm – 29k  www.iran-

sheshmim.com/Articles/ArticleViewer.aspx?articleId=149 – 882k                                     2-   

sheshmim.com/Articles/ArticleViewer.aspx?articleId=149 – 882k

    • iranvajahan.net/cgi-bin/news.pl?l=fa&y=1386&m=07&d=13&a=1
    • www.ghandchi.com/299-Marxism.htm 3 –                                         

4  –      جهانی شدن وتوسعۀ اقتصادی  ،  منبع انترنیت  ،  جریدۀ بهار، شمارۀ 153

5   –  همان منیع     

6 –  همان منبع

7 – ریموندکنزل ودوناتامپسون (144-(53.p،1990 R.AKetzell &D.E.Thompson, ) تیوری های عمدۀ انگیزش ، صفحۀ 53

 www.onlinesunmed.com/angizesh2.htm – 28k