منازعهءاسرائیلی ها و فلسطینها بالای اورشلیم

در جریان جنگ اول جهانی ارتش عثمانی ها،توسط انگلیسها واسترالیایها درشهر اور شلیم در 9دسامبر1917، شکست خورد و شهربه تصرف انها درامد. دراین شهر  بعد ازیکصد سال واندی   به حاکمیت بیش از1200 ساله مسلمانان بر اورشلیم پایان داد.؛حاکمیتی که  درجریان جنگ های صلیبی اغاز یافته بود. همچنان با شکل گیری جنبش صهیونیستی درسال 1897وبیانیه بالفور در1917میلادی جامعه ملل قیمومت کشور فلسطین را به بریتانیا واگذار کرد. براین اساس انگلیسها بعدا زختم جنگ دوم جهانی درسال 1947سرزمین فلسطین را به سازمان ملل واگذار نمود.سرانجام در 19 می 1948 بن گوریون رهبر صهیونیست های جهان، بدون احترام به قطعنامه های ملل متحد ، تشکیل یک دولت موقت را برای کشور اسرائیل اعلام کرد ، وملل متحد به اثرنا توانی نه توانست که جلو این اقدام را بگیرد وهیچ اقدام از جانب ان صورت  نه گرفت. در16 می 1948 ایالت متحده ووروسیه بر علاوه اعتراضهای فلسطینها وعده یی جهان غرب تشکیل دولت موقت بن گوریون را به رسمیت شناختند بعدازان، این رویداداغازگر نزاع های سیاسی وجنگهای خونین  میان مسلمانان ویهودیان در اورشلیم  گردید، که تا به حال ادامه دارد.

قدامت وقدسیت اورشلیم برای یهودیان ومسلمانان!

شهر اورشلیم راحضرت داوود”ع” 1000 سال پیش ازمیلاد  پایتخت  حکومت خود قرار داد، بعداز وی حضرت سلیمان پسر او اولین معبد شهر را ساخت؛ حدود 400 سال بعد  این شهر  با معبد یکجا ویران کردیده ویهودیان پراکنده شدند. سپس درزمان داریوش دوم پادشاه ایران د ر 538 قبل از میلاد به یهودیان اجازه داده شد تا دوباره به اورشلیم بیایند و معبد خود را بازسازی کنند.  بازهم بعداز 70سال توسط امپراطوررم تیتوس دوم، معبد تخریب کردید. ازبقایای ان معبد دیوار ندبه که درغرب اورشلیم قرار دارد باقی مانده، که مورد احترام وستایش پیروان قوم بنی اسرائیل میباشد..
اورشلیم برای مسیحیان مقدس است چون عیسی در اینجا تولد ومسیحیت را به جهان معرفی نموده است ، او در اینجا به صلیب کشیده شده و به خاک سپرده و بالاخره زنده شده و به آسمان نزد خداوند

برده شده است.
اورشلیم برای مسلمانان مقدس است، چون حضرت محمد (ص )با الاغ بالدار خود باسفر شبانه از مکه به اورشلیم تشریف اورده ،و از انجا به  معراج  نزد خداوند مشرف شده است.حضرت محمد در اینجا اولین بار سجده بسوی خداوند کرده ودراولین سال های پیدایش اسلام، مسلمانان به طرف اورشلیم نماز می خواندند. سپس درسال624 پیامبر اسلامکعبه را نظر به خواهش قوم قریش ،قبله مسلمانان مسما نمود.

حکومت اسرائیل مدعی است که اورشلیم پایتخت قوم یهود و مدت 70 سال است که پایتخت اسرائیل است. ازنظر آنان رئیس جمهور ترامپ در واقع یک حقانیت تاریخی را به ر سمیت شناخته است. در عمل این شهر در تاریخ بین حاکمیت یهودیان و مسلمانان دست بدست گشته است.

اورشلیم درگذشته های تاریخی پایتحت اسرائیل نه بود،بلکه مانند سایر شهرک های قوم یهود بوده ،   انرانگلیسهای درزمان اشغال خود ، مرکز رهبری اداری ونظامی خود ساخته بودند؛وقرنها پایتخت نبود، و یک شهرک بوده است. برای مهاجرین  یهودی  تا جنگ جهانی دوم که درفلسطین می امدند، اورشلیم برای انها ارزش امروزی را نداشت ، برعکس انها به دادستد وکشاورزی اهمیت میدادند ،تا برای هدف نهایی  که تشکیل یک کشور مستقل  بود،نایل شوند.

عده یی از رهبران صهیونیستی دراوایل به زندگی دراین شهر علاقمند نه بودند. چنانکه تئودور هرسل موسس صهیونیسم سیاسی ، در 1898 درسفر خود به اورشلیم می نویسد:” من نمی خواهم با حسن نیت بیاد توباشم، شهردست خورده ، بعداز 2000سال مردم ستیزی، عدم تحمل، وکثافت که کوچه های ان بوی گند می دهند.”   هرزل ازجمله رهبران صهیونیست ترجیع میداد، تا پایتخت دولت یهودیان در شهر “کارمل برک” در شهر “حیفا “باشد. همچنان دیوید بن گوریون بنیاد گذار دولت اسرائیل ارزو داشت تا دهکده ” کورنوب در صحرای نگته” پایتخت اسرائیل شود.

اما جریان جنگ برضداشغالگران صهیونیستی   ، میان فلسطینها واسرائیل در1967 که بنام جنگ شش روزه مشهوراست ، سرنوشت این شهررا  رقم زد؛که اسرائیلها شرق اورشلیم را اشغال کردند و رویای دوصد ساله شان با رسیدن د رمقابل دیوار مقدس “ندبه” به واقعیت پیوست و به دعا پرداختند . بر این اساس معبد کوهی “تمپلبرگ “برای اجرای مناسک دینی به یهودیان واگذار کردید.وشرق فلسطین به اداره اردن  تعلق گرفت .

به این روبعدازتقسیم فلسطین در 1947 سازمان ملل، مصمم شد که اورشلیم با مدیریت بین المللی اداره شود. کشورهای عرب این طرح سامان ملل را رد کردند. در دوران جنگ استقلال طلبانه خود، اسرائیل شهر را تقسیم کرد. اسرائیل قسمت غرب و اردن قسمت شرق و بخش قدیمی اورشلیم را اشغال کردند. اعراب تلاش می کردند جمعیت یهودی را از منطقه یهودی نشین شهر خارج کنند و مانع دسترسی آنان به دیوار ندبه شوند.
اورشلیم مطابق قانون “کنست ” در1980جزوتمامیت ارضی اسرائیل وپایتخت ان اعلام شد.اما سازمان ملل متحد انرا مطابق قطعنامه 478خود غیرقانونی اعلام کرد.با درنظرداشت این عمل شهر اورشلیم ویا بیت المقدس بین فلسطینها واسرائیل باعث مناقشه ووارد مذاکرات صلح میان اسرائیل وفلسطین گردید.

درسال 1988 اردن ازادعای خود مبنی بر شرق اورشلیم منصرف شده  اما فلسطینها ،بخش فلسطین ارشلیم را پایتخت خویش اعلام کردند.این منازعه که اسرائیل اورشلیم را حق تاریخی ومذهبی خود دانسته وفلسطینها هم شرق فلسطین را پایتخت خویش خواستار هستند، به پایان نه رسیده است!

با شکل گیری  حوادث فوق سرنوشت اعراب شرق اورشلیم که امروز35فیصد جمعیت تمام اورشلیم را رقم میزنداز حقوق مساوی شهروندی با سائیر اشغالگران اسرائیلی ندارند. تنها طبق قوانین  1952ورود به کشور اسرائیل که  انان نسل ها در انجا زندگی می کنند ,” ساکنان مجاز” محسوب می شوند.

, آنان تنهااجازه اقامت  وحق کاردر اورشلیم را دارند، ودارای یک پاسپورت میباشند، وبه اجازه مقام های دولتی اجازه خروح را دارندودر “کنست” ها حق اشتراک  ورای را ندارند.

مدارک متذکره باید هرسال تمدید شود، ودرغیران اجازه اقامت را ندارندودرضمن باید اسناد ومدارک درمورد اعاشه واباته خانواده گی از جمله پرداخت کرایه خانه ،برق ومالیات را به اداره بنام”ارونا” بسپارند؛درغیران به محکمه معرفی میشوند.

به علاوه هر کسی بیش 7 سال در اورشلیم شرقی زندگی نکرده باشد، اجازه اقامت و پاسپورت او باطل می شود. بدین گونه کسانی که فاقد تابعیت شوند، در کشور خود خارجی محسوب می شوند.

سازمان ملل متحد چنین امده است :” OCHA    نظر به گزارش دفتر

 در 1967 درحدود  140000 فلسطینی ساکن اورشلیم مجوز اقامت دائم را در اورشلیم از دست داده اند.همسایه های یهودی اینها چنین مشکلی ندارند. بیش 200000 اسرائیلی مهاجر در شهرک هایی که غیر قانونی ساخته شده در میان حدود2700000 فلسطینی در شرق اورشلیم اقامت کرده اند. دولت اسرائیل هم مهاجرین را کمک مالی می کند تا خانه های اعراب را خریداری کنند. هدف تغییر ساختار جمعیت اورشلیم و بالا بردن ساکنان یهودی در شرق اورشلیم تا حد اکثریت جمعیت این قسمت است تا با خانه های مهاجرین یهودی حلقه ای بین اورشلیم و نوار غربی کشیده شود. این هدفی است که اسرائیل در صدد ایجاد ان است. “

بعداز انکه این منازعه اغاز شد دولت اسرائیل با میانجگری امریکا وملل متحدمجبور شد ،تابا فلسطینها برای عقد  قرارداد صلح وتشکیل دولت مستقل فلسطین وارد مذاکره شود ،اما دولت اسرائیل برعلاوه اتخاذ تصامیم  قرارداد صلح در ژنیو واسلو  با میان جگری امریکا وملل متحد ،برای   تشکیل دولت مستقل فلسطین درپهلوی اسرائیل، صادقانه عمل نه کرده ، شوربختانه همه توطیه ودسیسه  برای فریب  اذهان مردم جهان بوده است. چنانچه اعلامیه اخیر دونالد ترامپ رییس جمهور امریکا مبنی بر اعلام فیصله تاریخی سال 1995 سنایی امریکا درمورد شناخت اورشلیم به حیث پایتخت اسرائیل که ازدید جهانیان پنهان شده بود، دال براین امر می باشد. این اقدام جنجال برانگیزترامپ که احساسات تمام کشورهای اسلامی وجهان را درقبال داشت، برای تشنج بیشتر اوضاع نظامی درشرق میانه وتحریک ایران وحزب الله لبنان   برای اقدام های نظامی علیه اسرائیل میباشد. تا به این بهانه  جنگ مدهشی تباه کننده میان اسرائیل وهم پیمانان منطقویش با پشتبانی امریکا برای ازبین بردن دولت اسلامی ایران وحزب الله لبنان اغازگردد.   از جانب دیگر این اعلامیه روی دیگری صفحه کاغذرا افشاءکرد، که اسرائیل وامریکا هیچ زمانی حاضر نه بوده ونمی باشند تا یک دولت مستقل فلسطین درکنار اسرائیل بوجود بیاید ،همه نیرنگ ، دروغ وشعبده بازیهای سیاسی  برای فریب دادن خلق جهان میباشد.

چنانکه امروز ترامپ وسایر نخبه گان سیاسی امریکا چنین سیاستهای دوگانه وفریبکارانه را درقبال افغانستان، مبنی بر وارد اوردن فشاربالای پاکستان غرض قطع  کمکهای نظامی  با تروریستان گروهی طالبان، حقانی ،القاعده وداعش  انجام میدهد،. از یک سو دولت پاکستان را تهدید شفاعی میکنند،تا همکاری خودرا باگروهای متذکره قطع نماید، واز سو دیگر کمکهای مالی 700 میلیون دالری را برایش  فرمان صادر می نماید. این سیاست یک بام و دوهوا تا کجا پیش خواهد رفت!!

رستمی المان 15.12.17