مذاکرات چهارجانبهء افغانستان،پاکستان،چین وایالات متحده امریکا

17/01/2016

تجارب ، نگرانیها وخوشبینی ها

به نقل از اعلامیه مطبوعاتی 11 جنوری:

( نخستین نشست گروپ همآهنگی چهارجانبه افغانستان، چین، پاکستان و ایالات متحده امریکا پیرامون پروسه صلح و آشتی به تاریخ 21 جدی 1394 که مصادف است به 11 جنوری 2016 در شهر اسلام آباد برگزار گردید.

حکمت خلیل کرزی معین سیاسی وزارت امور خارجه افغانستان، عزاز احمد چودری معین وزارت خارجه پاکستان، آقای ریچارد اولسن نماینده ویژه ایالات متحده امریکا برای افغانستان و پاکستان و آقای دینگ شیجون نماینده خاص چین برای افغانستان هیئت این نشست را رهبری می کردند.

گروپ متذکره برتعهد کشورهای شان مبنی بر تحقق اهداف تصریح شده در اعلامیه نشست چهارجانبه شان که به تاریخ 9 دسامبر 2015 در حاشیه ای کنفرانس قلب آسیا برگزار شده بود، مجدداً تأکید کردند. براساس نتایج نشست های سه جانبه و چهارجانبه مورخ 9 دسامبر 2015، آنها بر تلاش های متقابل جهت تسهیل روند صلح و آشتی به رهبری و مالکیت افغانها به هدف نیل به صلح و ثبات پایدار در افغانستان و منطقه تاکید کردند.

هر چهار کشور بر اهمیت خاتمه بخشیدن به جنگ در افغانستان که منجر به ادامه خشونت های بیهوده بر مردم افغانستان و همچنان تشدید نا امنی درسراسر منطقه می شود، تاکید نمودند. افزون براین، اشتراک کنندگان به ضرورت فوری گفتگوهای مستقیم میان نمایندگان حکومت افغانستان و گروه های طالبان در روند صلح که هدف آن حراست و حفظ وحدت، حاکمیت و تمامیت ارضی افغانستان می باشد نیز تاکید کردند.

محور بحث های هیات متذکره را انجام ارزیابی های واضح و واقع بینانه از فرصت ها برای صلح و آشتی در افغانستان، موانع و اقدامات پیشبینی شده که بتواند شرایط مساعدی را برای آغاز مذاکرات صلح با هدف مشترک کاهش خشونت و استقرار صلح دوامدار در افغانستان فراهم سازد؛ تشکیل میداد.

هیات مذکور با تصویب شرایط کار گروپ همآهنگی چهارجانبه توافق نموده و تصریح کردند تا نشست های منظم را غرض پیشبرد روند صلح و آشتی در افغانستان ادامه دهند. قرار است گروپ مزبور در نشست بعدی خود که به تاریخ 28 جدی سال روان (18 جنوری 2016) در کابل برگزار می گردد، پیرامون “نقشه راه” بحث و گفتگو نمایند.)

توافقات ژنیو 1988م – تجارب وپیامد ها :

جنگ ، تشنج ،ویران سازی ،غارت و آدمکشی در افغانستان پدیده شوم و وحشت باری بوده است که بر بنیاد تقابل منافع قدرت های جهانی و منطقوی از چهل سال بدینسو در وطن ما شکل گرفته وهر روز مردم آزاده این سرزمین را به کام مرک میفرستد. مردم افغانستان در طی چهار دهه جنگ  از آغاز تاکنون بیشتر ازهر نیاز زندگی به صلح آرامش و ثبات بمثابه مبرمترین نیاز نگریسته  و بتاسی از همین خواست بود که دولت جمهوری افغانستان با تحلیل اوضاع  داخلی وخارجی ودرک علمی واقعیتهای اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی جامعه افغانی ،ارزیابی عینی و عملی نتایج جنگ  و با اعتنا و احترام به خواست مردم افغانستان در برج جدی سال1365 خورشیدی مصادف به 1985 م  سیاست مصالحه ملی را بمثابه سیاست استراتیژیک دولت جمهوری افغانستان اعلان وحاضر گردید تا  تمام عوامل و بهانه های جنگ را مرتفع واز جمله خروج قطعات شوروی را مساعد سازد ، از آنجهت بود که سیاست مصالحه ملی نتنها  موردحمایت بی دریغ مردم قرار گرفت بل در میان گروهای مسلح مخالف نیزراه باز کرد  چنانچه هزاران تن افراد مصلح مخالف از جنگ دست کشیده به پروسه مصالحه ملی پیوستند. زعامت حزبی ودولتی در راس شهید داکترنجیب الله بمنظور ختم جنگ وتامین صلح پایدار مجموعه ء ازاقدامات بنیادی را روی دست گرفته و سر انجام در نتیجه تلاشهای صادقانه جمهوری افغانستان در عرصه ملی و بین المللی طی سالهای (1982-1988) توافقات ژنیو بتاریخ 14 اپریل1988م در مقر اروپایی سازمان ملل «ژنیو» طی یک مراسم دپلماتیک توسط وزرای امور خاجه افغانستان و پاکستان در حضور نماینده گان ملل متحد ، وزرای خارجه  امریکا وشوروی وقت به امضآ رسید.و نماینده سر منشی ملل متحد، و وزرای دول پرقدرت جهانی امریکا و شوروی نیز بحیث تضمین کننده گان  در پای توافق نامه ها امضانمودند .

با یک بینش دقیق از وضعیت بین المللی وقت و عملکرد تضمین کننده گان میتوان به نتیجه رسید که توافقات ژنیو توسط خود گرانتور ها که به اجرای توافقنامه ها صادق نبودند عملآ بحیث یک بازی دپلوماتیک مورد استفاده قرار گرفت  زیرا آنها هر کدام در فکر اهداف و منافع خود قرار داشتند نه بفکر منافع مردم افغانستان که ختم جنگ و تامین صلح پایدار را در الویت های خود قرار داده بودند  ، بدین جهت بود که به جز خروج قوت های شوروی  از افغانستان سایر مفادات توافقات ژنیو عملآ از نظر بدور انداخته شد  ، زیرا دولتهای ذیدخل در قضیه افغانستان بشمول شوروی  صرفآ در خروج قوای شوروی ذینفع بودن ودر تامین صلح وثبات در افغانستان خود را ذینفع نمیدانستند بدین جهت بود که بازی بزرگ بین قدرت های دو طرف خط جنگ سرد  تا برد نهایی ادامه یافت .و در نهایت مردم افغانستان قربانی  بازی بزرگ بین المللی گردیدند، دولت جمهوری افغانستان تحت زعامت شهید داکتر نجیب الله در اثر توطیه ذوجوانب داخلی و خارجی سقوط و پلان پنج فقره ای ملل متحد ناکام ساخته شد . ودر مدت ده سال  جنگهای میان تنظیمی ورها کردن قصدی افغانستان در میدان بز کشی میان گروهای آدمکش وچپاولگر افغانستان تاراج و در کنار آن کماگان پاکستان بحیث لانهء تروریسم باقی ماند.

نگرانیهای موجود از پروسه مذاکرات چها رجانبه :

پاکستان بحیث دشمن دیرینه افغانستان در شرایط جنگ سرد وظایف و نقش خود را مطابق سناریوی «بازی بزرگ»  درایجاد تشنج ، جنگ ، بی ثباتی و نهایتآ سقوط دولت جمهوری افغانستان با پیگیری به انجام  رسانید وطی این مدت توانست از برکت کمک های میلیارد دالری کشور های غربی و دول اسلامی اقتصاد خود را تقویه نموده و از نظر نظامی به سلاحهای اتمی  دست یابد ،این بود بزرگترین چانس  وبرد تاریخی  دولت (نظامی،استخباراتی ودینی ) پاکستان .اما مبرهن است که استرایژی طویل المدت پاکستان در قبال افغانستان خاتمه نیافته ،پاکستان برنامه های بیشتری نیز در دست دارد از جمله هدف کلان واساسی پاکستان آنست که امریکا هژمونی پاکستان را درقضایای افغانستان بپزیرد تا پاکستان با دست بازتر در امور داخلی و خارجی افغانستان نقش بازی نماید ( سلب استقلال و آزادی افغانستان) پاکستان با چشم داشت بر منابع سر شار طبعی افغانستان ، بازارگلان خرید اموال و اجناس تولیدی آنکشور ،باجگیری از واردات وصادرات افغانستان با سایر کشور ها،باجگیری از کشور های که در افغانستان مصروف فعالیت های نظامی هستند واز طریق پاکستان انتقالات  خویش را انجام میدهند ، رسیدن به هندوکش به شرق و جنوب  افغانستان و رسیدن به منابع آسیای میانه وغیره…بناعن سیاست بازان پاکستان تمام سعی خود را انجام میدهند تا دولتهای مقتدر دخیل در مذاکرات چهار جانبه  چین و امریکا را قناعت بدهند  یا داده باشند تا بصورت مستقیم قضیه جنگ وصلح افغانستان را خود در دست داشته ویا در دولت وحدت ملی با حضور بیشترین افراد وابسته به( isi) نفوذ نیرومند و تعین کننده احراز نماید. از همین جهت است که تا هنوز زمینه حضور مستقیم و واحد طالبان و ارایه طرح پیشنهادی شان را برای برنامه صلح  ممکن نساخته  و این مسئله را بحیث پر های بازی برای مراحل بعدی محفوظ نگهه داشته است.

تشویش مردم افغانستان در آنست که برای قدرت های بزرگ  منافع واهداف آنها ارجحیت دارد ! با  درک تجارب تاریخی که چندین بارتوافقات  و معاملات ننگین میان قدرت های استعمای وقت (روس تزار و هند بریتانوی) بربنیاد منافع خودشان  در زمینه  خاک وآب افغانستان و هم چنان نتایج توافقات ناکام ژنیو( 1988م)  تحت ضمانت اتحاد شوروی و ایالات متحده امریکا .  تشویش مردم از تجربه کنفرانس بن اول و دوم  که (نظام جهانی متمدن ) بر سرنوشت مردم افغانستان گروهای مافیایی چپاولگر  و بنیاد گرایان اسلامی را  بحیث الگوی دموکراسی حاکم  ساختند،  چنانکه طی 13 سال پس از حضور نظامی بیش از 40 کشور در چوکات (جامعه جهانی) و مصرف میلیارد ها دالر نتنها جنگ و تروریزم از افغانستان  برچیده نشده بل حفظ  وتقویه گردید .

بدین جهت مردم از خطری حراس دارند که نشود باردیگر دولتهای امریکا و چین بربنیاد منافع خودشان سر نوشت افغانستان را بدست پاکستان واگزار نمایند،هر گاه امریکا بخواهد پروگرام(AFPK)را که قبلآ مدنظر داشت عملی نماید یعنی اتحادیه افغانستان وپاکستان  با نقش و صلاحیت برتر پاکستان بجود آید ، دراین صورت  چگونگی استقلال ، تمامیت ارضی ، حاکمیت واقتدار ملی، حریت و آزادی مردم افغانستان و منابع افغانستان زیر سوال خواهد رفت ،  و با  پرو گرام فوق موازنه منطقوی برهم خورده و افغانستان بار دیگر در تقاطع منافع کشور های منطقه  بحیث مرکز تشنج و جنگ به لانه تروریستی مبدل خواهد شد.

مردم افغانستان بر بنیاد مناسبات تاریخی ، فرهنگی ، زبانی و اتنیکی با کشور های منطقه  و داشتن روابط ذوجوانب تاریخی نمیتواند با یکی از کشور های منطقه دوست و با سایر و یا یکی دوکشور دیکر دشمن باشد  بدین جهت بسیار مفید میبود تا برای حل قضیه افغانستان «اتحادیه همگرایی منطقوی» بوجود میآمد و افغانستان به مرکز تبادله فرهنگی ، اقتصادی واجتماعی مردمان این سرزمینها نقش صلح آمیز  خویش را برای دوستی وهمکاری منطقوی اجرا مینمود.

منافع چین که امروز بحیث یکی ازقدرت های بزرگ منطقوی وجهانی در پروسه مذاکرات صلح  در پهلوی امریکا شرکت میورزد در کدام مسایل نهفته است؟

1/چین با پاکستان ودر وجود کشور تا دندان مصلح ، اتمی و لانه بنیاد گرایی اسلامی روابط دیرینه دارد و میخواهد به کمک آنکشور مشکلات خود را با مسلمانان ترکستان شرقی خاتمه بخشیده واز وجود بنیاد گرایی و تروریزم در آن منطقه جلوگیری نماید .

2/ شاهراه قرا قرم  که از ترکستان شرقی آغاز وبا طی خاک پاکستان به بندرگواترکه به سمت شرقی بندر کراچی وبسمت غربی آن بندر چا بها ر قرار داشته  و با وصف آن چین را به خلیج فارس وصل مینماید ،پاکستان  میتواند امنیت این شاهراه را تامین و چین میتواند از این طریق نفوذ خویش را بر منطقه  خلیج فارس تامین نماید.

3/ چین سرمایه گزاری های بزرک را در افغانستان  مدنظر دارد اما با موجودیت دولت بی ثبات و تروریزم وجنگ نمیشود این پروژه ها تحقق یا بند چناچه پروژه مس عینک مزاحمت میشود . و دولت چین میخواهد مزاحمت ها خاتمه یابند تا فابریکات چینی برای استخراج معادن با دست باز کار نمایند.

4/در صورت تامین ثبات وامنیت در افغانستان برای چین ممکن میگردد تا از طریق راه ابریشم مستقیمآ به اروپا وصل گردد.

خوشبینیها وانتظارات مردم افغانستان :

1/  ایالامتحده امریکا وناتو با حضور نظامی  در افغانستان ( قلب آسیا ) وعقد قرار داد امنیتی با دولت این کشور به  قسمت بزرگ اهداف خویش  نایل آمده اند ، افغانستان دیگربرای غرب  از نظر سیاسی ونظامی قابل تشویش نیست !

/2   برعکس پاکستان که بر مبنای دین ایجاد شده  و اکنون با ستراکتور (نظامی ، بنیاد کرایی دینی  و استخباراتی ) بمثابه مرکز تروریزم بین المللی مبدل  گردیده وهر روز بیشتر از گذشته حضور ونفوذ بنیاد گرایی همراه با توسعه متداوم ساختن  سر گلوله های اتمی آنکشور برای منطقه وجهان خطرات مدهش غیر قابل پیشبینی را متصور میسازد ،  قدرت های جهان میدانندهرگاه این دستگاه های اتمی که بدست نظامیان معتقد ووابسته به بنیاد گرایی دینی قرار دارند سمت وسوه خود را تغیر دهند وضعیت جهان چگونه خواهد شد !! بناعن خطر اصلی برای جهان  پاکستان است نه افغانستان !!

3/پاکستان با وصف تمامی خوابهای شیرنی که در سر می پروراند این مسئله را نیز بخوبی میداند که اگر تشنج  وجنگ در افغانستان ادامه یابد نتنها منازعات غیر قابل کنترول سرا پای منطقه را به آتش خواهد کشید بلکه پاکستان را بنابر وضعیتی که خود بر آن گرفتار است از نقشه جهان محو  ونابود خواهد ساخت .

خوشبینی سیاسی ایجاد شده با درنظرداشت اعلامیه مشترک مطبوعاتی مورخ 11 جنوری  دراسلام آباد است که در این توافقات تصریح گردیده است.. هر چهار کشور بر اهمیت خاتمه بخشیدن به جنگ در افغانستان…،تسهیل روند صلح و آشتی به رهبری و مالکیت افغانها به هدف نیل به صلح و ثبات پایدار در افغانستان و منطقه ،  همچنان ….اشتراک کنندگان به ضرورت فوری گفتگوهای مستقیم میان نمایندگان حکومت افغانستان و گروه های طالبان در روند صلح که هدف آن حراست و حفظ وحدت، حاکمیت و تمامیت ارضی افغانستان می باشد نیز تاکید کردند.

توافقات حاصله فوق برای ادامه مذاکرات  چهار جانبه در جهت ختم جنگ ، تا مین ثبات و صلح سراسری  در افغانستان قابل تعمق ، خوشبینی و حمایت  در صورتی میباشند  که قانون اساسی افغانستان  بصورت قطع مورد معامله قرار نگیرد.

افغانستان در طول تاریخ بمثابه نقط تقابل منافع حیاتی قدرت های بزرگ درمیان کشمکشها ها  خورد وخمیر گردیده است .اکنون نیز  قضا و قدرت مردمان این کشور بدست دیگران رقم میخورد و قدرت های بزرگ در مورد سر نوشت این کشورتصمیم میگیرند اما در پهلوی مذاکرات چها رجانبه و اینکه چین و امریکا پهلو به پهلوی هم نشسته  وتصمیم میگیرند مسایل دیگری نیز دور از تصور نخواهد بود ؛ آیا امریکا از استراتیژی  حضور و نفوذ در آسیای میانه به نفع  روسیه فدراتیف صرف نظر کرده است یا اینکه برعکس !! و از طرف دیگر  موقعیت روسیه در معامله با امریکا  ومناسبات دپلوماتیک (داد و گرفت)  در افغانستان و دیگر مناطق چگونه خواهد بود ؟؟  دو دیگر اینکه امریکا برای هند وایران بمثابه کشور های زینفع  در مسله  جنگ وصلح  افغانستان چگونه معادلات را در نظر دارد ؟؟  عمق این مسایل نیز با سرنوشت منافع و زیان افغانستان بستگی خواهد داشت .

آرزومیرود در دور دوم مذاکرات چهار جانبه که بتاریخ 18 ،01،2016 در شهر زیبا و با مدنیت  کابل دایر میگردد طرفین در زمینه نقشه راه به میکانیزم و توافقات واقع بینانه  دست یابند.